وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ فَجَآءُوهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَٱنتَقَمۡنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْۖ وَكَانَ حَقًّا عَلَيۡنَا نَصۡرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
و بهیقین پیش از تو پیامبرانی را بهسوی قومشان فرستادیم و با نشانههای روشن نزد آنان آمدند؛ پس از کسانی که جرم ورزیدند انتقام گرفتیم، و یاریکردنِ مؤمنان حقی بر عهدهٔ ما بود.
تفسیر آیهٔ ۴۷ سورهٔ روم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۱۹۹ تا ۲۰۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/30/47/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلاً إِليٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ فَانْتَقَمْنٰا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَ كٰانَ حَقًّا عَلَيْنٰا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » (و به یقین پیش از تو پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم، پس دلایل روشن برای آنان آوردند؛ آنگاه از کسانی که جرم ورزیدند انتقام گرفتیم، و یاری مؤمنان حقی بر عهدهٔ ما بود). راغب میگوید: ریشهٔ واژهٔ «جَرْم» (به فتح اول و سکون دوم) به معنای چیدن میوه از درخت است؛ تا آنجا که میگوید: «أَجْرَمَ» یعنی صاحب جُرم شد، مانند «أَثْمَرَ» (میوهدار شد)، «أَتْمَرَ» (خرمادار شد) و «أَلْبَنَ» (شیردار شد). و این واژه برای هرگونه کسبِ کارِ ناپسند استعاره گرفته شده است، و در کاربرد عمومی کلام عرب تقریباً برای زیرکی و کار پسندیده به کار نمیرود؛ پایان سخن راغب.
این آیه گویی جملهای معترضه است و چنین مینماید که برای بیان این نکته آورده شده است که مؤمنان حقی بر پروردگارشان دارند و آن، یاری شدنشان در دنیا و آخرت است که انتقام گرفتن از مجرمان نیز بخشی از همین یاری است. این حق را خودِ خدای متعال برای آنان بر عهدهٔ خودش نهاده است؛ بنابراین، این اشکال و محذور پیش نمیآید که خدای متعال در ذات خویش مغلوب، مقهور و محکومِ حکم دیگری واقع شده باشد.
و این سخن او: « فَانْتَقَمْنٰا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا » (پس از کسانی که جرم ورزیدند انتقام گرفتیم)، «فاء» در آن فصیحه است (حرف ربطی که بر جملهای محذوف دلالت میکند)؛ یعنی گروهی ایمان آوردند و گروهی دیگر جرم ورزیدند، پس ما از مجرمان انتقام گرفتیم، و یاری مؤمنان با نجات دادنشان از عذاب و هلاک ساختن مخالفانشان، حقی بر عهدهٔ ما بود. در این آیه اشعاری به این نکته هست که انتقام گرفتن از مجرمان به خاطر مؤمنان بوده است؛ چرا که این کار خود بخشی از یاری رساندن به آنان است.
بحث روایی
و در همان کتاب، روایتی از امّدرداء آمده است که گفت: از پیامبر خدا (ص) شنیدم که میفرمود:
«ما من امرئ يرد عن عرض أخيه-إلا كان حقا علي الله أن يرد عنه نار جهنم يوم القيامه»؛ هیچ فردی نیست که از آبروی برادر [دینی] خود دفاع کند، مگر اینکه بر عهدهٔ خدا حق است که در روز قیامت آتش دوزخ را از او بازدارد. سپس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: « وَ كٰانَ حَقًّا عَلَيْنٰا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » (و یاریکردن مؤمنان بر عهدهٔ ما حق بود).
میگویم: این روایت را در کتاب «الدر المنثور» نیز به نقل از ابنابیحاتم، طبرانی و ابنمردویه از ابودرداء آورده است.