ٱلشَّهۡرُ ٱلۡحَرَامُ بِٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡحُرُمَٰتُ قِصَاصٞۚ فَمَنِ ٱعۡتَدَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَٱعۡتَدُواْ عَلَيۡهِ بِمِثۡلِ مَا ٱعۡتَدَىٰ عَلَيۡكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ
ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمتها قصاص (مقابلهبهمثل) دارند؛ پس هر کس بر شما تعدی کرد، همانند همان تعدیاش بر او تعدی کنید، و از خدا پروا بدارید و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم
سیاق آیات شریف نشان میدهد که همگی یکجا نازل شدهاند و کلام در آنها برای بیان یک هدف واحد آورده شده است، و آن تشریعِ جنگ برای نخستین بار با مشرکان مکه است؛ زیرا در این آیات به بیرون راندن آنان از همانجا که مؤمنان را بیرون راندند، به فتنه، به قصاص، و به نهی از جنگیدن با آنان در کنار مسجدالحرام مگر آنکه خودشان در آنجا دست به جنگ بزنند، پرداخته شده است و همهٔ اینها اموری پیوسته به مشرکان مکه است. ادامه در متن کامل
افزون بر اینکه هر پنج آیه در پی بیان یک حکم با حدود، جوانب و لوازم آن هستند: سخن خدای متعال که «وَ قٰاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ» (و در راه خدا بجنگید) برای بیان اصل حکم است؛ و سخن او که «لَا تَعْتَدُوا...» (تعدی مکنید...) تعیین مرز آن از نظر رعایت نظم و انضباط است؛ و سخن او که «وَ اقْتُلُوهُمْ...» (و آنان را… ادامه در متن کامل
جهادی که قرآن به آن فرمان میدهد:
تفسیر آیههای ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم
سپس آیههای جهاد و پیکار نازل شد؛ برخی از آنها بهطور ویژه دربارهٔ پیکار با مشرکان مکه و همپیمانان آنهاست؛ مانند سخن خدای متعال که میفرماید: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَليٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيٰارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ:» (… ادامه در متن کامل
و دستهای دیگر، آیههای پیکار با اهل کتاب است؛ خدای متعال میفرماید: «قٰاتِلُوا الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لاٰ يُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ حَتّٰي يُعْطُوا الْجِزْيَهَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ:» (… ادامه در متن کامل
و دستهای دیگر، آیههای پیکار با مشرکان بهطور عام است، یعنی کسانی که اهل کتاب نیستند؛ مانند سخن خدای متعال که میفرماید: ادامه در متن کامل
«فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ:» (توبه: ۵) «مشرکان را هر جا یافتید بکشید.» و مانند سخن خدای متعال که میفرماید: «قٰاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّهً كَمٰا يُقٰاتِلُونَكُمْ كَافَّهً:» (توبه: ۳۶) «همگی با مشرکان بجنگید، همانگونه که آنان همگی با شما میجنگند.» ادامه در متن کامل
و دستهای دیگر آیاتی است که به پیکار با همهٔ کافران فرمان میدهد؛ مانند سخن خدای متعال که میفرماید: «قٰاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّٰارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَهً:» (توبه: ۱۲۳) «با کافرانی که به شما نزدیکترند بجنگید، و باید در شما سرسختی و صلابت بیابند.» ادامه در متن کامل
و خلاصهٔ سخن آنکه قرآن بیان میدارد اسلام و آیین توحید بر پایهٔ فطرت بنا شده است و هموست که عهدهدار اصلاح زندگی بشریت است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ» «پس با گرایش کامل به حق، روی خود را به سوی این آیین بدار؛ فطرتِ...» «اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ:» (… ادامه در متن کامل
