قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا
گفت: «سلام بر تو! بهزودی از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست، چراکه او همواره به من بسیار مهربان بوده است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۷ و ۴۸ با هم
ابراهیم (ع) در برابر بدرفتاریِ پدرش و تهدیدهای او که امنیت را از وی سلب میکرد، با سلامی پاسخ داد که دربردارندهٔ نیکی و امنیتبخشی بود، و به او وعده داد که از پروردگارش برای وی آمرزش بخواهد و از آنان و معبودانی که جز خدا میخوانند کنارهگیری کند، همانگونه که پدرش به او فرمان داده بود روزگاری دراز از او دور شود.
تفسیر آیهٔ ۴۷ سورهٔ مریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۵۹ تا ۶۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/19/47/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «قٰالَ سَلاٰمٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كٰانَ بِي حَفِيًّا » (ابراهیم گفت: درود و سلامت بر تو باد! بهزودی از پروردگارم برایت آمرزش میخواهم، چرا که او همواره به من بسیار مهربان و نیکوکار بوده است). «حَفِيّ» بنا بر آنچه راغب گفته: شخص نیکوکار و بسیار مهربانی است که نیازهای ریز و پوشیده را جویا میشود و با احسان، آنها را یک به یک برطرف میسازد؛ گفته میشود: «حَفا يَحْفُو حَفْياً وَ حَفْوَةً»، و کاربرد تعبیرهایی مانند «إحفاءُ السؤال» و «الإحفاءُ فيه» ناظر به چنین پیگیری و اصراری است:
یعنی اصرار ورزیدن، پیگیری و دقتِ تمام در آن.
اما «سلام»، شیوهٔ بزرگواران است که ابراهیم با آن در برابر نادانی پدرش رفتار کرد؛ آنگاه که پدر، او را تنها بهخاطر کلمهٔ حقی که گفته بود، به سنگسار تهدید نمود و طرد کرد. خدای متعال میفرماید: «وَ إِذٰا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرٰاماً» (فرقان: ۷۲: «و چون بر لغو و بیهودگی بگذرند، با بزرگواری میگذرند»)، و میفرماید: «وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ الْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً» (فرقان: ۶۳: «و چون نادانان با آنان سخن گویند، سخنی مسالمتآمیز [سلام] میگویند»). اما این سخن که گفتهاند: «این سلام، سلامِ خداحافظی و درودِ جدایی و هجرت بود تا از دستورِ «وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا » («و روزگاری دراز از من دور شو») پیروی کرده باشد»، درست نیست؛ زیرا او پس از مدتی نهچندان کوتاه از پدر و قومش کنارهگیری کرد.
و اما آمرزشخواهیِ ابراهیم برای پدرش در حالی که مشرک بود: ظاهر سخن او که فرمود: «يٰا أَبَتِ إِنِّي أَخٰافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذٰابٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطٰانِ وَلِيًّا » («ای پدر، من میترسم عذابی از جانب خدای رحمان به تو برسد و دوست و همراه شیطان گردی»)، آن است که وی (ع) در آن هنگام یقین نداشت که پدرش از اولیای شیطان است؛ یعنی بر دلش مُهر شرک خورده، منکر و لجوج در برابر حق، و دشمن خدای سبحان است؛ زیرا اگر یقین داشت، با تعبیری مانند «إِنِّي أَخٰافُ » («من میترسم») سخن نمیگفت، بلکه احتمال میداد فردی ناآگاه و مستضعف (ناتوان از شناخت حقیقت) باشد که اگر حق بر او آشکار شود از آن پیروی کند؛ و ممکن است رحمت الهی شامل چنین کسانی بشود. خدای متعال میفرماید: «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَهً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً فَأُولٰئِكَ عَسَي اللّٰهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كٰانَ اللّٰهُ عَفُوًّا غَفُوراً» (نساء: ۹۹: «مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که مستضعفند، نه چارهای دارند و نه راهی [بهسوی حق] مییابند؛ پس امید است خدا از آنان درگذرد، و خدا همواره بخشاینده و آمرزنده است»). ازاینرو، ابراهیم (ع) با وعدهٔ استغفار با او مهربانی کرد و آمرزش را برای او قطعی ندانست، بلکه تنها امیدواریاش را نشان داد، به دلیل سخن خود که فرمود: «إِنَّهُ كٰانَ بِي حَفِيًّا » («او همواره نسبت به من بسیار مهربان بوده است») و سخن خدای متعال: «إِلاّٰ قَوْلَ إِبْرٰاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ مٰا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَيْءٍ» (ممتحنه: ۴: «مگر سخن ابراهیم به پدرش که گفت: حتماً برای تو آمرزش خواهم خواست، در حالی که در برابر خدا برای تو اختیار چیزی را ندارم»).
