وَمَا كَانَ لِنَفۡسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ كِتَٰبٗا مُّؤَجَّلٗاۗ وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلۡأٓخِرَةِ نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَاۚ وَسَنَجۡزِي ٱلشَّٰكِرِينَ
و هیچکس را نرسد که بمیرد مگر به فرمان خدا، در سرنوشتی زماندار و معین؛ و هر که پاداش دنیا را بخواهد از آن به او میدهیم، و هر که پاداش آخرت را بخواهد از آن به او میبخشیم، و بهزودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
گفتاری دربارهٔ امتحان و حقیقت آن
تفسیر آیههای ۱۳۹ تا ۱۴۸ با هم
پس از حقوق موجودات بر خدای متعال این است که آنها را بهگونهای تکوینی (در نظام آفرینش) به سوی کمال مقدرشان و بهگونهای تشریعی به سوی کمال مقرر در قوانین الهی راهبری کند. ادامه در متن کامل
توضیح این مطلب آن است که هرکس از دعوت الهی پیروی نکند و بدبختی را بر خود حتمی سازد، اگر بر همان حال باقی بماند، وعدهٔ عذاب الهی بر او محقق گشته است؛ بنابراین هر پیشامدی که با آن روبهرو میشود و امر و نهیهای الهی به آن پیوند دارد و به سبب آن از قوه به فعل درمیآید، شقاوت و تیرهبختیِ تازهای برایش به فعلیت میرساند،… ادامه در متن کامل
«أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئٰاتِ أَنْ يَسْبِقُونٰا سٰاءَ مٰا يَحْكُمُونَ» (عنکبوت: ۴؛ «آیا کسانی که کارهای زشت میکنند پنداشتهاند که از ما پیشی میگیرند [و بر ارادهٔ ما چیره میشوند]؟ ادامه در متن کامل
بنابراین، همهٔ این نیرنگها، مخالفتها، ستمها و تعدیهایی که از این افراد در برابر وظایف دینی سر میزند، و تمام رویدادهای روزگار که به استقبالشان میآید و به واسطهٔ آنها آنچه را در دل پنهان داشتهاند و هوسهایشان آنان را بدان کشانده است آشکار میکنند، مکر الهی، مهلت دادن (املاء) و استدراج (گامبهگام به سوی هلاکت بردن) است؛ زیرا حقِ آنان بر خدا این است که ایشان را به سرانجام و فرجام کارشان برساند و خدا چنین کرده است، و البته خدا بر کار خویش چیره و غالب است. ادامه در متن کامل
و همین امور اگر به شیطان نسبت داده شود، انواع کفر و گناهان، گمراهگری و فریبِ او نسبت به آنان شمرده میشود؛ و گرایش به آنها دعوت، وسوسه، تحریک، القای پنهانی (وحی) و گمراهسازی از سوی او خواهد بود؛ و نیز رویدادهای برانگیزنده و پیشامدهای همراستای آن، مایههای فریب و زینتبخشی و وسایل، دامها و تورهای شیطانی به شمار میآیند؛ همانطور که بیان آن در سورهٔ اعراف خواهد آمد، انشاءالله تعالی. ادامه در متن کامل
اما مؤمنی که ایمان در قلبش استوار و ریشهدار گشته است، طاعات و عبادتهایی که از او سر میزند و همچنین رویدادهایی که با آنها روبهرو میشود و هنگام مواجهه با آنها چنین اعمالی از او آشکار میگردد، مفهوم «توفیق»، «ولایت الهی» و «هدایت به معنای خاص» به شکلی بر آنها منطبق میشود. ادامه در متن کامل
«اللّٰهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَي النُّورِ» (بقره: ۲۵۷؛ «خداوند سرپرست و یار کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد»)، و میفرماید: «يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمٰانِهِمْ» (یونس: ۹؛ «پروردگارشان آنان را به سبب ایمانشان هدایت میکند»)، و… ادامه در متن کامل
بیان
تفسیر آیههای ۱۴۴ و ۱۴۵ با هم
کوتاه سخن اینکه معنای این کنارهگیری و دست از نبرد شستن، این بود که ایمانشان تنها به وجود پیامبر (ص) وابسته بود؛ با ماندن او باقی میماند و با رفتنش از میان میرفت؛ و این همان خواستن پاداش دنیا از رهگذر ایمان است، و این درست همان چیزی است که خداوند به سبب آن سرزنششان کرد. مؤید این معنا، سخن بعدی اوست که فرمود: «وَ سَيَجْزِي اللّٰهُ الشّٰاكِرِينَ» (و خداوند بهزودی سپاسگزاران را پاداش میدهد)؛ زیرا خدای پاک و منزه همین جمله را در آیه بعد نیز پس از این سخن تکرار فرموده است: «وَ مَنْ يُرِدْ ثَوٰابَ الدُّنْيٰا نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ مَنْ يُرِدْ ثَوٰابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهٰا» (و هر کس پاداش دنیا را بخواهد، از آن به او میدهیم، و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او میبخشیم)؛ پس این نکته را به خوبی دریاب.
