يَهۡدِي بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ وَيُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِهِۦ وَيَهۡدِيهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ
خداوند با آن، هر کس را که در پی خشنودی او باشد به راههای سلامت هدایت میکند، و آنان را به اذن خود از تاریکیها بهسوی نور بیرون میآورد، و به راهی راست رهنمون میشود.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۵ تا ۱۹ با هم
خدای متعال پس از آنکه یادآور شد از اهل کتاب برای یاریکردن و بزرگداشتن پیامبرانش و حفظ آنچه از کتاب به آنان عطا فرموده بود پیمان گرفت و سپس آنان این پیمان الهی را شکستند، اینک ایشان را به ایمانآوردن به پیامبری که فرستاده و کتابی که فرو فرستاده فرا میخواند؛ آن هم با شناساندن پیامبر و کتاب به آنان، اقامهٔ دلیل بر… ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۵ و ۱۶ با هم
و اما اقامهٔ دلیل و برهان، در این سخن خداوند نمایان است: « يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمّٰا كُنْتُمْ تُخْفُونَ» (إلخ) (بسیاری از آنچه را پنهان میداشتید برایتان روشن میسازد...)؛ زیرا این امر، بهترین گواه بر راستیِ رسالت است که فردی درسناخوانده (امی) از اموری خبر دهد که جز خواصِ دانشمندان اهل کتاب هیچکس به آنها دسترسی ندارد. و نیز مانند این کلام الهی: « يَهْدِي بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ» (إلخ) (خداوند با آن، هر کس را که جویای خشنودیاش باشد هدایت میکند...)؛ زیرا معارف حقهای که کمترین غباری بر چهرهٔ حقانیت آنها ننشسته است، خود برترین گواه بر راستیِ این رسالت و حقبودن این کتاب آسمانیاند.
گفتاری دربارهٔ روش اندیشیدنی که قرآن بدان هدایت میکند (بحثی آمیخته و چندجانبه
تفسیر آیههای ۱۵ تا ۱۹ با هم
و در این افراط و تفریط، هلاکت انسانیت نهفته است؛ زیرا انسان همان نفسی است که این قوای گوناگون مسخر و در خدمت او قرار دارند، و او شأن و وظیفهای جز این ندارد که مجموعهٔ این قوا و عملکردهای آنها را در مسیر سعادت خود در زندگی دنیا و آخرت به پیش براند؛ سعادتی که چیزی جز یک زندگیِ علمی و کمالیافته نیست. ادامه در متن کامل
از این رو، حقیقت انسانیت برای انسان کامل نمیشود مگر زمانی که قوای گوناگون خود را چنان متوازن و تعدیل کند که هر یک را در میانهٔ راهِ مشروع و شایستهاش درآورد. ادامه در متن کامل
و بیتردید، انسان اندیشههای موجود نزد خویش را تنها از راهِ پیشنهاد و انگیزشِ این قوای ادراکی برای انجام کارها و مقتضیاتشان به دست میآورد و در معارف و علوم انسانیاش گسترش مییابد؛ به این معنا که انسان در آغاز آفرینش و پیدایش خود، از این علوم و معارف گسترده دستخالی و بیبهره است، تا آنکه قوای درونیاش نیازهای خود را درمییابند و آنچه را میل دارند و میطلبند، از او تقاضا میکنند. ادامه در متن کامل
از همینجا خردمند درمییابد که فرورفتن و زیادهرویِ انسان در فرمانبرداری از یکی از قوای متضاد خود و افراط در برآوردن خواستههای آن، سبب انحراف او در اندیشهها و شناختهایش میشود؛ زیرا همهٔ باورها و تصدیقهای آن قوه را بر باورها و اندیشههایی که قوای دیگر پدید میآورند حاکم میسازد و از مقتضیات دیگر قوا غافل میماند. ادامه در متن کامل
تجربه نیز این حقیقت را تأیید میکند؛ زیرا این انحراف همان چیزی است که در افراد زیادهخواه و خوشگذرانی که همپیمان شهوتند، و نیز در سرکشان، ستمگران و بیدادگرانی که نظام زندگی در جامعهٔ انسانی را به تباهی میکشانند، مشاهده میکنیم. ادامه در متن کامل
از این رو نتیجه به دست میآید که کارهای شایسته (اعمال صالح) نگاهبان اخلاق نیکویند، و اخلاق نیکو نیز نگهدارندهٔ معارف راستین، علوم سودمند و اندیشههای درست است؛ و در دانشی که با عمل همراه نباشد خیری نیست. ادامه در متن کامل
