وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَيۡءٖۚ كُلُّ ٱمۡرِيِٕۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ
و کسانی که خود ایمان آوردند و فرزندانشان نیز در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندانشان را به آنان پیوند میدهیم و از پاداش عملشان چیزی نمیکاهیم؛ هر کس در گرو دستاورد خویش است.
تفسیر آیهٔ ۲۱ سورهٔ طور، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۱۲ تا ۱۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/52/21/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » تا آخر آیه؛ گفته شده است: میان «اتباع» (پیرویکردن) و «لحوق» (پیوستن)، با آنکه در هر دو پیشبودن و پسافتادن لحاظ شده، این تفاوت هست که در پیروی، شراکت پیرو و پیشرو در موضوعِ پیروی شرط است؛ بر خلاف پیوستن که در آن، فردِ پیوسته لزوماً در آنچه به آن ملحق شده با فرد پیشین همرتبه و شریک نیست.
واژههای «لاتَ» و «أَلاتَ» به معنای کاستن و کمکردن است؛ بنابراین معنای «ما ألتناهم» این است که با این پیونددادن، چیزی از پاداش کارِ آنان کم نکردیم.
ظاهر آیه نشان میدهد که در مقام منّتنهادن است؛ خدای سبحان بر مؤمنان منّت میگذارد که فرزندانشان را که با مرتبهای از ایمان از آنان پیروی کردهاند، به خودشان ملحق میسازد تا چشمشان روشن شود؛ و همین نکته نشان میدهد که تنوین در « بِإِيمٰانٍ » برای تنکیر (نوعی ایمان) است، نه برای تعظیم (ایمانی والا و بزرگ).
و معنا این است: فرزندان با مرتبهای از ایمان از پدران پیروی کردند، هرچند از درجهٔ ایمانِ پدرانشان فروتر باشد؛ چراکه اگر ایمانِ فرزندان کاملتر از ایمان پدران یا همپایهٔ آن میبود، دیگر منّتی در کار نبود.
و مطلق آوردنِ تعبیرِ پیروی در ایمان، انصراف دارد به پیرویِ کسی که ایمانآوردن فینفسه از خودِ او صحیح باشد؛ یعنی به حدی از رشد رسیده باشد که مکلّف به ایمان گردد. پس منظور از ذریه (فرزندان)، فرزندانِ بزرگتر و مکلّف به ایمان هستند؛ بنابراین، آیه شامل فرزندانِ خردسالی که پیش از بلوغ درگذشتهاند نمیشود، و این موضوع با اینکه فرزندانِ خردسال مؤمنان در احکام شرع، محکوم به ایمان (در حکم مؤمن) دانسته میشوند، منافاتی ندارد.
مگر آنکه از تنکیرِ (نکره آمدنِ) واژهٔ ایمان عمومیت فهمیده شود و معنا چنین باشد: و فرزندانشان با هرگونه ایمانی از آنان پیروی کردند، خواه ایمانی برخاسته از خودِ فرد باشد و خواه ایمانی به حکم شرع.
همچنین منّتگذاری قرینهای است بر اینکه ضمیر در سخن خداوند: « وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » (و از پاداشِ عملشان چیزی نکاستیم)، به مؤمنان بازمیگردد؛ درست مانند دو ضمیر در: « وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ » (و فرزندانشان از آنان پیروی کردند). زیرا در این صورت، جملهٔ « وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » برای رفع این توهم بیان شده است که مبادا با فرضِ ملحق ساختن فرزندان، کاستیای در پاداش رخ دهد؛ در حالی که چنین نقصی با منّتگذاری ناسازگار است. و روشن است که آنچه با منّتگذاری ناسازگاری دارد، کم شدن از پاداشِ پدرانی است که فرزندان به آنان ملحق میشوند، نه کم شدن از پاداشِ فرزندان.
