وَقَالُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞۖ وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ ثُمَّ لَا يُنظَرُونَ
و گفتند: «چرا فرشتهای بر او نازل نشده است؟» و اگر فرشتهای نازل میکردیم، کار یکسره میشد و دیگر مهلتی به آنان داده نمیشد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸ و ۹ با هم
پس فرستادن فرشته بهعنوان پیامبر، سود و اثری بیش از فرستادن پیامبر بشری در پی ندارد و در این صورت، کاری بیهوده خواهد بود. ازاینرو، سخن کافران که گفتند: «لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ» (چرا فرشتهای بر او فرود نیامد؟)، تنها درخواستی بیهوده است که اثر ویژه و جدیدی در پی ندارد، برخلاف آنچه آنان امید داشتند. پس این است معنای کلام الهی که میفرماید: « وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ مَلَكاً لَجَعَلْنٰاهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنٰا عَلَيْهِمْ مٰا يَلْبِسُونَ »؛ «و اگر او را فرشتهای قرار میدادیم، بیتردید او را مردی میساختیم و حتماً بر آنان مشتبه میکردیم آنچه را خود مشتبه میسازند».
تفسیر آیهٔ ۸ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۱۸ تا ۲۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/8/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنٰا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لاٰ يُنْظَرُونَ » (و گفتند: چرا فرشتهای بر او فرو فرستاده نشد؟! و اگر فرشتهای فرود میفرستادیم، کار یکسره میشد و دیگر مهلت نمییافتند). سخن آنان که « لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ » (چرا فرشتهای بر او نازل نشد؟)، واداشتن و اصراری به انگیزهٔ عاجز کردن است؛ در حالی که پیامبر (ص) با آیاتی از خدا که بر او نازل میشد و بر آنان میخواند، به ایشان خبر داده بود که آورندهٔ این پیام، فرشتهای ارجمند است که از جانب خدا فرود میآید؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ، ذِي قُوَّهٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ، مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (بیگمان، این سخنِ فرستادهای ارجمند است؛ نیرومند، و در نزد صاحب عرش دارای مقامی بلند، که در آنجا فرمانش میبرند و امین است؛ تکویر: ۲۱) و آیاتی دیگر جز آن.
بنابراین، درخواست آنان برای فرود آمدن فرشته، بر پایهٔ آنچه خدا در کلام خویش از آنان نقل میکند، تنها به یکی از دو انگیزه بوده است: یکی از آن دو این است که فرشته همان عذابی را که پیامبر به آنان وعده میدهد برایشان بیاورد؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صٰاعِقَهً مِثْلَ صٰاعِقَهِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ» (پس اگر روی برتافتند، بگو: شما را از صاعقهای مانند صاعقهٔ عاد و ثمود بیم دادم؛ حم السجده: ۱۳) و میفرماید: «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ -إلي أن قال- إِنْ يُوحيٰ إِلَيَّ إِلاّٰ أَنَّمٰا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ» (بگو: آن خبری بزرگ است... تا آنجا که فرمود: به من وحی نمیشود مگر از آن رو که من هشداردهندهای آشکارم؛ ص: ۷۰).
و از آنجا که فرود آمدن فرشته به معنای دگرگون شدن جهان غیب به جهان شهود (آشکار شدن نادیدنیها) است و مقصدی فراتر از آن وجود ندارد، اگر ایمان نمیآوردند — و با روحیهٔ خودبزرگبینی که در وجودشان ریشه دوانده بود، هرگز هم ایمان نمیآوردند — داوری عادلانه میانشان را در پی میآورد و در آن هنگام هیچ گریزگاهی از نابودیشان نبود؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: « وَ لَوْ أَنْزَلْنٰا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لاٰ يُنْظَرُونَ » (و اگر فرشتهای فرود میفرستادیم، کار یکسره میشد و دیگر مهلت نمییافتند).
افزون بر این، جان و روانِ انسانهایی که در جهان ماده فرو رفتهاند و در سرای طبیعت به سر میبرند، تابِ مشاهدهٔ فرشتگان را ندارد اگر بر آنان فرود آیند و با آنان همنشین شوند؛ چراکه ظرف وجودیِ آنان غیر از ظرف وجودیِ فرشتگان است. بنابراین اگر آدمیان در ظرف وجودیِ فرشتگان درآیند، این امر چیزی جز انتقال آنان از فرودستِ ماده به اوجِ ماورای آن نخواهد بود و آن همان مرگ است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ قٰالَ الَّذِينَ لاٰ يَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلاٰئِكَهُ أَوْ نَريٰ رَبَّنٰا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً، يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلاٰئِكَهَ لاٰ بُشْريٰ يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً» (فرقان: ۲۲) («و کسانی که به دیدار ما امید [و باور] ندارند گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمیبینیم؟ قطعاً در درونِ خود کبر ورزیدند و طغیانی بزرگ کردند؛ روزی که فرشتگان را ببینند، در آن روز مژدهای برای مجرمان نخواهد بود و [فرشتگان] میگویند: [از رحمت خدا] کاملاً محروم و ممنوعید!»). و این همان روز مرگ یا پس از آن است؛ به دلیل سخنِ بعد از آن که خدای متعال میفرماید: «أَصْحٰابُ الْجَنَّهِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً» (فرقان: ۲۴) («اهل بهشت در آن روز، قرارگاهی بهتر و استراحتگاهی نیکوتر دارند»).
