يَوۡمَ هُم بَٰرِزُونَۖ لَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنۡهُمۡ شَيۡءٞۚ لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَۖ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ
روزی که آنان [از نهانِ قبرها] آشکار میشوند و هیچ چیز از آنان بر خدا پوشیده نمیماند. امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟ از آنِ خدای یکتای چیره و مسلط!
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۶ و ۱۷ با هم
و در کتاب «التوحید» به سند خود از ابنفضّال، از امام رضا، از پدران بزرگوارش، از امام علی (علیهمالسلام) در حدیثی آمده است که فرمود: و خدای عزّوجل میفرماید: « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ » (امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟)؛ سپس ارواح پیامبران، فرستادگان و حجتهای خود را به سخن درمیآورد و آنان میگویند: « لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ » (از آنِ خداوندِ یگانه و چیره است)؛ سپس خدای جلجلاله میفرماید: « اَلْيَوْمَ تُجْزيٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ » (امروز هر کس در برابر آنچه انجام داده است کیفر یا پاداش داده میشود) تا پایان آیه.
تفسیر آیهٔ ۱۶ سورهٔ غافر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۱۸ تا ۳۲۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/40/16/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ لاٰ يَخْفيٰ عَلَي اللّٰهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ » (روزی که آنان آشکار و پدیدارند و چیزی از ایشان بر خدا پوشیده نمیماند) تا آخر آیه، تفسیری است بر «روز دیدار»؛ و معنای آشکار گشتنِ آنان برای خدا، این است که این حقیقت برای خودِ آنان روشن شود و سببهای خیالی که آنان را جلب میکردند از میان بروند؛ همان سببهایی که آنان را به سوی خود میکشاندند، از پروردگارشان محجوب میساختند، و از فراگیریِ پادشاهیاش، یگانگیاش در فرمانروایی و یکتاییاش در پروردگاری و معبودیت غافلشان میکردند.
بنابراین کلام الهی: « يَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ » (روزی که آنان آشکارند) اشاره به برطرف شدنِ هر سببِ پردهافکن است؛ و کلام او: « لاٰ يَخْفيٰ عَلَي اللّٰهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ » (چیزی از آنان بر خدا پوشیده نمیماند) تفسیر و توضیحی بر معنای آشکار شدنِ آنان برای خداست؛ بدینسان که دلها و کارهایشان در پیشگاه علم خداست و ظاهر و باطنِ آنان و آنچه به یاد دارند و آنچه فراموش کردهاند، همگی آشکار است و هیچ پوششی ندارد.
و کلام خدای متعال: « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ » (امروز پادشاهی و فرمانروایی از آنِ کیست؟ از آنِ خدای یکتای پیروزمند و چیره است) پرسش و پاسخی از سوی خدای سبحان است که حقیقتِ آن روز با آن دو روشن میشود؛ و آن حقیقت، آشکار گشتنِ پادشاهی و چیرگیِ مطلقِ خدای متعال بر آفریدگان است.
و در وصف شدنِ خدای متعال به «الواحد القهار» (یکتای پیروزمند و مسلط)، علّت انحصارِ پادشاهی در او بیان شده است؛ زیرا از آنجا که بر هر چیز چیره گشت، با سلبِ استقلال از آن، مالکش شد و بر آن مسلط گردید، و چون او یکتاست، فرمانروایی نیز تنها از آنِ او خواهد بود.
بحث روایی
و در «نهجالبلاغه» آمده است: «و أنه سبحانه يعود بعد فناء الدنيا وحده لا شيء معه، كما كان قبل ابتدائها كذلك يكون بعد فنائها، بلا وقت و لا زمان و لا حين و لا مكان، عدمت عند ذلك الآجال و الأوقات، و زالت السنون و الساعات، -فلا شيء إلا الله الواحد القهار- الذي إليه مصير جميع الأمور، بلا قدرة منها كان ابتداء خلقها، و بغير امتناع منها كان فناؤها، و لو قدرت على الامتناع لدام بقاؤها»؛ و همانا او سبحان پس از فنای دنیا، تنها و بیآنکه چیزی با او باشد بازمیگردد؛ همانگونه که پیش از آغاز آفرینش جهان بود، پس از نابودی آن نیز همانگونه خواهد بود، بیهیچ وقت و زمان و هنگام و مکانی. در آن حال، سرآمدها و وقتها نیست و نابود گشته و سالها و ساعتها از میان رفتهاند؛ پس هیچ چیزی جز خداوندِ یگانه و چیره نیست، همو که فرجام همهٔ کارها به سوی اوست. آغاز آفرینش پدیدهها بدون قدرتی از جانب خودشان بود و فنایشان نیز بدون سرپیچی و امتناعی از سویشان رخ داد، و اگر بر امتناع توان میداشتند، بقایشان جاودانه میماند.
و در تفسیر قمی به سند خود از ثُوَیر بن ابیفاخته روایت کرده است که امام علی بن الحسین (علیهالسلام) چنین فرمود:
از آن حضرت دربارهٔ دو بار دمیدن در صور پرسیده شد که میان آن دو چقدر فاصله است؟ فرمود: «هرچه خدا بخواهد».
سپس آن حضرت (علیهالسلام) چگونگی دمیدن در صور و مرگ اهل زمین و آسمان را یاد کرد تا آنجا که فرمود: پس در آن حال تا هر زمان که خدا بخواهد درنگ میکنند؛ سپس به آسمان فرمان میدهد و به شدت به لرزش و گردش درمیآید و به کوهها فرمان میدهد و روان میگردند، و این همان سخن خداوند است که میفرماید: « يَوْمَ تَمُورُ السَّمٰاءُ مَوْراً وَ تَسِيرُ الْجِبٰالُ سَيْراً » (روزی که آسمان سخت به لرزش و گردش درآید و کوهها به شتاب روان شوند)؛ یعنی گسترده و هموار میشود و «تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» (زمین به زمینی دیگر دگرگون میگردد)؛ یعنی به زمینی تبدیل میشود که بر آن گناهی صورت نگرفته است؛ زمینی آشکار و نمایان که نه کوهی بر آن است و نه گیاهی، همانطور که نخستین بار آن را گسترانید؛ و عرش خود را همانند بار نخست بر روی آب بازمیگرداند، در حالی که خداوند یگانه و متکی به عظمت و قدرت خویش است.
فرمود: در آن هنگام، خدای جبّار جلجلاله با ندایی رسا از جانب خود که به گوشه و کنار آسمانها و زمینها میرسد ندا سر میدهد: « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ » (امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟)؛ پس هیچ پاسخدهندهای به او پاسخ نمیدهد. در این هنگام، خدای جبّار عزّوجل خود در پاسخ خویشتن میفرماید: « لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ » (از آنِ خداوندِ یگانه و چیره است) تا پایان حدیث.
میگویم: تأمل در این سه روایت اخیر انسان را به این حقیقت راهنمایی میکند که آنچه از آفریدگان نابود میشود، استقلال وجودیِ آنها و نسبتها و پیوندهای اثرگذاریِ میان آنهاست، همانگونه که آیات قرآن نیز همین را میرساند؛ و نیز روشن میسازد که ارواح نمیمیرند، و اینکه میان دو نفخه (دو بار دمیدن در صور) هیچ وقت و زمانی وجود ندارد، پس از این حقیقت غافل مشو؛ و در این روایات اشارههای لطیفی وجود دارد که برای اهل تدبر آشکار میشود، و در آنها نکاتی نیز هست که در ظاهر، با آنچه پیش از این بیان شد ناسازگار است.