۞ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰٓ ءَادَمَ وَنُوحٗا وَءَالَ إِبۡرَٰهِيمَ وَءَالَ عِمۡرَٰنَ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ
بیگمان، خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۳۳ و ۳۴ با هم
این دو آیه، سرآغاز داستانهای عیسی بن مریم و مباحث وابسته به آن، بیان سخن حق دربارهٔ او، و اقامهٔ دلیل در برابر اهل کتاب است. همچنین بهوسیلهٔ این دو آیه، آیههای پس از آن با آیههای پیشین—که به وضعیت اهل کتاب میپرداختند—پیوند مییابند.
و همچنین، این امر با آیاتی مانند آنچه دربارهٔ بنیاسرائیل آمده منافاتی ندارد، آنجا که خدای متعال میفرماید: «وَ لَقَدْ آتَيْنٰا بَنِي» (و به تحقیق به فرزندان «إِسْرٰائِيلَ الْكِتٰابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّيِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلَي الْعٰالَمِينَ» (جاثیه: ۱۶؛ ...اسرائیل، کتاب آسمانی، فرمانروایی و نبوت عطا کردیم و از پاکیزهها روزیشان دادیم و آنان را بر جهانیان برتری بخشیدیم)؛ همهٔ این نکات روشن است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۳۳ و ۳۴ با هم
در کتاب «عیون اخبار الرضا»، در حدیث گفتوگوی امام رضا (ع) با مأمون آمده است: مأمون پرسید: «آیا خداوند عترت (اهلبیت پیامبر) را بر دیگر مردم برتری داده است؟» ابوالحسن (ع) فرمود: «خداوند برتری عترت بر سایر مردم را در کتاب محکم خود آشکار ساخته است.» مأمون گفت: «این مطلب در کجای کتاب خدا آمده است؟» امام رضا (ع) به او فرمود: در این سخن خداوند: «إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفيٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ-وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَي الْعٰالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ» (همانا خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید؛ فرزندانی که برخی از آنان از برخی دیگرند)... تا آخر حدیث.
و در همان کتاب نیز از امام باقر (ع) روایت شده است که این آیه را تلاوت کرد و فرمود: «نَحْنُ مِنْهُمْ وَنَحْنُ بَقِيَّةُ تِلْكَ الْعِتْرَةِ» (ما از آنان هستیم و ما بازماندهٔ آن خاندانیم).
میگویم: سخن امام (ع) که فرمود: «و نحن بقية تلك العترة»، واژهٔ «عترت» در ریشه و معنای اصلیاش، به پایهای گفته میشود که چیزی بر آن تکیه دارد؛ و به همین جهت، به فرزندان و خویشاوندان بسیار نزدیکِ فردِ درگذشته نیز «عترت» میگویند؛ به بیان دیگر، استوانهٔ اصیل و نگهداشتهشده در یک خاندان و قبیله است. از همینجا آشکار میشود که امام (ع) از سخن خدای متعال که فرمود: «ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ»، چنین استفاده کرده است که این سلسله، خاندانی پیوسته و نگهداشتهشده است که از آدم تا نوح و تا آلابراهیم و آلعمران امتداد دارد. از اینجا نکتهٔ ذکر آدم و نوح در کنار آلابراهیم و آلعمران روشن میشود؛ زیرا اشارهای به پیوستگیِ این زنجیره در برگزیدگی الهی است.
تفسیر آیهٔ ۳۳ سورهٔ آل عمران، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۳، صفحهٔ ۱۶۴ تا ۱۶۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/3/33/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحاً» تا پایان آیه. «اصطفاء» (برگزیدن) همانگونه که در توضیح کلام خدای متعال: «لَقَدِ اصْطَفَيْنٰاهُ فِي الدُّنْيٰا» (بقره: ۱۳۰؛ ما او را در دنیا برگزیدیم) گذشت، برگرفتن بخش ناب و برگزیدهٔ هر چیز و پاککردن آن از تیرگیهاست؛ ازاینرو معنایی نزدیک به انتخاب دارد. این مفهوم از میان مراتب ولایت الهی، بر مقام تسلیم و اسلام منطبق است؛ یعنی بنده یکسره تسلیم فرمان پروردگارش باشد در آنچه برای او میپسندد.