حاصل آنکه، آیهٔ « وَ الَّذِينَ آمَنُوا » (و کسانی که ایمان آوردند...) تا پایان، کلامی نو (استئناف) است که خدای متعال در آن بر مؤمنان منّت میگذارد که به زودی فرزندانشان را که با مرتبهای از ایمان از آنان پیروی کردهاند ــ هرچند از پایهٔ ایمانِ پدران فروتر باشد ــ به آنان ملحق خواهد کرد تا دیدگانشان روشن شود؛ و با این الحاق، هیچ چیزی از پاداشِ کردارِ پدران کاسته نخواهد شد، بلکه به فرزندان نیز مانند آنچه به پدران عطا کرده خواهد بخشید، یا به گونهای دیگر پاداش میدهد که هیچ تزاحم و کمبودی در آن نباشد، آنچنانکه خود بدان داناتر است.
در معنای این آیه، سخنان دیگری نیز گفتهاند که از سستی خالی نیست؛ مانند سخن برخی که گفتهاند: « وَ الَّذِينَ آمَنُوا » معطوف بر « بِحُورٍ عِينٍ » است و معنا چنین میشود: و آنان را با حوران درشتچشم و با کسانی که ایمان آوردهاند قرین و همدم ساختیم، که از حوران با نکاح و از مؤمنان با رفاقت و همنشینی بهره میبرند! یا سخنِ کسانی که گفتهاند: مقصود از ذریه فقط فرزندان خردسال است؛ و همچنین سخن برخی که گفتهاند: دو ضمیر در « وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » به ذریه بازمیگردد و معنا این است: به سبب ملحق ساختن فرزندان به پدران، چیزی از پاداش کردارِ فرزندان نکاستیم، بلکه اعمالشان را، چه خیر باشد و چه شر، تمام و کمال به آنان میدهیم و سپس آنان را به پدرانشان ملحق میسازیم.
و سخن خداوند: « كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ » (هر کسی در گرو دستاوردِ خویش است)، چنانکه سیاق اقتضا میکند، دلیلی است بر سخن پیشین او: « وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » (و چیزی از عملشان نکاستیم). واژههای «رَهْن»، «رَهین» و «مَرهون» ــ بنا بر آنچه راغب گفته است ــ چیزی است که به عنوان وثیقهٔ بدهی گذاشته میشود؛ او میگوید: «وَ لَمَّا كَانَ الرَّهْنُ يُتَصَوَّرُ مِنْهُ حَبْسُهُ أُسْتُعِيرَ ذٰلِكَ لِحَبْسِ أَيِّ شَيْءٍ كَانَ» (و چون از رهن، حبس و بازداشتنِ آن به ذهن میآید، این واژه برای در بند بودن و نگهداریِ هر چیزی به استعاره گرفته شده است). پایان سخن راغب.
و چه بسا همین معنای استعاری در آیه مقصود باشد: انسان، به سبب آنچه از نیکی یا بدی به دست آورده، نزد خدای پاک و منزه در گرو و بازداشتشده است تا پاداش یا کیفرِ کردارش را تمام و کمال به او بدهد. پس اگر چیزی از عمل او کم میشد و بهتمامی به او داده نمیشد، دیگر در گرو تمامِ دستاورد خویش نبود، بلکه در گرو بخشی از کردارش میبود و بخشِ دیگرش را فردی دیگر ــ مانند فرزندان ملحقشده به او ــ تصاحب کرده بود.
و اما اینکه خدای متعال میفرماید: «كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَهٌ إِلاّٰ أَصْحٰابَ الْيَمِينِ» (هر کسی در گرو دستاوردِ خویش است، مگر یارانِ راست؛ مدثر: ۳۹)، مقصود این است که جانها در روز قیامت در گرو عذاباند؛ چنانکه سیاقِ کلام پس از آن نیز بر این معنا گواهی میدهد، آنجا که میفرماید: «فِي جَنّٰاتٍ يَتَسٰاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ» (در باغهایی [از بهشت] از گناهکاران میپرسند؛ مدثر: ۴۱).
و گفتهاند: مراد این است که انسان در گرو کردارِ بدِ خویش است، چنانکه آیهٔ پیشگفته از سورهٔ مدثر نیز با گواهیِ استثنا شدنِ «اصحاب یمین» بر آن دلالت دارد؛ و این آیه، یعنی سخن خداوند: « كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ » (هر انسانی در گرو دستاوردِ خویش است)، جملهای معترضه دربارهٔ اوصافِ اهل دوزخ است که در میان ذکر اوصافِ اهل بهشت جای گرفته است.