و این بحث، اگرچه به سبب نیاز مبرم به روشنگری با رویکردی علمی و اخلاقی پیش برده شد، اما حقیقتی است که خدای متعال آن را در عبارتی کوتاه گرد آورده؛ آنجا که میفرماید: « وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ» (لقمان: ۱۹)؛ «و در راهرفتنت میانهرو باش»، که کنایه از در پیش گرفتن میانهٔ اعتدال در مسیر زندگی است؛ و میفرماید: « إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقٰاناً»؛ «اگر از خدا پروا بدارید، برای شما مایهٔ بازشناخت حق از باطل قرار میدهد» (… ادامه در متن کامل
و میفرماید: « وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْويٰ وَ اتَّقُونِ يٰا أُولِي الْأَلْبٰابِ» (بقره: ۱۹۷)؛ «و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان، از من پروا کنید»؛ یعنی از آنجا که شما صاحب خردید، عقل شما در کارکردِ خود به تقوا نیازمند است، و خدا داناتر است؛ و خدای متعال میفرماید: «وَ… ادامه در متن کامل
و میفرماید: «وَ اتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (آلعمران: ۱۳۰)؛ «و از خدا پروا بدارید، باشد که رستگار شوید». ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۵ و ۱۶ با هم
همانند روایتی که طبری نقل کرده است به روایتِ عکرمه که: یهودیان از پیامبر خدا (ص) دربارهٔ حکم رجم (سنگسار) پرسیدند. پس پیامبر جویای داناترینِ آنان شد و به «ابنصوریا» اشاره کردند. پیامبر او را به خدا سوگند داد که آیا حکم سنگسار را در کتاب خود مییابند؟ او گفت: چون این گناه در میان ما بسیار شد، [بهجای سنگسار] صد تازیانه میزدیم و سرهایشان را میتراشیدیم؛ پس پیامبر بر آنان حکم به سنگسار داد و خداوند نازل فرمود: « يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ إلي قوله -صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ»؛ «ای اهل کتاب...» تا فرمودهٔ او «...راه راست» (مائده: ۱۵-۱۶).
تفسیر آیههای ۱۵ تا ۱۹ با هم
مضمون این روایات—مانند بیشتر روایاتی که دربارهٔ اسباب نزول آمده—تنها تطبیق دادنِ رخدادها بر مضامین آیات و سپس حکم به سببِ نزول بودنِ آنهاست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۶ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۲۴۳ تا ۲۸۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/16/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يَهْدِي بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ» (خدا به وسیلهٔ آن، کسانی را که از خشنودیاش پیروی کنند، به راههای سلامت هدایت میکند). حرف «بـ» در عبارت «بِهِ»، برای ابزار و سببیت است و ضمیر به «کتاب» یا «نور» بازمیگردد؛ چه مراد از نور پیامبر (ص) باشد و چه قرآن، سرانجامِ کار یکی است؛ چرا که پیامبر (ص) در مرحلهٔ هدایت، یکی از اسبابِ ظاهری است و قرآن نیز چنین است، در حالی که حقیقتِ هدایت فقط به خدای متعال وابسته و قائم است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: « إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ» (تو نمیتوانی هر کس را که دوست داری هدایت کنی، بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت میفرماید - قصص: ۵۶).
(قصص: ۵۶) و نیز فرمود: «وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتٰابُ وَ لَا الْإِيمٰانُ وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ صِرٰاطِ اللّٰهِ الَّذِی لَهُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللّٰهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ» (شوری: ۵۳)؛ (و بدینگونه روحی از امر خود را بهسوی تو وحی کردیم؛ تو نه میدانستی کتاب چیست و نه ایمان، ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر که از بندگانمان را بخواهیم بدان هدایت میکنیم، و بیگمان تو هدایت میکنی بهسوی راهی راست؛ راه خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ اوست؛ بدانید که همهٔ کارها بهسوی خدا بازمیگردد). این آیات، چنانکه میبینید، هدایت را به قرآن و به پیامبر (ص) نسبت میدهد، در حالی که در همان حال آن را به خدای پاک و منزه بازمیگرداند؛ بنابراین هادیِ حقیقی تنها اوست و دیگران اسباب ظاهری هستند که برای تحقق و برپایی امر هدایت به کار گرفته شدهاند.
