وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِۗ وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً أَتَصۡبِرُونَۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا
و ما پیش از تو هیچیک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند؛ و ما برخی از شما را مایهٔ آزمون برخی دیگر قرار دادیم؛ آیا شکیبایی میورزید؟ و پروردگار تو همواره بینا بوده است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۷، ۸ و ۲۰ با هم
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «آنچه میگویید در من نیست؛ من با آیینی که برایتان آوردهام، نه در پیِ مال و ثروت شمایم، نه در پیِ بزرگی و شرف در میانتان، و نه در پیِ پادشاهی بر شما؛ بلکه خداوند مرا بهعنوان پیامبر بهسویتان فرستاده، کتابی بر من فرو فرستاده و به من فرمان داده است که برای شما بشارتبخش و بیمرسان باشم. پس رسالتهای پروردگارم را به شما رساندم و خیرخواهتان بودم. حال اگر آنچه را برایتان آوردهام بپذیرید، بهره و نصیبتان در دنیا و آخرت خواهد بود؛ و اگر آن را نپذیرید و رد کنید، در برابر فرمان خدا شکیبایی میورزم تا خداوند میان من و شما داوری فرماید.»
پس خداوند دربارهٔ این سخنِ آنان این آیه را نازل کرد: « وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ » (فرقان: ۷؛ و گفتند: این چه پیامبری است که غذا میخورد...) تا آنجا که میفرماید: «وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَ كَانَ رَبُّكَ بَصِيراً» (فرقان: ۲۰؛ و برخی از شما را برای برخی دیگر مایهٔ آزمون ساختیم، آیا شکیبایی میورزید؟ و پروردگارت همواره بیناست)؛ یعنی بعضی از شما را مایهٔ آزمایشِ بعضی دیگر قرار دادم تا شکیبایی کنید، و اگر میخواستم دنیا و ثروتش را همراه پیامبرم سازم تا با او مخالفت نورزید، بیگمان چنین میکردم.
تفسیر آیهٔ ۲۰ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۱۹۳ تا ۱۹۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/20/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا أَرْسَلْنٰا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاّٰ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعٰامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْوٰاقِ » (و پیش از تو هیچیک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه آنان نیز غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند) تا پایان آیه.
خدای متعال به این سخن مشرکان که: « مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ » (این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟...)، نخست با کلامِ « تَبٰارَكَ الَّذِي إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذٰلِكَ » (بزرگوار و پربرکت است آن که اگر بخواهد بهتر از این را برای تو قرار میدهد...) و بخشهای پس از آن، از جمله سخنِ « بَلْ كَذَّبُوا بِالسّٰاعَهِ » (بلکه آنان قیامت را تکذیب کردهاند...) پاسخ داد؛ و این آیه، پاسخِ دوم به آنان است. چکیدهٔ این پاسخ آن است که این پیامبر، نخستین فرستادهای نیست که به سوی مردم فرستاده شده، بلکه خداوند پیش از او پیامبران پرشماری فرستاده که همگی بر طبق عادت بشریِ رایج میان مردم، غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند؛ نه باغی برایشان پدید آمده بود که از آن بخورند، نه گنجی بر آنان افکنده شده بود و نه فرشتهای همراهشان فرود آمده بود. این پیامبر نیز مانند یکی از همانهاست و پدیدهای نوظهور و بیسابقه نیاورده تا چیزی از او انتظار برود که از دیگر پیامبران انتظار نمیرفت.
بنابراین، این آیه در معنای آیهٔ «قُلْ مٰا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ مٰا أَدْرِي مٰا يُفْعَلُ بِي وَ لاٰ بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا يُوحيٰ إِلَيَّ» (بگو: من در میان پیامبران پدیدهای نوظهور و بیسابقه نیستم، و نمیدانم با من و با شما چه خواهد شد؛ من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ احقاف: ۹) است و به معنای این آیه نیز نزدیک است: «قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحيٰ إِلَيَّ» (بگو: جز این نیست که من نیز بشری مانند شمایم که به من وحی میشود؛ کهف: ۱۱۰).
اگر اشکال شود که: این پاسخ در واقع اعتراض را تنها از شخص پیامبر (ص) برمیدارد و آن را متوجه عموم پیامبران میسازد؛ پس مشرکان میتوانند به همهٔ پیامبران خرده بگیرند، همانگونه که پیشینیانِ آنان چنین کردند و خداوند از آنان نقل فرمود که: «فَقٰالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنٰا» (پس گفتند: آیا انسانهایی [همانند ما] میخواهند هدایتمان کنند؟! تغابن: ۶)، و فرمود: «قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا» (گفتند: شما جز بشری همانند ما نیستید؛ ابراهیم: ۱۰)، و فرمود: «مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمّٰا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمّٰا تَشْرَبُونَ» (این جز بشری مانند شما نیست، از آنچه میخورید میخورد و از آنچه مینوشید مینوشد؛ مؤمنون: ۳۳).
