رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ
«پروردگارا، و آنان را به بهشتهای جاودانی که به ایشان وعده دادهای وارد ساز، و نیز هر که از پدران، همسران و فرزندانشان را که شایسته بودهاند؛ چراکه بیگمان تویی آن شکستناپذیرِ فرزانه (حکیم).»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷ تا ۱۲ با هم
چون خدای سبحان تکذیبِ کافران و ستیزهجوییِ باطل آنان را در برابر آیات الهی یادآور شد، و گوشزد فرمود که آنان نه میتوانند خدا را درمانده کنند و نه از یاد رفتهاند، بلکه در این دعوت منظور و مورد توجهاند، و این توجه به آنان برای آن است که [از مؤمنان] جدا و متمایز گردند تا سخنِ عذاب بر آنان حتمی شود و کیفر بینند، بار دیگر به آغاز کلام بازگشت؛ همانجا که اشاره کرده بود فرود آمدن کتاب و برپایی این دعوت، برای آمرزش گروهی و پذیرش توبهٔ آنان، و نیز کیفر دادن به گروهی دیگر است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ و ۸ با هم
سپس از سیاق آیات روشن است که آمرزشخواهی فرشتگان برای عموم مؤمنان است؛ و نیز معلوم است که آنان مؤمنان را به دو گروه تقسیم کردهاند: گروهی کسانی که توبه کرده و راه خدا را پیمودهاند و خدا به آنان بهشتهای جاودان را وعده داده است، و گروهی دیگر کسانی که شایستگی یافتهاند؛ و فرشتگانْ گروه نخست را پیشرو و گروه دوم را پیروِ آنان قرار دادهاند.
از این سیاق آشکار میشود که گروه نخست، همان کاملان در ایمان و عملاند؛ چنانکه مقتضای معنای حقیقی این گفتار فرشتگان است که: « لِلَّذِينَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ » (برای کسانی که توبه کرده و راه تو را در پیش گرفتهاند). فرشتگان نام آنان را بردند و از خدا خواستند که ایشان را بیامرزد و بهشتهای جاودانی (عَدْن) را که به آنان وعده فرموده است برایشان محقق سازد. اما گروه دوم در منزلت، فروتر از اینان هستند؛ یعنی از وابستگانِ گروه نخست که ایمان و عملشان به کمال نرسیده است، مانند افرادِ با ایمانِ ناقص، مستضعفان فکری و کسانی که کردار ناپسند داشتهاند. فرشتگان از این گروه نیز یاد کردند و از خدای متعال خواستند که ایشان را در بهشتها به گروه نخست که کاملاناند ملحق سازد و از گزند بدیها نگهشان دارد.
تفسیر آیههای ۷ تا ۹ با هم
از این آیهها که دعای فرشتگان و درخواستهای آنان را در بر دارد، نکاتی آشکار میشود:
نخست اینکه از آداب دعا این است که بنده ابتدا با سپاس و ثنای خدای متعال آغاز کند، سپس حاجت خود را بر زبان آورد و آنگاه به نامهای نیکوی او (اسماء حسنی) که متناسب با آن حاجت است متوسل شود.
دوم اینکه درخواست آمرزش، پیش از درخواست بهشت قرار میگیرد؛ و هرگاه این دو همراه هم در کلام خدای متعال آمدهاند، در بیشتر موارد آمرزش پیش از بهشت ذکر شده است. این ترتیب با سنجش خرد نیز سازگار است؛ چراکه پیدایش آمادگی برای هر نعمتی، پیش از رسیدنِ خودِ نعمت، با برطرف شدن مانع به دست میآید.
تفسیر آیهٔ ۸ سورهٔ غافر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۰۸ تا ۳۱۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/40/8/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ » (پروردگارا، و آنان را به باغهای جاودانی که به آنها وعده دادهای درآور...) تا پایان آیه. تکرار ندای «رَبَّنا» برای جلب مهر و عطوفت بیشتر الهی است، و مراد از وعده، همان وعدهٔ خدای متعال به آنان بر زبان پیامبرانش و در کتابهایش است.
