وَقَالُواْ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا
و گفتند: «این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟! چرا فرشتهای به سوی او فرود نیامده است تا همراهش هشداردهنده باشد؟»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷ و ۸ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً أَوْ يُلْقيٰ إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّهٌ يَأْكُلُ مِنْهٰا » (و گفتند: این پیامبر را چه شده که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟! چرا فرشتهای به سوی او فرود نیامد تا همراهش هشداردهنده باشد؟! یا گنجی به سویش افکنده نشد، یا باغی برایش نیست که از آن بخورد?!). این آیه بازگوییِ طعنههایی است که بر پیامبر زدند، پس از آنکه خردهگیریِ آنان بر قرآن را در سخن خود حکایت کرد: « وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْكٌ افْتَرٰاهُ » (فرقان: ۴؛ و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: این جز دروغی که خود بربافته است، نیست...) تا پایان آیه.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۷ و ۸ با هم
در کتاب «الدر المنثور»، ابناسحاق، ابنجریر و ابنمنذر از ابنعباس روایت کردهاند که: عُتبه و شَیبه پسران ربیعه، ابوسفیان بن حرب، نضر بن حارث، ابوالبَختَری، اسود بن مطّلب، زَمعة بن اسود، ولید بن مغیره، ابوجهل بن هشام، عبدالله بن امیه، امَیة بن خَلَف، عاص بن وائل و نُبَیه بن حَجّاج گرد هم آمدند. پس برخی به برخی دیگر گفتند: «کسی را نزد محمد بفرستید و با او گفتگو و مناظره کنید تا بر او اتمام حجت نمایید (و عذری برایش نماند).» ازاینرو پیکی نزد او فرستادند که بزرگان و اشراف قومت گرد آمدهاند تا با تو گفتگو کنند.
[ابنعباس] میگوید: پیامبر خدا (ص) نزد آنان آمد. پس به ایشان گفتند: «ای محمد، ما در پی تو فرستادیم تا بر تو اتمام حجت کنیم؛ پس اگر این سخن و آیین را آوردهای تا بهوسیلهٔ آن به ثروتی برسی، از اموال خود برای تو گرد میآوریم، و اگر بهدنبال شرف و بزرگی هستی، تو را سرور خود میگردانیم، و اگر پادشاهی میخواهی، تو را به پادشاهی برمیگزینیم.»
تفسیر آیههای ۷، ۸ و ۲۰ با هم
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «آنچه میگویید در من نیست؛ من با آیینی که برایتان آوردهام، نه در پیِ مال و ثروت شمایم، نه در پیِ بزرگی و شرف در میانتان، و نه در پیِ پادشاهی بر شما؛ بلکه خداوند مرا بهعنوان پیامبر بهسویتان فرستاده، کتابی بر من فرو فرستاده و به من فرمان داده است که برای شما بشارتبخش و بیمرسان باشم. پس رسالتهای پروردگارم را به شما رساندم و خیرخواهتان بودم. حال اگر آنچه را برایتان آوردهام بپذیرید، بهره و نصیبتان در دنیا و آخرت خواهد بود؛ و اگر آن را نپذیرید و رد کنید، در برابر فرمان خدا شکیبایی میورزم تا خداوند میان من و شما داوری فرماید.»
تفسیر آیههای ۷ و ۸ با هم
آنان گفتند: «ای محمد، اگر هیچیک از پیشنهادهای ما را نمیپذیری، پس برای خودت چیزی بخواه؛ از پروردگارت بخواه فرشتهای همراهت بفرستد تا درستیِ گفتارت را گواهی دهد و از سوی تو به ما پاسخ دهد؛ و نیز از او بخواه برایت باغها و کاخهایی از طلا و نقره پدید آورد تا از آنچه در پیِ آنی بینیازت کند؛ چراکه تو در بازارها راه میروی و مانند ما در جستوجوی روزی هستی. چنین بخواه تا اگر چنانکه ادعا میکنی براستی پیامبری، برتری و جایگاهت را نزد پروردگارت بشناسیم.»