افزون بر اینکه خدای متعال میفرماید: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّهٍ عَلَي الْكٰافِرِينَ،يُجٰاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَ لاٰ يَخٰافُونَ لَوْمَهَ لاٰئِمٍ:» (مائده: ۵۴)؛ یعنی: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کس از شما از دینش برگردد، به زودی خدا گروهی را میآورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتن و بر کافران سرسختاند، در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمیهراسند» ــ چنانکه در جای خود خواهد آمد ــ به دعوتی حق و نهضتی دینی اشاره دارد که به فرمان الهی رخ خواهد داد، و تأیید میکند که این رویدادِ وعدهدادهشده تنها از رهگذرِ فراخوان به جهاد به وقوع میپیوندد. ادامه در متن کامل
با بیانی که گذشت، پاسخِ اشکالی که چه بسا بر اسلام دربارهٔ تشریع جهاد وارد میآورند روشن میشود؛ اینکه میگویند جهاد خروج از شیوهٔ نهضتهای دینیِ بهجامانده از پیامبران پیشین است، زیرا دینِ آنان در پیشرفت و بالندگی خود تنها بر دعوت و هدایت تکیه داشت، نه اجبار بر ایمان از طریق جنگی که در پی آن کشتار، اسارت و غارت میآید. ادامه در متن کامل
توضیح آنکه قرآن روشن میکند اسلام بر پایهٔ داوریِ فطرت انسانی بنا شده است؛ فطرتی که نباید تردید کرد کمال انسان در زندگیاش در همان چیزی است که فطرت بدان حکم کرده و به سویش فراخوانده است. ادامه در متن کامل
اما این اشکال که جهاد پس از پیروزی مستلزم اکراه و اجبار است؛ هنگامی که احیای انسانیت در گروِ تحمیلِ حق مشروع بر گروهی از افراد پس از روشنگری و اقامهٔ حجتی رسا بر آنان باشد، چنین اجباری هیچ زیان و ایرادی ندارد. ادامه در متن کامل
گذشته از این، اکراه و اجبار تنها در یک نسل جریان دارد و پایدار میماند؛ سپس آموزش و پرورش دینی، نسلهای بعدی را با پرورش دادنشان بر پایهٔ دین فطری و کلمهٔ توحید، با رغبت و اختیار اصلاح میکند. ادامه در متن کامل
اما این سخن آنان که سایر پیامبران تنها بر شیوهٔ دعوتِ صِرف و هدایت حرکت میکردند؛ تاریخ موجود از زندگی آنان نشان میدهد که گسترهٔ توانشان به اندازهای نبود که اقدام به جنگ برایشان میسر باشد، مانند نوح، هود و صالح (ع) که چیرگی و قدرت حاکمان، آنان را از هر سو در بر گرفته بود. ادامه در متن کامل
علاوه بر این، گروهی از پیامبران در راه خدای متعال جنگیدند، چنانکه تورات نیز آن را حکایت میکند و قرآن هم بخشی از آن را بازگو میفرماید؛ خدای متعال میفرماید: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكٰانُوا وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الصّٰابِرِينَ وَ مٰا كٰانَ قَوْلَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا وَ إِسْرٰافَنٰا فِي أَمْرِنٰا وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَي الْقَوْمِ الْكٰافِرِينَ:» (… ادامه در متن کامل
و خدای متعال در داستان سلیمان و ملکهٔ سبأ میفرماید: «أَلاّٰ تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ» (نمل: ۳۱) «بر من برتری مجویید و تسلیمشده نزد من آیید» - تا آنجا که خدای متعال فرمود: - «ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّهً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ:» (… ادامه در متن کامل
بحث اجتماعی) [دربارهٔ ضرورت دفاع در اجتماع
تفسیر آیههای ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم
تردیدی نیست که اجتماع در هر کجا پدید آید، چه در نوع انسان و چه در دیگر اجتماعات گوناگونِ نوعی که در برخی گونههای حیوانات میبینیم، همگی بر پایهٔ نیاز فطری موجود در آنها برای حفظ وجود و بقا بنا شده است. ادامه در متن کامل
