وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنۡهَا مِن ثَمَرَةٖ رِّزۡقٗا قَالُواْ هَٰذَا ٱلَّذِي رُزِقۡنَا مِن قَبۡلُۖ وَأُتُواْ بِهِۦ مُتَشَٰبِهٗاۖ وَلَهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَهُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ
و کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، مژده بده که برای آنان باغهایی است که نهرها از زیر [درختان] آن روان است؛ هر بار که از میوههای آن روزی داده شوند، میگویند: «این همان است که پیشتر نیز روزیِ ما شده بود»، و [میوههایی] همگون و مانندِ هم برایشان آورده میشود؛ و در آنجا همسرانی پاکیزه دارند و همواره در آن جاودانهاند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
اشاره
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
خدای متعال میفرماید: «يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ اعْبُدُوا» (ای مردم، بپرستید...) تا آخر آیات. ادامه در متن کامل
اعجاز و ماهیت آن) [سخن دربارهٔ معجزه و اعجاز قرآن
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
بنابراین، قرآن این موضوع را از دو جنبه به روشنی بیان میکند: ادامه در متن کامل
نخست اینکه معجزه واقعیتی ثابت است و یکی از مصادیق آن خودِ قرآن است؛ کتابی که با تحدی (دعوت به هماوردطلبی و مبارزه)، هم اصلِ معجزه بودن و هم معجزهبودنِ خود را به اثبات میرساند. ادامه در متن کامل
دوم اینکه حقیقت معجزه چیست و چگونه ممکن است در نظام طبیعت، رویدادی رخ دهد که جریان عادی آن را بشکند و کلیت و فراگیریِ قوانین طبیعی را نقض کند؟ ادامه در متن کامل
معجزهبودن قرآن
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
از اینجا روشن میشود که قرآن مدعی فراگیری معجزهٔ خویش از همه جهتهاست؛ از این جهت که برای تکتک افراد انس و جن معجزه است، چه عامی باشند و چه خاص، چه دانشمند و چه ناآگاه، چه مرد و چه زن، و چه انسان برجستهای که در فضیلت سرآمد است یا کسی که پایینتر از اوست، به شرط آنکه خردی داشته باشد و سخن را دریابد؛ زیرا سرشت انسان بر پایه درک فضیلت و فهم کاستی و فزونی در آن آفریده شده است. ادامه در متن کامل
و آیا هیچ خردمندی جرئت میکند کتابی بیاورد و آن را هدایتِ جهانیان بخواند، و آنگاه خبرهای غیبی فراوانی از گذشته و آینده در آن بگنجاند؛ هم دربارهٔ امتهای پیشین و هم دربارهٔ آیندگان، آن هم نه یکی دو تا، بلکه در بخشهای گوناگونی از داستانها، پیشگوییِ جنگها و رخدادهای پنهان آینده؛ و سپس حتی یکی از آنها هم از راه راستی و درستی کج نشود؟ ادامه در متن کامل
و آیا برای انسانی که خود جزئی از نظام طبیعتِ مادی است ــ آن هم جهانی که سرای دگرگونی و تکامل تدریجی است ــ ممکن است در یکایک امور جهان انسانی ورود کند و معارف، دانشها، قوانین، حکمتها، پندها، مثلها و داستانهایی در خرد و کلان مسائل به جهانیان ارائه دهد، و با اینکه این آموزهها تدریجی پدید آمده، در زمانهای پراکنده بیان شده، برخی ابتدا آمده و سپس تکرار گشته و فروعی بر پایههای خود استوار شدهاند، هیچگونه اختلافی از جهت کمال و نقص در آنها دیده نشود؟ ادامه در متن کامل
بنابراین، انسان خردمندی که توانِ درک این معانی را دارد، تردید نمیکند که این ویژگیهای بنیادین و دیگر حقایقی که قرآن شریف در بر دارد، همگی فراتر از توان بشری و بیرون از ابزارهای مادی و طبیعی است؛ و اگر کسی توان تعقل مستقیم این امور را ندارد، چنانچه راه انسانیت را گم نکرده و داوریِ وجدان فطریاش را فراموش نساخته باشد، در آنچه توان آزمودنش را ندارد و راه دستیابیاش را نمیشناسد، به اهل تخصص و کارشناسان آن مراجعه میکند. ادامه در متن کامل
اگر بگویی: فایدهٔ گسترش تحدی (هماوردطلبی) به تودهٔ مردم و فراتر رفتن از دایرهٔ نخبگان چیست؟ ادامه در متن کامل
در پاسخ میگویم: راه درست در عمومی بودن معجزه و تنها شیوهٔ ممکن برای شناسایی کمال و برتری در میدانی که هماوردی و سبقتجویی در آن رخ میدهد، همین است؛ زیرا فهم و ادراک انسانها ــ به ناچار و بر پایهٔ ضرورتی طبیعی ــ با یکدیگر تفاوت دارد و کمالات نیز چنین است. ادامه در متن کامل
از میان تمام آنچه انسان با نیروهای ادراکی خود به آن دست مییابد و فهمش به آن میرسد، هیچ چیز فراگیری و شمول را برای تکتک انسانها در هر زمان و مکانی نمیپذیرد—بهگونهای که در دسترس همه قرار گیرد و ماندگار باشد—مگر آنچه از جنس علم و معرفت باشد، آن هم بر پایهٔ روشی که بیان شد؛ زیرا هر نشانهای که جز علم و معرفت به عنوان معجزه فرض شود، پدیدهای طبیعی یا رویدادی حسی است که از قوانین ماده پیروی میکند و محدود به زمان و مکان است. ادامه در متن کامل
از این رو، تحدیِ قرآن (دعوت به هماوردطلبی) فراگیر است و تکتک انسانها را در هر مکان و هر زمانی در بر میگیرد. ادامه در متن کامل
تحدیِ قرآن با علم
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
میگویم: بررسی این موضوع و پاسخ به این شبهه در تفسیر سخن خدای متعال: «كٰانَ النّٰاسُ أُمَّهً وٰاحِدَهً.» (مردم امتی یگانه بودند...؛ بقره: ۲۱۳) خواهد آمد. ادامه در متن کامل
چکیده و خلاصهٔ سخن این است که قرآن، پایهٔ قانونگذاری را بر توحید فطری و اخلاق پسندیدهٔ برخاسته از نهاد انسان میگذارد و بر این باور است که قانون باید از بذر آفرینش و جهان هستی بروید و رشد کند. ادامه در متن کامل
اما این پژوهشگران دیدگاه خود را بر دگرگونی جامعه بنا نهاده و معنویات، یعنی شناختهای توحیدی و فضیلتهای اخلاقی را یکسره نادیده گرفتهاند؛ ازاینرو سخن آنان تنها بر روند تکامل مادیِ جامعه استوار و منجمد است؛ تکاملی که از فضیلت روح بیبهره است، و همواره سخن و پیام خدا برتر و بالاتر است. ادامه در متن کامل
تحدی و هماوردطلبی با شخصیت کسی که قرآن بر او نازل شده است
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
و نیز سخنی که دربارهٔ پیامبر گفتهاند که او بخشی از آموختههایش را از سلمان فارسی فراگرفته است؛ چراکه سلمان از دانشمندان ایرانی و آگاه به مذاهب و ادیان بود. ادامه در متن کامل
گذشته از این، هر کس عهدین (تورات و انجیل) را بخواند و در مطالب آنها تأمل کند و سپس به آنچه قرآن از تاریخ پیامبران گذشته و امتهایشان بازگفته بنگرد، خواهد دید که این تاریخ، چیزی دیگر و آن داستان، چیزی دیگر است. ادامه در متن کامل
تحدی و هماوردطلبی قرآن با خبرهای غیبی
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
قرآن در آیات بسیاری با خبردادن از غیب تحدی کرده است؛ از جمله خبردادن از سرگذشت پیامبران پیشین و امتهای آنان، چنانکه خدای متعال میفرماید: «تِلْكَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهٰا إِلَيْكَ مٰا كُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا» (این از خبرهای غیبی است که آن را به تو وحی میکنیم؛ نه تو پیش… ادامه در متن کامل
و از جملهٔ آنها، خبر دادن از رویدادهای آینده است؛ مانند این سخن خدای متعال: «غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَي الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ» (روم: ۲-۳: رومیان در نزدیکترین سرزمین شکست خوردند، و آنان پس از شکستشان، در چند سالِ آینده پیروز خواهند شد)، و سخن خدای متعال دربارهٔ… ادامه در متن کامل
مائده: ۶۷: و خدا تو را از گزند مردم نگاه میدارد)، و سخن خدای متعال: «إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ» (حجر: ۹: بیگمان ما خود این ذکر [=قرآن] را فرو فرستادیم و بهیقین نگاهبان آنیم)، و آیههای فراوانِ دیگری که دربارهٔ وعده به مؤمنان و بیم دادن به کافران و مشرکانِ مکه آمده است. ادامه در متن کامل
و از همین دستهاند آیههای دیگری دربارهٔ حوادث بزرگِ آینده (ملاحم)؛ مانند سخن خدای متعال: «وَ حَرٰامٌ عَليٰ قَرْيَهٍ أَهْلَكْنٰاهٰا أَنَّهُمْ لاٰ يَرْجِعُونَ حَتّٰي إِذٰا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذٰا هِيَ شٰاخِصَهٌ أَبْصٰارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يٰا وَيْلَنٰا قَدْ كُنّٰا فِي غَفْلَهٍ مِنْ هٰذٰا بَلْ كُنّٰا ظٰالِمِينَ» (… ادامه در متن کامل
و از همین دست است سخن خدای متعال: «وَ أَرْسَلْنَا الرِّيٰاحَ لَوٰاقِحَ» (حجر: ۲۲: و بادها را باردارکننده فرستادیم)، و کلام او: «وَ أَنْبَتْنٰا فِيهٰا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ» (حجر: ۱۹: و در آن از هر چیزِ سنجیدهای رویاندیم)، و این فرمودهٔ او: «وَ الْجِبٰالَ أَوْتٰاداً» (نبأ: ۷: و کوهها را همچون میخهایی [برای زمین قرار دادیم])؛ از آیاتی که حقیقتِ معنای آنها بر واقعیتهای علمیای استوار است که در زمان نزول ناشناخته بود، تا آنکه پرده از چهرهٔ آنها با پژوهشهای علمیای برافتاد که انسان در این دورانها به آن دست یافت. ادامه در متن کامل
و از همین دست است (و این از ویژگیهای این تفسیر است که به آیات قرآن با به سخن درآوردن برخی آیات با برخی دیگر و شاهد آوردن بعضی بر بعضی دیگر میپردازد) آنچه در سورهٔ مائده آمده است، آنجا که خدای متعال میفرماید: ادامه در متن کامل
«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ، » (مائده: ۵۴: ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کس از شما از دین خود برگردد، بهزودی خدا گروهی را میآورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند)، و آنچه در سورهٔ یونس آمده است: «وَ لِكُلِّ أُمَّهٍ رَسُولٌ فَإِذٰا جٰاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ» تا آخر آیات (… ادامه در متن کامل
تحدی و هماوردطلبیِ قرآن به نبودِ اختلاف در آن
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
اگر بگویی: این سخن صِرفاً ادعایی بیپشتوانه است و بر هیچ دلیلی تکیه ندارد؛ در حالی که بر قرآن تناقضها و اشکالهای فراوانی گرفتهاند و چهبسا کتابهایی در این باره نگاشته شده است. ادامه در متن کامل
در پاسخ میگویم: تناقضها و اشکالهایی که به آن اشاره شد، در کتابهای تفسیر و دیگر آثار بههمراه پاسخهایشان موجود است که همین کتاب نیز از آن جمله است؛ بنابراین، این اشکال به ادعایی تهی از استدلال نزدیکتر است. ادامه در متن کامل
تقریباً در این کتابهایی که اشکالکننده یاد کرده، هیچ شبههای که وارد ساخته باشند یا تناقضی که بدان دست یافته باشند نمییابی مگر آنکه در نگاشتههای مفسران بههمراه پاسخهایش آمده است؛ امّا آنان اشکالها را برگرفته، گردآوری کرده و سامان دادهاند و پاسخها را وانهاده و نادیده گرفتهاند. ادامه در متن کامل
اگر بگویی: دربارهٔ نسخی که در قرآن رخ داده چه میگویی؟ در حالی که خود قرآن صریحاً به آن اشاره کرده است؛ آنجا که میفرماید: «مٰا نَنْسَخْ مِنْ آيَهٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهٰا» (هیچ نشان و آیهای را نسخ نمیکنیم و از یادها نمیبریم، مگر آنکه بهتر از آن را میآوریم؛ بقره: ۱۰۶) و میفرماید: «وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آيَهً مَكٰانَ آيَهٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا يُنَزِّلُ» (و چون آیهای را به جای آیهای دیگر جایگزین سازیم ــ و خدا به آنچه فرو میفرستد داناتر است؛ … ادامه در متن کامل
میگویم: نسخ، همانطور که آشکار است تناقضگویی نیست، از قبیل دگرگونی در نظر و تغییر در حکمِ قانونگذار هم نیست؛ بلکه ناشی از دگرگونی در خودِ مصداق (موضوع خارجی حکم) است، از این جهت که روزی به خاطر وجود مصلحتش پذیرای انطباق آن حکم است و روزی دیگر این پذیرش را از دست میدهد، زیرا مصلحت پیشین جای خود را به مصلحت دیگری میدهد که حکمی دیگر میطلبد. ادامه در متن کامل
«وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتٰابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمٰانِكُمْ كُفّٰاراً» تا آنجا که میفرماید: «فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتّٰي يَأْتِيَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ» (بسیاری از اهل کتاب آرزو دارند شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند... ادامه در متن کامل
هماوردطلبی با بلاغت
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
و نیز سخن خدای متعال: «فَلاٰ أُقْسِمُ بِمَوٰاقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ. إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتٰابٍ مَكْنُونٍ لاٰ يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه: ۷۵-۷۹؛ سوگند به جایگاههای ستارگان! ادامه در متن کامل
با روشن شدن این نکته، درمییابی که اگر قراردادن الفاظ و واژگانِ زبان به انسان نسبت داده شود، معنایش این نیست که نمیتواند ترکیبی کلامی فراتر از توان همان انسان پدید آید. ادامه در متن کامل
بنابراین از همهٔ اینها روشن شد که بلاغت کامل، وابسته به دانشی راستین و مطابق با واقعیت است؛ هم از جهت انطباقِ لفظ با معنا، و هم از جهت انطباقِ معنای ذهنی و معقول با جهان خارج، که این صورت ذهنی از آن حکایت میکند. ادامه در متن کامل
اما انطباق لفظ به این است که پیوند و چینش میان اجزای لفظ به موجب وضع و قرارداد، با پیوندِ طبیعیِ میان اجزای آن معنا که لفظ بیانش میکند هماهنگ باشد، تا قرارداد زبانی با طبیعت سازگار درآید؛ درست همانطور که شیخ عبدالقاهر جرجانی در «دلائل الإعجاز» گفته است. ادامه در متن کامل
و اما دربارهٔ معنا، شرط آن است که در درستی و صدقش بر واقعیت عینیِ جهان تکیه داشته باشد؛ به گونهای که هرگز از حقیقتِ خود زایل نشود. ادامه در متن کامل
و هنگامی که سخن بر بنیادِ حقیقت استوار باشد و معنایش کاملاً با آن منطبق گردد، نه حقایقِ دیگر را تکذیب میکند و نه حقایق دیگر آن را دروغ میشمارند؛ چراکه حق، اجزایش با یکدیگر هماهنگ و ارکانش یگانهاند؛ هیچ حقی حقِّ دیگری را باطل نمیکند و هیچ راستیای راستیِ دیگری را دروغ نمیخواند. ادامه در متن کامل
و چون حقیقت چنین باشد، هرگز میان اجزای آن ناسازگاری و اختلافی رخ نمیدهد، بلکه نهایتِ پیوند و هماهنگی در آن حکمفرماست؛ بخشی از آن به بخش دیگر میانجامد و پارهای از آن پارهٔ دیگر را نتیجه میدهد، چنانکه بخشی بر بخش دیگر گواهی میدهد و از آن حکایت میکند. ادامه در متن کامل
و این از شگفتیهای قرآن است؛ زیرا آیهای از آیات آن نیست که از دلالت و روشنگری بازایستد و از زایش و ثمردهی عقیم بماند. ادامه در متن کامل
بنابراین، بطلان اشکال از هر دو جهت روشن شد؛ زیرا مدار بلاغتِ معجزهآسا بر محور لفظ نمیچرخد تا گفته شود: انسان خودْ واضع کلام و زبان است، پس چگونه نمیتواند بلیغترین و فصیحترین کلام را بسازد در حالی که خود پدیدآورندهٔ آن است؟! ادامه در متن کامل
معنای معجزه (نشانهٔ اعجازآمیز) در قرآن و تفسیر حقیقت آن
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
هیچ تردیدی نیست که قرآن بر ثبوت و تحقق معجزه دلالت دارد؛ به این معنا که پدیدهای خارقالعاده (فراتر از جریان طبیعیِ عادت) رخ میدهد که نشاندهندهٔ دخالت و تصرف ماورای طبیعت در جهان طبیعت و عالم ماده است، نه به معنای امری که ضرورتهای عقلی را باطل کند. ادامه در متن کامل
۲. اثبات پدیدههای خارقالعاده در قرآن
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
همین رخدادها بود که پژوهشگرانِ پدیدههای روحی از دانشمندان روزگار ما را ناگزیر ساخت تا آن را با جریان امواج ناشناختهٔ الکتریکی یا مغناطیسی توجیه کنند. ادامه در متن کامل
این فرضیه اگر کامل میشد و بدون نقض و استثنا پیش میرفت، به پیدایش فرضیهٔ نو و فراگیری میانجامید که همهٔ پدیدههای پراکندهای را که فرضیههای کهن بر مدار حرکت و نیرو، همگی یا برخی از آنها را تبیین میکردند، توجیه مینمود؛ و همهٔ رویدادهای مادی را به پیوند و وابستگی به یک علت طبیعی واحد میرساند. ادامه در متن کامل
این سخن آنان است و حق نیز در کل با آنهاست؛ زیرا با فرض برقراریِ پیوند طبیعی، پدیدهٔ معلولِ طبیعی بدون علت طبیعی معنایی ندارد. ادامه در متن کامل
اما قرآن کریم، گرچه نام و شیوهٔ تأثیر این واپسین علت طبیعی را—که به پندار ما همهٔ پدیدههای مادی، چه عادی و چه خارقالعاده را تبیین میکند—بهطور مشخص تعیین نکرده، چراکه این امر از هدف کلیاش بیرون است؛ ولی با این حال برای هر رخداد مادی به اذن خدای متعال سببی مادی اثبات میکند. ادامه در متن کامل
و این حقیقت همان چیزی است که آیاتِ «قدر» بر آن دلالت دارند؛ مانند این سخن خدای متعال: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر: ۲۱؛ «و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینههایش نزد ماست، و ما آن را جز به اندازهای معیّن فرو نمیفرستیم»)، و کلام او: «إِنّٰا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ» (… ادامه در متن کامل
و میتوان بر آنچه گذشت به این سخن خدای متعال نیز استدلال کرد: «ذٰلِكُمُ اللّٰهُ رَبُّكُمْ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» (مؤمن: ۶۲؛ «این است خدا، پروردگار شما، آفرینندهٔ هر چیز»)، و کلام دیگر او: «مٰا مِنْ دَابَّهٍ إِلاّٰ هُوَ آخِذٌ بِنٰاصِيَتِهٰا إِنَّ رَبِّي عَليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (هود: ۵۶؛ «هیچ جنبندهای نیست مگر اینکه او زمام اختیارش را به دست دارد؛ همانا پروردگارم بر راهی راست است»). ادامه در متن کامل
۳. قرآن آنچه را به علت مادی نسبت داده شده، به خداوند متعال نیز نسبت میدهد
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
افزون بر این، قرآن همانگونه که میان پدیدهها رابطهٔ علت و معلولی را تثبیت میکند و سبب بودن برخی را برای برخی دیگر تصدیق مینماید، همهچیز را به تمامی به خدای پاک و منزه نسبت میدهد؛ بنابراین نتیجه گرفته میشود که علتها و سببهای جهان هستی در اثرگذاری خود مستقل نیستند، و اثرگذار راستین به معنای تمام کلمه، تنها و تنها خدای بلندمرتبه است. ادامه در متن کامل
