۞ وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ
و اگر خدا روزی را برای بندگانش گشاده میداشت، قطعاً در زمین سرکشی میکردند؛ ولی به اندازهای که بخواهد [روزی را] فرو میفرستد، چراکه او به [حالِ] بندگانش آگاه و بیناست.
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ شوری، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۵۶ تا ۶۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/42/27/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لٰكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا يَشٰاءُ إِنَّهُ بِعِبٰادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ » (و اگر خدا روزی را برای بندگانش میگسترد، مسلماً در زمین سرکشی میکردند؛ ولی به اندازهای که بخواهد فرو میفرستد، چرا که او به بندگانش آگاه و بیناست). واژهٔ «قَدْر» نقطهٔ مقابلِ بسط (گسترش دادن) و به معنای تنگ گرفتن است، و از همین معناست این سخنِ پیشینِ او:
« يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشٰاءُ وَ يَقْدِرُ » (روزی را برای هر کس بخواهد میگسترد و تنگ میگیرد). و «قَدَر» با فتحه و سکونِ دال (قَدَر و قَدْر)، به معنای اندازه و هندسهٔ هر چیز است، و از همین باب است این سخن او: « وَ لٰكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا يَشٰاءُ » (ولی به اندازهای که بخواهد فرو میفرستد)؛ یا به معنای قرار دادن چیزی در اندازهای معیّن است، و از همین معناست این سخن او:
«فَقَدَرْنٰا فَنِعْمَ الْقٰادِرُونَ» (مرسلات: ۲۳؛ «پس اندازه نهادیم و چه نیکو اندازهنهادگانی هستیم»).
و «بَغْی» به معنای ستم و سرکشی است. و تعبیر « بِعِبٰادِهِ » (به بندگانش) از بابِ آوردن اسم ظاهر به جای ضمیر است، و نکتهاش اشاره به چراییِ خبیر و بصیر بودنِ او نسبت به آنان است؛ زیرا آنان بندگانِ اویند، آفریدهٔ او و برپایبهاو هستند، از این رو هرگز از او پنهان و برایش ناشناخته نخواهند بود. همچنین تعبیر پیشینِ « لِعِبٰادِهِ » (برای بندگانش) خالی از اشاره به علّتِ روزیدادن نیست؛ چرا که آنان بندگانِ اویند و روزیِ بنده بر عهدهٔ مولایش است.
و معنای آیه چنین است: اگر خدا روزی را بر بندگانش گشاده میساخت و با بخششِ خود همگان را سیر میکرد، قطعاً در زمین ستم و سرکشی پیشه میکردند؛ زیرا طبیعتِ ثروتِ فراوان، ناسپاسی، سرمستی، خودبزرگبینی و طغیان است، چنانکه خدای متعال میفرماید:
«إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَيَطْغيٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنيٰ» (علق: ۷؛ «بیتردید انسان سرکشی میکند، چون خود را بینیاز ببیند»)؛ ولی خدا آنچه را بخواهد از روزی، به اندازه و مقداری معیّن نازل میکند؛ چرا که او به بندگان خویش آگاه و بیناست و میداند هر بندهای چه استحقاقی دارد و چه چیزی از توانگری یا تنگدستی به صلاح اوست، پس همان را به او میبخشد.
بنابراین در این کلام که « وَ لٰكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا يَشٰاءُ » (ولی به اندازهای که بخواهد فرو میفرستد)، سنّت الهی در بخشیدنِ روزی با توجه به مصلحتِ حال مردم بیان شده است؛ یعنی صلاحِ حالِ آنان در اندازهگیریِ روزیشان نقش دارد. و این نکته با آنچه به چشم میبینیم—که برخی از ثروتمندان طغیان میکنند و با این حال روزیشان افزون میشود—منافاتی ندارد؛ چرا که در اینجا سنّت دیگری بر این سنّت حاکم است که همان سنّتِ ابتلا و آزمایش است؛ خدای متعال میفرماید: «إِنَّمٰا أَمْوٰالُكُمْ وَ أَوْلاٰدُكُمْ فِتْنَهٌ» (تغابن: ۱۵؛ «اموال و فرزندانتان تنها مایهٔ آزموناند»)، و سنّت دیگری نیز در کار است که همان سنّتِ مکر و استدراج (مهلت دادن و گامبهگام به سوی هلاکت بردن) است؛ خدای متعال میفرماید:
«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ» (اعراف: ۱۸۳؛ «آنان را از جایی که نمیدانند اندکاندک به سوی هلاکت میبریم، و به آنان مهلت میدهم؛ همانا تدبیر من استوار است»).
پس سنّتِ سامانبخشی از راه اندازهگیریِ روزی، سنّتی آغازین و پایه است که حال انسان با آن به صلاح میآید، مگر آنکه خداوند او را بیازماید؛ چنانکه فرمود: «وَ لِيَبْتَلِيَ اللّٰهُ مٰا فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ مٰا فِي قُلُوبِكُمْ» (آلعمران: ۱۵۴)؛ یعنی: «و تا خدا آنچه را در سینههای شماست بیازماید و آنچه را در دلهای شماست پاک و خالص گرداند». یا اینکه انسان آن نعمت را دگرگون سازد و بدان کفران ورزد، که در این صورت خداوند نیز سنّت خود را دربارهاش دگرگون میکند و چیزی به او میدهد که او را به طغیان وامیدارد؛ خدای متعال میفرماید: «إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُغَيِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰي يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱)؛ یعنی: «همانا خدا حال هیچ قومی را دگرگون نمیکند تا زمانی که خود آنچه را در جانشان است دگرگون سازند».