خدای متعال کلام خویش: « يَهْدِي بِهِ اللّٰهُ» (خداوند بهواسطهٔ آن هدایت میکند) را با عبارت « مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ» (کسی را که از خشنودی او پیروی کند) مقید ساخته است، و بازگشت این سخن به این است که فعلیتیافتنِ هدایت الهی، به پیروی از خشنودی او مشروط است. پس مراد از هدایت در اینجا، «رساندن به مطلوب» است؛ یعنی اینکه خدای متعال انسان را به راهی از راههای سلامت، یا به همهٔ آن راهها، یا به بیشتر آنها یکی پس از دیگری درآورد.
خداوند «سلام» را مطلق آورده است؛ بنابراین مقصود از آن سلامت و رهایی از هر تیرهروزی و شقاوتی است که سعادت زندگی دنیا یا آخرت را برهم زند؛ و این با توصیفاتی که قرآن دربارهٔ تسلیمبودن برای خدا (اسلام)، ایمان و تقوا آورده و آنها را رستگاری، فلاح، کامیابی و امنیت نامیده، کاملاً سازگار است. همچنین در جلد نخست این کتاب، در بحث پیرامون سخن خدای متعال: « اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ» (حمد: ۶) گذشت که خدای پاک و منزه به تفاوتِ حال پویندگان از میان بندگانش، راههای پرشماری دارد که همگی در یک راه یگانهٔ منسوب به او گرد میآیند؛ راهی که در کلام خویش آن را «صراط مستقیم» نامیده است. خدای متعال میفرماید: « وَ الَّذِينَ جٰاهَدُوا فِينٰا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنٰا وَ إِنَّ اللّٰهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» (عنکبوت: ۶۹)؛ (و کسانی که در راه ما تلاش کردند، قطعاً آنان را به راههای خویش هدایت میکنیم، و بیگمان خدا با نیکوکاران است)، و نیز خدای متعال میفرماید: « وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ» (انعام: ۱۵۳)؛ (و اینکه این راه مستقیم من است، پس از آن پیروی کنید و از راههای دیگر پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده سازد). این آیات دلالت دارد بر اینکه خداوند راههای فراوانی دارد، ولی همگی در رساندنِ رهرو به کرامت و فیض الهی یکی هستند، بیآنکه سالکانشان را پراکنده سازند یا پویندگان یک راه را از پویندگان راههای دیگر جدا کنند؛ بر خلاف راههایی جز صراط الهی که ویژگیشان تفرقه و جدایی است.
بنابراین معنای آیه — و خدا داناتر است — چنین است: خدای پاک و منزه بهوسیلهٔ کتاب خود یا بهواسطهٔ پیامبرش، هر کس را که از خشنودیاش پیروی کند، به راههایی درمیآورد و هدایت میکند که ویژگیشان این است که سالکِ آنها از شقاوت زندگی دنیا و آخرت، و از هر آنچه زندگی سعادتمندانه را تلخ و تیره کند، در سلامت و امان میماند.
پس جریانِ هدایت بهسوی سلامت و سعادت، بر محور پیروی از خشنودی خداوند میچرخد؛ و خدای متعال فرموده است:
«وَ لاٰ يَرْضيٰ لِعِبٰادِهِ الْكُفْرَ» (زمر: ۷)؛ (و برای بندگانش کفر را نمیپسندد)، و فرمود: « فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَرْضيٰ عَنِ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِينَ»؛ (زیرا خدا از گروه نافرمانان خشنود نمیشود)،
(توبه: ۹۶). ازاینرو، این امر در نهایت بر دوری گزیدن از راه ستم و درنیامدن در صف ستمکاران توقف دارد؛ و خدای پاک و منزه هدایت خویش را از آنان نفی کرده و با این سخن، ایشان را از رسیدن به این کرامت الهی ناامید ساخته است: «وَ اللّٰهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» (جمعه: ۵)؛ (و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند). بنابراین، این آیه، یعنی سخن خداوند: « يَهْدِي بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ» (خداوند بهواسطهٔ آن، هر کس را که از خشنودیاش پیروی کند به راههای سلامت هدایت میکند)، از جهتی همراستای این سخن است: « اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» (انعام: ۸۲)؛ (کسانی که ایمان آوردند و ایمان خویش را به هیچ ستمی نیالودند، امنیت برای آنان است و آنان رهیافتگانند).
خدای متعال میفرماید: «وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِهِ» (و آنان را به اذن خود از تاریکیها بهسوی نور بیرون میبرد). در جمعآمدن واژهٔ «ظلمات» و مفردآمدن «نور»، اشارهای است به اینکه در راه حق هیچ اختلاف و تفرقهای نیست، هرچند به تناسب مراتب و جایگاهها متعدد باشد؛ بر خلاف راه باطل [که پراکنده و متفرق است].
