تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَةٖ
فرشتگان و روح در روزی که اندازهاش پنجاه هزار سال است بهسوی او بالا میروند.
تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ معارج، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۷ تا ۱۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/70/4/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « تَعْرُجُ الْمَلاٰئِكَهُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كٰانَ مِقْدٰارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَهٍ »؛ مراد از این روز، روز قیامت است؛ همانطور که سیاق آیات بعدی نیز این معنا را میرساند.
و بنا بر آنچه مفسران گفتهاند، مراد از اینکه اندازهٔ این روز پنجاههزار سال است، این است که اگر در دنیا واقع میشد و بر زمان جاری در دنیا انطباق مییافت، مقدار آن از نظر زمانی برابر با پنجاههزار سال از سالهای دنیا میبود. و مراد از عروج فرشتگان و روح به سوی او در آن روز، بازگشت آنان به سوی خدای متعال در هنگام بازگشت همگان به سوی اوست؛ زیرا روز قیامت روزی است که در آن، برافتادنِ واسطهها، گسستنِ اسباب و برداشته شدنِ پیوندها میان علتها و معلولهایشان آشکار میشود. فرشتگان نیز واسطههایی گماشتهشده بر امور جهان و حوادث هستیاند؛ پس هنگامی که اسباب از مسببات گسسته شود و خداوند میان آنها جدایی افکند و همگان به سوی خدای والاینام بازگردند، فرشتگان نیز به سوی او بازمیگردند و در درجات خود بالا میروند، و گرد عرش پروردگارشان حلقه میزنند و صف میبندند؛ خدای متعال میفرماید: «وَ تَرَي الْمَلاٰئِكَهَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ» (و فرشتگان را میبینی که گرداگرد عرش حلقه زدهاند؛ زمر: ۷۵) و فرموده است: «يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِكَهُ صَفًّا» (روزی که روح و فرشتگان صفکشیده میایستند؛ نبأ: ۳۸).
و ظاهر آن است که مراد از «روح»، همان روحی است که از امر خدای متعال است؛ چنانکه فرمود: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي» (بگو: روح از امر پروردگار من است؛ اسراء: ۸۵)، و او غیر از فرشتگان است، همانطور که از ظاهر این سخن خدای متعال برمیآید: «يُنَزِّلُ الْمَلاٰئِكَهَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ» (فرشتگان را همراه با روح به امر خویش فرو میفرستد؛ نحل: ۲).
پس نباید به این سخن اعتنا کرد که گفتهاند: مراد از روح همان جبرئیل است، هرچند در سخن خدای متعال: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَليٰ قَلْبِكَ» (شعراء: ۱۹۴) و سخن او: «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ» (نحل: ۱۰۲) بر او «روحالامین» و «روحالقدس» اطلاق شده است؛ چراکه لفظ مقیّد (همراه با قید و وصف) غیر از لفظ مطلق (بدون قید) است.
بحث روایی
و در «امالی» شیخ، به سند او از امام صادق (علیهالسلام) در حدیثی آمده است: «هان! به حسابِ خود برسید پیش از آنکه به حسابتان برسند؛ زیرا در قیامت پنجاه موقف (ایستگاه بازپرسی) است و هر موقفی مانند هزار سال از آنچه میشمارید خواهد بود». سپس این آیه را تلاوت فرمود: « فِي يَوْمٍ كٰانَ مِقْدٰارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَهٍ » (در روزی که مقدار آن پنجاههزار سال است).
میگویم: این معنا در «روضهٔ کافی» نیز از حفص بن غیاث، از آن حضرت (ع) روایت شده است.
و در «مجمع [البیان]»، ابوسعید خُدری روایت کرده که گفت: «قيل لرسول الله ص:ما أطول هذا اليوم-فقال:و الذي نفس محمد بيده-إنه ليخف علي المؤمن-حتي يكون أخف عليه من صلاه مكتوبه يصليها في الدنيا:.»؛ به پیامبر خدا (ص) عرض شد: این روز چقدر طولانی است! پس فرمود: سوگند به آنکه جان محمد در دست اوست، همانا آن روز برای مؤمن چنان سبک میشود که حتی از یک نماز واجبی که در دنیا میخواند، بر او سبکتر خواهد بود.
میگویم: در کتاب «الدر المنثور» نیز این روایت از چندین کتاب جامعِ حدیثی، از ابوسعید، از آن حضرت (ص) نقل شده است.