مؤیدِ آنچه گفته شد، این سخن خدای متعال است: «مٰا كٰانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كٰانُوا أُولِي قُرْبيٰ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحٰابُ الْجَحِيمِ، وَ مٰا كٰانَ اسْتِغْفٰارُ إِبْرٰاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاّٰ عَنْ مَوْعِدَهٍ وَعَدَهٰا إِيّٰاهُ فَلَمّٰا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّٰهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ لَأَوّٰاهٌ حَلِيمٌ» (توبه: ۱۱۴: «پیامبر و کسانی که ایمان آوردهاند حق ندارند برای مشرکان آمرزش بخواهند، هرچند از خویشاوندان باشند، پس از آنکه برایشان روشن شد که آنان اهل دوزخند. و آمرزشخواهی ابراهیم برای پدرش جز بهسبب وعدهای نبود که به او داده بود؛ پس چون برایش آشکار شد که او دشمن خداست، از او بیزاری جست؛ بهراستی ابراهیم بسیار اهل دعا و زاری و بردبار بود»). بنابراین، بیزاری جستن او پس از آشکار شدن دشمنیِ پدرش، دلیل بر آن است که پیش از آن و هنگام وعده دادن، با وجود مشرک بودن پدرش امید داشت که دشمن خدا نباشد؛ و این ویژگی تنها در شخص ناآگاهِ غیرلجوج یافت میشود.
مؤید این دیدگاه، سخن خدای متعال است که میفرماید: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيٰاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ -تا آنجا که میفرماید- لاٰ يَنْهٰاكُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ» («ای کسانی که ایمان آوردهاید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی مگیرید که با آنان پیوند محبت برقرار کنید... خدا شما را از کسانی که با شما نجنگیدهاند بازنمیدارد «فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» («...در دین با شما نجنگیدهاند و از خانههایتان بیرونتان نراندهاند، از اینکه به آنان نیکی کنید و با عدالت با آنان رفتار نمایید؛ همانا خدا دادگران را دوست دارد»)، تا آخر آیه.
(ممتحنه: ۸).
از جمله توجیههایی که دربارهٔ آمرزشخواهی ابراهیم برای پدرِ مشرکش گفته شده، این است که: او بر اساس حکم عقل به پدرش وعدهٔ استغفار داد و برایش طلب آمرزش کرد؛ زیرا عقل روا بودن این کار را ناممکن نمیداند، و تنها نقل (وحی و شرع) از آن نهی کرده است؛ در آن روزگار نیز منع شرعی از این کار ثابت نشده بود، اما هنگامی که در شریعتش حرام گردید، از او بیزاری جست.
پاسخ این است که: این توجیه با آیات داستان ابراهیم سازگار نیست، چنانکه با تأمل در آنچه پیشتر آوردیم روشن میشود.
وجه دیگر آنکه: معنای آمرزشخواهی او مشروط به توبه و ایمان آوردن پدرش بوده است؛ و نادرستی این سخن نیز آشکار است.
وجه دیگر اینکه: معنای «سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي » («بهزودی برای تو از پروردگارم آمرزش میخواهم») این است که از خدا خواهم خواست تو را در دنیا عذاب نکند؛ و این سخن نیز مانند وجه قبلی، مقید کردنِ کلامی مطلق بدون هیچ دلیل و قیدی است.
وجه دیگر این است که: ابراهیم وعده داد که برای مسبَّب (نتیجه، یعنی آمرزش) دعا کند، و این کار بهطور ناگزیر وعده به دعا برای سبب (علت، یعنی ایمان و توبه) نیز هست؛ بنابراین معنای «از خدا خواهم خواست تو را بیامرزد» این است که: «از او خواهم خواست به تو توفیق توبه دهد و تو را به ایمان هدایت فرماید تا تو را بیامرزد». همچنین میتوان طلب آمرزش را کنایه از درخواست توفیق توبه و هدایت به ایمان دانست.
و این وجه هرچند معتدلترین و پذیرفتنیترین وجه است، اما خالی از استبعاد (دوری از ظاهر لفظ) نیست؛ زیرا در این کلام دلجویی و مهربانی به کار رفته است، و چنین حالتی با درخواست آمرزش مناسبتر است تا با درخواست توفیق و هدایت؛ در این نکته تأمل کن.
و همانند دعای او برای پدرش، دعای او برای عموم مشرکان است در این سخن خدای متعال: «وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنٰامَ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النّٰاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصٰانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (ابراهیم: ۳۶)؛ «و من و فرزندانم را از اینکه بتها را بپرستیم دور بدار. پروردگارا، آنها بسیاری از مردم را گمراه کردهاند؛ پس هر که از من پیروی کند، بیگمان از من است و هر که نافرمانیام کند، همانا تو بسیار آمرزنده و مهربانی».