از جمله شواهدی از همین آیاتِ نازلشده دربارهٔ جنگ احد که این نکته را تأیید میکند، این است که خدای متعال در آیاتی که در ادامه خواهد آمد میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعٰانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطٰانُ بِبَعْضِ مٰا كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ» (آلعمران: ۱۵۵: مسلماً کسانی از شما که روز رویارویی دو گروه [در احد] پشت کردند، تنها شیطان آنان را به سبب پارهای از کارهایی که مرتکب شده بودند لغزاند؛ و البته خدا از آنان درگذشت، که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است)؛ در کنار اینکه در همین آیهٔ مورد بحث ما میفرماید: «وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشّٰاكِرِينَ» (آلعمران: ۱۴۴: و خدا به زودی پاداش شاکران را خواهد داد) و در آیهٔ پس از آن میفرماید: «وَ سَنَجْزِي الشّٰاكِرِينَ» (آلعمران: ۱۴۵: و به زودی پاداش شاکران را خواهیم داد)؛ و دانستی که این تعبیر در معنای استثنا است.
بنابراین، آیه بر این دلالت دارد که در روز احد شماری از مؤمنان بودند که نه سستی ورزیدند، نه از پا نشستند و نه در حق خدای پاک و منزه کوتاهی کردند؛ خدا آنان را «شاکران» نامید و تأیید فرمود که شیطان راهی به آنان ندارد و طمعی در ایشان نمیورزد؛ نه فقط در این جنگ، بلکه این صفت، وصفی پایدار در آنان و همواره همراهشان است. و نام «شاکران» در هیچ جایی از قرآن به عنوان وصف برای کسی به کار نرفته است، مگر در همین دو آیه؛ یعنی فرمودهٔ خدای متعال: «وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ...» (آلعمران: ۱۴۴: و محمد جز فرستادهای نیست...) و فرمودهٔ دیگرش: «وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللَّهِ...» (آلعمران: ۱۴۵: و هیچ کسی را نسزد که بمیرد مگر به اذن خدا...). و خدا در هیچیک از این دو مورد، پاداشی را که به آنان خواهد داد نام نبرده است تا به عظمت و ارزش بیمانند آن پاداش توجه دهد.
این آیه در جاهای دیگر المیزان
تفسیر آیهٔ ۱۴۵ سورهٔ آل عمران، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۴، صفحهٔ ۳۲ تا ۴۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/3/145/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ كِتٰاباً مُؤَجَّلاً» (و هیچکس را نرسد که بمیرد مگر به اذن خدا، در سرآمدی معیّن و مقرّر...). این آیه طعن و گوشزدی به آنان است دربارهٔ سخنی که در حق برادران کشتهشدهشان گفتند؛ همان سخنی که فرمودهٔ خدای متعال به آن اشاره دارد: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَ قٰالُوا لِإِخْوٰانِهِمْ إِذٰا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كٰانُوا غُزًّى لَوْ كٰانُوا عِنْدَنٰا مٰا مٰاتُوا وَ مٰا قُتِلُوا» (آلعمران: ۱۵۶؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، مانند کسانی نباشید که کفر ورزیدند و دربارهٔ برادرانشان، هنگامی که در زمین به سفر رفتند یا پیکارگر بودند، گفتند: اگر نزد ما بودند، نمیمردند و کشته نمیشدند...) و نیز سخن گروهی از آنان که گفتند: «لَوْ كٰانَ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مٰا قُتِلْنٰا هٰاهُنٰا» (آلعمران: ۱۵۴؛ اگر در این کار اختیاری داشتیم، در اینجا کشته نمیشدیم...). و این گویندگان از مؤمنان بودند، نه از منافقانی که پیامبر خدا (ص) را رها کردند و از جنگ بازنشستند.
