سورهٔ ۵ · جلد ۶ المیزان

تفسیر آیهٔ ۱۲۰ سورهٔ مائده

لله ملك السموت والأرض وما فيهن وهو على

سورهٔ ۵ · آیهٔ ۱۲۰

لِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا فِيهِنَّۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرُۢ

فرمانروایی و مالکیّت آسمان‌ها و زمین و آنچه در آن‌هاست از آنِ خداست، و او بر هر چیزی تواناست.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: «لِلّٰهِ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا فِيهِنَّ وَ هُوَ عَليٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » (فرمانروایی و مالکیتِ آسمان‌ها و زمین و آنچه در آن‌هاست از آنِ خداست و او بر هر چیزی تواناست). واژهٔ «مِلک» (با کسرهٔ میم؛ به معنای مالکیّت) سلطه‌ای ویژه بر خود و ذاتِ اشیاست که اثرش، نفوذ خواستِ مالک در تصرفاتی است که توانایی انجامش را در آن‌ها دارد؛ و «مُلک» (با ضمهٔ میم؛ به معنای حکومت و فرمانروایی) سلطه‌ای ویژه بر نظامِ برقرار میان اشیاست و اثر آن [مُلک: پادشاهی و فرمانروایی]، نفوذ اراده در اموری است که شخص بر آن توانایی دارد. به بیانی ساده‌تر: «مِلک» (با کسره: مالکیّتِ شیء) به فرد تعلق می‌گیرد و «مُلک» (با ضمه: حکومت و پادشاهی) به جامعه وابسته است.

و از آنجا که پادشاهی و فرمانروایی در نفوذِ عملیِ اراده، وابسته و متکی به قدرت است، هرگاه قدرت کامل و نامحدود باشد، پادشاهی نیز مطلق خواهد بود و به چیزی دونِ چیزی دیگر یا حالتی دونِ حالتی دیگر محدود نمی‌شود. خدای متعال برای بیان همین نکته، در پی سخن خود: «لِلّٰهِ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا فِيهِنَّ » (فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین و آنچه در آن‌هاست از آنِ خداست) فرمود:

«وَ هُوَ عَليٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » (و او بر هر چیزی تواناست).

این سوره با این آیه که بر مالکیّت و پادشاهیِ مطلقِ خدا دلالت می‌کند پایان یافت، و تناسب آن نیز آشکار است؛ زیرا هدف سوره برانگیختن و ترغیب بندگان به وفاداری نسبت به پیمان‌ها و عهدهایی است که از سوی پروردگارشان از آنان گرفته شده است. و چون او مالک و پادشاهِ مطلق است، شأنی جز بندگیِ مطلق و مملوکِ محض بودن برای بندگان باقی نمی‌ماند؛ در نتیجه آنان در برابر امر و نهیِ او، وظیفه‌ای جز شنیدن و اطاعت کردن ندارند، و در برابر عهدها و پیمان‌هایی که از آنان می‌گیرد، وظیفه‌ای جز وفاداری بدون پیمان‌شکنی نخواهند داشت.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۱۱۶ تا ۱۲۰ با هم

این آیات، گفت‌وگوی بی‌واسطهٔ خداوند با پیامبرش عیسی بن مریم(ع) دربارهٔ ادعاهای مسیحیان در حق او است. ادامه در متن کامل

بدین ترتیب، این آیات با هدفی که سوره به خاطر آن نازل شده است کاملاً هماهنگ می‌شود؛ و آن هدف، بیانِ حق مقرّر خداوند بر بندگان است که به پیمانی که بسته‌اند وفا کنند و میثاق را نشکنند. ادامه در متن کامل

ادب عمومی نبوت به‌طور اجمال

تفسیر آیه‌های ۱۱۶ تا ۱۲۰ با هم

و خدای متعال می‌فرماید: «مٰا كٰانَ عَلَي النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمٰا فَرَضَ اللّٰهُ لَهُ سُنَّهَ اللّٰهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ قَدَراً مَقْدُوراً؛ الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسٰالاٰتِ اللّٰهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لاٰ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللّٰهَ وَ كَفيٰ بِاللّٰهِ حَسِيباً» (احزاب: ۳۹… ادامه در متن کامل