و صاحب کشاف این آیه را بر گونهای استعاره حمل کرده و با آن، ناسازگاریِ میان این دو آیه را برطرف ساخته است؛ او میگوید: «كان نفس العبد رهن عند الله بالعمل الصالح الذي هو مطالب به كما يرهن الرجل عبده بدين عليه فإن عمل صالحا فكها و خلصها و إلا أوبقها» (گویی جانِ بنده نزد خدا در گرو کار شایستهای است که از او خواسته شده، درست مانند مردی که بردهاش را در برابر بدهیاش گرو میگذارد؛ پس اگر کار شایسته کند، جانش را آزاد ساخته و رهانیده است وگرنه آن را به هلاکت افکنده است). پایان سخن او.
و تو خود آگاهی که صرفِ آنچه او بیان کرده است، پیوند این جمله، یعنی کلام الهی: « كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ » (هر کس در گرو دستاورد خویش است)، را با جملهٔ پیش از آن توجیه نمیکند.
بحث روایی
در کتاب کافی به سند خود از ابوبکر از امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خدای عزوجل روایت شده است که:
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ-أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ » (و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان از پیِ آنان رفتند، فرزندانشان را به آنان ملحق ساختیم)؛ راوی گفت: پس امام فرمود: عملِ فرزندان کوتاهی ورزید از عملِ پدران؛ پس فرزندان را به پدران ملحق ساختند تا با این کار، چشمانِ پدران روشن شود.
میگویم: این روایت را در کتاب «التوحید» نیز به سند خود از ابوبکر حضرمی از آن حضرت (ع) آورده است.
و در تفسیر قمی آمده است: پدرم از سلیمان دیلمی، از ابوبصیر، از امام صادق (ع) برایم حدیث کرد که فرمود: «کودکانِ مؤمنِ شیعیان ما را حضرت فاطمه (ع) پرورش میدهد»، و دربارهٔ این سخن خدا: « أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ » (فرزندانشان را به آنان ملحق ساختیم)، فرمود: «در روز قیامت، آنان را به پدرانشان هدیه میدهند».
میگویم: در کتاب «مجمعالبیان»، بخش پایانیِ این حدیث از آن حضرت به صورت مرسل (بدون ذکر زنجیرهٔ راویان) روایت شده است.
و در کتاب «التوحید» به سند خود از ابوبصیر روایت کرده است که امام صادق(ع) فرمود: «إِذَا مَاتَ الطِّفْلُ مِنْ أَطْفَالِ الْمُؤْمِنِينَ نَادَى مُنَادٍ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ: أَلَا إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ قَدْ مَاتَ، فَإِنْ كَانَ قَدْ مَاتَ وَالِدَاهُ أَوْ أَحَدُهُمَا أَوْ بَعْضُ أَهْلِ بَيْتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ دُفِعَ إِلَيْهِ يَغْذُوهُ، وَ إِلَّا دُفِعَ إِلَى فَاطِمَةَ تَغْذُوهُ حَتَّى يَقْدَمَ أَبَوَاهُ أَوْ أَحَدُهُمَا أَوْ بَعْضُ أَهْلِ بَيْتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَيَدْفَعَهُ إِلَيْهِ»؛ هرگاه کودکی از فرزندان مؤمنان از دنیا برود، نداکنندهای در ملکوت آسمانها و زمین ندا میدهد: «آگاه باشید که فلان، فرزندِ فلان از دنیا رفته است». پس اگر پدر و مادرش یا یکی از آن دو، یا فردی باایمان از خاندانش [پیشتر] از دنیا رفته باشند، کودک به او سپرده میشود تا پرورشش دهد؛ وگرنه به حضرت فاطمه(ع) سپرده میشود تا به او رسیدگی کند و پرورشش دهد تا زمانی که پدر و مادرش، یا یکی از آن دو، یا فردی باایمان از خاندانش [به سرای آخرت] درآیند؛ آنگاه کودک را به او میسپارد.
