سورهٔ ۲ · جلد ۲ المیزان

تفسیر آیهٔ ۱۹۳ سورهٔ بقره

وقتلوهم حتى لا تكون فتنة ويكون الدين

سورهٔ ۲ · آیهٔ ۱۹۳

وَقَٰتِلُوهُمۡ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتۡنَةٞ وَيَكُونَ ٱلدِّينُ لِلَّهِۖ فَإِنِ ٱنتَهَوۡاْ فَلَا عُدۡوَٰنَ إِلَّا عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ

و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای بر جای نماند و دینْ ویژهٔ خدا باشد؛ پس اگر دست برداشتند، هیچ دشمنی و برخوردی جز با ستمکاران روا نیست.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: «وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰي لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلّٰهِ» (و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای بر جای نماند و دین از آنِ خدا باشد)؛ این سخن همان‌گونه که گذشت، تعیینِ مدت و پایانِ جنگ است. «فتنه» در زبانِ این آیات، همان شرک ورزیدن از راهِ بت‌پرستی است، چنان‌که مشرکان در مکه چنین می‌کردند و دیگران را نیز بدان وامی‌داشتند؛ و گواه بر این معنا، این سخن خدای متعال است: «وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلّٰهِ» (و دین از آنِ خدا باشد). این آیه نظیر این سخن خدای متعال است: «وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰي لاٰ تَكُونَ فِتْنَهٌ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَوْلاٰكُمْ نِعْمَ الْمَوْليٰ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ:» (و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای بر جای نماند... و اگر روی برتافتند بدانید که خدا مولای شماست؛ چه نیکو مولایی و چه نیکو یاوری؛ انفال: ۴۰). در این آیه دلالتی است بر اینکه دعوتْ پیش از جنگ واجب است؛ پس اگر پذیرفته شد، جنگی نخواهد بود و اگر رد شد، هیچ ولایتی جز برای خدا نیست و او چه نیکو سرپرست و چه نیکو یاوری است که بندگان مؤمنش را یاری می‌کند. نیز روشن است که جنگ تنها برای این است که دین از آنِ خدا باشد، و جنگی که شأن و هدفش چنین باشد معنایی ندارد جز اینکه از پسِ دعوت به دین حق آغاز شود؛ دینی که بر توحید استوار است.

از آنچه بیان کردیم روشن می‌شود که این آیه با این سخن خدای متعال نسخ نشده است: «قٰاتِلُوا الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لاٰ يُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ حَتّٰي يُعْطُوا الْجِزْيَهَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ:» (توبه: ۲۹) (با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز واپسین ایمان نمی‌آورند، و آنچه را خدا و فرستاده‌اش حرام کرده‌اند حرام نمی‌شمارند، و به دین حق گردن نمی‌نهند بجنگید تا زمانی که با دست خویش و در حال فروتنی جزیه بپردازند)؛ با این پندار که دینِ اهل کتاب نیز برای خدای پاک و منزه است. دلیلش آن است که این آیه، یعنی سخن خدای متعال: «وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰي لاٰ تَكُونَ فِتْنَهٌ» (و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای نماند)، ویژهٔ مشرکان است و اهل کتاب را در بر نمی‌گیرد. بنابراین، مقصود از این‌که «دین برای خدای پاک و منزه باشد» این است که بت‌ها پرستش نشوند و به یکتایی خدا اقرار گردد، و اهل کتاب نیز به این توحید اقرار دارند، هرچند این باور در حقیقت نوعی کفر به خدا از سوی آنان باشد؛ چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «لاٰ يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لاٰ يُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ» (به خدا و روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خدا و فرستاده‌اش حرام کرده‌اند حرام نمی‌شمارند و به دین حق گردن نمی‌نهند)؛ با این حال اسلام از آنان به همین اندازه بسنده کرد: تنها به اقرار به توحید؛ و این‌که به پیکار با آنان تا زمان پرداخت جزیه فرمان داده است، صرفاً برای بلندآوازه ساختن کلمهٔ حق بر سخن آنان و پیروزی و چیرگی اسلام بر همهٔ دین‌هاست.

خدای متعال می‌فرماید: «فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاٰ عُدْوٰانَ إِلاّٰ عَلَي الظّٰالِمِينَ» (پس اگر دست برداشتند، دشمنی و تعدی جز بر ستمکاران روا نیست)؛ یعنی اگر از فتنه (شرک و شکنجهٔ مؤمنان) دست کشیدند و به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید ایمان آوردند، دیگر با آنان نجنگید؛ چراکه تجاوز و دشمنی جز بر ستمکاران روا نیست. پس این تعبیر از بابِ نشاندن سبب به‌جای مسبب است (بیان علت و قاعده به‌جای معلول)، چنان‌که نظیر آن در این سخن خدای متعال گذشت: «فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (پس اگر دست کشیدند، قطعاً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است). از این رو این آیه همانند این سخن خدای متعال است: «فَإِنْ تٰابُوا وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰهَ وَ آتَوُا الزَّكٰاهَ فَإِخْوٰانُكُمْ فِي الدِّينِ:» (توبه: ۱۱) (پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند، برادران دینی شما هستند).

