ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ وَيَخۡشَوۡنَهُۥ وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَۗ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا
همان کسانی که پیامهای خدا را میرسانند و از او پروا دارند و از هیچکس جز خدا نمیترسند؛ و خدا برای حسابرسی بسنده است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۶ تا ۴۰ با هم
منظور از این آیات، یعنی عبارت « وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَيْهِ -إلي قوله- وَ كٰانَ اللّٰهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً » (و [به یاد آور] آنگاه که به آن کس که خدا به او نعمت داده بود... ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۳۹ سورهٔ احزاب، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۲۱ تا ۳۲۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/33/39/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « اَلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسٰالاٰتِ اللّٰهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لاٰ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللّٰهَ » (کسانی که پیامهای خدا را میرسانند و از او پروا دارند و از هیچکس جز خدا نمیترسند) تا آخر آیه؛ این موصول بیان و توضیحی برای موصول پیشین است؛ یعنی عبارت « اَلَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ ».
«خشیت» حالت و تأثر ویژهای در دل است که از روبهرو شدن با امر ناخوشایند پدید میآید، و چه بسا به سببی نسبت داده میشود که انتظار آن ناخوشایندی از او میرود؛ گفته میشود: «خَشِيتُ أَنْ يَفْعَلَ بِي فُلَانٌ كَذَا» (ترسیدم فلانی با من چنین کند) یا «خَشِيتُ فُلَاناً أَنْ يَفْعَلَ بِي كَذَا» (از فلانی ترسیدم که با من چنین کند). پیامبران تنها از خدا پروا دارند و از هیچکس جز او نمیترسند، زیرا نزد آنان هیچ مؤثری در هستی جز خدا وجود ندارد.
این حالت با «خوف» تفاوت دارد؛ زیرا خوف، انتظارِ پیشآمدِ ناخوشایند است به گونهای که عملاً پرهیز و دوریگزینی بر آن مترتب شود، چه همراه با دگرگونی قلبی باشد و چه نباشد. بنابراین خوف امری عملی است و چه بسا به پیامبران نیز نسبت داده میشود؛ مانند این سخن خدای متعال به نقل از موسی (ع): «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّٰا خِفْتُكُمْ» (پس چون از شما ترسیدم، از شما گریختم) [شعراء: ۲۱]، و سخن او دربارهٔ پیامبر (ص):
«وَ إِمّٰا تَخٰافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيٰانَهً» (و اگر از گروهی بیم خیانت داشتی) [انفال: ۵۸]. این معنا اصل در مفهوم خوف و خشیت است، هرچند گاهی مانند دو واژهٔ مترادف نیز به کار میروند.
از آنچه بیان شد روشن میشود که خشیت از غیر خدا، به طور مطلق از پیامبران (ع) نفی شده است، هرچند سیاق جملهٔ « يُبَلِّغُونَ رِسٰالاٰتِ اللّٰهِ وَ يَخْشَوْنَهُ » چنین مینمایاند که آنچه نفی شده، خشیت در رساندن پیام الهی است. افزون بر این، همهٔ کارهای پیامبران همانند گفتارشان از باب رساندن پیام است؛ پس نفی خشیت در امر تبلیغ، تمام اعمال و رفتار آنان را در بر میگیرد.
و این سخن خداوند: « وَ كَفيٰ بِاللّٰهِ حَسِيباً » (و خدا برای حسابرسی بس است)؛ یعنی او حسابرسی است که به امور کوچک و بزرگ رسیدگی میکند، پس باید تنها از او پروا داشت و از غیر او نترسید.