إِنِّي تَوَكَّلۡتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمۚ مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُۢ بِنَاصِيَتِهَآۚ إِنَّ رَبِّي عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ
همانا من بر خدا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردهام؛ هیچ جنبندهای نیست مگر اینکه زمام اختیارش در دست اوست؛ بیتردید پروردگار من بر راهی راست است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۵ و ۵۶ با هم
و از آنجا که این سخنِ او: « فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لاٰ تُنْظِرُونِ » (همگی علیه من نیرنگ بزنید و سپس مهلتم ندهید) این احتمال را داشت که مقصودش تنها نشان دادنِ نترسیدن از آنان باشد حتی اگر هر کاری میخواهند با او بکنند، برای برطرف کردن این احتمال، بیدرنگ فرمود: « إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَي اللّٰهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ » (من بر خداوندی توکل کردهام که پروردگار من و پروردگار شماست)؛ پس یادآور شد که در کار خود بر خدایی توکل دارد که تدبیر کار او و آنان به دست اوست. سپس به دنبال آن فرمود: « مٰا مِنْ دَابَّهٍ إِلاّٰ هُوَ آخِذٌ بِنٰاصِيَتِهٰا إِنَّ رَبِّي عَليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ » (هیچ جنبندهای نیست مگر اینکه او مهار و اختیارش را در دست دارد؛ بیگمان پروردگار من بر راه راست است). پس بیان کرد که در این توکل پیروز است؛ زیرا خداوند بر همگان احاطه دارد، بر آنان چیره است و بر اساس سنّتی یکدست داوری میکند که همان یاری حق و پیروز گرداندنِ آن بر باطل است، هرگاه که رویاروی هم قرار گیرند و با یکدیگر بستیزند.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۵۰ تا ۶۰ با هم
و در روایتی از امامان (ع) آمده است: «سرزمینِ قوم عاد در صحرا و بادیه بود، و کِشتزارها و نخلستانهای فراوان، و عمرهایی طولانی و قامتهایی کشیده و بلند داشتند، ولی به بتپرستی روی آوردند؛ پس خدای متعال هود را بهسویشان برانگیخت تا آنان را به تسلیم در برابر خدا (اسلام) و کنار گذاشتنِ همتایان [و بتها] فراخوانَد، اما آنان سر باز زدند و به هود ایمان نیاوردند و او را آزردند؛ ازاینرو آسمانْ هفت سال بارانش را از آنان بازداشت تا دچار قحطی شدند...» تا پایان حدیث. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۵۶ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۳۰۲ تا ۳۰۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/56/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَي اللّٰهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ » (من بر خدا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم) تا پایان آیه. از آنجا که دستوری که در قالب تعجیز (به رخ کشیدن ناتوانی) صادر میشود، هم ممکن است به انگیزهٔ نمایاندن عجز و بیقدرتیِ حریف باشد، و هم ممکن است بدین سبب باشد که فرماندهنده ترسی از حریف ندارد—هرچند حریف توانایی انجام آن کار را داشته باشد، اما نتواند او را بترساند، به اطاعت وادار کند یا بر خواستهٔ خود تسلیم سازد؛ همانند سخن ساحران به فرعون: «فَاقْضِ مٰا أَنْتَ قٰاضٍ إِنَّمٰا تَقْضِي هٰذِهِ الْحَيٰاهَ الدُّنْيٰا:» (طه: ۷۲؛ هر حکمی میخواهی بکن، تو تنها در این زندگی دنیا حکم میرانی)—
و سخن خدای متعال: « مٰا مِنْ دَابَّهٍ إِلاّٰ هُوَ آخِذٌ بِنٰاصِيَتِهٰا إِنَّ رَبِّي عَليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ » (هیچ جنبندهای نیست مگر اینکه او مهار و اختیارش را در دست دارد؛ بیگمان پروردگار من بر راه راست است)، «دابّه» به هر جانداری از گونههای حیوانات گفته میشود که بر زمین راه میرود و میجنبد، و گرفتنِ موی پیشانی (ناصیه) کنایه از کمالِ سلطه و اوج قدرت است. و بودنِ خدای متعال بر راه راست، به این معناست که سنّتِ او در آفرینش، یکدست، پایدار و دگرگونیناپذیر است، و آن همان تدبیرِ امور بر راه و روشِ عدل و حکمت است؛ از این رو، هرگاه حق و باطل رویاروی هم قرار گیرند، حق را پابرجا و باطل را نابود میسازد.
بنابراین معنا چنین است: من در پیروزیِ حجتی که به شما عرضه کردم بر خداوندی توکل کردم که پروردگار من و پروردگار شماست؛ و آن حجت، آشکار ساختنِ بیزاری از معبودان شما و این حقیقت است که شما و معبودانتان هیچ گزندی به من نمیرسانید؛ زیرا او مالکِ صاحبسلطه بر من، بر شما و بر هر جنبندهای است و سنّتِ عادلانهاش پایدار و تغییرناپذیر است؛ پس به زودی دینش را یاری خواهد کرد و مرا از شرّ شما در امان نگه خواهد داشت.
و نفرمود: «إن ربي و ربكم علي صراط مستقيم» (همانا پروردگار من و پروردگار شما بر راه راست است) تا هماهنگ با این گفتهاش باشد: « عَلَي اللّٰهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ » (بر خداوندی که پروردگار من و پروردگار شماست)؛ زیرا او در جایگاهِ دعا برای خویش و علیه قومش، انتظار دارد خداوند او را از گزندشان حفظ فرماید، و بر خلاف آن قوم، خدای متعال را پروردگارِ خود میداند؛ از این رو مناسبتر آن بود که او را پروردگارِ خویش بشمارد و به پیوند بندگیِ میان خود و پروردگارش چنگ زند تا خواستهاش برآورده شود. و این بر خلافِ جایگاهِ این سخن اوست:
« تَوَكَّلْتُ عَلَي اللّٰهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ » (بر خدایی توکل کردم که پروردگار من و پروردگار شماست)؛ زیرا او در آنجا میخواهد فراگیریِ سلطه و احاطهٔ الهی را بیان کند.
بحث روایی
در تفسیر عیاشی از ابو عمرو سعدی روایت شده است که گفت: علی بن ابیطالب (ع) فرمود:
دربارهٔ کلام الهی: « إِنَّ رَبِّي عَليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ » (همانا پروردگار من بر راه راست است): «یعنی او بر حق است؛ نیکی را با نیکی پاداش میدهد و بدی را به بدی کیفر میکند، و هر کس را بخواهد میبخشد و میآمرزد؛ پاک و منزّه و برتر است او».
میگویم: و توضیح این مطلب پیشتر گذشت.