وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ
و از مردم کسی هست که جان خویش را در طلب خشنودی خدا میفروشد؛ و خدا به بندگان بس مهربان است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۲۰۴ تا ۲۰۷ با هم
این آیات دربردارندهٔ دستهبندی دیگری از مردم بر پایهٔ فرجامِ خصلتهای آنان است؛ درست همانگونه که آیات پیشین، یعنی سخن خدای متعال که میفرماید: «فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا «إلخ»» («پس از مردم کسی هست که میگوید: پروردگارا، در این دنیا به ما عطا فرما...»؛ بقره: ۲۰۰)، نیز دستهبندیِ دیگری از مردم را در بر داشت؛ با این تفاوت که آن آیات، مردم را از نظر دنیاطلبی یا آخرتخواهی تقسیم میکرد، ولی این آیات، آنان را از نظر دورویی (نفاق) و یکرنگی در ایمان دستهبندی میکند؛ ازاینرو پیوند و تناسبِ این آیات با آیاتِ حج تمتع کاملاً آشکار است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۰۷ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲، صفحهٔ ۹۵ تا ۱۰۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/207/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ» (و از مردم کسی هست که جانش را برای به دست آوردن خشنودی خدا میفروشد...)؛ قرار گرفتن این آیه در برابر سخن خدای متعال که فرمود: «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ» (و از مردم کسی هست که گفتارش تو را شگفتزده میکند...) نشان میدهد که این دو صفت درست روبهروی یکدیگر نهاده شدهاند. به این معنا که همانطور که مقصود از «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ» بیان این است که فردی سرکش، مغرور به گناهِ خود، خودپسند، بهظاهر اصلاحگر و در باطن منافق وجود دارد که برای دین و جامعه حاصلی جز فساد و نابودی ندارد، به همین ترتیب مقصود از «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ...» نیز بیان این حقیقت است که انسان دیگری هم هست که جانِ خود را به خدای پاک و منزه فروخته و جز آنچه خدای متعال خواسته چیزی نمیخواهد؛ هیچ هوس و خواهشِ نفسانی ندارد، جز به پروردگارش به چیزی سرافرازی نمیجوید و مقصودی جز خشنودی خدای متعال ندارد. پس به برکت او کار دین و دنیا سامان مییابد، حق زنده میشود، زندگانی انسانی پاکیزه و گوارا میگردد و خیر و برکت اسلام فزونی مییابد.
از همین رو، پیوند پایان آیه با آغاز آن—یعنی پیوند فرمودهٔ خدای متعال: «وَ اللّٰهُ رَؤُفٌ بِالْعِبٰادِ» (و خدا به بندگان مهربان است)—با آنچه پیش از آن گذشت، آشکار میشود؛ زیرا وجود انسانی با چنین صفاتی، خود جلوهای از مهربانیِ خدای پاک و منزه به بندگانش است. چراکه اگر در میان مردم در برابر انسانهای منافق و تباهکار، مردانی با این اوصاف نبودند، پایههای دین فرو میریخت و از بنای درستی و هدایت خشتی روی خشت باقی نمیماند. اما خدای پاک و منزه همواره آن باطل را به وسیلهٔ این حق نابود میسازد و تباهکاریهای دشمنانش را با شایستگیِ اولیایش جبران میکند؛ چنانکه خدای متعال میفرماید:
«وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ:» (بقره: ۲۵۱؛ و اگر دفع کردنِ برخی از مردم به دست برخی دیگر توسط خدا نبود، بیگمان زمین تباه میشد) و خدای متعال میفرماید: «وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّٰهِ كَثِيراً:» (حج: ۴۰؛ و اگر دفع کردن برخی از مردم به دست برخی دیگر توسط خدا نبود، صومعهها، کلیساها، کنیسهها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار یاد میشود ویران میشد) و خدای متعال میفرماید: «فَإِنْ يَكْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ فَقَدْ وَكَّلْنٰا بِهٰا قَوْماً لَيْسُوا بِهٰا بِكٰافِرِينَ:» (انعام: ۸۹؛ پس اگر اینان به آن کفر ورزند، همانا گروهی را بر آن گماشتهایم که بدان کافر نیستند). بنابراین، تباهیِ پدیدآمده در دین و دنیا از سوی دستهای که انگیزهای جز هواپرستی ندارند، رخنهاش بسته نمیشود مگر با شایستگی و اصلاحی که از جانب دیگرانی سرچشمه میگیرد که جانِ خود را به خدای پاک و منزه فروختهاند، هدفی جز پروردگارشان ندارند و همتشان اصلاح زمین و اهل آن است. خدای متعال این دادوستدِ بسیار پرسود را نزد خود چنین یاد کرده است: «إِنَّ اللّٰهَ اشْتَريٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرٰاهِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفيٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّٰهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بٰايَعْتُمْ بِهِ:» (توبه: ۱۱۱؛ همانا خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خریده به اینکه بهشت از آنِ آنان باشد؛ در راه خدا میجنگند، پس میکشند و کشته میشوند؛ این وعدهٔ حقی است بر عهدهٔ او در تورات و انجیل و قرآن، و چه کسی از خدا به پیمانش وفادارتر است؟ پس به این دادوستدی که انجام دادهاید شادمان باشید) تا دیگر آیاتی از این دست.
بحث روایی
در کتاب «امالی» شیخ، از علی بن الحسین (ع) دربارهٔ سخن خدای متعال آمده است: «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْرِي» (و از میان مردم کسی است که میفروشد...) «نَفْسَهُ» (...جان خویش را)
«... الْآيَةَ»؛ فرمود: این آیه دربارهٔ علی (ع) نازل شد، آن هنگام که شب در بستر پیامبر خدا (ص) خوابید.
میگویم: روایتها از هر دو طریق (شیعه و اهل سنت) فراوان است که این آیه در شأن «لیلة المبیت» (شب خوابیدن حضرت علی در بستر پیامبر) نازل شده است؛ و صاحب «تفسیر البرهان» آن را از پنج طریق از ثعلبی و دیگران روایت کرده است.
در کتاب «الدر المنثور»، ابنمردویه از صهیب روایت کرده است که گفت: چون خواستم از مکه بهسوی پیامبر (ص) هجرت کنم، قریش به من گفتند: ای صهیب! تو نزد ما آمدی درحالیکه مالی نداشتی و اکنون خودت همراه با مالت بیرون میروی؟ به خدا سوگند هرگز چنین نخواهد شد! به آنان گفتم: آیا اگر مالم را به شما بدهم، دست از من برمیدارید؟ گفتند: آری. پس مالم را به آنان دادم و آنان راه را برایم باز گذاشتند. آنگاه بیرون آمدم تا به مدینه رسیدم؛ این خبر به پیامبر (ص) رسید و ایشان دو بار فرمود: «رَبِحَ الْبَيْعُ صُهَيْبُ» (صهیب در این معامله سود برد).
میگویم: این ماجرا را از راههای دیگری نیز روایت کرده است که در برخی از آنها آمده: و آیهٔ «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ...» (و از میان مردم کسی است که جان خود را میفروشد...) نازل شد؛ و در برخی دیگر آمده است که دربارهٔ صهیب و ابوذر به خاطر خریدن جانهایشان با اموالشان نازل شده است. درحالیکه پیشتر گذشت که آیه با این معنا که مراد از «شراء» (فروختن)، «اشتراء» (خریدن) باشد، سازگار نیست.
در کتاب «مجمعالبیان»، از علی (ع) روایت شده است: مراد از آیه، کسی است که در راه امر به معروف و نهی از منکر کشته میشود.
میگویم: این سخن بیانگر عمومیت و شمول آیه است و با اینکه نزول آن در شأن و موردی خاص باشد، منافاتی ندارد.