يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقُولُواْ رَٰعِنَا وَقُولُواْ ٱنظُرۡنَا وَٱسۡمَعُواْۗ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٞ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، [به پیامبر] نگویید: «راعِنا» (مراعات ما کن)، بلکه بگویید: «انظُرنا» (به ما مهلت بده و به ما بنگر)، و [سخن او را] بشنوید؛ و برای کافران عذابی دردناک است.
تفسیر آیهٔ ۱۰۴ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۲۴۵ تا ۲۴۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/104/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» (ای کسانی که ایمان آوردهاید)؛ این نخستین مورد در قرآن است که مؤمنان در آن با عبارت «يا أيها الذين آمنوا» مورد خطاب قرار گرفتهاند. این تعبیر به صورت خطاب، در حدود هشتاد و پنج جای قرآن آمده است. تعبیر از اهل ایمان با عبارت «الذین آمنوا»، چه به صورت خطاب باشد و چه غیر خطاب، از ویژگیهای این امت است؛ اما دربارهٔ امتهای پیشین با واژهٔ «قوم» تعبیر میشد، مانند: «قَوْمِ نُوحٍ و قَوْمِ هُودٍ » (قوم نوح و قوم هود)، و فرمودهٔ او: «قٰالَ يٰا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَليٰ بَيِّنَهٍ الآيه» (گفت: ای قوم من، به من خبر دهید اگر دلیلی روشن داشته باشم...)، و تعبیرهایی چون: «أَصْحٰابِ مَدْيَنَ و أَصْحٰابَ الرَّسِّ ،و بَنِي إِسْرٰائِيلَ ،و يٰا بَنِي إِسْرٰائِيلَ» (اصحاب مدین و اصحاب رَسّ، و بنیاسرائیل و ای بنیاسرائیل). بنابراین تعبیر با واژهٔ «الذین آمنوا» از شرافتهایی است که بهرهمندی از آن ویژهٔ این امت است؛ با این حال، تدبر در کلام خدای متعال نشان میدهد که در کلام الهی، مقصود از تعبیر «الذین آمنوا» غیر از آن چیزی است که از واژهٔ «المؤمنون» اراده میشود؛ مانند سخن خدای متعال:
«وَ تُوبُوا إِلَي اللّٰهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ» (و همگی به درگاه خدا توبه کنید ای مؤمنان؛ نور: ۳۱) که از نظر مصداق متفاوت است. خدای متعال میفرماید:
«الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنٰا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَهً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذٰابَ الْجَحِيمِ، رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» (کسانی که عرش را حمل میکنند و کسانی که پیرامون آن هستند، به سپاس پروردگارشان تسبیح میگویند و به او ایمان دارند و برای کسانی که ایمان آوردهاند آمرزش میخواهند: پروردگارا، رحمت و دانشت همه چیز را فرا گرفته است، پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را در پیش گرفتهاند بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار! پروردگارا، و آنان را همراه با هر کس از پدران و همسران و فرزندانشان که شایسته بودهاند به بهشتهای جاودانی که به ایشان وعده دادهای وارد ساز، که همانا تویی شکستناپذیر و دانا؛ مؤمن: ۷-۸). در این آیه، استغفار فرشتگان و حاملان عرش نخست برای «الذین آمنوا» قرار داده شده و سپس به عنوان بدل، با عبارت «لِلَّذِينَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا» (برای کسانی که توبه کردند و پیروی نمودند) بیان شده است (و توبه همان بازگشت است)؛ سپس دعای آنان به «الذین آمنوا» تعلق گرفته و پدران، همسران و فرزندان صالحشان بر آنان عطف شدهاند. حال اگر مقصود از «الذین آمنوا» عموم اهل ایمان به پیامبر خدا (ص) به هر صورتی بود، «الذین آمنوا» همهٔ افراد اعم از پدران، فرزندان و همسران را شامل میشد و دیگر جایی برای این عطف و تفکیک باقی نمیماند، و همگان در یک ردیف و در یک صف قرار میگرفتند. این معنا از این فرمودهٔ خدای متعال نیز استفاده میشود:
«وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ» (و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندانشان را به آنان ملحق ساختیم و چیزی از پاداش عملشان نکاستیم؛ هر کسی در گرو دستاورد خویش است؛ طور: ۲۱). پس اگر فرزندانشان که در ایمان از ایشان پیروی کردهاند، خود مصداقی از «الذین آمنوا» در کلام خدای متعال میبودند، وجهی برای الحاق (پیوستن به آنان) باقی نمیماند. و اگر جملهٔ «وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ » (و فرزندانشان از آنان پیروی کردند) قرینهای بر این گرفته شود که مراد از «الذین آمنوا» اشخاص خاصی است—یعنی هر گروه از مؤمنان در مقایسه با فرزندان باایمان خود—باز هم وجهی برای الحاق و نیز وجه درستی برای عبارت «وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ» (و چیزی از عملشان نکاستیم) باقی نمیماند، مگر دربارهٔ واپسین نسلی که پس از خود نسلی ندارند تا با ایمان از آنان پیروی کند و در نتیجه فقط آنان به پدرانشان ملحق شوند. هرچند این معنا فینفسه معقول است، اما سیاق آیه که سیاق تکریم و شرافتبخشی است این توجیه را برنمیتابد؛ زیرا بر اساس این فرض، معنا به گزارهای شبیه به این بازمیگردد که بگوییم: «مؤمنان از یکدیگرند» یا «برخی از آنان به برخی دیگر ملحق میشوند» و همگی بدون هیچ برتری برای گروهی بر گروه دیگر و برای پیشینیان بر پسینیان در یک صف قرار دارند؛ چرا که ملاک، ایمان است و ایمان در همه یکسان است. در حالی که این نکته با سیاق آیه که بر نوعی کرامت و شرافت برای پیشگامان—از طریق ملحق کردن فرزندانشان به آنان—دلالت دارد، ناسازگار است. پس عبارت:
«وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ» (و فرزندانشان در ایمان از آنان پیروی کردند)، قرینهای است بر اینکه مراد از «الَّذِينَ آمَنُوا» اشخاص ویژهای هستند؛ یعنی پیشگامان نخستین در ایمان به پیامبر خدا (ص) از میان مهاجران و انصار در روزگار دشواری (یومالعسره). از این رو عبارت «الذین آمنوا» تعبیری حاکی از تکریم و شرافت است که این گروه خاص از آن اراده شدهاند. این نکته را این فرمودهٔ خدای متعال نیز تأیید میکند: «لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِينَ» ([این اموال، ویژهٔ] نیازمندانِ مهاجر است...)، تا آنجا که فرمود: «وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِيمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ» (و کسانی که پیش از مهاجران، در مدینه و دیار ایمان جای گزیدند...)، تا آنجا که کلام را به اینجا میرساند:
«وَ الَّذِينَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا وَ لِإِخْوٰانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونٰا بِالْإِيمٰانِ وَ لاٰ تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنٰا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنٰا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ» (حشر: ۱۰)؛ «و کسانی که پس از آنان آمدند میگویند: پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما سبقت گرفتند بیامرز، و در دلهایمان هیچ کینهای نسبت به مؤمنان قرار مده؛ پروردگارا! تو بسیار رئوف و مهربانی». حال اگر مصداق فرمودهٔ خدا: «لِلَّذِينَ آمَنُوا»، عیناً همان مصداق عبارتِ «اَلَّذِينَ سَبَقُونٰا بِالْإِيمٰانِ» میبود، اسمِ ظاهر بدون دلیلی آشکار بهجای ضمیر آمده بود (و بهجای تکرارِ اسم ظاهر، باید ضمیرِ «لَهُمْ» میآمد).
