قَالَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَغۡوَيۡنَآ أَغۡوَيۡنَٰهُمۡ كَمَا غَوَيۡنَاۖ تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاْ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ
کسانی که حکم [عذاب] بر آنان قطعی شده است میگویند: «پروردگارا! اینان کسانی هستند که ما گمراهشان کردیم؛ آنان را گمراه کردیم همانگونه که خود گمراه شدیم. بهسوی تو [از آنان] بیزاری میجوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمیپرستیدند.»
تفسیر آیهٔ ۶۳ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۶۳ تا ۶۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/63/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنٰا هٰؤُلاٰءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنٰا أَغْوَيْنٰاهُمْ كَمٰا غَوَيْنٰا » (کسانی که حکم [عذاب] بر آنان مسلّم و محقّق شده است میگویند: پروردگارا، اینان همان کسانی هستند که ما گمراهشان کردیم؛ آنان را گمراه ساختیم همانگونه که خود گمراه شدیم). معبودانی که مشرکان آنان را شریکان خدای پاک و منزه میدانند دو دستهاند: دستهای از آنان بندگان گرامیِ خداوندند، مانند فرشتگان مقرّب و عیسی بن مریم (ع)؛ و دستهای دیگر سرکشان جن و مدّعیان الوهیّت از میان آدمیاناند، چون فرعون و نمرود و مانند آن دو؛ و خدای پاک و منزه هر کسی را که در باطل از او پیروی شود، به آنان ملحق ساخته است، مانند ابلیس، همنشینان شیاطین و پیشوایان گمراهی؛ چنانکه فرمود: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يٰا بَنِي آدَمَ أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا الشَّيْطٰانَ -[تا آنجا كه فرمود]- وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلاًّ كَثِيراً» (یس: ۶۰-۶۲: ای فرزندان آدم، مگر با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید... و بهراستی گروهی بسیار از شما را گمراه کرد؟)، و فرمود:
«أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ» (جاثیه: ۲۳: آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خویش گرفت؟)، و فرمود: «اتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ» (توبه: ۳۱: آنان دانشمندان و راهبان خود را به جای خدا صاحباختیار و معبود گرفتند).
کسانی که این سخن به آنان اشاره دارد: « قٰالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ » (کسانی که وعدهٔ عذاب بر آنان قطعی شده است، گفتند)، از همین گروه دوم هستند؛ زیرا به گمراهکردن دیگران و بیزاریجستن از پرستش آنان اشاره میکنند. هرچند خودِ این مشرکانِ پیرو نیز از کسانی هستند که وعدهٔ عذاب بر ایشان مسلّم شده است، چنانکه این کلام الهی به آن اشاره دارد: «حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِينَ» (سجده: ۱۳: وعدهٔ من قطعی شده است که دوزخ را از همهٔ جن و انس پر خواهم کرد)، ولی مقصود از آنان در آیهٔ مورد بحث، پیشوایان و متبوعانی هستند که شرک و گمراهی به ایشان ختم میشود.
نقلکردن سخن این شریکان، بدون اینکه یاد شود بازخواستشدگان به آنان اشاره کردهاند، شاید بدین سبب باشد که نشان دهد آن معبودان در این جایگاه از دسترسِ مشرکان گم و ناپدید شدهاند؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ يَوْمَ يُنٰادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكٰائِي قٰالُوا آذَنّٰاكَ مٰا مِنّٰا مِنْ شَهِيدٍ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ» (فصلت: ۴۸: و روزی که آنان را ندا میدهد: شریکانِ من کجایند؟ گویند: به تو اعلام میکنیم که هیچ گواهی از میان ما [بر وجود شریک] نیست، و آنچه پیش از این میخواندند از [دسترس] آنان ناپدید و گم شد).
و سخن آنان که: « رَبَّنٰا هٰؤُلاٰءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنٰا » (پروردگارا، اینان کسانی هستند که ما گمراهشان کردیم)؛ یعنی اینان ــ که با اشاره به مشرکان گفته میشود ــ همان کسانی هستند که ما گمراهشان ساختیم، و این جمله مقدمهای برای جملهٔ بعد است.
و کلام آنان که: « أَغْوَيْنٰاهُمْ كَمٰا غَوَيْنٰا » (ما آنان را همانگونه گمراه کردیم که خود گمراه شدیم) بدین معناست که گمراهیِ آنان در پی وسوسهٔ ما، مانند گمراهیِ خودِ ما بود؛ پس همانگونه که ما با اختیار خویش و بدون هیچ اجباری گمراه شدیم، آنان نیز با اختیار خود و بدون اجبار به گمراهی افتادند. دلیل بر این معنا سخنی است که خداوند از ابلیس در آن روز حکایت کرده، آنجا که میگوید: «وَ مٰا كٰانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ...» (و مرا بر شما تسلط و اجباری نبود...).