و عبارت « وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ » (و هر که از پدران و همسران و فرزندانشان شایستگی یافته است)، بر جایگاه ضمیر در « وَ أَدْخِلْهُمْ » عطف شده است؛ و مقصود از صلاح، شایستگی ورود به بهشت است. معنا این است که: و از پدران، همسران و فرزندانِ آنان، هر کس را که شایستهٔ ورود به بهشت است به بهشتهای جاودان درآور.
بنابراین، این آیه در معنا مانند این سخن است که خدای متعال میفرماید: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمٰانٍ أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ» (طور: ۲۱؛ و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان از پیِ آنان رفتند، فرزندانشان را به آنان ملحق میکنیم و از پاداش عملشان چیزی نمیکاهیم)؛ با این تفاوت که آیهٔ مورد بحث ما دایرهای گستردهتر دارد و فراگیرتر است؛ چراکه برخلاف آیهٔ سورهٔ طور، پدران و همسران را نیز شامل میشود. افزون بر این، در اینجا صفتِ «صلاحیت و شایستگی» معیار قرار گرفته که از «ایمانِ» مذکور در آیهٔ طور، عامتر و گستردهتر است.
و این گفتارِ فرشتگان که: « إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » (همانا تویی شکستناپذیرِ دانا)، علّتِ دعای آنان از عبارتِ « فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تٰابُوا » (پس توبهکنندگان را بیامرز) تا پایانِ خواستهشان است. مقتضای ظاهر این بود که گفته شود: «إنك أنت الغفور الرحيم» (همانا تو آمرزنده و مهربانی)؛ اما از این وصف عدول شد و دو صفت «العزیز» و «الحکیم» آمد، زیرا در آغازِ دعایشان خدای متعال را چنین ستودند: « رَبَّنٰا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَهً وَ عِلْماً » (پروردگارا، رحمت و دانشت همه چیز را فرا گرفته است). لازمهٔ وسعت رحمت که همان فراگیریِ عطا و بخشش است، این است که او هر چه را بخواهد به هر کس بخواهد عطا کند و هر چه را بخواهد از هر کس بخواهد بازدارد، و این همان معنای «عزت» (اقتدار کامل) است که توانایی بر بخشیدن و بازداشتن باشد. همچنین لازمهٔ وسعت علم به همه چیز، آن است که دانش در همهٔ جوانبِ فعل نفوذ داشته باشد و نادانی به هیچ بخشی از آن راه نیابد، که لازمهاش استواریِ کار است، و این همان «حکمت» میباشد.
پس این سخن که: « إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » (همانا تویی شکستناپذیر دانا)، در حقیقت به معنای شفاعتخواهی به وسعت رحمت و دانش خدای متعال است؛ همان دو صفتی که در آغازِ درخواست برای زمینهچینی و مقدمهسازی جهت بیان حاجت خود—یعنی آمرزش و بهشت—یاد کردند.
اما این سخن نادرست است؛ زیرا واجب بودنِ صدور یک کار از خدای متعال، با درستیِ درخواست و طلب آن از او منافاتی ندارد؛ چنانکه سخنِ خود فرشتگان پس از آمرزشخواهی بر این امر گواه است که گفتند: « رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ » (پروردگارا، و آنان را به باغهای جاودانی که وعدهشان دادهای وارد کن). فرشتگان برای آنان بهشت را خواستند، با آنکه معترف بودند خدا خود آن را وعده فرموده است، و وفای به وعدهٔ خدای متعال نیز واجب است؛ چراکه او هرگز در وعدهاش خُلف نمیکند. و روشنتر از این آیه، سخنی است که قرآن از زبان مؤمنان بازگو میکند: «رَبَّنٰا وَ آتِنٰا مٰا وَعَدْتَنٰا عَليٰ رُسُلِكَ وَ لاٰ تُخْزِنٰا يَوْمَ الْقِيٰامَهِ إِنَّكَ لاٰ تُخْلِفُ الْمِيعٰادَ» (پروردگارا، و آنچه را به زبان فرستادگانت به ما وعده دادی به ما عطا کن و در روز قیامت رسوایمان مگردان، که تو هرگز خُلف وعده نمیکنی؛ آل عمران: ۱۹۴).