يَوۡمَ يَجۡمَعُكُمۡ لِيَوۡمِ ٱلۡجَمۡعِۖ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَيِّـَٔاتِهِۦ وَيُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ
روزی که شما را برای روز گردآمدن گرد میآورد؛ آن روز، روزِ زیاندیدگی و افسوس (روز تغابن) است. و هر کس به خدا ایمان بیاورد و کاری شایسته کند، بدیهایش را از او میزداید و او را به باغهایی درمیآورد که از زیرِ [درختانِ] آنها جویبارها روان است و جاودانه در آن خواهند ماند؛ این همان کامیابیِ بزرگ است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸ تا ۱۰ با هم
سپس از همهٔ این مطالب نتیجه گرفت که ایمان به خدا، پیامبرش و نوری (قرآن و دینی) که بر او فرو فرستاده واجب است، و این مقدمهچینی را با مژده و هشدار پایان داد؛ با اشاره به آنچه برای مؤمنان شایستهکردار از بهشت جاودان، و برای کافران تکذیبکننده از آتش همیشگی فراهم شده است.
تفسیر آیههای ۹ و ۱۰ با هم
برخی مفسران پس از ذکر این وجه گفتهاند: ادامهٔ آیه مفهوم تغابن را تفسیر کرده است، آنجا که میفرماید: « وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّٰهِ -إلي قوله- وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » (و هر کس به خدا ایمان بیاورد... تا سخن حق که: و چه بد سرانجامی است). پایان سخن آن مفسر؛ البته چنین تفسیری چندان روشن و آشکار نیست.
و این سخن خدای متعال که: « وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ يَعْمَلْ صٰالِحاً -إلي قوله- وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » (و هر کس به خدا ایمان بیاورد و عمل صالح کند... تا آنجا که میفرماید: و چه بد سرانجامی است!)، تفسیرش بارها در گذشته بیان شد.
تفسیر آیهٔ ۹ سورهٔ تغابن، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۲۹۷ تا ۳۰۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/64/9/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذٰلِكَ يَوْمُ التَّغٰابُنِ » (روزی که شما را برای روز گردآمدن جمع میکند؛ آن روز، روز تغابن [آشکار شدن زیانها و حسرتها] است). کلمهٔ « يَوْمَ » ظرفِ زمان است برای جملهٔ پیشین: « لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ » (قطعاً برانگیخته میشوید و سپس به آنچه کردهاید آگاهتان میکنند). مراد از «روز گردهمآیی» همان روز قیامت است که مردم در آن برای داوریِ قطعی میانشان گرد آورده میشوند؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنٰاهُمْ جَمْعاً» (و در صور دمیده میشود، پس همهٔ آنان را بهگونهای خاص گرد میآوریم؛ کهف: ۹۹). یادکردِ گردآوری برای روز قیامت در قرآن کریم مکرر آمده است و آیاتی نظیر این سخن خدای متعال آن را روشن میسازد: «إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ فِيمٰا كٰانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» (همانا پروردگارت روز قیامت در آنچه در آن اختلاف میکردند میانشان داوری میکند؛ جاثیه: ۱۷)، و سخن دیگرش: «فَاللّٰهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ فِيمٰا كٰانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» (پس خدا روز قیامت در آنچه در آن اختلاف میکردند میانشان حکم مینماید؛ بقره: ۱۱۳)، و نیز فرموده است: «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ فِيمٰا كٰانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» (بیگمان پروردگارت روز قیامت در آنچه در آن اختلاف میکردند میانشان داوریِ نهایی میکند؛ سجده: ۲۵). بنابراین، این آیات نشان میدهند که گردآوردن مردم برای داوری میان آنان است.
و دربارهٔ سخن خدای متعال: « ذٰلِكَ يَوْمُ التَّغٰابُنِ »، راغب گفته است: «غَبن» آن است که در دادوستد میان خودت و طرف مقابل، با شیوهای از پنهانکاری، از حق او بکاهی و به او زیان بزنی. او میگوید: «یوم التغابن» همان روز قیامت است، چراکه زیاندیدگی در معامله در آن روز آشکار میشود؛ معاملهای که در آیاتی مانند این به آن اشاره شده است: « وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ » (و از مردم کسی هست که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد؛ بقره: ۲۰۷)، و « إِنَّ اللّٰهَ اشْتَريٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » (همانا خدا از مؤمنان خریده است...؛ توبه: ۱۱۱)، و نیز: « اَلَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَيْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً » (کسانی که پیمان خدا و سوگندهایشان را به بهایی اندک میفروشند؛ آلعمران: ۷۷)؛ ازاینرو در آن روز درمییابند که هم در ترک معاملهٔ سودمند و هم در دادوستدهای زیانباری که انجام دادهاند، سراسر مغبون و زیاندیده شدهاند.
از یکی از صاحبنظران دربارهٔ «یوم التغابن» پرسیدند و او گفت: در آن روز، ارزش و اندازهٔ واقعیِ امور، برخلاف پندار و برآوردی که در دنیا داشتند، بر آنان آشکار میگردد.
پایان بخشِ مورد نیاز از سخن راغب.
آنچه او در وجه نخست آورد، مبتنی بر این است که تغابن به معنای فراگیر شدنِ حالت زیاندیدگی میان کافران باشد؛ چراکه آنان دادوستدی زیانبار را برگزیدهاند و معاملهای سودآور را رها کردهاند. این معنا اگرچه دلنشین است، اما با مفهومِ باب تفاعل (که بر کارِ دوسویه و اثرگذاری متقابل افراد بر یکدیگر دلالت دارد) سازگار نیست.
آنچه او از برخی دیگر نقل کرد وجه دومی است که از دقت خالی نیست، و شواهدی چون این سخن خدای متعال آن را تأیید میکند: «فَلاٰ تَعْلَمُ نَفْسٌ مٰا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْيُنٍ» (هیچکس نمیداند چه پاداشهای چشمروشنیبخشی برایشان پنهان داشته شده است؛ سجده: ۱۷)، و سخن دیگرش: «لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا وَ لَدَيْنٰا مَزِيدٌ» (هرچه بخواهند در آنجا برایشان هست و نزد ما افزونتر از آن نیز وجود دارد؛ ق: ۳۵)، و نیز: «وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ» (و از جانب خدا اموری برایشان آشکار گشت که هرگز حسابش را نمیکردند؛ زمر: ۴۷).
مقتضای این وجه آن است که تغابن و احساس خسارت، همهٔ گردآمدگانِ قیامت از مؤمن و کافر را در بر بگیرد؛ مؤمن از این رو که چرا برای آخرت خود بیش از آنچه انجام داده کار نیک نکرده است، و کافر از این رو که اساساً هیچ عمل شایستهای انجام نداده است؛ و وجه مشترک میان هر دو گروه آن است که ارزش و اهمیت آن روز را چنانکه شایسته بود نشناختند و قدر ندانستند.
البته بر این وجه نیز همان اشکالی وارد است که بر وجه پیشین وارد بود [چراکه باز هم عمل متقابل میان افراد در آن دیده نشده است].
وجه سومی نیز وجود دارد و آن این است که تغابن را میان خودِ اهل گمراهی، یعنی پیشوایان و پیروانشان، بدانیم؛ پیشوایان که همان مستکبراناند، پیروانِ خود را (که ناتوان و ضعیفاند) فریب داده و مغبون میکنند، زیرا آنان را به چنگ زدن به دنیا و رها کردن آخرت فرامیخوانند و گمراهشان میسازند؛ پیروان نیز با پیرویشان، آن پیشوایان را در استکبار یاری میرسانند و مایهٔ فریب و بدبختیشان میشوند؛ در نتیجه، هر یک از این دو دسته، هم به دیگری زیان رسانده و هم از سوی دیگری زیان دیده است.
وجه چهارمی نیز هست که در روایات آمده و آن اینکه: برای هر بندهای جایگاهی در بهشت مقدر است که اگر از خدا اطاعت میکرد وارد آن میشد، و جایگاهی در دوزخ دارد که اگر نافرمانی میکرد به آن درمیآمد؛ در روز قیامت، جایگاههای بهشتیِ دوزخیان به اهل بهشت واگذار میشود و جایگاههای دوزخیِ بهشتیان به اهل دوزخ داده میشود؛ بنابراین، اهل بهشت (که همان مؤمناناند) سهم کافران را میبرند و اهل دوزخ (که کافراناند) بهراستی زیاندیده و مغبون میگردند.
بحث روایی
در صحیح بخاری، از ابوهریره از پیامبر (ص) روایت شده است که فرمودند: «ما من عبد يدخل الجنه إلا أري مقعده من النار-لو أساء ليزداد شكرا. و ما من عبد يدخل النار إلا أري مقعده من الجنه-لو أحسن ليزداد حسره» (هیچ بندهای نیست که به بهشت درآید، جز آنکه جایگاه دوزخیاش -چنانچه بد کرده بود- به او نشان داده میشود تا بر شکرش بیفزاید؛ و هیچ بندهای نیست که به دوزخ درآید، مگر آنکه جایگاه بهشتیاش -چنانچه نیکی کرده بود- به او نشان داده میشود تا حسرتش بیشتر گردد).
میگویم: در این باره روایات فراوانی از طرق اهل سنت و شیعه (عامه و خاصه) رسیده است که برخی از آنها در تفسیر آغاز سورهٔ مؤمنون گذشت.
و در تفسیر برهان، از ابنبابویه با سندش از حفص بن غیاث از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: «يوم التلاق يوم يلتقي أهل السماء و الأرض، و يوم التناد يوم ينادي أهل النار أهل الجنه "أَفِيضُوا عَلَيْنٰا مِنَ الْمٰاءِ أَوْ مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ" و يوم التغابن يوم يغبن أهل الجنه أهل النار، و يوم الحسره يوم يؤتي بالموت فيذبح»؛ روز تلاق (روز دیدار)، روزی است که اهل آسمان و زمین با یکدیگر دیدار میکنند؛ و روز تناد (روز فریادخواهی)، روزی است که دوزخیان بهشتیان را ندا میدهند که: « أَفِيضُوا عَلَيْنٰا مِنَ الْمٰاءِ أَوْ مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ » (از آن آب یا از آنچه خدا روزیتان ساخته، بر ما فرو ریزید)؛ و روز تغابن، روزی است که اهل بهشت اهل دوزخ را مغبون میسازند؛ و روز حسرت، روزی است که مرگ را میآورند و سر میبُرند.