«...إِلاّٰ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلٰا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ» (ابراهیم: ۲۲: ...مگر اینکه شما را فراخواندم و شما دعوتم را پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را ملامت کنید). و نیز در حکایت بازخواست و گفتوگوی ستمکاران و همراهان و پیشوایانشان فرمود: «وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَليٰ بَعْضٍ يَتَسٰاءَلُونَ قٰالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنٰا عَنِ الْيَمِينِ قٰالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ وَ مٰا كٰانَ لَنٰا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ بَلْ كُنْتُمْ قَوْماً طٰاغِينَ فَحَقَّ عَلَيْنٰا قَوْلُ رَبِّنٰا إِنّٰا لَذٰائِقُونَ فَأَغْوَيْنٰاكُمْ إِنّٰا كُنّٰا غٰاوِينَ» (صافات: ۲۷-۳۲: و برخی رو به برخی دیگر آورده از یکدیگر میپرسند؛ [پیروان] میگویند: شما از درِ خیرخواهی نزد ما میآمدید! [پیشوایان] گویند: بلکه شما خود اهل ایمان نبودید، و ما را بر شما تسلطی نبود، بلکه قومی سرکش بودید؛ پس وعدهٔ پروردگارمان بر ما قطعی شد و بیتردید ما چشندهٔ عذابیم؛ پس شما را گمراه کردیم چون خود گمراه بودیم)؛ یعنی از جانب ما که گمراه بودیم، جز گمراهی چیزی نمیتوانست به شما برسد.
و از اینجا روشن میشود که برای سخن آنان: « أَغْوَيْنٰاهُمْ كَمٰا غَوَيْنٰا » معنای دیگری نیز هست، و آن اینکه: آنان صفتی نظیر همان صفتِ ما (گمراهی) را کسب کردند، جز اینکه ما از آنان بیزاری میجوییم؛ زیرا آنان را به گمراهی مجبور نساختیم و آنان نیز از روی اجبار ما را نمیپرستیدند.
و سخن آنان که: « تَبَرَّأْنٰا إِلَيْكَ » (به درگاه تو [از آنان] بیزاری میجوییم)، بیزاریجستن مطلق از آنان است؛ زیرا پیشوایان نمیتوانستند پیروان را مجبور کنند و اختیار را از آنان بگیرند. و عبارت « مٰا كٰانُوا إِيّٰانٰا يَعْبُدُونَ » (آنان ما را نمیپرستیدند)، یعنی از روی اجبارِ ما پرستش نمیکردند، یا اینکه به سبب بیزاریجُستن ما از کارهای ایشان است؛ زیرا هر کس از کاری بیزاری جوید، آن کار به او نسبت داده نمیشود. و فرمودهٔ خدای متعال در بخشهای گوناگونی از کلامش در توصیف این جایگاه به همین معنا بازمیگردد، مانند: «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ» (انعام: ۲۴: و آنچه به دروغ میبافتند از دسترسشان ناپدید شد)، «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ» (فصلت: ۴۸: و آنچه پیش از این میخواندند از دسترسشان گم شد) و «وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكٰانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكٰاؤُكُمْ فَزَيَّلْنٰا بَيْنَهُمْ وَ قٰالَ شُرَكٰاؤُهُمْ مٰا كُنْتُمْ إِيّٰانٰا تَعْبُدُونَ» (یونس: ۲۸: و روزی که همهٔ آنان را گرد میآوریم، سپس به مشرکان میگوییم: شما و شریکانتان در جای خود بایستید! آنگاه میانشان جدایی میافکنیم و شریکانشان میگویند: شما هرگز ما را نمیپرستیدید) و دیگر آیاتی از این دست؛ پس دقت کن.
و برخی گفتهاند: معنا این است که به درگاه تو از اعمال آنان بیزاری میجوییم؛ آنان ما را نمیپرستیدند، بلکه هوای نفس خویش یا شیاطین را بندگی میکردند. و این سخن خالی از سستی و بیمایگی نیست.
و از آنجا که هر یک از دو سخنِ « تَبَرَّأْنٰا إِلَيْكَ » و « مٰا كٰانُوا إِيّٰانٰا يَعْبُدُونَ » در معنای این سخن است:
« أَغْوَيْنٰاهُمْ كَمٰا غَوَيْنٰا » (همانگونه که خود گمراه شدیم گمراهشان کردیم)؛ [از این رو جملههای یادشده] بدون حرف عطف (به صورت فصل) آورده شد.