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به آنان فرمود: «من هرگز چنین نمیکنم؛ من کسی نیستم که چنین خواستههایی از پروردگارش داشته باشد، و برای این امور هم بهسویتان برانگیخته نشدهام؛ بلکه خداوند مرا تنها بشارتبخش و بیمرسان فرستاده است.»
تفسیر آیههای ۷، ۸ و ۲۰ با هم
پس خداوند دربارهٔ این سخنِ آنان این آیه را نازل کرد: « وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ » (فرقان: ۷؛ و گفتند: این چه پیامبری است که غذا میخورد...) تا آنجا که میفرماید: «وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَ كَانَ رَبُّكَ بَصِيراً» (فرقان: ۲۰؛ و برخی از شما را برای برخی دیگر مایهٔ آزمون ساختیم، آیا شکیبایی میورزید؟ و پروردگارت همواره بیناست)؛ یعنی بعضی از شما را مایهٔ آزمایشِ بعضی دیگر قرار دادم تا شکیبایی کنید، و اگر میخواستم دنیا و ثروتش را همراه پیامبرم سازم تا با او مخالفت نورزید، بیگمان چنین میکردم.
تفسیر آیهٔ ۷ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۱۸۳ تا ۱۹۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/7/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و تعبیر آنان درباره پیامبر (ص) با عبارتِ « لِهٰذَا الرَّسُولِ » (این پیامبر)، با وجود آنکه رسالتش را دروغ میشمردند، از روی ریشخند و تمسخر است.
و سخن آنان که: « مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ » (این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟)، پرسشی برای ابراز شگفتی است؛ و وجه آن این است که بتپرستان بر این باورند که بشر با توجه به اینکه وجودش وابسته به ماده، غرق در تاریکیهای آن و آلوده به ناپاکیهایش است، نمیتواند با عالم غیب ارتباط یابد. از این رو در توجه به عالم لاهوت (عالم الوهیت) به فرشتگان متوسل میشوند و آنان را میپرستند تا نزد خدا برایشان شفاعت کنند و آنان را به خداوند نزدیک سازند؛ بنابراین فرشتگانند که مقربان درگاه خدا، پیوستگان به عالم غیب و شایستگانِ رسالتاند—اگر رسالتی در کار باشد—و بشر هیچ بهرهای از این امور ندارد.
و از اینجا معنای سخنشان روشن میشود که گفتند: « مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ » (این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟)؛ و مقصود این است که پیامبری با غذا خوردن و در بازارها راه رفتن برای کسب معاش سازگار نیست؛ زیرا رسالت، اتصالی غیبی است که با دلبستگیها و پیوندهای مادی جمع نمیشود و جز از شئون فرشتگان نیست. از همین رو، چنانکه خدای متعال حکایت فرموده، در جای دیگر گفتند: «لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِكَهً» (اگر خدا میخواست فرشتگانی میفرستاد؛ مؤمنون: ۲۴) یا عبارتی به همین معنا.
همچنین از اینجا روشن میشود که سخن آنان: « لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً » (چرا فرشتهای به سوی او فرود نیامده تا همراهش هشداردهنده باشد؟)، در واقع کوتاه آمدنِ مشرکان در پیشنهادِ خود است؛ یعنی چگونه این مدعیِ رسالت، پیامبر باشد در حالی که غذا میخورد و در بازارها راه میرود، با آنکه پیامبر جز فرشتهای پاک و پیراسته از این ویژگیهای مادی نخواهد بود؟ پس اگر هم کوتاه بیاییم و با وجود بشر بودنش رسالت او را بپذیریم، دستکم باید فرشتهای به سویش فرود آید تا همراهش هشدار دهد، تا انذار و ابلاغ رسالت با وساطت فرشته به غیب متصل گردد.