لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ
که بهراستی ما انسان را در نیکوترین قوام و استواری آفریدیم،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴ و ۵ با هم
و گفته شده است: مراد از آفرینش انسان در بهترین ساختار («أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ»)، وضعیت وجودی او در دوران جوانی یعنی اعتدالِ نیروها، کمالِ صورت و زیبایی اندام است، و مراد از بازگرداندنش به پستترینِ فرودستان («أَسْفَلَ سَافِلِينَ»)، بازگرداندن او به پیری و فرتوتی با تضعیف قوای ظاهری و باطنی و واژگون ساختن ساختار آفرینش اوست. بنا بر این نظر، آیه در معنای سخن خدای متعال خواهد بود که میفرماید: «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ» (یس: ۶۸: «و هر کس را که طول عمر دهیم، در آفرینش واژگونهاش میکنیم»).
تفسیر آیههای ۴ تا ۶ با هم
اما این سخن درست نیست؛ زیرا با استثنای موجود در کلام خدا: « إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ » (مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند) که ظاهر در استثنای متصل (استثنایی که در آن فردِ خارجشده از جنس همان گروهِ اول است) میباشد، سازگار نیست؛ چرا که قانونِ دگرگونی آفرینش و پیری، شامل همگان، چه مؤمن و کافر و چه نیکوکار و بدکار، میشود و این ادعا که مؤمن یا مؤمن صالح از پیری و فرتوتی مصون است، سخنی بیپایه و گزاف است.
همچنین این سخن نیز نادرست است که گفته شود: مراد از «انسان» فقط کافر است و مراد از بازگرداندن، بردن او به جهنم یا واژگون ساختن خلقت اوست و استثنا هم منقطع (استثنایی که فردِ بیرونشده از جنس گروه نخست نیست) باشد.
تفسیر آیههای ۴ تا ۸ با هم
خلاصهٔ سخن این است که وقتی انسانها در بهترین ساختار آفریده شدند و سپس اختلاف پیدا کردند؛ یعنی گروهی از آن ساختارِ نیکو بیرون آمدند و به پستترینِ فرودستان سقوط کردند، و گروهی دیگر در همان ساختار نیکو و بر فطرت نخستین خود باقی ماندند، و از سویی خدای تدبیرکنندهٔ امورشان «أحکم الحاکمین» (استوارترین و داناترینِ داوران) است و حکمت الهی اقتضا میکند که این دو گروه در پاداش و کیفر یکسان نباشند، بیگمان روزی خواهد بود که هر گروهی در آن به سزای کردار خود میرسد و هیچ مجوزی برای تکذیب و انکار آن وجود ندارد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ تین، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۱۹ تا ۳۲۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/95/4/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » (که به راستی ما انسان را در نیکوترین قوام و اعتدال آفریدیم)؛ این آیه جواب سوگند است. مراد از اینکه آفرینش او در نیکوترین تقویم است، این است که قوامبخشی و استواری در همهٔ شئون و جنبههای وجودیِ او به کار رفته است. «تقویم» یعنی چیزی را دارای قوام ساختن، و قوامِ هر چیز همان است که آن چیز به وسیلهاش برپا و استوار میماند؛ پس انسان ـ که مراد از آن جنس انسان است ـ از نظر آفرینش دارای نیکوترین قوام و ساختار است.
معنای اینکه انسان از نظر آفرینش دارای نیکوترین قوام است ـ بر پایهٔ آنچه از آیهٔ بعد: « ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ إِلاَّ الَّذِينَ » تا آخر فهمیده میشود ـ شایستگیِ او بر حسب خلقت برای عروج به بالاترین مراتب کمال و دستیابی به زندگی جاودان، سعادتمند و بیرنج در پیشگاه پروردگارش است. این شایستگی به سبب آن است که خداوند او را به دانش سودمند مجهز کرده و توانایی انجام عمل شایسته را به او بخشیده است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا فَأَلْهَمَهٰا فُجُورَهٰا وَ تَقْوٰاهٰا» (شمس: ۸؛ و سوگند به نفس و آن که آن را سامان داد، سپس نافرمانی و پرهیزگاریاش را به آن الهام کرد). پس هرگاه انسان به دانستهٔ خود ایمان آورد و به کار شایسته بپردازد، خداوند او را به سوی خود بالا میبرد؛ همانطور که میفرماید: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ» (فاطر: ۱۰؛ سخنان پاکیزه به سوی او بالا میرود و کار شایسته آن را رفعت میبخشد)، و میفرماید: «وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْويٰ مِنْكُمْ» (حج: ۳۷؛ بلکه این تقوای شماست که به او میرسد).
و میفرماید: «يَرْفَعِ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ» (مجادله: ۱۱؛ خداوند کسانی از شما را که ایمان آوردهاند و کسانی را که به آنان دانش داده شده درجات بالایی میبخشد)، و فرمود:
«فَأُولٰئِكَ لَهُمُ الدَّرَجٰاتُ الْعُليٰ» (طه: ۷۵؛ آنان دارای درجات بلندمرتبهاند)؛ و آیات دیگری از این دست که بر بلندیِ مقام انسان و ارتقای او با ایمان و عمل صالح دلالت دارند، که بخششی ناگسستنی از سوی خداوند است. خدای متعال این ارتقا را «پاداش» نامیده است، همانطور که سخنِ پس از اینِ او به آن اشاره دارد: « فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ » (برای آنان پاداشی پایانناپذیر و بیمنّت است).