وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡۖ وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ
و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان [نیز کسانی را هدایت کردیم]؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست راهنماییشان نمودیم.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸۴ تا ۹۰ با هم
پیوستگی این آیات با آیات پیشین روشن است و نیازی به توضیح ندارد؛ زیرا در ادامهی سرگذشت ابراهیم (ع) آمده است. ادامه در متن کامل
زیرا این معنا با هدف اصلی این سوره سازگار است؛ سورهای که در آن، مسئلهی توحید بر پایهی راهنمایی همان فطرتی بیان میشود که مردم بر آن آفریده شدهاند. ادامه در متن کامل
در سیاق این آیات، افزون بر بیان توحید، این نکته نیز تبیین شده است که عقیدهی توحید در میان مردم درون زنجیرهای پیوسته حفظ شده است؛ زنجیرهای که حلقههایش با هدایت الهی و عنایت ویژهی پروردگار بر یکدیگر استوار شده است و خداوند با آن، فطرت الهی را از تباه شدن در پی هوسهای شیطانی و از دست رفتنِ کاملِ فعلیت آن پاس داشته… ادامه در متن کامل
« وَ نُوحاً هَدَيْنٰا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ » (و نوح را پیش از آن هدایت کردیم و از دودمان او...) تا آخر آیه، و سخن دیگرش: « وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ » (و از پدران و فرزندان و برادرانشان...) و این فرمودهاش: ادامه در متن کامل
« فَإِنْ يَكْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ » (پس اگر اینان بدان کفر ورزند...) تا آخر آیه، احساس میشود. ادامه در متن کامل
در لابلای این آیات، ویژگیهایی که هدایت الهی را از غیر آن متمایز میسازد نیز بیان شده است؛ مانند برگزیدگی (اجتباء)، استواری راه، و اعطای کتاب، حکمت و داوری (حکم)، و نبوت، که شرح آن به خواست خدا خواهد آمد. ادامه در متن کامل
بحث روایی) [دربارهٔ اینکه اسلام فرزندان دختر را نیز فرزند و ذریه به شمار میآورد
تفسیر آیههای ۸۴ تا ۸۹ با هم
و در کافی به سندِ خود از ابوحمزه از امام باقر (ع) روایت شده است [که فرمود]: «خدای عزّوجلّ در کتاب خود فرموده است: « وَ نُوحاً هَدَيْنٰا مِنْ قَبْلُ -إلي قوله- بِكٰافِرِينَ » (و نوح را پیش از آن هدایت کردیم... ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۸۷ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۲۴۱ تا ۲۶۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/87/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ » (و از پدران و فرزندان و برادرانشان) [انعام: ۸۷]. این تعبیر مؤید مطلبی است که پیشتر آوردیم، مبنی بر اینکه مراد، بیان پیوستگیِ زنجیرهٔ هدایت است؛ چرا که باقیماندگان را به افرادِ یادشده اضافه کرده و پیوندشان را به صورت پدر بودن، فرزند بودن یا برادر بودن با آنان بیان داشته است.
خدای متعال میفرماید: « وَ اجْتَبَيْنٰاهُمْ وَ هَدَيْنٰاهُمْ إِليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ » (و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایتشان کردیم) [انعام: ۸۷]. راغب در «مفردات» میگوید: «گفته میشود: «جبيت الماء في الحوض» یعنی آب را در حوض گرد آوردم، و حوضی که آب را جمع میکند «جابیه» است و جمع آن «جواب» است؛ خدای متعال میفرماید: «وَ جِفٰانٍ كَالْجَوٰابِ» (و کاسههایی همچون حوضها) [سبأ: ۱۳]، و از همین معنا عبارتِ «جبيت الخراج جبايه» (مالیات را گرد آوردم) استعاره گرفته شده است، و نیز از همین باب است سخن خدای متعال که میفرماید: «يُجْبىٰ إِلَيْهِ ثَمَرٰاتُ كُلِّ شَيْءٍ» (محصولات هر چیزی به سوی آن گردآوری میشود) [قصص: ۵۷]، و «اجتباء» گردآوری به شیوهٔ برگزیدن (و خالص کردن) است؛ خدای عزیز و بلندمرتبه فرمود: «فَاجْتَبٰاهُ رَبُّهُ» (پس پروردگارش او را برگزید) [قلم: ۵۰]».
او میگوید: «و برگزیدنِ (اجتبایِ) بنده از سوی خدا، این است که او را به فیضی الهی اختصاص دهد که به سبب آن، انواعی از نعمتها بدون کوشش خودِ بنده برایش حاصل گردد؛ و این ویژهٔ پیامبران و برخی از همردیفانِ آنان از صدّیقان و شهیدان است، چنانکه خدای متعال میفرماید:»
«وَ كَذٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ» (و اینگونه پروردگارت تو را برمیگزیند) [یوسف: ۶]، «فَاجْتَبٰاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّٰالِحِينَ» (پس پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان قرار داد) [قلم: ۵۰]، «وَ اجْتَبَيْنٰاهُمْ وَ هَدَيْنٰاهُمْ إِلٰي صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایتشان کردیم) [انعام: ۸۷]؛ و خدای متعال میفرماید: «ثُمَّ اجْتَبٰاهُ رَبُّهُ فَتٰابَ عَلَيْهِ وَ هَدىٰ» (سپس پروردگارش او را برگزید و توبهاش را پذیرفت و هدایتش کرد) [طه: ۱۲۲]؛ و خدای عزیز و بلندمرتبه فرمود: «يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشٰاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ» (هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که به او بازگردد، به سوی خود هدایتش میکند) [شوری: ۱۳]؛ پایان کلام راغب.