بحث روایی

در کتاب «الدر المنثور» دربارهٔ این سخن که خدای متعال می‌فرماید: «وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰي لاٰ تَكُونَ فِتْنَهٌ» (و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای نماند؛ بقره: ۱۹۳) تا آخر آیه، به چند طریق از قتاده روایت شده است که گفت: «وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰي لاٰ تَكُونَ فِتْنَهٌ»، یعنی شرکی نماند و دین از آنِ خدا گردد. او گفت: تا آنجا که گفته شود: «لا إله إلا الله» (معبودی جز خدای یکتا نیست)؛ پیامبر خدا (ص) بر سر همین پیکار کرد و به سوی همین فراخواند، و برای ما بازگو شده است که پیامبر (ص) می‌فرمود: «إن الله أمرني أن أقاتل الناس حتى:يقولوا:لا إله إلا الله فإن انتهوا فلا عدوان إلا علي الظالمين» (خداوند به من فرمان داده است با مردم بجنگم تا بگویند معبودی جز خدا نیست؛ پس اگر بازایستادند، دیگر هیچ تعدی و دشمنی‌ای نیست مگر بر ستمکاران). قتاده گفت: و ستمکار همان کسی است که از گفتن «لا إله إلا الله» سر باز زده است و با او پیکار می‌شود تا بگوید: «لا إله إلا الله».

می‌گویم: عبارت «و إن الظالم...» (و ستمکار کسی است که...) سخنِ خودِ قتاده است؛ او این نکته را از فرمودهٔ پیامبر برداشت کرده که برداشتی نیکو است، و مانند این مطلب از عِکرَمه نیز روایت شده است.

و در کتاب «الدر المنثور» نیز، بخاری، ابوالشیخ و ابن‌مَردَوَیه از ابن‌عمر روایت کرده‌اند:

که در فتنهٔ ابن‌زبیر، دو مرد نزد او آمدند و گفتند: مردم این کارها را کردند [و دست به جنگ گشودند] و تو پسر عمر و صحابی پیامبر خدا (ص) هستی؛ چه چیزی مانع توست که [به میدان] درآیی؟ گفت: آنچه مانع من است، این است که خداوند خون برادر [مسلمانم] را حرام کرده است. آن دو گفتند: آیا خدا نفرموده است: «وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰي لاٰ تَكُونَ فِتْنَهٌ» (و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای نماند؛ بقره: ۱۹۳)؟ ابن‌عمر گفت: ما جنگیدیم تا هیچ فتنه‌ای نماند و دین از آنِ خدا شد؛ ولی شما می‌خواهید بجنگید تا فتنه به پا شود و دین برای غیر خدا گردد.

می‌گویم: ابن‌عمر در فهم معنای فتنه دچار خطا شده و آن دو پرسشگر نیز اشتباه کرده‌اند، و بیان این مطلب گذشت؛ چراکه این مورد از مصادیق فساد در زمین یا جنگ برخاسته از بَغی (سرکشی و ستم در برابر حق) است، و برای مؤمنان روا نیست که در برابر آن سکوت ورزند.

و در «مجمع البیان» دربارهٔ این سخن که خدای متعال می‌فرماید: «وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰي لاٰ تَكُونَ فِتْنَهٌ» (و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای نماند؛ بقره: ۱۹۳) تا آخر آیه، آمده است: یعنی شرکی نماند؛ و طبرسی می‌گوید: این همان معنایی است که از امام صادق (ع) نیز روایت شده است.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم

سیاق آیات شریف نشان می‌دهد که همگی یک‌جا نازل شده‌اند و کلام در آن‌ها برای بیان یک هدف واحد آورده شده است، و آن تشریعِ جنگ برای نخستین بار با مشرکان مکه است؛ زیرا در این آیات به بیرون راندن آنان از همان‌جا که مؤمنان را بیرون راندند، به فتنه، به قصاص، و به نهی از جنگیدن با آنان در کنار مسجدالحرام مگر آنکه خودشان در آنجا دست به جنگ بزنند، پرداخته شده است و همهٔ این‌ها اموری پیوسته به مشرکان مکه است. ادامه در متن کامل

