وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُعۡرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمۡ وَيَقُولُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ هَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَىٰ رَبِّهِمۡۚ أَلَا لَعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ
و کیست ستمکارتر از آنکه دروغی را به خدا ببندد؟ اینان بر پروردگارشان عرضه میشوند و شاهدان [اعمال] میگویند: «اینان همان کسانی هستند که بر پروردگار خویش دروغ بستند؛ هان! لعنت خدا بر ستمکاران باد!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۸ و ۱۹ با هم
از بررسی گذشته پیرامون این دو آیه روشن شد: نخست آنکه دین در اصطلاح و بیان قرآن عبارت است از: همان روش و سنت اجتماعیِ جاری در جامعه.
و دوم آنکه سنتهای اجتماعی یا دینِ حقِ فطریاند که همان اسلام است، یا دینی تحریفشده و منحرف از دین حق و راه کجشدهٔ خدا هستند.
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۲۴ با هم
از همینجا نادرستی دیدگاه برخی از مفسران آشکار میشود؛ آنجا که این آیات هفتگانه —یعنی کلام الهیِ پیشرو— را چنین تفسیر کردهاند: اینکه کلام خدای متعال: « أَ فَمَنْ كٰانَ عَليٰ بَيِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ -إلي قوله -أَ فَلاٰ تَذَكَّرُونَ » (آیا کسی که از جانب پروردگارش بر حجتی روشن است... ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۸ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۱۸۷ تا ۱۹۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/18/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَريٰ عَلَي اللّٰهِ كَذِباً » (و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد؟) تا پایان آیه. ممکن است این بخش دنبالهٔ سیاق گذشته باشد، از این جهت که برای دلجویی و آرامش خاطر پیامبر (ص) آمده است؛ و در این صورت، معنا چنین خواهد بود: اکنون که تو از جانب پروردگارت بر دلیلی روشن و بینهای استواری، هرگز ستمکار نیستی؛ پس حاشا بر تو که به پیشگاه خدا دروغ ببندی؛ دروغی که اگر کسی آن را بهتانوار به خدا ببندد، بیگمان از ستمکارترین ستمکاران است، و فرجامِ شوم و سنگین دروغشان چنان و چنین خواهد بود.
به هر روی، مراد از بربستن دروغ بر خدای پاک و منزه، توصیفکردن خدای متعال به چیزی است که شایستهٔ او نیست، یا نسبتدادن چیزی به او بدون حق و بدون آگاهی است؛ و افترا از روشنترین مصادیق ستم و گناه به شمار میرود. ستم هر اندازه متعلَّق و موضوع آن بزرگتر باشد، خود نیز بزرگتر و سنگینتر میشود، تا بدانجا که اگر به آستان عظمت و کبریایی الهی برسد، از بزرگترین ستمها خواهد بود.
این سخن در جایگاه وارونهساختن ادعا بر ضد خودِ آنان است؛ زیرا آنان به پیامبر (ص) میگفتند که او با نسبتدادن قرآن به خدا، بر او دروغ بسته است؛ از این رو خداوند این سخن را بر خودِ آنان برگرداند که این خودِ آنان هستند که بر خدا دروغ بستهاند؛ چراکه بدون علم و آگاهی برای او شریکانی قائل شدند، در حالی که او معبودی است که هیچ خدایی جز او نیست؛ و نیز چون از راه خدا مانع شدند و جلوی آن را گرفتند، که معنای این کار نفی راهخدابودنِ آن است و خود افترایی آشکار به شمار میرود؛ و چون راهی دیگر را جستند و آن را شیوهٔ زندگی خود ساختند، که این کارْ دگرگونکردن راه خدا بود، همان راهی که فطرت و نبوت بدان راه مینماید؛ و همچنین از آن رو که به آخرت کفر ورزیدند و آن را انکار کردند، که این کار بهمعنای باور به آغازِ آفرینش بدون فرجام و معاد است و نتیجهاش نسبتدادن کار بیهوده و باطل به خدای متعال میباشد، و این خود افترایی بزرگ بر اوست.
کوتاه سخن آنکه، برگزیدن آیینی جز دین و آیین الهی، دلبستن به باورهای باطل در آغاز و انجام هستی (مبدأ و معاد)، و پیشگرفتن روش و سنتی جز سنت الهی در زندگی دنیوی و اجتماعیشان — در حالی که آنچه از سوی خداست سراسر حق است و نزد خدا سنتی جز دین حق وجود ندارد — همگی افترا بر خداست؛ و در آن روز که بر پروردگارشان عرضه شوند، گواهان بر این واقعیت به زیانِ آنان شهادت خواهند داد.