و همانگونه که آفرینش و سرشتِ این موجودات، برای حفظ وجود و بقا به آنها حق تصرف در هر آنچه را در زندگیشان سودمند است بخشیده است — چنانکه انسان در جماد، گیاه، حیوان و حتی در انسانهای دیگر با هر وسیلهٔ ممکن تصرف میکند و برای خود در این کار حقی قائل است، هرچند با حقوق دیگر حیوانات و کمال گیاهان و جمادات ناسازگار و مزاحم باشد، و چنانکه گونههای حیوانات نیز در دیگر موجودات تصرف میکنند و به داشتن چنین حقی باور دارند — همانگونه نیز آفرینش به آنها حق دفاع از حقوق مشروع و فطریشان را داده است؛ زیرا حق تصرف بدون حق دفاع کامل نمیشود. ادامه در متن کامل
در میان جانداران، انسان به آگاهی و درک فکری مجهز است؛ درکی که با آن میتواند همانگونه که برای بهرهبرداری و سود بردن در دیگران تصرّف میکند، برای دفاع از خود نیز دیگران را به خدمت گیرد. ادامه در متن کامل
از اینجا دانسته میشود که انسان در هیچیک از جنگهایش به حکم استخدام و بردهگیریِ مطلق—که در آغاز به آن گرایش داشت—استناد نمیکند؛ زیرا این یک حکمِ نامحدود بود که انسان خودش به محض ورود به زندگی اجتماعی آن را منسوخ ساخت و پذیرفت که شایسته نیست در منافع دیگران تصرّف کند، مگر به همان اندازهای که از منافعِ خود به آنان بهره برساند. ادامه در متن کامل
بنابراین هر جنگی در حقیقت نوعی دفاع است؛ تا جایی که پادشاهانِ کشورگشا و دولتهای سلطهجو نیز برای خود نوعی حق میتراشند؛ مانند حق حاکمیت و شایستگیِ فرمانروایی بر دیگران، یا سختیِ معیشت و کمبودِ سرزمین یا اموری از این دست، و همینها را عذر و دستاویزی برای حمله به مردم، ریختن خونها، تباه کردن زمین و نابودیِ کشتوزرع و نسلها قرار میدهند. ادامه در متن کامل
پس روشن شد که دفاع از حقوق انسانی، حقی مشروع و فطری است و بهرهگیری از آن برای انسان رواست. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم
میگویم: پیشتر دانستی که ظاهرِ یگانگیِ سیاق در این آیات شریف نشان میدهد که آنها یکباره نازل شدهاند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۹۴ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲، صفحهٔ ۶۰ تا ۷۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/194/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ وَ الْحُرُمٰاتُ قِصٰاصٌ» (ماه حرام در برابر ماه حرام است و همهٔ حرمتها قصاص و تاوان دارند). «حرمات» جمع «حرمت» است، و حرمت یعنی چیزی که شکستنِ حریمش حرام، و بزرگداشت و پاسداشتِ آن واجب است. حرمتها در اینجا عبارتاند از: حرمت ماه حرام، حرمت حرم (سرزمین امن مکه) و حرمت مسجدالحرام. معنای آیه چنین است که اگر مشرکان با نبرد در ماه حرام حرمت آن را بشکنند — چنانکه در سال حدیبیه وقتی پیامبر و یارانش را از حج بازداشتند و آنان را آماج تیر و سنگ ساختند، حرمتش را شکستند — برای مؤمنان جایز است که در ماه حرام با آنان بجنگند و این کار هتک حرمت نیست؛ زیرا مؤمنان فقط در راه خدا جهاد میکنند و فرمان او را برای بلندآوازه ساختن کلمهاش به جای میآورند. همچنین اگر با جنگیدن در حرم و نزد مسجدالحرام حرمت آنها را بشکنند، برای مؤمنان جایز است که با آنان مقابلهبهمثل کنند. بنابراین سخن الهی: «اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ» (ماه حرام در برابر ماه حرام است) بیانی خاص است که در پی آن بیانی عام آمده و همهٔ حرمتها را در بر میگیرد؛ و عامتر و فراگیرتر از این بیان عام، سخن خدای متعال است که به دنبال آن میفرماید: «فَمَنِ اعْتَديٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَديٰ عَلَيْكُمْ» (پس هر کس به شما تعدی کرد، همانند همان تعدی که بر شما کرده است بر او تعدی کنید). پس معنا این است که خدای پاک و منزه قصاص را در ماه حرام تشریع کرد، چون قصاص را در همهٔ حرمتها تشریع فرموده بود؛ و قصاص را در حرمتها تشریع کرد، چون جواز مقابلهبهمثل را مقرر داشته است.