افزون بر اینکه هر پنج آیه در پی بیان یک حکم با حدود، جوانب و لوازم آن هستند: سخن خدای متعال که «وَ قٰاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ» (و در راه خدا بجنگید) برای بیان اصل حکم است؛ و سخن او که «لَا تَعْتَدُوا...» (تعدی مکنید...) تعیین مرز آن از نظر رعایت نظم و انضباط است؛ و سخن او که «وَ اقْتُلُوهُمْ...» (و آنان را… ادامه در متن کامل

جهادی که قرآن به آن فرمان می‌دهد:

تفسیر آیه‌های ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم

سپس آیه‌های جهاد و پیکار نازل شد؛ برخی از آن‌ها به‌طور ویژه دربارهٔ پیکار با مشرکان مکه و هم‌پیمانان آن‌هاست؛ مانند سخن خدای متعال که می‌فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَليٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيٰارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ:» (… ادامه در متن کامل

و دسته‌ای دیگر، آیه‌های پیکار با اهل کتاب است؛ خدای متعال می‌فرماید: «قٰاتِلُوا الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لاٰ يُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ حَتّٰي يُعْطُوا الْجِزْيَهَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ:» (… ادامه در متن کامل

و دسته‌ای دیگر، آیه‌های پیکار با مشرکان به‌طور عام است، یعنی کسانی که اهل کتاب نیستند؛ مانند سخن خدای متعال که می‌فرماید: ادامه در متن کامل

«فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ:» (توبه: ۵) «مشرکان را هر جا یافتید بکشید.» و مانند سخن خدای متعال که می‌فرماید: «قٰاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّهً كَمٰا يُقٰاتِلُونَكُمْ كَافَّهً:» (توبه: ۳۶) «همگی با مشرکان بجنگید، همان‌گونه که آنان همگی با شما می‌جنگند.» ادامه در متن کامل

و دسته‌ای دیگر آیاتی است که به پیکار با همهٔ کافران فرمان می‌دهد؛ مانند سخن خدای متعال که می‌فرماید: «قٰاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّٰارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَهً:» (توبه: ۱۲۳) «با کافرانی که به شما نزدیک‌ترند بجنگید، و باید در شما سرسختی و صلابت بیابند.» ادامه در متن کامل

و خلاصهٔ سخن آنکه قرآن بیان می‌دارد اسلام و آیین توحید بر پایهٔ فطرت بنا شده است و هموست که عهده‌دار اصلاح زندگی بشریت است؛ چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ» «پس با گرایش کامل به حق، روی خود را به سوی این آیین بدار؛ فطرتِ...» «اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ:» (… ادامه در متن کامل

افزون بر اینکه خدای متعال می‌فرماید: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّهٍ عَلَي الْكٰافِرِينَ،يُجٰاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَ لاٰ يَخٰافُونَ لَوْمَهَ لاٰئِمٍ:» (مائده: ۵۴)؛ یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از دینش برگردد، به زودی خدا گروهی را می‌آورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتن و بر کافران سرسخت‌اند، در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌هراسند» ــ چنان‌که در جای خود خواهد آمد ــ به دعوتی حق و نهضتی دینی اشاره دارد که به فرمان الهی رخ خواهد داد، و تأیید می‌کند که این رویدادِ وعده‌داده‌شده تنها از رهگذرِ فراخوان به جهاد به وقوع می‌پیوندد. ادامه در متن کامل

با بیانی که گذشت، پاسخِ اشکالی که چه بسا بر اسلام دربارهٔ تشریع جهاد وارد می‌آورند روشن می‌شود؛ اینکه می‌گویند جهاد خروج از شیوهٔ نهضت‌های دینیِ به‌جامانده از پیامبران پیشین است، زیرا دینِ آنان در پیشرفت و بالندگی خود تنها بر دعوت و هدایت تکیه داشت، نه اجبار بر ایمان از طریق جنگی که در پی آن کشتار، اسارت و غارت می‌آید. ادامه در متن کامل

توضیح آنکه قرآن روشن می‌کند اسلام بر پایهٔ داوریِ فطرت انسانی بنا شده است؛ فطرتی که نباید تردید کرد کمال انسان در زندگی‌اش در همان چیزی است که فطرت بدان حکم کرده و به سویش فراخوانده است. ادامه در متن کامل

اما این اشکال که جهاد پس از پیروزی مستلزم اکراه و اجبار است؛ هنگامی که احیای انسانیت در گروِ تحمیلِ حق مشروع بر گروهی از افراد پس از روشنگری و اقامهٔ حجتی رسا بر آنان باشد، چنین اجباری هیچ زیان و ایرادی ندارد. ادامه در متن کامل

گذشته از این، اکراه و اجبار تنها در یک نسل جریان دارد و پایدار می‌ماند؛ سپس آموزش و پرورش دینی، نسل‌های بعدی را با پرورش دادنشان بر پایهٔ دین فطری و کلمهٔ توحید، با رغبت و اختیار اصلاح می‌کند. ادامه در متن کامل

