ٱنظُرۡ كَيۡفَ كَذَبُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡۚ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ
بنگر چگونه بر خود دروغ بستند، و آنچه به دروغ برمیبافتند از دستشان رفت و ناپدید شد!
تفسیر آیهٔ ۲۴ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۴۹ تا ۵۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/24/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « اُنْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَليٰ أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ » (بنگر که چگونه به زیانِ خود دروغ گفتند و آنچه به دروغ میبافتند از دستشان رفت و ناپدید شد). این سخن، بیانکنندهٔ شاهد و نکتهٔ اصلی در گزارشِ احوالِ آنان در روز قیامت است؛ و مقصود آن است که آنان بهزودی به زیانِ خود دروغ خواهند گفت و بافتههای خود را از دست خواهند داد؛ و اگر در ستمکاریِ خویش رستگار میشدند و در آنچه در پی آن بودند به خوشبختی میرسیدند، کارشان به از کف دادنِ آن معبودان و انکارِ عقیده به زیانِ خود کشیده نمیشد.
اما دروغ گفتنشان به زیانِ خود، از این روست که چون به خدا سوگند خوردند که مشرک نبودهاند، ادعای دیرین خود در دنیا را مبنی بر اینکه برای خدای سبحان شریکانی هست، انکار کردند؛ در حالی که در دنیا بر آن پافشاری میکردند و از روی ستمگری و سرکشی، از هر دلیل روشن و نشانهٔ آشکاری روی برمیتافتند؛ و این، دروغی است که از سوی خودشان بر ضد خودشان گفته میشود.
و اما گمشدن و ناپدید شدنِ آنچه به دروغ میبافتند از پیش چشمشان، بدان سبب است که قیامت روزی است که در آن آشکارا نمایان میشود که فرمانروایی، پادشاهی و تمام قدرت تنها از آنِ خداست و برای غیر او چیزی جز خواریِ بندگی و نیازمندی و ناداری، بدون هیچگونه استقلالی وجود ندارد؛ خدای متعال میفرماید: «وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذٰابِ» (بقره: ۱۶۵؛ و اگر ستمکاران هنگامی که عذاب را مشاهده میکنند بدانند که تمام قدرت از آنِ خداست و خدا سختکیفر است...)؛ و فرمود: «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ» (مؤمن: ۱۶؛ امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟ از آنِ خداوند یکتای چیره و مسلط)؛ و فرمود: «يَوْمَ لاٰ تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً،وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ» (انفطار: ۱۹؛ روزی که هیچکس برای دیگری مالک و کارساز چیزی نیست و در آن روز فرمان تنها از آنِ خداست).
در آن هنگام با چشمِ خود آشکارا میبینند که الوهیت و معبود بودن تنها از آنِ خدای یکتاست و شریکی برای او نیست؛ و بتها و شریکانِ پنداریشان برایشان هویدا میشوند در حالی که نه برای خود و نه برای دیگری مالکِ هیچ سود و زیانی نیستند؛ و درمییابند صفاتی چون پروردگاری و شفاعت و جز آن را که در دنیا برای بتها اثبات میکردند، تنها از آنِ خداوند یگانه است، در حالی که در دنیا حقیقت امر بر آنان پوشیده مانده بود و این ویژگیها را برای غیر خدا میپنداشتند؛ از این رو آنچه به دروغ میبافتند از دستشان رفت و ناپدید شد.
و اگر از آنها یاری بخواهند، پاسخی چنان کوبنده و نومیدکننده به آنان میدهند که پس از آن هیچ طمع و امیدی باقی نمیماند؛ خدای متعال میفرماید: «وَ إِذٰا رَأَي الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكٰاءَهُمْ قٰالُوا رَبَّنٰا هٰؤُلاٰءِ شُرَكٰاؤُنَا الَّذِينَ كُنّٰا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكٰاذِبُونَ، وَ أَلْقَوْا إِلَي اللّٰهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ» (نحل: ۸۷؛ و چون مشرکان بتهای خود را ببینند، میگویند: پروردگارا، اینها همان شریکانی هستند که ما به جای تو میخواندیم؛ اما بتها پاسخ را به سویشان میافکنند که قطعاً شما دروغگویید! و در آن روز همگی در برابر خدا تسلیم میشوند و آنچه به دروغ برمیبافتند از دستشان ناپدید میگردد). و خدای متعال میفرماید: «ذٰلِكُمُ اللّٰهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مٰا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ، إِنْ تَدْعُوهُمْ لاٰ يَسْمَعُوا دُعٰاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجٰابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ» (فاطر: ۱۴؛ این است خداوند، پروردگار شما که فرمانروایی از آنِ اوست؛ و کسانی را که جز او میخوانید حتی به اندازهٔ پوست نازک هستهٔ خرمایی مالک چیزی نیستند. اگر آنها را بخوانید دعایتان را نمیشنوند و اگر بشنوند پاسختان را نمیدهند، و روز قیامت شرک شما را انکار میکنند). و خدای متعال میفرماید: «وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكٰانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكٰاؤُكُمْ فَزَيَّلْنٰا بَيْنَهُمْ وَ قٰالَ شُرَكٰاؤُهُمْ مٰا كُنْتُمْ إِيّٰانٰا تَعْبُدُونَ، فَكَفيٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ إِنْ كُنّٰا عَنْ عِبٰادَتِكُمْ لَغٰافِلِينَ، هُنٰالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ مٰا أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَي اللّٰهِ مَوْلاٰهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ» (یونس: ۳۰؛ و روزی که همهٔ آنان را گرد میآوریم، سپس به مشرکان میگوییم: شما و شریکانتان در جای خود بایستید! پس میانشان جدایی میافکنیم و شریکانشان میگویند: شما اصلاً ما را عبادت نمیکردید! پس گواهیِ خدا میان ما و شما بس است که ما بیگمان از پرستش شما بیخبر بودیم. در آنجاست که هر کس آنچه را از پیش فرستاده میآزماید و به سوی خدا، مولای حقیقیِ خود بازگردانده میشوند و آنچه به دروغ میبافتند از دستشان میرود و گم میشود).
با تدبر در این آیات روشن میشود که مقصود از ناپدید گشتنِ آنچه افترا میبستند (ضلالِ ما کانوا یفترون)، این است که حقیقتِ شریکانِ پنداریشان پدیدار میگردد در حالی که فاقد هرگونه ویژگیِ شریکبودن و شفاعت هستند، و برایشان آشکار میشود آنچه در دنیا از شفاعت و شریکبودن برایشان جلوه میکرد، جز نمودی سرابگونه نبوده است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمٰالُهُمْ كَسَرٰابٍ بِقِيعَهٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مٰاءً حَتّٰي إِذٰا جٰاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللّٰهَ عِنْدَهُ فَوَفّٰاهُ حِسٰابَهُ» (نور: ۳۹؛ «و کسانی که کافر شدند، اعمالشان همچون سرابی در بیابانی هموار است که تشنه آن را آب میپندارد، تا چون نزد آن آید، چیزی نیابد و خدا را نزد آن بیابد، پس حسابش را بهتمام پرداخت کند»).
اگر بگویی: آیاتی که به توصیف روز قیامت پرداختهاند — چنانکه گذشت — آشکارا بیانگرِ آن است که حقایق پدیدار میشوند و از نهانگاهِ پوشیدگی و اشتباه — که از ویژگیهای جهانِ نخستینِ دنیوی است — بیرون میآیند؛ همانگونه که خدای متعال میفرماید: «يَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ لاٰ يَخْفيٰ عَلَي اللّٰهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ» (مؤمن: ۱۶؛ «روزی که آنان آشکارند و چیزی از ایشان بر خدا پوشیده نمیماند»). پس در این صورت، دروغگفتنشان چه سودی دارد؟ و چگونه دروغ میگویند در حالی که خلافِ آن دروغی که میگویند، عیان و آشکار دیده میشود؟ و حال آنکه خدای متعال فرموده است: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ مٰا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ» (روزی که هر کس آنچه را از کار نیک یا بد انجام داده، حاضر مییابد) (آلعمران: ۳۰).
در پاسخ میگویم: دروغگفتنِ مشرکان و سوگندِ دروغ خوردنشان در روز قیامت، از مواردی است که در کلام خدای متعال بارها آمده است؛ و نظیرِ این آیه، سخن خدای متعال است که میفرماید: «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمٰا يَحْلِفُونَ لَكُمْ» (مجادله: ۱۸؛ «روزی که خدا همگیشان را برمیانگیزد، پس همانگونه که برای شما سوگند میخورند، برای او نیز سوگند یاد میکنند»). در عین حال، دروغ و سوگندِ دروغینِ آنان برای رسیدن به هدفهای تباه و پوشاندنِ حق نیست، آنگونه که در دنیا با دروغ به این مقاصد دست مییابند؛ چراکه آخرت سرای پاداش و کیفر است، نه سرای عمل و سودجویی.
اما از آنجا که در دنیا عادت کرده بودند با فریب و نیرنگ، از راهِ سوگندهای دروغ و خبرهای ساختگی خود را از خطرها و مهلکهها برهانند و سودهایی به سوی خود جلب کنند، ملکهٔ دروغگویی (صفتِ پایدار و ریشهدارِ دروغ) در جانشان رسوخ یافت؛ و صفت چون در نفس ملکه شود، نفس را ناگزیر میسازد که به آنچه فرا میخواند تن دهد. این وضعیت درست مانند فردِ بدزبان و هرزهگویی است که چون ملکهٔ دشنامگویی در جانش بنشیند، هرچند تصمیم بگیرد، باز نمیتواند از آن خودداری کند؛ و شخصِ متکبرِ لجوج و سرکش نیز تواناییِ تواضع و فروتنی را در خود نمییابد، و اگر گاه در پرتگاهِ هلاکت و خواری سر فرود آورد، تنها در ظاهر و با زبانش خضوع میکند؛ اما در باطن و دلش بر همان حالتِ خویش است، تغییری نکرده و هرگز هم تغییر نخواهد کرد.
رازِ دروغگفتنِ آنان در روز قیامت نیز همین است؛ چراکه قیامت روزی است که نهانها در آن آشکار میگردد، و باطنی که با دروغ گره خورده است، جز دروغ در آن نیست، پس همانچه در آن جا گرفته آشکار میشود؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ لاٰ يَكْتُمُونَ اللّٰهَ حَدِيثاً» (نساء: ۴۲؛ «و هیچ سخنی را از خدا پنهان نمیدارند»). نظیرِ این امر، ستیزه و نزاعی است که میان اهل دنیا جریان دارد؛ زیرا همان هم عینا در روز قیامت میانشان نمودار میشود، و خدای پاک و منزه این ماجرا را در جایهای فراوانی از کلام خویش بازگو کرده و در این کلام خود به اختصار آورده است که:
«إِنَّ ذٰلِكَ لَحَقٌّ تَخٰاصُمُ أَهْلِ النّٰارِ» (ص: ۶۴؛ «قطعاً این ستیزه و دشمنیِ دوزخیان، واقعیتی حتمی است»). این وضعیت مربوط به اهل عذاب است؛ اما دربارهٔ اهل آمرزش و بهشت، آنچه از صفا و سلامت در این دنیا در جانشان بوده، در آنجا آشکار میشود؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «لاٰ يَسْمَعُونَ فِيهٰا لَغْواً وَ لاٰ تَأْثِيماً، إِلاّٰ قِيلاً سَلاٰماً سَلاٰماً» (واقعه: ۲۵-۲۶؛ «در آنجا نه سخن بیهودهای میشنوند و نه گناهآلود، مگر سخنی که سلام است و سلامتی»). پس این حقیقت را نیک دریاب.