خدای متعال میفرماید: « أُولٰئِكَ يُعْرَضُونَ عَليٰ رَبِّهِمْ » (آنان بر پروردگارشان عرضه میشوند). «عرض» آشکار ساختن چیزی است تا دیده شود و بدان آگاهی یابند. و از آنجا که برداشته شدن پردهها میان آنان و پروردگارشان در روز قیامت بهسبب آشکار گشتن نشانههای او و وضوح حق صریح بدون هیچ بازدارندهای، حضور ناگزیرِ آنان برای داوری نهایی است، خداوند آن را «عرضه شدن بر پروردگارشان» نامیده است؛ چنانکه از زاویهای دیگر، آن را «نمایان شدن در پیشگاه خدا» نامیده و فرموده است: «يَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ لاٰ يَخْفيٰ عَلَي اللّٰهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ» (غافر: ۱۶، روزی که آنان آشکار میشوند و چیزی از آنان بر خدا پوشیده نمیماند)، و فرموده است: «وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ» (ابراهیم: ۴۸، و در برابر خداوند یکتای قهار آشکار شدند). پس فرمود: « أُولٰئِكَ يُعْرَضُونَ عَليٰ رَبِّهِمْ »؛ یعنی فرشتگان مأمور، آنان را میآورند و در جایگاهی میایستانند که میان آنان و پروردگارشان هیچ مانع و پردهای برای داوری نهایی باقی نمیماند.
و سخن خداوند: « وَ يَقُولُ الْأَشْهٰادُ هٰؤُلاٰءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَليٰ رَبِّهِمْ » (و گواهان میگویند: اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند)؛ «أشهاد» جمع «شهید» است، مانند «اشراف» که جمع «شریف» است، و برخی گفتهاند جمع «شاهد» است، مانند «اصحاب» که جمع «صاحب». دیدگاه نخست را سخن خدای متعال تأیید میکند که میفرماید: «فَكَيْفَ إِذٰا جِئْنٰا مِنْ كُلِّ أُمَّهٍ بِشَهِيدٍ» (نساء: ۴۱، پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امتی شاهدی بیاوریم؟) و سخن دیگرش: «وَ جٰاءَتْ» (و آمد) «كُلُّ نَفْسٍ مَعَهٰا سٰائِقٌ وَ شَهِيدٌ» (ق: ۲۱، هر کسی در حالی که همراه او راهبرندهای و شاهدی است).
و این سخن شاهدان که «اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند»، شهادت دادنِ آنان بر ضد این افراد به دروغبستن بر خداست؛ یعنی از رهگذر گواهی شاهدان علیه آنان، ثبت و قطعی میشود که ایشان دروغبافند، آن هم در جایگاهی که در آن جز سخن حق گفته نمیشود و گریزی از اعتراف و پذیرش نیست؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «لاٰ يَتَكَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً» (نبأ: ۳۸، سخن نمیگویند جز کسی که [خدای] رحمان به او اجازه دهد و سخن راست و درست بگوید) و خدای متعال میفرماید: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ مٰا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهٰا وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً» (آلعمران: ۳۰، روزی که هر کسی آنچه را از کار نیک انجام داده حاضر مییابد، و آنچه را از بدی کرده است، آرزو میکند کاش میان او و آن کردار، فاصلهای دور بود).
خدای متعال میفرماید: « أَلاٰ لَعْنَهُ اللّٰهِ عَلَي الظّٰالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ » (آگاه باشید، لعنت خدا بر ستمکاران است؛ آنان که از راه خدا بازمیدارند...) تا آخر آیه؛ این سخن دنبالهٔ گفتار شاهدان است و دلیل بر آن، این سخن خدای متعال است: «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَهُ اللّٰهِ عَلَي الظّٰالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ يَبْغُونَهٰا عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ كٰافِرُونَ» (اعراف: ۴۵، پس نداکنندهای میانشان ندا درمیدهد که لعنت خدا بر ستمکاران باد؛ همان کسانی که از راه خدا بازمیدارند و آن را کج و منحرف میخواهند، و خود به آخرت بیایمانند).
و این سخن شاهدان که در کلام خدای متعال بازگو شده، تثبیتِ دورباش و لعنت از سوی آنان بر ستمکاران و ثبت قطعی عذاب برای ایشان است. لعنت و رحمت در روز قیامت مانند لعنت و رحمت در دنیا نیست؛ چنانکه در سخن خدای متعال آمده است: «أُولٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللّٰهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاّٰعِنُونَ» (بقره: ۱۵۹، آنان را خدا لعنت میکند و لعنتکنندگان نیز لعنتشان مینمایند). دلیل این تفاوت آن است که دنیا سرای عمل است و روز قیامت روز پاداش و کیفر؛ پس هر لعنت یا رحمتی در آن روز، رساندنِ همان چیزی است که برای افراد ذخیره شده است. از این رو، لعنت فرستادنِ لعنتکننده بر کسی در روز قیامت، به معنای راندنِ او از رحمت ویژهٔ الهی برای مؤمنان و ثبت قطعی عذابِ دوری [از رحمت خدا] بر اوست.