و همانگونه که بخشیدن مال و فرزندان و دیگر نعمتهای ظاهری از روزیهای مقدر و قسمتشده است، معارف حقیقی و شریعتهای آسمانیِ پیوسته به وحی نیز — چه از جهت فرود آمدنشان، چه از جهت آزموده شدن انسانها با آنها و چه از جهت پایبندی و عمل به آنها — از روزیهای قسمتشده به شمار میآیند.
پس اگر این معارف و احکام — با آن فراگیری و شمولشان نسبت به همهٔ شئون زندگی انسان — همگی یکباره فرو میآمدند، بر مردم بسیار سنگین میشد و جز افرادی اندک و انگشتشمار (اوحدی) به آنها ایمان نمیآوردند؛ اما خدای پاک و منزه آنها را بهتدریج و در درنگهای پیاپی بر پیامبرش (ص) نازل کرد و با این کار، مردم را با پذیرش بخشی از تعالیم برای پذیرش بخش دیگر آماده ساخت؛ خدای متعال میفرماید: «وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النّٰاسِ عَليٰ مُكْثٍ» (اسراء: ۱۰۶)؛ یعنی: «و قرآنی که آن را بخشبخش کردیم تا آن را با درنگ و بهآرامی بر مردم بخوانی».
همچنین اگر بر معارف بلند و عمیقی که در باطن معارف ساده و ابتداییِ دینی نهفته است پرده کشیده نمیشد و برای تودهٔ مردم نیز در حدّ همان ظواهرِ آشکارشان بیان میگردید، تابِ تحمل آن را نمیآوردند و عقل و درکشان آن را پس میزد، مگر افرادی بسیار نادر از میان آنان؛ ولی خدای پاک و منزه در این زمینه با آنان بهگونهای سخن گفت که هر کس به اندازهٔ فهم و گنجایش سینهٔ خویش از آن بهرهمند گردد؛ چنانکه در مثلی که برای این حقیقت آورده، فرموده است: «أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَسٰالَتْ أَوْدِيَهٌ بِقَدَرِهٰا» (رعد: ۱۷)؛ یعنی: «از آسمان آبی فرو فرستاد، پس رودخانهها هر یک به اندازهٔ ظرفیت و گنجایش خود روان شدند».
تکالیف و احکام شرعی نیز به همین منوال است؛ اگر همهٔ مردم به تمامیِ آنها مکلف میشدند، بیگمان در سختی و تنگنا میافتادند و تابِ تحملش را نداشتند؛ ولی او پاک و منزه است و آنها را متناسب با تقسیم آزمونهایی که اقتضا دارد تکالیف گوناگون متوجه افراد مختلف شود، در میانشان تقسیم کرده است.
بنابراین، روزیبخشی از راه معارف و شریعتها از هر جنبهای که فرض شود، درست مانند روزیِ ظاهری، میان مردم تقسیم گشته و متناسب با صلاحِ حالِ آنان اندازهگیری و مقدر شده است.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور»، حاکم ــ که روایت را صحیح دانسته ــ و بیهقی از علی (ع) روایت کردهاند که فرمود: این آیه فقط دربارهٔ اصحاب صُفّه نازل شد: « وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ » (و اگر خدا روزی را برای بندگانش فراخ میساخت، قطعاً در زمین سرکشی میکردند)؛ و ماجرا چنین بود که آنان گفتند: کاش مالی داشتیم، و به این ترتیب آرزوی دنیا کردند.
میگویم: بنا بر این روایت، آیه مدنی خواهد بود؛ اما این روایت به تطبیق (انطباق آیه بر یک مصداق) شبیهتر است تا به سببِ نزول.
و در تفسیر قمی، دربارهٔ کلام الهی که میفرماید: « وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ » (و اگر خدا روزی را برای بندگانش فراخ میساخت، قطعاً در زمین سرکشی میکردند)، آمده است: امام صادق (ع) فرمود: اگر خداوند چنین میکرد، آنان هم دست به سرکشی میزدند؛ ولی خدا آنان را نیازمندِ یکدیگر ساخت و با همین نیاز، به بندگیشان کشید؛ و اگر همه را توانگر میکرد حتماً سرکشی میکردند. « وَ لٰكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا يَشٰاءُ » (ولی به اندازهای که بخواهد فرو میفرستد)، یعنی به اندازهای که میداند دین و دنیایشان را سامان میبخشد؛ « إِنَّهُ بِعِبٰادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ » (همانا او به بندگانش آگاه و بیناست).
و در کتاب «مجمع البیان»، اَنس از پیامبر (ص) و ایشان از جبرئیل، از خداوند ــ جلّ ذکره ــ روایت کرده است: «همانا از میان بندگان من کسی هست که جز بیماری او را اصلاح نمیکند، و اگر تندرستش سازم تباهش میکند؛ و از میان بندگان من کسی هست که جز تندرستی اصلاحش نمیکند، و اگر بیمارش گردانم تباهش میسازد؛ و از میان بندگان من کسی هست که جز توانگری اصلاحش نمیکند، و اگر تهیدستش کنم تباهش میگرداند؛ و از میان بندگان من کسی هست که جز فقر اصلاحش نمیکند، و اگر توانگرش سازم تباهش میکند؛ و این از آن روست که من امور بندگانم را بر پایهٔ آگاهیام از دلهایشان تدبیر میکنم».