این ادبی فراگیر است که خدای پاک و منزه پیامبرانش (ع) را بدان آراسته و سنتی جاری از جانب او در میان ایشان است؛ اینکه در آنچه از زندگی برایشان مقدر شده احساس دل‌تنگی و دشواری نکنند و در هیچ کاری به تکلّف (تحمیل کاری ناسازگار با فطرت و خارج از توان بر خود) دست نزنند؛ زیرا آنان بر مدار فطرت حرکت می‌کردند و فطرت جز به چیزی که خداوند ابزار متناسب با دستیابی به آن را در وجودش نهاده است، راه نمی‌نماید و هرگز برای دستیابی به جایگاهی که خداوند بالا رفتن به تراز آن را برایش هموار نساخته، خود را به مشقت نمی‌اندازد. ادامه در متن کامل

و خدای متعال می‌فرماید: «لاٰ يُكَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا» (طلاق: ۷؛ خداوند هیچ‌کس را مگر به اندازه‌ای که به او داده است تکلیف نمی‌کند)؛ و از آنجا که تکلّف، خروج از مسیر فطرت است، پس از پیروی شهوت و هوی‌وهوس برمی‌خیزد و پیامبران از آن در امانند. ادامه در متن کامل

و خدای متعال می‌فرماید — که این نیز از تربیت‌کردن با ادبی جامع و فراگیر است —: «يٰا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبٰاتِ وَ اعْمَلُوا صٰالِحاً إِنِّي بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ، وَ إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّهً وٰاحِدَهً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ» (مؤمنون: ۵۲؛ ای پیامبران، از خوراکی‌ها و نعمت‌های پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید که من به آنچه انجام می‌دهید دانایم؛ و بی‌گمان این امت شما، امتی یگانه است و من پروردگار شمایم، پس از من پروا بدارید). ادامه در متن کامل

سپس خدای متعال آن را به ادبی اجتماعی پیوند زد و به آنان یادآور شد که مردم جز امتی یگانه نیستند: ادامه در متن کامل

چه پیامبران و چه کسانی که پیامبران به سویشان فرستاده شده‌اند؛ و پروردگاری جز یک پروردگار ندارند؛ پس باید بر پرواداری از او هم‌داستان شوند و با این کار ریشهٔ اختلاف‌ها و گروه‌گرایی‌ها را برکَنند. ادامه در متن کامل

و این همان حقیقتی است که آیه‌ای دیگر آن را گرد آورده است، و آن کلام خدای متعال است که می‌فرماید: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مٰا وَصّٰي بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ وَ مٰا وَصَّيْنٰا بِهِ إِبْرٰاهِيمَ وَ مُوسيٰ وَ عِيسيٰ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لاٰ تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» (شوری: ۱۳؛ از دین همان را برای شما مقرر کرد که نوح را به آن سفارش نمود و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را ابراهیم و موسی و عیسی را بدان سفارش کردیم؛ اینکه: «دین را برپا دارید و در آن دستخوش تفرقه نشوید»). ادامه در متن کامل

و خداوند در جایی دیگر این دو ادب را جداگانه بیان کرده و فرموده است: «وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا فَاعْبُدُونِ» (انبیاء: ۲۵؛ و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه به او وحی می‌کردیم که: «معبودی جز من نیست، پس تنها مرا بپرستید»)؛ پس آنان را به… ادامه در متن کامل

ادب پیامبران که در قرآن به تفصیل گزارش شده است

تفسیر آیه‌های ۱۱۶ تا ۱۲۰ با هم

و چون حال پیامبران (ع) چنان بود که گفتیم — یعنی دلبستگیِ حقیقی به خداوند — این ادب الهی در وجودشان ریشه دواند که همواره مراقب مقام پروردگار خویش باشند و جانب ربوبیت او را پاس دارند؛ از این رو هیچ چیز را جز برای خدا قصد نمی‌کنند، هیچ چیز را جز برای خدا رها نمی‌سازند، و به هیچ سببی دل نمی‌بندند مگر آنکه پیش از آن، همراه با آن و پس از آن، به پروردگارشان وابسته باشند؛ پس او در هر حال، هدف و غایت نهاییِ آنان است. ادامه در متن کامل