و در کتاب «من لایحضره الفقیه»، در روایتی از حسن بن محبوب، از علی، از حَلَبی، از امام صادق(ع) آمده است که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَفَّلَ إِبْرَاهِيمَ وَ سَارَةَ أَطْفَالَ الْمُؤْمِنِينَ يَغْذُوَانِهِمْ بِشَجَرَةٍ فِي الْجَنَّةِ لَهَا أَخْلَافٌ كَأَخْلَافِ الْبَقَرِ فِي قَصْرٍ مِنْ دُرَّةٍ، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أُلْبِسُوا وَ طُيِّبُوا وَ أُهْدُوا إِلَى آبَائِهِمْ فَهُمْ مُلُوكٌ فِي الْجَنَّةِ مَعَ آبَائِهِمْ»؛ خداوند تبارک و تعالی سرپرستی کودکان مؤمنان را به ابراهیم و ساره واگذار کرده است و آن دو در قصری از مروارید، این کودکان را بهوسیلهٔ درختی در بهشت که پستانهایی مانند پستان گاو دارد غذا میدهند و میپرورانند. چون روز قیامت فرارسد، جامههای فاخر بر آنان میپوشانند، خوشبویشان میکنند و به پدرانشان هدیه میدهند؛ پس آنان همراه پدرانشان در بهشت پادشاهانی خواهند بود. و این همان سخن خدای متعال است: « وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ-أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ » (و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان از پیِ آنان رفتند، فرزندانشان را به آنان پیوند میدهیم).
و در کتاب «مجمعالبیان»، زاذان از حضرت علی(ع) روایت کرده است که فرمود: پیامبر خدا(ص) فرمودند: «إن المؤمنين و أولادهم في الجنه»؛ همانا مؤمنان و فرزندانشان در بهشت خواهند بود؛ سپس این آیه را تلاوت فرمودند.
و در کتاب «الدر المنثور»، بَزّار و ابنمَردُویه از ابنعباس روایت کردهاند که او از پیامبر خدا(ص) نقل کرد: «إِنَّ اللَّهَ يَرْفَعُ ذُرِّيَّةَ الْمُؤْمِنِ إِلَيْهِ فِي دَرَجَتِهِ وَ إِنْ كَانُوا دُونَهُ فِي الْعَمَلِ»؛ همانا خداوند فرزندان فرد باایمان را به درجه و مقام او بالا میبرد، هرچند در عمل از او پایینتر باشند. سپس این آیه را قرائت فرمود: « وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ-أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » (و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان از پیِ آنان رفتند، فرزندانشان را به آنان پیوند میدهیم و از عملشان چیزی نمیکاهیم)، و فرمود:
«و ما نقصنا الآباء بما أعطينا الأبناء»؛ و ما به سبب آنچه به فرزندان بخشیدیم، از پاداشِ پدران چیزی کم نکردیم.
و در همان کتاب، طبرانی و ابنمردویه از ابنعباس روایت کردهاند که پیامبر خدا(ص) فرمودند: «إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ الْجَنَّةَ سَأَلَ عَنْ أَبَوَيْهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ وَلَدِهِ، فَيُقَالُ: إِنَّهُمْ لَمْ يَبْلُغُوا دَرَجَتَكَ وَ عَمَلَكَ، فَيَقُولُ:»؛ هنگامی که مؤمن وارد بهشت میشود، جویای حال پدر و مادر و فرزندان و نوادگانش میگردد؛ پس به او گفته میشود: آنان به پایهٔ عمل و درجهٔ تو نرسیدهاند؛ آنگاه میگوید:
«يَا رَبِّ قَدْ عَمِلْتُ لِي وَ لَهُمْ»؛ پروردگارا، من برای خود و آنان عمل کردهام! پس دستور داده میشود که آنان به او ملحق گردند؛ و ابنعباس این آیه را خواند: « وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ » تا آخر آیه.
میگویم: این آیه شامل «پدران و مادران» که در حدیث آمده است نمیشود؛ و آیهای که برای دلالت بر این معنا مناسبتر است، سخن خدای متعال در دعای فرشتگان است که میگویند: «رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ» تا آخر آیه (غافر: ۸؛ پروردگارا، آنان و هر که از پدران، همسران و فرزندانشان را که شایسته بودهاند به بهشتهای جاودانی که بدانها وعده دادهای وارد کن).