«أَلاٰ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» (آگاه باشید که آفرینش و فرمانروایی فقط از آنِ اوست؛ اعراف: ۵۴)، و خدای متعال میفرماید: «لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ» (آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ خداست؛ بقره: ۲۸۴)، و خدای متعال میفرماید: «لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» (فرمانروایی… ادامه در متن کامل
پس اسباب و علتها، قدرتِ اثرگذاری را از خدا گرفتهاند؛ هرچند اثر میگذارند، در این کار استقلالی از خود ندارند. ادامه در متن کامل
۶. قرآن معجزه را به سببی شکستناپذیر نسبت میدهد
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
از بخشهای گذشتهٔ این بحث روشن شد که معجزه نیز مانند دیگر کارهای خارقالعاده، در نیازمندی به سببی طبیعی با پدیدههای عادی فرقی ندارد؛ و همراه همهٔ اینها سببهای باطنی در کارند. ادامه در متن کامل
اگر بگویی: بنابراین، چنانچه دستیابی و احاطه به همان سبب طبیعیِ معجزه را فرض کنیم، آوردن معجزه برای غیر پیامبر نیز شدنی و امکانپذیر خواهد بود و میان معجزه و دیگر پدیدهها جز به شکل نسبی تفاوتی باقی نمیماند؛ به طوری که کاری مشخص برای گروهی معجزه به شمار آید و برای گروهی دیگر — یعنی آگاهان از سبب طبیعی و حقیقیاش — معجزه نباشد؛ همچنین در روزگاری معجزه باشد و در روزگاری دیگر — یعنی عصر دانش — معجزه نباشد. ادامه در متن کامل
میگویم: هرگز چنین نیست! معجزه از آن رو معجزه نیست که به سببی طبیعی و ناشناخته وابسته باشد تا با برطرف شدن نادانی نامش را از دست بدهد و از دلیل و حجت بودن بیفتد؛ و نه از آن رو که تنها مستند به سببی بیرون از روال عادی است؛ بلکه معجزه از آن جهت معجزه است که مستند است به امری بیرون از روال معمول وابسته است؛ سببی که هرگز شکستناپذیر است و علتش قطعاً بر همهچیز غلبه دارد. ادامه در متن کامل
۷. قرآن معجزه را برهانی بر درستی رسالت میداند، نه دلیلی برای عوام
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
علاوه بر این، وجود برهانهای روشن بر این اصولِ برحق، دانشمندِ آگاه و ژرفاندیش را از نگریستن به مسئلهٔ اعجاز بینیاز میکند. ادامه در متن کامل
پاسخ به این پرسش آن است که پیامبران و فرستادگان الهی (ع) نشانهها و معجزهها را برای اثبات معارف مبدأ و معاد ــ یعنی اموری چون توحید و برانگیختهشدن در قیامت که عقل بدانها دست مییابد ــ نیاوردهاند، بلکه در اینگونه امور تنها به اقامهٔ حجت عقلی و سخنگفتن از راه تفکر و استدلال بسنده کردهاند؛ مانند این سخن خدای… ادامه در متن کامل
«قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللّٰهِ شَكٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» (پیامبرانشان گفتند: آیا در خدایی که آفرینندهٔ آسمانها و زمین است تردیدی هست؟؛ ابراهیم: ۱۰) در استدلال بر توحید، و سخن خدای متعال: «وَ مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا بٰاطِلاً ذٰلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النّٰارِ أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجّٰارِ» (و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این گمان کسانی است که کفر ورزیدند، پس وای بر کافران از آتش! ادامه در متن کامل
نظیر این استدلال یا نزدیک به آن، در این کلام خدای متعال است: «وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ» (فرقان: ۷: «وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً أَوْ يُلْقيٰ إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّهٌ يَأْكُلُ مِنْهٰا» (… ادامه در متن کامل
و نزدیک به این استدلال است آنچه در سخن خدای متعال آمده است: «وَ قٰالَ الَّذِينَ لاٰ يَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلاٰئِكَهُ أَوْ نَريٰ رَبَّنٰا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً» (فرقان: ۲۱)؛ (و کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمیبینیم؟ ادامه در متن کامل
کوتاه سخن اینکه این دست آیات برای بازگوییِ دلیلآوریِ آنان جهت ابطال ادعای نبوت از راه همسانی و همانندی آورده شده است. ادامه در متن کامل
و گاهی دیگر، خود را در جایگاه انکار میگذاشتند و بر درستیِ دعوت پیامبران دلیل و نشانهٔ روشن میخواستند. ادامه در متن کامل
سخنی دربارهٔ معنای رسالت و مسائل وابسته به آن
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
از این رو گفتهاند که نبوت، نوعی نبوغ فکری و صفای ذهنی است که به واسطهٔ آن، انسانی که پیامبر نامیده میشود، کمال اجتماعی قوم خود را در نظر میآورد و میخواهد آنان را از گرداب توحش و بربریت به ساحت تمدن و مدنیت برساند. ادامه در متن کامل
نخست اینکه پیامبر، انسانی متفکر و نابغه است که قوم خود را به صلاح و درستیِ محیط اجتماعیشان فرا میخواند. ادامه در متن کامل
دوم اینکه وحی، همان نقشبستنِ اندیشههای والا و فضیلتمند در ذهن اوست. ادامه در متن کامل
سوم اینکه کتاب آسمانی، مجموعهٔ همین اندیشههای والایی است که از هوسها و غرضهای شخصیِ نفسانی پیراسته شده است. ادامه در متن کامل
و چهارم اینکه: فرشتگانی که پیامبر از آنها خبر داده است، همان نیروهای طبیعیاند که امور طبیعت را تدبیر میکنند، یا نیروهایی روحی و روانیاند که کمالاتِ جانها را بر آنها افاضه مینمایند؛ و روحالقدس مرتبهای از روحِ طبیعی و مادی است که این افکارِ مقدس از آن سرچشمه میگیرد؛ و شیطان مرتبهای دیگر از روح است که افکار پلید از آن برمیخیزد و انسان را به کارهای زشت و تباهکنندهٔ جامعه فرا میخواند. ادامه در متن کامل
و پنجم اینکه: ادیان تابعِ اقتضائات و نیازهای دورانِ خود هستند و همگام با دگرگونیِ زمانهها دگرگون میشوند. ادامه در متن کامل
و ششم اینکه: معجزاتِ نقلشده و منسوب به پیامبران، خرافاتی ساختگی یا رویدادهایی تحریفشدهاند که برای سودرسانی به دین، حفظ باورهای تودهٔ مردم از دگرگونی در گذر زمان، یا نگهبانی از جایگاه پیشوایان دین و رهبران مذهبی در برابر سقوط و زوال پدید آمدهاند؛ و مواردی از این دست که گروهی از پیشِ خود بافتهاند و دیگران نیز از پیِ آنان رفتهاند. ادامه در متن کامل
این خلاصهای از سخنان آنان است. نبوت با این معنا و توجیه، شایستهتر است که یک بازیِ سیاسی نامیده شود تا اینکه پیامبری و نبوتی الهی خوانده شود. ادامه در متن کامل
آنچه در اینجا میتوان گفت این است که کتابهای آسمانی و سخنان برجامانده از پیامبران که در دست ماست، با این تفسیر سازگار نیستند و کمترین تناسبی با آن ندارند. ادامه در متن کامل
آنچه اینان گفتهاند در حقیقت شکل تازهای از همان دیدگاه پیشینیان است؛ زیرا آنان نیز همهٔ حقایق دینیِ نقلشده را مادی تفسیر میکردند، با این تفاوت که برای این حقایق، وجودهایی پنهان از حواس قائل بودند؛ مانند عرش، کرسی، لوح، قلم، فرشتگان و مانند آنها، بیآنکه حس و تجربه هیچیک از آنها را تأیید کند. ادامه در متن کامل