در پاسخ میگوییم: این جواب کاملاً مطابق با همان اعتراض است؛ زیرا سخن آنان: « مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ » (این پیامبر را چه شده که غذا میخورد...)، بدون شک ویژگیِ شخصی [و اعتراض به شخص پیامبر] را میرساند. امّا اگر اعتراض را تعمیم دهند، سخن خدای متعال آن را رد میکند که میفرماید: « بَلْ كَذَّبُوا بِالسّٰاعَهِ » (بلکه آنان رستاخیز را دروغ پنداشتند...)، و نیز پیش از آن فرموده است: « قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ » (بگو: آن را کسی نازل کرده که راز نهان را میداند...)؛ همانگونه که بیانِ آن گذشت.
از سخنان شگفتانگیز، سخنی است که از برخی مفسران نقل شده که این آیه مایهٔ دلداریِ پیامبر (ص) است، گویی به ایشان گفته شده:
«پیامبرانِ پیش از تو نیز در همان وضع و حالی بودند که تو هستی، پس برای تو در آنان الگویی نیکو است؛ امّا اینکه این سخن پاسخی به بهانهجوییِ آنان باشد، سیاقِ کلام با آن سازگار نیست؛ چراکه پیشتر با آیهٔ « اُنْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثٰالَ » (بنگر که چگونه برای تو مَثَلها زدند) به آن پاسخ داده شده است». این سخنِ مفسران نادرست است.
و سخن خدای متعال که میفرماید: « وَ جَعَلْنٰا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَهً أَ تَصْبِرُونَ » (و برخی از شما را مایهٔ آزمونِ برخی دیگر ساختیم؛ آیا شکیبایی میورزید؟)، کاملکنندهٔ پاسخِ پیشین و بهمنزلهٔ بیانِ علّت برای این است که چرا پیامبران در ویژگیهای بشری همچون دیگر مردماناند، بیآنکه زندگی یا دعوتشان به ویژگیهای آسمانیای امتیاز یابد که موجب یقینِ قطعی به پیامآور بودنشان شود؛ اموری مانند نازل شدن فرشتهای بر آنان، یا افکنده شدن گنجی برایشان، یا پدید آمدن بوستانی برای آنان. پس گویی گفته شده است: علّت اینکه پیامبران در شیوهٔ زندگیشان همانند دیگر مردم رفتار میکنند، این است که ما برخی از انسانها را مایهٔ آزمونِ برخی دیگر قرار دادیم تا با آن سنجیده شوند. ازاینرو پیامبران مایهٔ آزمونِ سایر مردماند و مردم با آنان آزموده میشوند تا بهوسیلهٔ آنان اهل شک و تردید از اهل ایمان بازشناخته شوند، و نیز هواپرستانی که بر تلخیِ حق شکیبایی نمیورزند از حقجویانی که در طاعت خدا و پیمودن راه او صبورند، متمایز گردند.
از آنچه گذشت، نخست روشن میشود که مراد از صبر، همهٔ اقسامِ آن است: شکیبایی بر طاعت خدا، شکیبایی در برابر معصیت او، و شکیبایی به هنگام مصیبتها.
و دوم اینکه این سخن الهی: « وَ جَعَلْنٰا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَهً » (و برخی از شما را مایهٔ آزمونِ برخی دیگر ساختیم)، از باب نهادن حکم عام بهجای حکم خاص است؛ و مقصودْ اشاره به این بوده که قرار دادن پیامبران — با همین اوصافِ بشریشان — مایهٔ آزمونِ سایر مردم است.
و سخن خدای متعال که میفرماید: « وَ كٰانَ رَبُّكَ بَصِيراً » (و پروردگارت همواره بیناست)، یعنی او به راهِ صواب و درست در کارها داناست؛ ازاینرو هر چیزی را در جایگاه مناسبش قرار میدهد و بدینگونه کاملترین نظام را به جریان میاندازد. بنابراین، هدفِ نظامِ انسانی، رسیدن هر فرد به کمالِ خویش از طریق پیمودن راه سعادت یا شقاوت است، بر حسبِ استعدادی که دارد و سزاواریای که کسب میکند؛ و لازمهٔ این هدف، گسترش نظامِ آزمون در میان آنان است، و لازمهٔ آن نیز برداشته شدن هرگونه تمایزِ [فوقبشری] میان پیامبران و دیگران میباشد.
در این جمله، التفات (تغییر لحن کلام) از متکلم معالغیر (ما) به غایب (او) به کار رفته است، و نکتهاش همانند نکتهای است که در سخن پیشینِ خداوند بود: « تَبٰارَكَ الَّذِي إِنْ شٰاءَ » (بزرگوار و پربرکت است آنکه اگر بخواهد...).