همچنین این کلام خدای متعال نیز به آنچه گذشت اشاره دارد که میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَي الْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ تَرٰاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً» (محمد، پیامبر خداست و کسانی که با اویند، در برابر کافران سرسخت و در میان خود مهربانند؛ آنان را پیوسته در حال رکوع و سجود میبینی که فضل و خشنودی خدا را میجویند...)، تا آنجا که میفرماید: «وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِيماً» (فتح: ۲۹)؛ «خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است».
از آنچه گذشت روشن شد که این تعبیر، واژهای تشریفی (برای تکریم و بزرگداشت) است که به نخستین پیشگامان از اهل ایمان اختصاص دارد؛ و دور نیست که نظیر همین سخن دربارهٔ تعبیر «الَّذِينَ كَفَرُوا» نیز جاری باشد، بهگونهای که مراد از آن، پیشگامان در کفر ورزیدن به پیامبر خدا (ص) از میان مشرکان مکه و همتایانشان باشد؛ چنانکه نمونههایی مانند این فرمودهٔ خدای متعال بر آن دلالت دارد: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوٰاءٌ عَلَيْهِمْ،أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ» (بقره: ۶)؛ «بیتردید کسانی که کفر ورزیدند، برایشان یکسان است که هشدارشان دهی یا ندهی، ایمان نمیآورند».
اگر بگویی: بر پایهٔ آنچه گذشت، خطابِ «الَّذِينَ آمَنُوا» تنها به گروهی خاص از حاضران در زمان پیامبر (ص) اختصاص مییابد؛ در حالی که دانشمندان اصول فقه یادآور شدهاند که این خطابها هم برای زمان حضور پیامبر و هم دورانهای دیگر، و نیز برای حاضرانِ عصر پیامبر (ص) و غیرِ آنان عام است؛ بهویژه بر پایهٔ این تقریر که خطاب به شیوهٔ «قضیهٔ حقیقیه» (حکمی عام که روی عنوان میرود و تمام مصادیق را در هر زمانی شامل میشود) بیان شده است.
در پاسخ میگویم: آری، این خطاب، خطابی تشریفی (برای بزرگداشت) است و به گروهی خاص اختصاص دارد، اما این نکته هرگز سبب نمیشود تکالیفی که در دلِ این خطاب آمده نیز مخصوصِ آنان باشد؛ زیرا گستردگی و محدودیتِ تکلیف، اسبابی مستقل از عواملِ گستردگی و محدودیتِ خطاب دارد؛ همانگونه که تکالیفی که اساساً بدون خطاب بیان شدهاند، بینیاز از هر خطابی، عام و فراگیرند. بر این پایه، آغاز شدن پارهای از تکالیف با خطابِ «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، درست مانند آغاز شدنِ بخش دیگری از خطابها با عبارتهای «يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ» (ای پیامبر) و «يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ» (ای فرستاده) است که بر مبنای تکریم آمده، در حالی که خودِ تکلیفْ عام و مرادِ آن گسترده است. با همهٔ این احوال، اختصاصِ تشریفیِ یادشده هرگز مانع از آن نیست که اگر قرینهای در میان باشد، لفظِ «الذین آمنوا» بر غیرِ این افرادِ مشمولِ تکریم نیز اطلاق گردد؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا» (بیتردید کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند...) «ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدٰادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللّٰهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ» (نساء: ۱۳۷)؛ «سپس ایمان آوردند، باز کافر شدند و آنگاه بر کفر خود افزودند، خدا هرگز بر آن نبوده است که آنان را بیامرزد»؛ و نیز این سخن خدای متعال که به حکایت از نوح میفرماید: «وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ» (هود: ۲۹)؛ «و من هرگز طردکنندهٔ مؤمنان نخواهم بود، چراکه آنان پروردگار خویش را دیدار خواهند کرد».
خدای متعال میفرماید: «لاٰ تَقُولُوا رٰاعِنٰا وَ قُولُوا انْظُرْنٰا»؛ یعنی گفتارِ «انْظُرْنٰا» (به ما مهلت بده و به ما بنگر) را جایگزینِ گفتار «راعِنا» (مراعاتمان کن) سازید، و اگر چنین نکنید، این کار از شما کفر شمرده میشود و برای کافران عذابی دردناک است؛ از این رو در این آیه نهیی شدید از گفتن «راعِنا» آمده است.
