مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
هر کس از مرد یا زن کار شایسته انجام دهد در حالی که باایمان است، بیگمان او را به زندگی پاکیزهای زنده میداریم و مسلماً پاداششان را بر پایهٔ نیکوترین کارهایی که میکردند خواهیم داد.
تفسیر آیهٔ ۹۷ سورهٔ نحل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۲، صفحهٔ ۳۴۱ تا ۳۵۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/16/97/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثيٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيٰاهً طَيِّبَهً» (نحل: ۹۷؛ هر کس، چه مرد باشد و چه زن، کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، قطعاً او را به زندگی پاکیزهای زنده میداریم) تا پایان آیه. این آیه، وعدهای زیبا به مؤمنان است چنانچه عمل شایستهای انجام دهند، و نویدی است برای زنان که خداوند در پذیرش ایمان، و نیز در اثرِ کار شایستهشان—که همانا زنده داشتن به حیاتی پاکیزه و پاداشیافتن بر پایهٔ نیکوترین کردار است—میان آنان و مردان تفاوتی نمیگذارد؛ بر خلاف دیدگاهی که بیشتر بتپرستان و اهل کتاب (از یهودیان و مسیحیان) بر آن بودند و زن را از تمام یا بیشتر امتیازات دینی محروم میکردند، منزلت او را از مرتبهٔ مرد فرومیکاستند و او را در چنان فرودستیای قرار میدادند که هرگز امکان ارتقا نداشت.
از این رو، کلام الهی: « مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثيٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ» (نحل: ۹۷؛ هر کس از مرد یا زن کار شایستهای کند در حالی که مؤمن است)، حکمی کلی و به منزلهٔ پایهگذاری قاعدهای عام برای هر کسی است که عمل صالح انجام دهد، هر که میخواهد باشد؛ و آن را به مؤمنبودن مقید ساخته که در حکمِ شرط است؛ زیرا کردارِ کسی که مؤمن نباشد، تباه و بیاثر (حابط) است و پاداشی بر آن مترتب نمیشود؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: « وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمٰانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» (مائده: ۵؛ و هر کس به ایمان کافر شود، قطعاً عملش تباه گشته است)، و نیز میفرماید: « وَ حَبِطَ مٰا صَنَعُوا فِيهٰا وَ بٰاطِلٌ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ» (هود: ۱۶؛ و آنچه در آنجا کردهاند بر باد رفته و آنچه انجام میدادهاند باطل است).
و این سخن او که: « فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيٰاهً طَيِّبَهً» (قطعاً او را با حیاتی پاکیزه زنده میداریم)؛ «احیاء» به معنای دمیدنِ زندگی در چیزی و افاضه کردن حیات بر آن است. بنابراین، این جمله با ظاهرِ لفظ خود دلالت دارد بر اینکه خدای پاک و منزه، مؤمنی را که عمل صالح انجام میدهد با حیاتی تازه گرامی میدارد، غیر از آن حیاتِ عمومی که دیگر مردم نیز با او در آن شریکاند. و مراد از آن، تغییرِ صفتِ زندگی در او و تبدیل صفت ناپاک به پاکیزه در عین باقی ماندن اصل حیات بر همان حالت گذشته نیست؛ چراکه اگر چنین بود، باید گفته میشد: «فَلَنُطَيِّبَنَّ حَيَاتَهُ» (قطعاً زندگیاش را پاکیزه میگردانیم).
پس این آیه همتای این سخن الهی است: « أَ وَ مَنْ كٰانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنٰاهُ وَ جَعَلْنٰا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النّٰاسِ» (آیا کسی که مرده بود و زندهاش کردیم و برایش نوری نهادیم که با آن در میان مردم راه میرود...) (انعام: ۱۲۲)، و همان معنایی را افاده میکند که آن آیه در بر دارد، یعنی پدید آوردن حیاتی نوپدید و تازه.