سپس مؤمنان را به پیش گرفتن راه احتیاط در مقابلهبهمثل فراخواند؛ زیرا در این کار بهکارگیری خشونت، شدت، چیرگی و دیگر نیروهایی رخ میدهد که آدمی را به سرکشی و انحراف از جادهٔ اعتدال میکشاند، و خدای پاک و منزه تجاوزکاران را دوست ندارد؛ در حالی که مؤمنان بیش از هر کس به محبت، سرپرستی و یاری خدای متعال نیازمندند. از این رو خدای متعال فرمود: «وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» (و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با پرهیزگاران است).
اما اینکه خدای متعال با وجود دوستنداشتنِ تجاوزکاران، به تعدی [و مقابلهبهمثل] فرمان داده است، به این سبب است که تعدی زمانی ناپسند است که در برابر تجاوزی دیگر نباشد؛ ولی اگر در پاسخ به تجاوز دیگری صورت گیرد، چیزی جز فراتر رفتن از خواری و زبونی، و برخاستن از فرودستِ بردگی، ستمپذیری و بیداد نیست؛ درست مانند تکبر ورزیدن در برابر انسان متکبر، و آشکار ساختن بدی به فریاد، برای کسی که به او ستم رفته است.
بحث روایی
در تفسیر عیاشی دربارهٔ این سخن که خدای متعال میفرماید: «اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ» (ماه حرام در برابر ماه حرام است؛ بقره: ۱۹۴)، از علاء بن فُضَیل روایت شده است که گفت: از امام (ع) دربارهٔ مشرکان پرسیدم که آیا مسلمانان در ماه حرام جنگ را با آنان آغاز میکنند؟ فرمود: اگر مشرکان با شکستن حرمت ماه حرام، جنگ را علیه مسلمانان آغاز کنند، مسلمانان نیز برای غلبه بر آنان در همان ماه با آنها پیکار میکنند؛ و این همان سخن خداست که: «اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ وَ الْحُرُمٰاتُ قِصٰاصٌ» (ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمتها قصاص دارند؛ بقره: ۱۹۴). در کتاب «الدر المنثور»، احمد، ابنجریر و نَحّاس در کتاب ناسخ خود از جابر بن عبدالله روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) هرگز در ماه حرام نمیجنگید مگر آنکه با او جنگ آغاز میشد و او [به ناچار] میجنگید؛ و هرگاه ماه حرام فرا میرسید، دست نگه میداشت تا آن ماه به پایان رسد.
در کتاب «کافی» از معاویه بن عمار روایت شده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ مردی پرسیدم که بیرون از حرم (حِلّ) کسی را کشته و سپس وارد حرم شده است. فرمود: کشته نمیشود و به او آب و غذا داده نمیشود و با او دادوستد نمیگردد تا از حرم بیرون رود و آنگاه حد بر او جاری شود. گفتم: دربارهٔ کسی که در خودِ حرم دست به قتل زده یا دزدی کرده است چه میفرمایید؟ فرمود: در همان حرم حد بر او اجرا میشود؛ زیرا او خود احترامی برای حرم قائل نشده است، و خدای عزوجل فرموده است: « فَمَنِ اعْتَديٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَديٰ عَلَيْكُمْ » (پس هر کس بر شما دستدرازی کرد، به همان اندازه که بر شما تعدی کرده بر او تعدی کنید؛ بقره: ۱۹۴). سپس فرمود: این شخص [جرمش] در خود حرم بوده است؛ و فرمود: «لا عدوان إلا علي الظالمين» (هیچ تعدی و مجازاتی جز بر ستمکاران نیست؛ بقره: ۱۹۳).