أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ
آیا پنداشتهاید که به بهشت درمیآیید، در حالی که هنوز خدا کسانی از شما را که جهاد کردهاند معلوم نداشته و شکیبایان را مشخص نساخته است؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۴۰ تا ۱۴۲ با هم
این سخن ــ یعنی بیانی که نشان میدهد روزگار برای آزمودن، جدا کردن مؤمن از کافر، خالص ساختن مؤمنان و نابودی تدریجی کافران میان مردم دستبهدست میشود ــ همراه با آنچه پیشتر دربارهٔ نفی هرگونه اختیاری از پیامبر (ص) گذشت، نشان میدهد که بیشتر مؤمنان میپنداشتند بر حق بودن آیینشان، علّت تام و تمامِ پیروزیِ آنان در هر جنگی و چیرگیشان بر باطل در هر وضعیتی است؛ و باور داشتند زمام کار در دست آنهاست و هیچ مانعی جلودارشان نیست. آنچه آنان را بر این پندار جسور ساخت، رخدادهای روز بدر بود: پیروزی شگفتآورشان بر دشمن و فرود آمدن فرشتگان یاریرسان.
اما این پنداری نادرست است که موجب تباهی نظام آزمون و خالصسازی میشود، و با باطل شدن آن، حکمتِ امر و نهی و پاداش و کیفر نیز از میان میرود؛ و این پیامد به فروپاشی بنیاد دین میانجامد؛ چرا که دین، دینی منطبق بر فطرت است و هرگز بر پایهٔ خرق عادتِ جاری جهان و برهم زدن سنت پایدار الهی در هستی ــ که پیروزی و شکست را بر اسباب طبیعی خود استوار ساخته ــ بنا نشده است.
تفسیر آیههای ۱۴۲ و ۱۴۳ با هم
خدای متعال میفرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَ لَمّٰا يَعْلَمِ اللّٰهُ» (آیا پنداشتهاید که وارد بهشت میشوید، حال آنکه هنوز خدا معلوم نکرده است...) تا پایان دو آیه. این پندار ــ یعنی گمانِ اینکه بدون آزموده شدن وارد بهشت میشوند ــ لازمهٔ همان پنداری است که اندکی پیش یاد شد؛ یعنی گمان کرده بودند از آنجا که بر حقاند و حق هرگز شکست نمیخورد، سررشتهٔ پیروزی در دست آنهاست و هیچگاه شکست نمیخورند و مغلوب نمیشوند. روشن است لازمهٔ چنین پنداری آن است که هر کس به پیامبر ایمان آورد و به جمع مؤمنان بپیوندد، در دنیا با پیروزی و غنیمت سعادتمند شود و در آخرت با آمرزش و بهشت؛ در نتیجه، تفاوتِ میان ظاهر ایمان و حقیقتِ آن باطل گردد و تمایزِ میان درجات از میان برود؛ به گونهای که ایمان رزمنده با ایمان رزمندهٔ شکیبا یکی باشد، و کسی که آرزوی کار خیری داشت و به هنگام فرا رسیدن زمانش آن را به جا آورد، همانند کسی باشد که آرزوی کار خیری داشت اما چون با آن روبهرو شد، روی گرداند و گریخت.