و این، نامگذاریِ مجازی نیست؛ چراکه آیاتی که به این موضوع پرداختهاند، آثارِ حیاتِ حقیقی را بر آن بار میکنند؛ همانند این فرمودهٔ خدای متعال: «أُولٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمٰانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» (آنانند که خدا در دلهایشان ایمان را نگاشته و با روحی از جانب خود تأییدشان کرده است) (مجادله: ۲۲)؛ و مانند سخن او در آیهٔ انعام که پیشتر نقل شد: « وَ جَعَلْنٰا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النّٰاسِ» (و برای او نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود)؛ چراکه بیگمان مراد از این نور، دانشی است که انسان با آن در باور و عمل به سوی حق راه مییابد.
و همانگونه که او از علم و ادراک بهرهای دارد که دیگران ندارند، از موهبتِ توانایی بر زنده کردن حق و زدودنِ باطل نیز بهرهای دارد که دیگران ندارند؛ و خدای پاک و منزه فرموده است: « وَ كٰانَ حَقًّا عَلَيْنٰا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» (و یاری کردن مؤمنان حقی بر عهدهٔ ما بود) (روم: ۴۷)، و فرموده است: « مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صٰالِحاً فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ» (هر کس به خدا و روز واپسین ایمان آورد و کار شایسته کند، نه بیمی بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین میشوند) (مائده: ۶۹).
و این علم و تواناییِ تازه، زمینه را برایش فراهم میسازد که چیزها را آنگونه که هستند ببیند؛ ازاینرو آنها را به دو بخش تقسیم میکند: حقی پایدار، و باطلی نابودشونده. پس با دلِ خود از باطلِ فانی روی برمیتابد؛ باطلی که همان زندگی دنیا با زرورقهای فریبنده و دلربایش است، و با عزت خدا احساس سربلندی و عزت میکند؛ در نتیجه، نه شیطان با وسوسههایش میتواند او را خوار سازد، نه نفس با هواها و هوسهایش، و نه دنیا با زرقوبرقش؛ چراکه او بیپایگیِ کالاهای دنیا و زوالپذیریِ نعمتهایش را به چشم میبیند.
و قلبش به پروردگارِ برحقش وابسته میگردد، همان که هر حقی را با کلمات خویش پابرجا میسازد؛ پس جز خشنودی و رضای او را نمیخواهد، جز نزدیکی به او را دوست نمیدارد و جز از خشم و دوریِ او نمیهراسد. برای خود، زندگیای پاک، پیوسته و جاودانه میبیند که تدبیرِ کار آن را تنها پروردگارِ بسیار آمرزنده و مهربانش بر عهده دارد، و در درازای مسیرش جز با نیکی و زیبایی روبهرو نمیشود، چراکه او آفرینش هر چیزی را نیکو گردانیده است، و هیچ زشتیای وجود ندارد جز معصیت که خدا آن را زشت شمرده است.
پس چنین انسانی در درونِ خویش چندان شکوه، کمال، نیرو، عزت، لذت و سروری مییابد که به سنجش درنمیآید؛ و چگونه چنین نباشد، در حالی که او غرق در حیاتی همیشگی و زوالناپذیر، و نعمتی ماندگار و پایانناپذیر است که هیچ دردی در آن نیست و هیچ تیرگیای مکدرش نمیسازد، و در خیر و سعادتی است که هیچ تیرهبختیای به همراه ندارد؟ این همان حقیقتی است که عقل و سنجش، آن را تأیید میکند و آیاتِ فراوانی از قرآن، با وجود کثرتشان که نیازی به آوردنِ همهٔ آنها نیست، بر آن گواهی میدهند.
پس اینها آثاری از حیات است که جز بر حیاتی حقیقی و غیرمجازی مترتب نمیشود؛ و خداوند آنها را مترتب ساخته است، بر همین حیاتی که از آن یاد میکند و آن را ویژهٔ کسانی قرار میدهد که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ بنابراین، این حیاتی حقیقی و تازه است که خدای پاک و منزه بر آنان افاضه میفرماید.
و این حیاتِ تازه و ویژه، هرچند غیر از حیاتِ پیشین و مشترک است، از آن جدا نیست؛ زیرا تفاوت آنها در مراتب است نه در عدد، پس انسان با آن متعدد نمیشود؛ همانطور که روح قدسیای که خدای پاک و منزه برای پیامبران یاد میکند، برای آنان تنها بلندیِ مرتبه را در پی دارد، نه تعددِ شخصیت را.