لازمهٔ این سخن آنان این است که مرگ انسانها به اذن خدا و بر پایهٔ سنتی استوار و برآمده از قضایی حتمی نباشد، و لازمهاش باطل بودنِ فرمانروایی الهی و تدبیر بینقص و استوار پروردگار است. و انشاءالله سخن در معنای ثبت و تعیین اجلها در آغاز سورهٔ انعام خواهد آمد.
و از آنجا که لازمهٔ چنین سخنی از سوی گویندهاش این بود که او فقط بدان سبب ایمان آورده که میپنداشته چیرگی و زمام کارها از آنِ پیامبر خدا (ص) و مؤمنان است، پس در حقیقت دنیا را خواسته است (همانگونه که بیانش گذشت)؛ و هر کس از این نگرش دوری گزیده، آخرت را طلبیده است. از این رو خدای متعال فرمود: «وَ مَنْ يُرِدْ ثَوٰابَ الدُّنْيٰا نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ مَنْ يُرِدْ ثَوٰابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهٰا» (و هر که پاداش دنیا را بخواهد از آن به او میدهیم، و هر که پاداش آخرت را بخواهد از آن به او میدهیم)، و اینکه فرمود:
«نُؤْتِهِ مِنْهٰا» (از آن به او میدهیم)
و نفرمود تمام آن را به او میدهیم، از این رو است که چه بسا ارادهٔ انسان با همهٔ اسبابی که به تمام خواستهاش میانجامد هماهنگ نباشد، بنابراین همهٔ آنچه را خواسته است به او روزی نمیدهند؛ ولی اراده به هر حال در مجموع خالی از هماهنگی با اسباب نیست؛ پس اگر با همهٔ اسباب موافق درآید، همهٔ آن روزی داده میشود و اگر با بخشی از اسباب موافق باشد، تنها همان بخش نصیبش خواهد شد. خدای متعال میفرماید: «مَنْ كٰانَ يُرِيدُ الْعٰاجِلَةَ عَجَّلْنٰا لَهُ فِيهٰا مٰا نَشٰاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنٰا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاٰهٰا مَذْمُوماً مَدْحُوراً * وَ مَنْ أَرٰادَ الْآخِرَةَ وَ سَعىٰ لَهٰا سَعْيَهٰا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولٰئِكَ كٰانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً» (اسراء: ۱۸-۱۹؛ هر کس خواهان دنیای زودگذر باشد، هر چه را بخواهیم برای هر که اراده کنیم در آن بهشتاب میبخشیم، سپس دوزخ را برایش قرار میدهیم تا نکوهیدهوار و راندهشده در آن درآید؛ و هر که آخرت را بخواهد و برای آن تلاشی درخور کند در حالی که مؤمن باشد، تلاش اینان پاداشدادهشده خواهد بود) و خدای متعال میفرماید: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسٰانِ إِلاّٰ مٰا سَعيٰ» (نجم: ۳۹؛ و اینکه برای انسان جز آنچه کوشیده، چیزی نیست).
سپس شاکران را با جدا کردن از این دو گروه، به طور ویژه یاد کرد و فرمود: «وَ سَنَجْزِي الشّٰاكِرِينَ» (و بهزودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد). و این بدان سبب است که آنان جز خشنودی و لقای پروردگار را نمیخواهند و نه به دنیا سرگرم میشوند و نه به آخرت، چنانکه گذشت.