گفتاری دربارهٔ امتحان و حقیقت آن
تفسیر آیههای ۱۳۹ تا ۱۴۸ با هم
پس از حقوق موجودات بر خدای متعال این است که آنها را بهگونهای تکوینی (در نظام آفرینش) به سوی کمال مقدرشان و بهگونهای تشریعی به سوی کمال مقرر در قوانین الهی راهبری کند. ادامه در متن کامل
توضیح این مطلب آن است که هرکس از دعوت الهی پیروی نکند و بدبختی را بر خود حتمی سازد، اگر بر همان حال باقی بماند، وعدهٔ عذاب الهی بر او محقق گشته است؛ بنابراین هر پیشامدی که با آن روبهرو میشود و امر و نهیهای الهی به آن پیوند دارد و به سبب آن از قوه به فعل درمیآید، شقاوت و تیرهبختیِ تازهای برایش به فعلیت میرساند،… ادامه در متن کامل
«أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئٰاتِ أَنْ يَسْبِقُونٰا سٰاءَ مٰا يَحْكُمُونَ» (عنکبوت: ۴؛ «آیا کسانی که کارهای زشت میکنند پنداشتهاند که از ما پیشی میگیرند [و بر ارادهٔ ما چیره میشوند]؟ ادامه در متن کامل
بنابراین، همهٔ این نیرنگها، مخالفتها، ستمها و تعدیهایی که از این افراد در برابر وظایف دینی سر میزند، و تمام رویدادهای روزگار که به استقبالشان میآید و به واسطهٔ آنها آنچه را در دل پنهان داشتهاند و هوسهایشان آنان را بدان کشانده است آشکار میکنند، مکر الهی، مهلت دادن (املاء) و استدراج (گامبهگام به سوی هلاکت بردن) است؛ زیرا حقِ آنان بر خدا این است که ایشان را به سرانجام و فرجام کارشان برساند و خدا چنین کرده است، و البته خدا بر کار خویش چیره و غالب است. ادامه در متن کامل
و همین امور اگر به شیطان نسبت داده شود، انواع کفر و گناهان، گمراهگری و فریبِ او نسبت به آنان شمرده میشود؛ و گرایش به آنها دعوت، وسوسه، تحریک، القای پنهانی (وحی) و گمراهسازی از سوی او خواهد بود؛ و نیز رویدادهای برانگیزنده و پیشامدهای همراستای آن، مایههای فریب و زینتبخشی و وسایل، دامها و تورهای شیطانی به شمار میآیند؛ همانطور که بیان آن در سورهٔ اعراف خواهد آمد، انشاءالله تعالی. ادامه در متن کامل
اما مؤمنی که ایمان در قلبش استوار و ریشهدار گشته است، طاعات و عبادتهایی که از او سر میزند و همچنین رویدادهایی که با آنها روبهرو میشود و هنگام مواجهه با آنها چنین اعمالی از او آشکار میگردد، مفهوم «توفیق»، «ولایت الهی» و «هدایت به معنای خاص» به شکلی بر آنها منطبق میشود. ادامه در متن کامل
«اللّٰهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَي النُّورِ» (بقره: ۲۵۷؛ «خداوند سرپرست و یار کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد»)، و میفرماید: «يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمٰانِهِمْ» (یونس: ۹؛ «پروردگارشان آنان را به سبب ایمانشان هدایت میکند»)، و… ادامه در متن کامل
این آیه در جاهای دیگر المیزان
تفسیر آیهٔ ۱۴۲ سورهٔ آل عمران، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۴، صفحهٔ ۳۰ تا ۳۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/3/142/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای پاک و منزه ــ پس از بیان اینکه روزگار برای آزمودن و سنجش میان مردم دستبهدست میشود ــ به سرزنش آنان به خاطر این پندار باطل و روشن ساختن حقیقت امر پرداخت و فرمود: «أَمْ حَسِبْتُمْ» (آیا پنداشتید...) تا آخر آیات.
از این رو، سخن خدای متعال که میفرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا» (آیا پنداشتید وارد [بهشت] میشوید...) تا پایان آیه، از باب قرار دادن مسبَّب به جای سبب است؛ یعنی پنداشتهاید پیروزی همیشه برای شما رقم خورده است و در نتیجه آزموده نمیشوید، بلکه وارد بهشت خواهید شد بدون آنکه میان شما تفکیکی پدید آید؛ تفکیکِ فردِ سزاوارِ بهشت از شما از فرد ناسزاوار، و دارندهٔ درجهٔ والا از دیگران؟
گفتاری دربارهٔ امتحان و حقیقت آن
از همین رو، خدای متعال این تدبیر الهیِ خود را—یعنی تشریع (شریعتگذاری) و پیشآوردن رخدادها را—بلاء، ابتلاء و فتنه (امتحان و آزمون) نامیده و به صورت فراگیر فرموده است: «إِنّٰا جَعَلْنٰا مٰا عَلَي الْأَرْضِ زِينَهً لَهٰا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» (کهف: ۷؛ ما آنچه را بر روی زمین است زینتی برای آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدامیک نیکوکردارترند). و فرمود: «إِنّٰا خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشٰاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنٰاهُ سَمِيعاً بَصِيراً» (دهر: ۲؛ ما انسان را از نطفهای آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم، پس وی را شنوا و بینا گردانیدیم). و فرمود: «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَهً» (انبیاء: ۳۵؛ و شما را با ناخوشی و خوشی میآزماییم، آزمودنی دشوار). و گویی مقصود از آن همان است که این سخنِ او به تفصیل شرح میدهد: «فَأَمَّا الْإِنْسٰانُ إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَ أَمّٰا إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهٰانَنِ» (فجر: ۱۵-۱۶؛ اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را بیازماید و گرامیاش دارد و نعمتش بخشد، میگوید: «پروردگارم مرا گرامی داشت!» و اما هنگامی که او را بیازماید و روزیاش را بر او تنگ گیرد، میگوید: «پروردگارم مرا خوار ساخت!»). و فرمود: «إِنَّمٰا أَمْوٰالُكُمْ وَ أَوْلاٰدُكُمْ فِتْنَهٌ» (تغابن: ۱۵؛ جز این نیست که اموال و فرزندانتان مایهٔ آزمایشاند). و فرمود: «وَ لٰكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ» (محمد: ۴؛ لیکن تا برخی از شما را با برخی دیگر بیازماید). و فرمود: «كَذٰلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَفْسُقُونَ» (اعراف: ۱۶۳؛ اینگونه آنان را به سبب نافرمانیشان میآزمودیم). و فرمود: «وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاٰءً حَسَناً» (انفال: ۱۷؛ و تا مؤمنان را از جانب خود به آزمایشی نیکو بیازماید). و فرمود: «أَ حَسِبَ النّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّٰهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكٰاذِبِينَ» (عنکبوت: ۲-۳؛ آیا مردم پنداشتهاند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟! بیگمان کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم، تا خدا حتماً راستگویان را معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] مشخص سازد).
و دربارهٔ کسی چون ابراهیم فرمود: «وَ إِذِ ابْتَليٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ» (بقره: ۱۲۴؛ و هنگامی که ابراهیم را پروردگارش با کلماتی آزمود)، و در داستان ذبح اسماعیل فرمود: «إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ» (صافات: ۱۰۶؛ به راستی که این همان آزمون آشکار است)، و دربارهٔ موسی فرمود: «وَ فَتَنّٰاكَ فُتُوناً» (طه: ۴۰؛ و تو را بارها و بارها آزمودیم)، و آیات دیگری از این دست.
چنانکه میبینی، این آیات رنج و آزمون را به هر آنچه با انسان پیوند دارد فراگیر میسازند؛ چه وجود خود او و اجزای هستیاش مانند شنوایی، بینایی و زندگی، و چه امورِ بیرون از وجودش که بهگونهای با او پیوند دارند، مانند فرزندان، همسران، خویشاوندان، دوستان، مال، مقام و هر آنچه به نوعی از آن بهره میبرد، و نیز نقطهمقابلِ این امور، مانند مرگ و دیگر مصیبتهایی که به او روی میآورد. خلاصه اینکه این آیات، تمام اجزای جهان و احوالِ آن را که انسان با آنها پیوند دارد، فتنه و آزمونی از سوی خدای پاک و منزه برای او به شمار میآورند.
در این آیات، فراگیریِ دیگری نیز از جهتِ افراد وجود دارد؛ بدین معنا که همگان در بوتهٔ آزمایش و امتحان قرار میگیرند، خواه مؤمن باشند یا کافر، نیکوکار باشند یا بدکار، پیامبر باشند یا پایینتر از او. از این رو، این سنتی است همواره جاری که هیچ فردی از آن استثنا نمیشود.
بدین ترتیب روشن شد که سنت امتحان، سنتی الهی و همواره جاری است. این سنت، سنتی عملی است که بر سنتی تکوینی تکیه دارد و آن، سنت هدایت عمومیِ الهی است از آن جهت که به تکلیفدارانی چون انسان تعلق میپذیرد؛ و نیز بر آنچه پیش و پس از آن میآید—یعنی قَدَر (اندازهگیری و حدود مقدرات) و اَجَل (سرآمد عمر)—تکیه دارد، همانگونه که بیانش گذشت.