و خدای متعال پس از آن فرمود — و ظاهر سیاق نشان میدهد که آن روزی دیگر [یعنی روز قیامت] است —: «وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمٰاءُ بِالْغَمٰامِ وَ نُزِّلَ الْمَلاٰئِكَهُ،تَنْزِيلاً الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمٰنِ وَ كٰانَ يَوْماً عَلَي الْكٰافِرِينَ عَسِيراً»: («و روزی که آسمان با ابرها شکافته شود و فرشتگان به صورت ویژهای فرو فرستاده شوند؛ در آن روز فرمانرواییِ بحق، از آنِ خدای رحمان است و بر کافران روزی بسیار دشوار خواهد بود») (فرقان: ۲۶) و چه بسا مقصودشان از این گفته، همان روز بوده است، آنجا که گفتند: «أَوْ تَأْتِيَ بِاللّٰهِ وَ الْمَلاٰئِكَهِ قَبِيلاً»: («یا خدا و فرشتگان را روبهرو [ی ما] بیاوری») (اسراء: ۹۲).
خلاصه آنکه این سخن خدای متعال که میفرماید: « وَ لَوْ أَنْزَلْنٰا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ » («و اگر فرشتهای فرو میفرستادیم، کار یکسره میشد») تا آخر آیه، پاسخی است به این پیشنهادِ آنان که فرشتهای نازل شود تا عذابشان کند. بنا بر این، باید این وعدهٔ الهی به این امت را نیز به آن پیوست کرد که عذاب را از آنان به تأخیر میاندازد؛ چنانکه آیاتی از سورهٔ یونس به آن اشاره میکند: «وَ لِكُلِّ أُمَّهٍ رَسُولٌ فَإِذٰا جٰاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ، وَ يَقُولُونَ مَتيٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ، قُلْ لاٰ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لِكُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ -إلي أن قال- وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ» («و برای هر امتی پیامبری است؛ پس هنگامی که پیامبرشان بیاید، میانشان به عدالت داوری میشود و ستمی بر آنان نمیرود. و میگویند: اگر راست میگویید این وعده چه وقت است؟ بگو: من برای خود اختیار هیچ زیان و سودی ندارم مگر آنچه خدا بخواهد؛ برای هر امتی سرآمدی معین است... — تا آنجا که فرمود: — و از تو خبر میگیرند که آیا آن حق است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم که حق است و شما هرگز عاجزکننده [ی خدا از عذاب] نیستید») (یونس: ۵۳). در این معنا آیات فراوان دیگری نیز وجود دارد که به خواست خدا بحث از آنها را در سورهای دیگر به کمال خواهیم رساند.
و خدای متعال میفرماید: «وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»: («و خدا هرگز بر آن نبوده است که آنان را عذاب کند در حالی که تو در میانشان هستی، و خدا عذابکنندهٔ آنان نیست در حالی که آمرزش میطلبند») (انفال: ۳۳).
پس برآیند معنای آیه این است که آنان فرود آمدن فرشته را میطلبند و ما خواستهٔ آنان را پاسخ نمیدهیم؛ زیرا اگر فرشته فرود میآمد، کار میانشان فیصله مییافت و مهلتی به آنان داده نمیشد، در حالی که خدا خواسته است تا زمانی معین مهلتشان دهد. پس بگذار در باطلِ خود فرو روند تا روز موعودشان را دیدار کنند، و بهزودی آنچه خواستهاند به سراغشان خواهد آمد و آنگاه خدا میانشان داوری خواهد کرد.
همچنین ممکن است معنای آیه به گونهای دیگر تبیین شود، و آن اینکه: مقصودِ آنان از فرود آمدن فرشته این بوده که نشانهای [معجزهآسا] باشد، نه اینکه برای عذاب کردنِ آنان بیاید؛ و مقصود از پاسخ این باشد که اگر فرشته بر آنان فرود میآمد، باز هم به دلیل ریشهدار شدنِ رذیلهٔ عناد و خودبزرگبینی در وجودشان، به او ایمان نمیآوردند و در آن هنگام کارشان یکسره میشد و دیگر مهلتی نمییافتند، در حالی که خودشان خواهان چنین فرجامی نیستند.
و احتمال دوم این است که: فرشته بر آنان فرود آید تا بار رسالت را بر دوش کشد و بهجای پیامبر (ص) بهسوی خدا دعوت کند، یا فرستادهای همتای او در کنارش باشد که دعوت وی را تصدیق کند و گواه بر راستیاش باشد؛ همانگونه که در سخنِ آنان به نقل از قرآن کریم آمده است: «وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً» (فرقان: ۷) («و گفتند: این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟ چرا فرشتهای بهسوی او فرود نیامده تا همراه او هشداردهنده باشد؟»). مقصودِ آنان این است که برای فرستادهٔ خدا شایسته نیست با مردم در امور عادی زندگی، چون غذا خوردن و رفتن به بازار برای کسب روزی شریک باشد، بلکه باید به زندگیای آسمانی و زیستی ملکوتی اختصاص یابد که رنجِ تلاش و سختیِ زندگی مادی با آن نیامیزد تا در امر دعوت موقعیتی آشکار و ممتاز داشته باشد، یا فرشتهای آسمانی همراه او فرود آید تا در کنارش هشداردهنده باشد و بدین ترتیب در حقانیتِ دعوت و واقعیتِ رسالتش هیچ تردیدی نماند.