این مطلبی است که تدبر در این آیهٔ کریمه به دست میدهد و این یک حقیقت قرآنی است؛ و از همینجا جهتِ توصیف آن حیات به پاکیزگی در کلام الهی: « حَيٰاهً طَيِّبَهً» (حیاتی پاکیزه) روشن میشود؛ گویی—همانگونه که معلوم شد—حیاتی خالص و بیشائبه است که هیچ ناپاکی در آن راه ندارد تا خودِ آن حیات یا اثرش را تباه سازد.
مفسران دربارهٔ این آیه وجوهی از تفسیر را بیان کردهاند:
نخست اینکه حیات طیبه همان زندگیِ در بهشت است، که در آن نه مرگی وجود دارد، نه فقر، نه بیماری و نه هیچ رنج و تیرهبختیِ دیگری.
دوم اینکه مراد، همان زندگی در عالم برزخ است؛ و چه بسا این اختصاص از آنجا ناشی شده که پایان آیه را بر بهشتِ آخرت تطبیق دادهاند.
سوم اینکه مقصود، زندگی دنیاییِ همراه با قناعت و خشنودی به سهمی است که خدای پاک و منزه قسمت فرموده است؛ چراکه این زندگی پاکیزهترینِ زندگیهاست.
چهارم اینکه مراد از آن روزیِ حلال است، زیرا کیفری در پی ندارد.
پنجم اینکه مقصود، روزیِ روزبهروز است.
وجوه اشکال بر این دیدگاهها بر پژوهشگر اهلِ تدبر پوشیده نیست، ازاینرو سخن را با آوردن آنها به درازا نمیکشانیم.
و کلام الهی: « وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ» (و قطعاً پاداششان را به بهترین آنچه عمل میکردند، خواهیم داد)؛ سخن دربارهٔ آن در آیهٔ پیشین گذشت. و در معنای این آیه است کلام خدای متعال که میفرماید: « وَ مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثيٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ يُرْزَقُونَ فِيهٰا بِغَيْرِ حِسٰابٍ» (و هر کس از مرد یا زن کار شایستهای انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، آنان به بهشت وارد میشوند و در آنجا بیحساب روزی داده خواهند شد؛ مؤمن: ۴۰).
بحث روایی
و در تفسیر قمی دربارهٔ این سخن که خدای متعال میفرماید: « مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثيٰ-وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيٰاهً طَيِّبَهً» (هر کس از مرد یا زن کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، قطعاً او را به حیاتی پاکیزه زنده میداریم) (نحل: ۹۷) تا پایان آیه، آمده است که امام (علیهالسلام) فرمود: «[حیات طیبه همان] قناعت است».
و در کتاب «معانی الأخبار» به سندش از ابنابیعمیر از برخی یارانش روایت شده که گفت: به امام صادق (علیهالسلام) عرض شد: ابوالخطاب از شما نقل میکند که فرمودهاید: «هرگاه حق را شناختی، هر چه میخواهی بکن!» امام فرمود: «خداوند ابوالخطاب را لعنت کند! به خدا سوگند من چنین نگفتم، بلکه به او گفتم: هرگاه حق را شناختی، هر کار خیری که میخواهی انجام بده، از تو پذیرفته میشود؛ چرا که خدای عزّوجلّ میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثىٰ-وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهٰا بِغَيْرِ حِسٰابٍ» (هر که کار شایسته کند، از مرد یا زن، در حالی که مؤمن باشد، اینان وارد بهشت میشوند و در آن بیشمار روزی داده خواهند شد [غافر: ۴۰])؛ و میفرماید:
«مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثيٰ-وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيٰاهً طَيِّبَهً» (هر کس از مرد یا زن کار شایستهای انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، قطعاً او را به حیاتی پاکیزه زنده میداریم [نحل: ۹۷]).
میگویم: و این همان مطلبی است که پیشتر در معنای آیه بیان کردیم.