اما این برگزیدگی، غیر از «برگزیدن بر عالمیان» است؛ و اگر مراد از برگزیدن در اینجا همان معنا بود، مناسبتر آن بود که گفته شود: «من العالمین» (از میان عالمیان)، که در آن صورت، اختصاصیافتن اسلام به آنان را میرساند و معنای کلام دچار اختلال میگشت. پس برگزیدن بر عالمیان، نوعی انتخاب و برتریدادنِ آنان بر دیگران است در یک یا چند ویژگی که دیگران در آنها با ایشان شریک نیستند.
از دلایل آنچه دربارهٔ تفاوت این دو برگزیدگی گفتیم، این سخن خدای متعال است: «وَ إِذْ قٰالَتِ الْمَلاٰئِكَةُ يٰا مَرْيَمُ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفٰاكِ عَلٰى نِسٰاءِ الْعٰالَمِينَ» (آلعمران: ۴۲؛ و هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم، همانا خداوند تو را برگزید و پاکیزه ساخت و تو را بر زنان جهانیان برتری داد)؛ چراکه میان این دو برگزیدن فرق نهاده است، پس آن اصطفای اول با این اصطفای دوم متفاوت است.
خدای سبحان در میان این برگزیدگان، از آدم و نوح یاد کرده است. برگزیدهشدنِ آدم بر عالمیان ازاینرو بود که او نخستین جانشین از این نوع انسانی است که خدا در زمین قرار داد؛ خدای متعال میفرماید: «وَ إِذْ قٰالَ رَبُّكَ لِلْمَلاٰئِكَهِ إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَهً» (بقره: ۳۰؛ و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمین جانشینی قرار میدهم). او همچنین نخستین کسی است که باب توبه به روی او گشوده شد؛ خدای متعال میفرماید: «ثُمَّ اجْتَبٰاهُ رَبُّهُ فَتٰابَ عَلَيْهِ وَ هَديٰ» (طه: ۱۲۲؛ سپس پروردگارش او را برگزید، توبهاش را پذیرفت و هدایتش کرد). و نخستین کسی است که دین برای او تشریع شد؛ خدای متعال میفرماید: «فَإِمّٰا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُديً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدٰايَ فَلاٰ يَضِلُّ وَ لاٰ يَشْقيٰ» تا آخر آیات (طه: ۱۲۳؛ پس اگر از جانب من هدایتی برای شما آمد، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه میشود و نه تیرهبخت). اینها اموری است که هیچکس دیگر در آنها با او شریک نیست؛ و براستی چه فضیلت بزرگی برای او (ع) است!
و اما نوح، او نخستین پیامبر از پیامبران پنجگانهٔ اولوالعزم و دارای کتاب و شریعت است؛ همانگونه که بیان آن در تفسیر کلام خدای متعال گذشت که میفرماید: «كٰانَ النّٰاسُ أُمَّهً وٰاحِدَهً فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِيِّينَ» (بقره: ۲۱۳؛ مردم امتی یگانه بودند، پس خداوند پیامبران را برانگیخت). او پدر دوم نسل بشر است، و خدای متعال در میان جهانیان بر او سلام فرستاده است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ جَعَلْنٰا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبٰاقِينَ وَ تَرَكْنٰا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ سَلاٰمٌ عَليٰ نُوحٍ فِي الْعٰالَمِينَ» (صافات: ۷۹؛ و فرزندانش را همان بازماندگان قرار دادیم، و نام نیک او را در میان آیندگان بر جای نهادیم؛ سلام بر نوح در میان جهانیان!).