بیرون آوردن از تاریکیها به سوی نور، هرگاه به غیر خدای متعال مانند پیامبر یا کتاب نسبت داده شود، معنای اذنِ خدای متعال در آن، اجازه و رضایت اوست؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: « كِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النّٰاسَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» (ابراهیم: ۱) «کتابی است که آن را بهسوی تو فرو فرستادیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوی نور بیرون آوری». در این آیه، بیرون آوردن مردم از تاریکیها به سوی نور را به اذن پروردگارشان مقید ساخت تا از استقلال در سببیت (علتِ مستقل بودن) خارج شود؛ زیرا سبب حقیقیِ آن، تنها خدای پاک و منزه است. و فرمود: « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسيٰ بِآيٰاتِنٰا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَي النُّورِ» (ابراهیم: ۵) «و همانا موسی را با نشانههای خود فرستادیم که: قومت را از تاریکیها به سوی نور بیرون آور». در اینجا آن را به اذن مقید نکرد، زیرا امر و فرمان، خود دربردارندهٔ معنای اذن است.
و هرگاه این کار به خدای متعال نسبت داده شود، معنای بیرون آوردنشان با اذنِ او، بیرون آوردن با علم اوست. اذن به معنای علم نیز آمده است؛ چنانکه گفته میشود: «أَذِنَ به» یعنی به آن علم پیدا کرد. از همین باب است که خدای متعال میفرماید: « وَ أَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ» (توبه: ۳) «و اعلامی است از جانب خدا و پیامبرش»، و «فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَليٰ سَوٰاءٍ» (انبیاء: ۱۰۹) «پس بگو: من همهٔ شما را بهطور یکسان آگاه ساختم»، و فرمودهٔ او: « وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ» (حج: ۲۷) «و در میان مردم به حج اعلام کن»، و آیاتی دیگر از این دست.
و اما سخن خدای متعال که میفرماید: «وَ يَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (و آنان را به راهی راست هدایت میکند)، واژهٔ هدایت در آن دوباره تکرار شده است، زیرا جملهٔ « وَ يُخْرِجُهُمْ» (و آنان را بیرون میآورد) میان «يَهْدِي بِهِ اللّٰهُ» (خدا به وسیلهٔ آن هدایت میکند) و این جمله فاصله انداخته است؛ و نیز به این دلیل که صراط مستقیم—چنانکه بیانش در سورهٔ فاتحه گذشت—راهی مسلط و برتر از همهٔ راههاست، پس هدایت به سوی آن نیز هدایتی حاکم و برتر بر دیگر اقسام هدایت است که به راههای جزئی تعلق میگیرد.
نکره آمدنِ (بدون الف و لام آمدنِ) تعبیر « صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (راهی راست) با این مطلب منافات ندارد که مراد از آن، همان صراط مستقیمِ یگانهای است که خدای متعال در کلامش—جز در سورهٔ فاتحه—به خودش نسبت داده است؛ چراکه قرینهٔ مقام بر آن دلالت میکند، و نکره آوردن آن تنها برای بزرگداشتِ شأن و بالا بردن جایگاه آن است.
گفتاری دربارهٔ روش اندیشیدنی که قرآن بدان هدایت میکند (بحثی آمیخته و چندجانبه
با این همه، قرآن کریم یادآور میشود آنچه بدان هدایت میکند، راهی از راههای فکری است. خدای متعال میفرماید: « إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ» (اسراء: ۹)؛ یعنی به همان آیین، سنت یا روشی که استوارتر است؛ و در هر حال، آن راهی برای زندگی است که استوارتر بودنش وابسته به این است که راه اندیشه در آن استوارتر باشد. و خدای متعال میفرماید: « قَدْ جٰاءَكُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ كِتٰابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (مائده: ۱۶)؛ «بهراستی از جانب خدا نوری و کتابی روشنگر برای شما آمده است که خدا به وسیلهٔ آن، کسانی را که جویای خشنودی اویند، به راههای سلامت هدایت میکند و آنان را به اذن خویش از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد و به صراط مستقیم رهنمون میشود.» و صراط مستقیم همان راه روشنی است که هیچ اختلافی در آن نیست و هیچ انحراف و تخلفی ندارد؛ یعنی نه با حقیقتِ مقصود در تضاد است و نه اجزایش با یکدیگر تناقض دارند.