این واژهای است که آیهای دیگر نیز آن را یادآور شده و معنایش را تا اندازهای روشن ساخته است؛ آنجا که خدای متعال میفرماید: «مِنَ الَّذِينَ هٰادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنٰا وَ عَصَيْنٰا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ رٰاعِنٰا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ» (از کسانی که یهودی شدند، کلمهها را از جایگاههایش دگرگون میسازند و با پیچاندنِ زبانهایشان و به قصد طعنه زدن در دین میگویند: «شنیدیم و نافرمانی کردیم، و بشنو که هرگز نشنوی! و راعِنا»؛ نساء: ۴۶). از این آیه دانسته میشود که یهودیان از گفتنِ «راعِنا» به پیامبر (ص)، چیزی شبیه معنای «اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ» (بشنو که نشنوی / ناشنوا شوی) را در نظر داشتند؛ از همین رو نهی شد که پیامبر خدا (ص) را با این عبارت خطاب کنند.
در این صورت، آیه با آنچه نقل شده سازگار است که: مسلمانان هرگاه پیامبر (ص) سخنی برایشان بیان میفرمود، ایشان را با این کلمه خطاب میکردند و میگفتند: «راعِنا يا رسولالله»—و قصدشان این بود که به ما مهلت بده و درنگ کن تا آنچه میگویی بفهمیم—اما این واژه در زبان یهود بارِ دشنام داشت. یهودیان این موقعیت را غنیمت شمردند و پیامبر (ص) را با این لفظ خطاب میکردند؛ در ظاهر ادب نشان میدادند، اما در باطن قصد دشنام داشتند و معنایش نزد آنان «بشنو، خدا کند هرگز نشنوی!» بود. پس این آیه نازل شد: «مِنَ الَّذِينَ هٰادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنٰا وَ عَصَيْنٰا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ رٰاعِنٰا» (نساء: ۴۶) تا پایان آیه، و خداوند مؤمنان را از این واژه نهی فرمود و دستورشان داد تعبیری را به کار ببرند که همان معنا را برساند و آن «انْظُرْنٰا» است؛ پس فرمود: «لاٰ تَقُولُوا رٰاعِنٰا وَ قُولُوا انْظُرْنٰا» (نگویید راعنا، بلکه بگویید انظرنا).
خدای متعال میفرماید: «وَ لِلْكٰافِرِينَ عَذٰابٌ أَلِيمٌ» (و برای کافران عذابی دردناک است)؛ مراد، سرپیچیکنندگان از این نهی هستند، و این یکی از مواردی است که واژهٔ کفر بر ترک تکالیف فرعی اطلاق شده است.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور»، ابونعیم در «حلیه» از ابنعباس روایت کرده است که گفت پیامبر خدا (ص) فرمود:
«مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ آيَةً فِيهٰا ،يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا -إِلّٰا وَ عَلِيٌّ رَأْسُهٰا وَ أَمِيرُهٰا.» (خداوند هیچ آیهای را که در آن «ای کسانی که ایمان آوردهاید» آمده باشد نازل نکرد، مگر آنکه علی در رأس و امیرِ آن است).
میگویم: این روایت مؤید اخباری است که در آینده دربارهٔ شماری از آیات نقل خواهیم کرد؛ مبنی بر اینکه آن آیات در شأن علی یا در شأن اهلبیت است؛ مانند آنچه در این سخن خدای متعال آمده است: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ» (شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدید آمدید؛ آلعمران: ۱۱۰)، و سخن خدای متعال: «لِتَكُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَي النّٰاسِ» (تا گواهان بر مردم باشید؛ بقره: ۱۴۳)، و سخن خدای متعال: «وَ كُونُوا مَعَ الصّٰادِقِينَ» (و با راستگویان باشید؛ توبه: ۱۱۹).