سپس خدای سبحان از میان این برگزیدگان، «آل ابراهیم» و «آل عمران» را یاد فرمود. «آل» بهمعنای خاصان و ویژگانِ هر کس است. راغب در کتاب «مفردات» گفته است: «الآل قيل مقلوب عن الأهل، و يصغر علي أهيل إلا أنه خص بالإضافة إلي أعلام الناطقين دون النكرات و دون الأزمنة و الأمكنة، يقال آل فلان و لا يقال: آل رجل و آل زمان كذا، أو موضع كذا، و لا يقال آل الخياط بل يضاف إلي الأشرف الأفضل، يقال آل الله و آل السلطان، و الأهل يضاف إلي الكل، يقال: أهل الله و أهل الخياط كما يقال أهل زمن كذا و بلد كذا، و قيل هو في الأصل اسم الشخص و يصغر أويلا، و يستعمل فيمن يختص بالإنسان اختصاصا ذاتيا إما بقرابة قريبة أو بموالاة» (گفته شده واژهٔ «آل» دگرگونشدهٔ «اهل» است، و مصغر آن «أُهَیل» میآید، جز اینکه تنها به نامهای خاص انسانها اضافه میشود نه اسمهای نکره و نه زمانها و مکانها؛ گفته میشود «آل فلان»، ولی گفته نمیشود «آلِ مردی» یا «آل فلان زمان» یا «فلان مکان»؛ و نیز گفته نمیشود «آل خیاط»، بلکه به شخص شریفتر و برتر اضافه میشود، چنانکه میگویند «آلالله» و «آل سلطان». اما «اهل» به همهچیز اضافه میشود؛ میگویند «اهلالله» و «اهل خیاط»، همانطور که گفته میشود «اهل فلان زمان» و «اهل فلان شهر». و نیز گفته شده که «آل» در اصل، نام شخص [پیکر او] است و مصغر آن «أُوَیل» میآید، و دربارهٔ کسی به کار میرود که پیوندی ذاتی با انسان دارد، خواه از راه خویشاوندی نزدیک باشد یا با دوستی و همراهیِ ویژه). تا اینجا بخش مورد نیاز از کلام راغب بود. بنابراین، بر پایهٔ آنچه دانستی، مراد از «آل ابراهیم» و «آل عمران»، خاصان و ویژگان از خاندان آن دو و کسانی هستند که به آنان ملحق شدهاند.
اما دربارهٔ «آل ابراهیم»، ظاهرِ لفظ آن است که مقصود، پاکان از نسل او هستند؛ مانند اسحاق و اسرائیل، و نیز پیامبران بنیاسرائیل، و اسماعیل و پاکان از فرزندان او که سرورشان محمد (ص) است، و ملحقشدگان به آنان در مراتب ولایت. با این حال، یاد کردنِ «آل عمران» در کنار «آل ابراهیم» نشان میدهد که این تعبیر در چنین دامنهٔ گستردهای به کار نرفته است؛ زیرا این عمران، یا پدر مریم است یا پدر موسی (ع)، و در هر دو فرض، او و خاندانش از نسل ابراهیم هستند، در حالی که در اینجا جدا از آل ابراهیم ذکر شدهاند. پس مراد از آل ابراهیم، برخی از پاکانِ نسل اوست، نه همهٔ آنان.
و خدای متعال در بخشی از کلام خود میفرماید: «أَمْ يَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَليٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنٰا آلَ إِبْرٰاهِيمَ الْكِتٰابَ وَ الْحِكْمَهَ وَ آتَيْنٰاهُمْ مُلْكاً عَظِيماً» (نساء: ۵۴؛ یا اینکه به مردم بهخاطر آنچه خدا از فضل خود به آنان بخشیده رشک میورزند؟ در حقیقت ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان فرمانرواییِ بزرگی عطا کردیم). این آیه در مقام انکار و نکوهش بنیاسرائیل است، چنانکه با مراجعه به سیاق آیه و آیات پیرامون آن روشن میشود. از همین جا معلوم میشود که مراد از «آل ابراهیم» در این آیه، غیر از بنیاسرائیل است؛ یعنی غیر از اسحاق و یعقوب و فرزندان یعقوب، و آنان (فرزندان یعقوب) همان بنیاسرائیلاند. در نتیجه، برای «آل ابراهیم» تنها پاکانِ نسل او از طریق اسماعیل باقی میماند، که پیامبر (ص) و خاندان پاکش در میان آنان هستند.
علاوه بر اینکه انشاءالله بیان خواهیم کرد که مراد از «الناس» (مردم) در این آیه، پیامبر خدا (ص) است و او به دلالتِ همین آیه، داخل در آل ابراهیم است.
افزون بر اینکه این سخن خدای متعال در ذیل همین آیات نیز به این معنا اشاره دارد که میفرماید: «إِنَّ أَوْلَي النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا» (آل عمران: ۶۸؛ همانا سزاوارترینِ مردم به ابراهیم، کسانی هستند که از او پیروی کردند و این پیامبر و کسانی که ایمان آوردهاند)؛ و نیز فرمودهٔ خدای متعال:
«وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرٰاهِيمُ الْقَوٰاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمٰاعِيلُ رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ، رَبَّنٰا وَ اجْعَلْنٰا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنٰا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنٰا مَنٰاسِكَنٰا» (و یاد کن هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه [کعبه] را بالا میبردند [و میگفتند:] پروردگارا، از ما بپذیر که تو شنوای دانایی؛ پروردگارا، ما را فرمانبردار خود قرار ده و از نسل ما نیز امتی فرمانبردار خود پدید آر و شیوههای عبادتمان را به ما نشان ده...) تا آنجا که فرمود:
«رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ» (بقره: ۱۲۹؛ پروردگارا، در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزهشان گرداند).
پس مراد از «آل ابراهیم»، پاکان از نسل او از طریق اسماعیل هستند. از سوی دیگر، این آیه در مقام حصر (منحصر دانستن گزینش به همین افراد) نیست؛ ازاینرو هیچ ناسازگاری میان نپرداختن این آیه به برگزیدگیِ خود ابراهیم و برگزیدگیِ موسی و دیگر پیامبران پاک از نسل ابراهیم از طریق اسحاق، و میان آیاتی که فضیلتها، بلندیِ منزلت و والاییِ جایگاه آنان را اثبات میکنند وجود ندارد. آن آیات بسیار فراواناند و نیازی به ذکرشان نیست؛ چراکه اثبات یک شیء، مستلزم نفی غیر آن نیست.
و نه برتری دادنِ آنان بر جهانیان با برتری دادنِ دیگران بر جهانیان منافات دارد، و نه با برتری دادنِ دیگران بر خودِ آنان؛ زیرا برتری دادنِ یک قوم یا اقوامی گوناگون بر دیگران، تنها به این معناست که آنان در فضیلتی دنیوی یا اخروی بر افراد فروتر از خود پیشی دارند. اگر برتریِ آنان بر مردم با برتریِ دیگران منافات داشت، یا برتریِ نامبردگان در این آیه—یعنی آدم، نوح، آل ابراهیم و آل عمران—بر جهانیان با برتریِ دیگران بر جهانیان ناسازگار بود، لازمهاش این میشد که میان خودِ این افرادِ یادشده در آیه نیز تعارض و تنافی باشد، در حالی که بطلان این امر آشکار است.
و نیز برتری دادنِ این افراد بر دیگران، منافاتی با وجود برتری و تفاضل در میان خودِ آنان ندارد؛ چرا که خداوند پیامبران را بر همهٔ جهانیان برتری داده و برخی از آنان را نیز بر برخی دیگر برتری بخشیده است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ كلاًّ فَضَّلْنٰا عَلَي الْعٰالَمِينَ» (انعام: ۸۶؛ و همگی را بر جهانیان برتری دادیم) و نیز میفرماید: «وَ لَقَدْ فَضَّلْنٰا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَليٰ بَعْضٍ» (اسراء: ۵۵؛ و قطعاً بعضی پیامبران را بر بعضی دیگر برتری بخشیدیم).
اما دربارهٔ «آل عمران»، ظاهر این است که مراد از عمران، پدر حضرت مریم است؛ چنانکه آمدن آیاتی در پیِ این دو آیه که به داستان همسر عمران و مریم دختر عمران میپردازند، همین معنا را میرساند. نام عمران، پدر مریم، بارها به صراحت در قرآن کریم تکرار شده است، در حالی که نام عمران، پدر موسی، حتی در یک مورد هم به گونهای که قطعاً او مراد باشد نیامده است. این موضوع تأیید میکند که مقصود از عمران در این آیه، پدر مریم (ع) است و بر این اساس، مراد از «آل عمران»، مریم و عیسی (ع) یا آن دو به همراه همسر عمران هستند.
و اما اینکه گفته میشود مسیحیان اعتراف ندارند که نام پدر مریم «عمران» بوده است، باید گفت قرآن تابع تمایلات و خواستههای آنان نیست.