پس هر دو گروه به افراط و تفریط افتادهاند؛ متکلمان گذشته مقاصد سخنان دینی را بدون مجازگویی به درستی فهمیدند، اما همهٔ مصادیق آن را اموری کاملاً مادی پنداشتند که تنها از حس پنهاناند و اصلاً زیر بار قوانین ماده نمیروند، در حالی که واقعیت جز این است. ادامه در متن کامل
روش درست پژوهش ایجاب میکند که این بیانهای لفظی بر پایهٔ همان معنایی تفسیر شوند که واژه در عرف و لغت افاده میکند؛ سپس در شناخت مصداق، بر شیوهٔ تفسیر بخشهایی از سخن به کمک بخشهای دیگر تکیه شود؛ آنگاه بررسی گردد که آیا نظریههای علمی با آن ناسازگارند یا باطلش میکنند؟ ادامه در متن کامل
اگر پژوهشگری از عالمان علوم تجربی چنین کند، سخنی گزاف و بیرون از مرز گفته است؛ درست مانند آنکه پژوهشگری در علم لغت بخواهد از دانش لغویِ خود، حکمی نجومی را اثبات یا نفی کند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۴ و ۲۵ با هم
«وقود» به چیزی گفته میشود که آتش با آن شعلهور میگردد؛ و این آیه تصریح کرده که هیزم این آتش خودِ انسان است. پس انسان هم هیزم آتش است و هم در آتش افروخته میشود؛ همانگونه که خدای متعال میفرماید: «ثُمَّ فِي النّٰارِ يُسْجَرُونَ» (مؤمن: ۷۲؛ «سپس در آتش برافروخته میشوند») و نیز میفرماید: «نٰارُ اللّٰهِ الْمُوقَدَهُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَي الْأَفْئِدَهِ» (همزه: ۶-۷؛ «آتش برافروختهٔ الهی است، که بر دلها سر میکشد»). بنابراین، انسان به آتشی عذاب میکشد که وجود خودش آن را شعلهور ساخته است. این فراز نظیر سخن خدای متعال است که دربارهٔ بهشتیان میفرماید: «كُلَّمٰا رُزِقُوا مِنْهٰا مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقاً قٰالُوا هٰذَا الَّذِي رُزِقْنٰا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشٰابِهاً» (بقره: ۲۵؛ «هر بار که از میوهای از آن روزی داده شوند، میگویند: این همان است که پیشتر روزیمان شده بود، و شبیه آن به ایشان داده شده است»). ظاهر این آیه نشان میدهد که در سرای دیگر برای انسان چیزی جز آنچه از اینجا فراهم آورده، وجود ندارد؛ چنانکه
از پیامبر (ص) روایت شده است: «كما تعيشون تموتون و كما تموتون تبعثون » («همانگونه که زندگی میکنید میمیرید، و همانگونه که میمیرید برانگیخته میشوید»). هرچند میان این دو گروه فرقی هست؛ از این جهت که اهل بهشت نزد پروردگارشان نعمتی افزونتر دارند، چنانکه خدای متعال میفرماید: «لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا وَ لَدَيْنٰا مَزِيدٌ» (ق: ۳۵؛ «در آنجا هرچه بخواهند دارند، و نزد ما فزونی است»).
تفسیر آیهٔ ۲۵ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۵۷ تا ۹۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/25/
تفسیر این آیه در المیزان
سخنی دربارهٔ معنای رسالت و مسائل وابسته به آن
و دربارهٔ این سخن خدای متعال که «لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ» (برای آنان در آنجا همسرانی پاکیزه است)، قرینه و نشانهٔ همراهیِ واژهٔ «ازواج» (همسران) نشان میدهد که مقصود از پاکیزگی، پاک بودن از هرگونه آلودگی و ناخوشایندی است که مانع سازگاری، الفت و انس کامل میشود؛ چه ناخوشایندیهای ظاهری و جسمی باشد و چه عیبهای اخلاقی و باطنی.
بحث روایی
صدوق روایت کرده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ این آیه پرسیدند، پس فرمود: «الْأَزْوَاجُ الْمُطَهَّرَةُ اللَّاتِي لَا يَحِضْنَ وَ لَا يُحْدِثْنَ» (همسران پاکیزه کسانی هستند که حیض نمیشوند و هیچگونه حدث و پلیدیای از آنان سر نمیزند).
میگویم: در برخی روایات، این پاکیزگی گسترش یافته و شامل پیراستگی از همهٔ عیبها و ناخوشایندیها دانسته شده است.