معنایی که وی برای «اجتباء» گفت، هرچند بر پایهٔ آنچه از موارد کاربرد آن در کلام خدای متعال برمیآید درست است، ولی در حقیقت لازمهٔ معنای اصلی است از جهت انطباقش بر رفتار خداوند با آنان. اما آنچه سیاق آیات نشان میدهد این است که توجّه و عنایت به معنای اصلیِ کلمه تعلّق گرفته است، یعنی «گرد آوردن از جایگاهها و مکانهای گوناگون و پراکنده»؛ تا زمینهساز مطلبی باشد که پس از آن دربارهٔ هدایت به صراط مستقیم ذکر میشود، گویی میفرماید: «و ما آنان را با وجود پراکندگیشان گرد آوردیم تا چون گرد آمدند و به یکدیگر پیوستند، همگیشان را به چنین و چنان راهی هدایت کردیم».
و این بدان سبب است که چنانکه دانستی، مقصود از سیاق، بیان پیوستگیِ زنجیرهٔ رهیافتگان به این هدایتِ فطریِ الهی است؛ و آنچه با این هدف سازگار میافتد، تصویرِ نوعی گردآمدن و یگانگی برای آنان است تا رحمت الهی همهٔ آنان را با هم فرا گیرد و همگی با هم، به هدایتی یگانه رهنمون شوند؛ هدایتی که آنان را به راه راست و یگانهای درمیآورد که هیچ اختلافی در آن نیست: نه بر حسب احوال تفاوتی دارد، نه بر حسب زمانها، نه بر حسب اجزا، نه بر حسب رهروانش، و نه بر حسب مقصد.
زیرا راهِ آنان که خدا بدان هدایتشان فرموده، هرچند در ظاهرِ شریعتها از نظر گستردگی و محدودیت تفاوت دارد، اما این تفاوت تنها از جهت اجمال و تفصیل و کم یا زیاد بودنِ استعداد امتهاست؛ وگرنه همگی در یک حقیقت یگانهاند و آن، توحیدِ فطری و بندگیای است که ساختار وجودی انسان—بر پایهٔ نوع آفرینشی که خدای پاک و منزه او را بر آن پدید آورده است—بدان رهنمون میشود. و روشن است که آفرینش انسان از آن رو که انسانی است، چنان دستخوش تغییر و دگرگونی نمیشود که به دگرگونی در پایههای ادراک و ارادهٔ انسانی بینجامد؛ از این رو، حواس ظاهری انسان، احساسات و عواطف درونیاش، و سرچشمهٔ داوری و حکمی که در اوست—یعنی عقل فطری—در اصولْ همواره بر یک روال جریان دارند، هرچند نظرها و هدفها بر حسب تکامل تدریجی نوع بشر و توجه به جنبههای نیازهای زندگی دگرگون شود.
و با آنچه گذشت، معنای این سخن خدای متعال روشن شد که: « وَ هَدَيْنٰاهُمْ إِليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ »؛ «و آنان را به راهی راست هدایت کردیم». واژهٔ «صراط» در اینجا به صورت نکره (ناشناس و عام) آمده و مانند آیهٔ «اهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرٰاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» (حمد: ۶-۷) به شکل عهد (شناختهشده با الف و لام) ذکر نشده است، تا توجه ذهن تنها به صفتِ «استقامت» معطوف گردد — و استقامت در هر چیز، یکنواخت و پایدار بودن آن در صفت و ویژگی خاص خود است — بنابراین راهی که پیامبران بدان هدایت شدهاند، راهی است که در هیچ جهت از جهات و در هیچ حالی از احوال در آن اختلافی نیست؛ زیرا این صراط بر پایهٔ فطرت بنا شده است، همانطور که فطرت انسانی — یعنی ساختار آفرینش و هستی انسان — از آن جهت که آفرینشی انسانی است، در هدایت و راهیابی به مقاصد تکوینیِ انسان دچار اختلاف نمیشود.
پس این هدایتیافتگان به راه راست، از خطرهای پیمودن مسیر و لغزشهای آن در امان الهی قرار دارند؛ چراکه صراطی که میپیمایند و مسیری که در آن گام برمیدارند، از نظر هدایت و گمراهی، حق و باطل، و خوشبختی و بدبختی هیچ اختلافی در آن نیست، بلکه اجزایش با هم سازگار و حالاتش یکدست است؛ بر پایهٔ حق استوار است و به حق میانجامد، رهروِ خود را در سرگردانی رها نمیکند و او را به هیچ ستم، نگونبختی و نافرمانیای درنمیآورد. خدای متعال میفرماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» (انعام: ۸۲: کسانی که ایمان آوردند و ایمان خویش را به هیچ ستمی نیالودند، امنیت از آنِ ایشان است و آنان هدایتیافتگانند).