اما این سخن آنان که سایر پیامبران تنها بر شیوهٔ دعوتِ صِرف و هدایت حرکت می‌کردند؛ تاریخ موجود از زندگی آنان نشان می‌دهد که گسترهٔ توانشان به اندازه‌ای نبود که اقدام به جنگ برایشان میسر باشد، مانند نوح، هود و صالح (ع) که چیرگی و قدرت حاکمان، آنان را از هر سو در بر گرفته بود. ادامه در متن کامل

علاوه بر این، گروهی از پیامبران در راه خدای متعال جنگیدند، چنان‌که تورات نیز آن را حکایت می‌کند و قرآن هم بخشی از آن را بازگو می‌فرماید؛ خدای متعال می‌فرماید: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكٰانُوا وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الصّٰابِرِينَ وَ مٰا كٰانَ قَوْلَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا وَ إِسْرٰافَنٰا فِي أَمْرِنٰا وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَي الْقَوْمِ الْكٰافِرِينَ:» (… ادامه در متن کامل

و خدای متعال در داستان سلیمان و ملکهٔ سبأ می‌فرماید: «أَلاّٰ تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ» (نمل: ۳۱) «بر من برتری مجویید و تسلیم‌شده نزد من آیید» - تا آنجا که خدای متعال فرمود: - «ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّهً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ:» (… ادامه در متن کامل

بحث اجتماعی) [دربارهٔ ضرورت دفاع در اجتماع

تفسیر آیه‌های ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم

تردیدی نیست که اجتماع در هر کجا پدید آید، چه در نوع انسان و چه در دیگر اجتماعات گوناگونِ نوعی که در برخی گونه‌های حیوانات می‌بینیم، همگی بر پایهٔ نیاز فطری موجود در آن‌ها برای حفظ وجود و بقا بنا شده است. ادامه در متن کامل

و همان‌گونه که آفرینش و سرشتِ این موجودات، برای حفظ وجود و بقا به آن‌ها حق تصرف در هر آنچه را در زندگی‌شان سودمند است بخشیده است — چنان‌که انسان در جماد، گیاه، حیوان و حتی در انسان‌های دیگر با هر وسیلهٔ ممکن تصرف می‌کند و برای خود در این کار حقی قائل است، هرچند با حقوق دیگر حیوانات و کمال گیاهان و جمادات ناسازگار و مزاحم باشد، و چنان‌که گونه‌های حیوانات نیز در دیگر موجودات تصرف می‌کنند و به داشتن چنین حقی باور دارند — همان‌گونه نیز آفرینش به آن‌ها حق دفاع از حقوق مشروع و فطری‌شان را داده است؛ زیرا حق تصرف بدون حق دفاع کامل نمی‌شود. ادامه در متن کامل

در میان جانداران، انسان به آگاهی و درک فکری مجهز است؛ درکی که با آن می‌تواند همان‌گونه که برای بهره‌برداری و سود بردن در دیگران تصرّف می‌کند، برای دفاع از خود نیز دیگران را به خدمت گیرد. ادامه در متن کامل

از اینجا دانسته می‌شود که انسان در هیچ‌یک از جنگ‌هایش به حکم استخدام و برده‌گیریِ مطلق—که در آغاز به آن گرایش داشت—استناد نمی‌کند؛ زیرا این یک حکمِ نامحدود بود که انسان خودش به محض ورود به زندگی اجتماعی آن را منسوخ ساخت و پذیرفت که شایسته نیست در منافع دیگران تصرّف کند، مگر به همان اندازه‌ای که از منافعِ خود به آنان بهره برساند. ادامه در متن کامل

بنابراین هر جنگی در حقیقت نوعی دفاع است؛ تا جایی که پادشاهانِ کشورگشا و دولت‌های سلطه‌جو نیز برای خود نوعی حق می‌تراشند؛ مانند حق حاکمیت و شایستگیِ فرمان‌روایی بر دیگران، یا سختیِ معیشت و کمبودِ سرزمین یا اموری از این دست، و همین‌ها را عذر و دستاویزی برای حمله به مردم، ریختن خون‌ها، تباه کردن زمین و نابودیِ کشت‌وزرع و نسل‌ها قرار می‌دهند. ادامه در متن کامل

پس روشن شد که دفاع از حقوق انسانی، حقی مشروع و فطری است و بهره‌گیری از آن برای انسان رواست. ادامه در متن کامل

بحث روایی

تفسیر آیه‌های ۱۹۰ تا ۱۹۵ با هم

می‌گویم: پیش‌تر دانستی که ظاهرِ یگانگیِ سیاق در این آیات شریف نشان می‌دهد که آن‌ها یک‌باره نازل شده‌اند. ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۱۹۳ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲، صفحهٔ ۶۰ تا ۷۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/193/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی