فَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ
پس هنگامی که قرآن میخوانی، از شیطان راندهشده به خدا پناه ببر.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۹۸ و ۹۹ با هم
و در کتاب «کافی» به سند خود از ابوبصیر روایت کرده است که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: « فَإِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ- إلي قوله- يَتَوَكَّلُونَ» (هنگامی که قرآن میخوانی، به خدا پناه ببر... تا آنجا که میفرماید: توکل میکنند) [این آیه به چه معناست؟]، فرمود: ای محمد، به خدا سوگند شیطان تنها بر بدن مؤمن مسلط میشود و بر دین او مسلط نمیگردد؛ چنانکه بر ایوب مسلط شد و ظاهرش را دگرگون ساخت، ولی بر دین او تسلط نیافت؛ و گاهی نیز بر بدنهای مؤمنان مسلط میشود، اما بر دینشان تسلط پیدا نمیکند.
تفسیر آیههای ۹۸ تا ۱۰۰ با هم
میگویم: عیاشی نیز این روایت را از ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است.
تفسیر آیهٔ ۹۸ سورهٔ نحل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۲، صفحهٔ ۳۴۳ تا ۳۵۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/16/98/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَإِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّيْطٰانِ الرَّجِيمِ» (پس هنگامی که قرآن خواندی، از شیطان راندهشده به خدا پناه ببر). «استعاذه» یعنی پناه خواستن، و معنای آیه چنین است: هرگاه قرآن میخوانی، تا زمانی که مشغول خواندنِ آن هستی، از خدای متعال بخواه که تو را از شیطان راندهشده پناه دهد تا مبادا گمراهت کند. بنابراین، استعاذهای که بدان دستور داده شده، حالتی روحی برای قاری در مدتزمان قرائت است و او مأمور شده تا وقتی قرآن میخواند، این حالت را در جانِ خویش پدید آورد؛ اما گفتار قاری که میگوید: «أعوذ بالله من الشيطان الرجيم» (به خدا پناه میبرم از شیطان راندهشده) یا عبارتی نظیر آن، سببی برای پدید آوردن معنای استعاذه در جان است و نه خودِ استعاذه، مگر از باب نوعی مجاز؛ و خدای پاک و منزه فرموده است: «استعذ بالله» (پناه ببر به خدا)، و نفرموده است: «قل أعوذ بالله» (بگو به خدا پناه میبرم).
و از همینجا روشن میشود سخن برخی مفسران خالی از مسامحه نیست که گفتهاند: مراد از قرائت، قصد و تصمیم بر قرائت است و این تعبیر مجاز مرسل (به کار بردن لفظ در غیر معنای اصلی بدون رابطهٔ شباهت) از قبیل بهکاربردن مسبَّب (نتیجه) و اراده کردن سبب (علت) است.