پس سخن یعقوب (ع) که فرمود: «إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَي اللّٰهِ » (تنها شکوه و اندوه شدیدم را به درگاه خدا می‌برم)، بدین معناست که یادآوریِ پیوستهٔ من از یوسف و افسوس خوردنم بر او، از جنس بیهوده‌گوییِ فردی از شما نیست که هرگاه مصیبتی به او برسد و نعمتی از نعمت‌های الهی را از دست بدهد، از روی نادانی نزد… ادامه در متن کامل

و از همین نمونه است آنچه خداوند از یوسف صدیق حکایت کرده است، آن‌گاه که همسر عزیز او را تهدید کرد که اگر خواسته‌اش را انجام ندهد به زندان خواهد افتاد: «قٰالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاّٰ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجٰاهِلِينَ» (یوسف: ۳۳) (گفت: پروردگارا! ادامه در متن کامل

یوسف (ع) به درگاه پروردگارش یادآور می‌شود که کار او در برابر آن زنان در آن موقعیت، میان رفتن به زندان و پذیرش خواستهٔ آنان دور می‌زند، و او با همان دانشی که خداوند به وی کرامت کرده بود — چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنٰاهُ حُكْماً وَ عِلْماً» (یوسف: ۲۲) (و چون به حد رشد و کمالش رسید،… ادامه در متن کامل

پس پروردگارش دعای او را اجابت فرمود و نیرنگ زنان را از وی بازگرداند، که همان میل به گناه بود؛ وگرنه به زندان می‌افتاد. ادامه در متن کامل

- [امام] (ع) فرمود: ادامه در متن کامل

«الموت أولى من ركوب العار» (مرگ، بهتر از پذیرش ننگ است) ادامه در متن کامل

«و العار أولى من دخول النار» (و ننگ، بهتر از درآمدن به آتش دوزخ است) ادامه در متن کامل

.. ادامه در متن کامل

نه آن‌گونه که شاید گمان شود او با این کلام زندان را درخواست کرده و خداوند هم آن را برایش مقدر ساخته است. ادامه در متن کامل

و از جملهٔ آن، ستایش و دعایی است که خدای پاک و منزه از یوسف (ع) حکایت کرده است، آن‌جا که می‌فرماید: «فَلَمّٰا دَخَلُوا عَليٰ يُوسُفَ آويٰ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قٰالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِينَ، وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَي الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قٰالَ يٰا أَبَتِ هٰذٰا تَأْوِيلُ رُءْيٰايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهٰا رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَ جٰاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطٰانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِمٰا يَشٰاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ، رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحٰادِيثِ فٰاطِرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَهِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصّٰالِحِينَ» (… ادامه در متن کامل

و از آنجا که کارِ جان من و جان‌های ما به دست توست و هر زمان بخواهی بر نابود کردن ما توانایی، و این پیشامد نیز در مسیرِ آزمون همگانی‌ات پدیده‌ای بی‌سابقه نیست—آزمونی که در پیِ آن گروهی گمراه و گروهی هدایت می‌شوند و فرجامش جز به خواست و مشیت تو نمی‌انجامد—پس تو سرپرست و صاحب‌اختیار مایی؛ همو که تدبیرِ کارهای ما به فرمان و خواست او برپاست و خود هیچ نقشی در آن نداریم. ادامه در متن کامل

این همان مطلبی است که موسی (ع) در درخواست خویش مطرح کرد، آن‌گاه که لرزه‌ای سخت آنان را فرا گرفت و بلا بر سرشان فرود آمد. ادامه در متن کامل

و خدای متعال با این سخن خود، آشکارا از بخشش این گروه و اجابت درخواست موسی (ع) مبنی بر بازگرداندن حیات به آنان پس از هلاک‌شدن و بازگرداندنشان به دنیا یاد کرده است: «وَ إِذْ قُلْتُمْ يٰا مُوسىٰ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّىٰ نَرَى اللّٰهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصّٰاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ، ثُمَّ بَعَثْنٰاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (… ادامه در متن کامل

و موسی (ع) در سخن خویش آنجا که گفت: «تُضِلُّ بِهٰا مَنْ تَشٰاءُ » («هر که را بخواهی با آن گمراه می‌سازی»)، ادبی والا به کار بست؛ بدین‌گونه که یادآور نشد این گمراهی برخاسته از سوءاختیارِ خود این گمراهان است، تا همان‌گونه که در دل ذات حق را منزه می‌داشت، در زبان نیز خدای متعال را تنزیه کند تا سخنش هم‌تراز این کلام الهی… ادامه در متن کامل

همچنین او اصلِ خواستهٔ درونش را به زبان نیاورد، و آن اینکه خدای پاک و منزه آنان را پس از نابودی زنده کند؛ زیرا آن موقعیت با همهٔ هول و خطری که داشت، او را از زیاده‌گویی و بسط کلام بازمی‌داشت. ادامه در متن کامل

و از جمله دعاهای موسی (ع) دعایی است که به هنگام بازگشت از میقات به سوی قومش خواند؛ آن‌گاه که دید پس از او گوساله را پرستیده‌اند، در حالی که خدای پاک و منزه پیش‌تر او را از این ماجرا باخبر ساخته بود. ادامه در متن کامل

و او جدایی از آنان و درآمدن خود و برادرش در رحمت الهی را تنها از آن رو خواستار شد که می‌دانست خشم الهی به سبب ستمکاری‌شان دامنگیر این قوم خواهد شد؛ همان‌گونه که خداوند پس از آن یادآور شده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنٰالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّهٌ فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا» (اعراف: ۱۵۲… ادامه در متن کامل

ادب پیامبران در برخورد با مردم

تفسیر آیه‌های ۱۱۶ تا ۱۲۰ با هم

از جلوه‌های این ادبِ زیبا، گفت‌وگویی است که خداوند میان نوح (ع) و قومش بازگو کرده، آن‌جا که [قرآن] می‌فرماید: «فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاكَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِيَ الرَّأْيِ وَ مٰا نَرىٰ لَكُمْ عَلَيْنٰا مِنْ فَضْلٍ… ادامه در متن کامل

نظیر این نفیِ تمایزطلبی، سخن شعیب به قوم خود است، آن‌جا که خداوند حکایت می‌فرماید: «وَ مٰا أُرِيدُ أَنْ أُخٰالِفَكُمْ إِليٰ مٰا أَنْهٰاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الْإِصْلاٰحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ مٰا تَوْفِيقِي إِلاّٰ بِاللّٰهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ» (هود: ۸۸)؛ «و نمی‌خواهم در آنچه شما را از آن بازمی‌دارم با شما مخالفت ورزم؛ تا آن‌جا که در توان دارم جز اصلاح نمی‌خواهم، و توفیقم جز به خدا نیست؛ بر او توکل کرده‌ام و به‌سوی او بازمی‌گردم». ادامه در متن کامل

این آیات گرچه به دلالت مطابقی (معنای صریح و مستقیم) ناظر به اخلاق پسندیدهٔ پیامبر (ص) است نه ادب آن حضرت ــ که امری فراتر از خُلق و جلوهٔ رفتاری آن است ــ، اما همان‌طور که پیش‌تر بیان شد، سنخِ ادب از سنخِ اخلاق شناخته می‌شود؛ افزون بر اینکه خودِ ادب نیز از شاخه‌های اخلاق است. ادامه در متن کامل

بیشترِ آیات قرآنی که اخلاق کریمانه و ادب زیبای پیامبر (ص) از آن‌ها فهمیده می‌شود، در قالب امر و نهی آمده است؛ از این رو مناسب دیدیم در این مقام، روایاتی از سنت‌های آن حضرت بیاوریم که دربردارندهٔ اصول اخلاق ایشان است و به ادب زیبای الهی‌اش اشاره دارد، و افزون بر آن با آیات شریف قرآن نیز تأیید می‌شود. ادامه در متن کامل

۱. در کتاب «معانی‌الأخبار»، به سندی از ابوهالهٔ تمیمی از امام حسن بن علی (ع)، و به سندی دیگر از امام رضا از پدرانش از علی بن الحسین از امام حسن بن علی (ع)، و به سندی دیگر از مردی از فرزندان ابوهاله از امام حسن بن علی (ع) روایت شده است که فرمود: ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۱۲۰ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۶، صفحهٔ ۲۴۰ تا ۳۰۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/120/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی