وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ
و روزی شما و آنچه وعده داده میشوید در آسمان است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۲ و ۲۳ با هم
و از بعضی مفسران نقل شده است که عبارت « وَ مٰا تُوعَدُونَ » مبتداست و خبرِ آن، آیهٔ « فَوَ رَبِّ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ » است و حرف «واو» نیز برای استئناف (آغاز جملهٔ نو) آمده است؛ ولی این معنا از فهم کلام بسیار دور است.
گفتاری دربارهٔ برابری و هماندازهبودنِ روزی و روزیخوار (تکافؤ رزق و مرزوق
تفسیر آیههای ۲۲ و ۲۳ با هم
روزی به معنای آنچه با آن ارتزاق میشود (مایهٔ تداوم حیات)، چیزی است که با پیوستن یا ملحقشدن به موجودی دیگر به هر نحوی، به بقای آن امتداد میبخشد و مدد میرساند؛ مانند غذایی که با تبدیلشدن به جزئی از بدن انسان، زندگی و ماندگاری او را تداوم میدهد، و مانند همسری که با ارضای غریزه و بقای نسل به همسرش یاری میرساند، و نمونههای دیگر نیز بر همین قیاس است.
روشن است که پدیدههای مادّی از یکدیگر روزی میگیرند؛ برای نمونه انسان از حیوان و گیاه تغذیه میکند. بنابراین، دگرگونیهای وجودی و حالتهای گوناگونی که برای تداوم بقای روزیخوار به او ملحق میشود، همانگونه که اینها مراحلی از هستیاند که به روزیخوار ملحق و منسوباند، دقیقاً همانها مراحلی از هستیاند که به روزی نیز ملحق و منسوب میشوند، هرچند چهبسا نامهایشان تغییر کند؛ زیرا همانطور که انسان با تغذیه دارای اجزای تازهای در پیکر خود میشود، غذا نیز به جزئی تازه از بدن او با نامی مشخص تبدیل میگردد.
نیز روشن است که قضای الهی (حکمِ حتمی خداوند) بر تمام جهان هستی احاطه دارد و همهٔ اشیاء را فرا گرفته است، و آنچه بر هر پدیدهای در ذات و مراحل وجودش میگذرد، به سبب همان قضا معین میگردد؛ به بیان دیگر، زنجیرهٔ رویدادها با نظم جاریِ خود، از علتهای تامّه و معلولهای قطعی و حتمی تشکیل شده است.
از اینجا آشکار میشود که روزی و روزیخوار دو حقیقتِ همراه و جداییناپذیرند. پس برای موجودی که با پیوستن یا الحاق چیزی حالت تازهای در وجودش پیدا میشود، معنایی متصور نیست مگر با وجود همان چیز پیوسته یا ملحقشدهای که در آن حالت تازه با او شریک است؛ از این رو، نه وجود روزیخواری که برای ماندگاری به مدد نیاز داشته باشد اما روزیای برایش نباشد معنا دارد، و نه وجود روزیِ محققی که روزیخواری برای آن نباشد، چنانکه بیشبودنِ روزی از نیازِ روزیخوار نیز بیمعناست، و همین حکم برقرار است دربارهٔ باقیماندنِ روزیخوار بدون روزی. بنابراین، روزی بهشکلی اصیل و بنیادین در قضای الهی وارد است، نه به صورت عَرَضی (پیرامونی) و نه بهتبعِ چیزی دیگر؛ و حقبودن و ثبوتِ قطعی روزی نیز به همین معناست.
تفسیر آیهٔ ۲۲ سورهٔ ذاریات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۳۷۴ تا ۳۸۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/51/22/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ فِي السَّمٰاءِ رِزْقُكُمْ وَ مٰا تُوعَدُونَ » (و روزی شما و آنچه وعده داده میشوید در آسمان است). گفته شده است: مراد از آسمان، جهتِ بالاست؛ چراکه در لغت به هر چه برتر از تو باشد و بر تو سایه افکند، «سماء» (آسمان) گویند. و مراد از روزی، بارانی است که خداوند بر زمین فرود میآورد تا بهوسیلهٔ آن انواع خوراکیها، پوشاکیها و آنچه مایهٔ سودمندی انسان است بروید؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنَ السَّمٰاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيٰا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا» (جاثیه: ۵: «و آنچه خدا از روزی [باران] از آسمان فرود آورده و زمین را پس از مردنش با آن زنده کرده است»)؛ در این آیه باران را «روزی» نامیده است. بنابراین مراد از روزی، همان سببِ آن (باران) است، یا مضافی در تقدیر است؛ یعنی: «سببِ روزی شما».
و گفته شده است: مراد، اسبابِ آسمانی روزی است؛ مانند خورشید، ماه، ستارگان و دگرگونیِ طلوعها و غروبها که فصلهای چهارگانه و پیدرپیآمدنِ شب و روز را پدید میآورند و همگی از اسباب روزیاند. بنابراین کلام با فرض مضافِ محذوف است؛ یعنی: «اسبابِ روزی شما»، یا اینکه مجاز است به این ادعا که وجود اسبابِ روزی در آسمان، بهمنزلهٔ وجود خودِ روزیهاست.
و گفته شده است: مراد از بودنِ روزی در آسمان، این است که مقدَّر شدن و اندازهگیریاش در آسمان انجام میگیرد؛ یا به این معناست که روزیها در لوح محفوظی که در آسمان است، نوشته شدهاند.
و ممکن است مراد از آسمان، عالم غیب باشد؛ زیرا همهٔ موجودات و از جمله روزیها، از نزد خدای پاک و منزه فرود میآیند و قرآن در مواردی به این فرودآمدن تصریح کرده است؛ مانند این فرمودهٔ خدای متعال: «وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعٰامِ ثَمٰانِيَهَ أَزْوٰاجٍ» (زمر: ۶: «و برای شما از دامها هشت جفت فرود آورد»)، و این سخن او: «وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ» (حدید: ۲۵: «و آهن را که در آن نیرویی سخت است فرود آوردیم»)، و این کلام عام پروردگار: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر: ۲۱: «و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینههایش نزد ماست و ما آن را جز به اندازهای معین فرود نمیآوریم»). و مراد از روزی، هر آن چیزی است که انسان برای بقای خویش از آن سود میبرد؛ از خوراکی، نوشیدنی، پوشاک، مسکن، همسر، فرزند، دانش، توانایی و جز اینها.
و عبارت «وَ مٰا تُوعَدُونَ » (و آنچه وعده داده میشوید) بر « رِزْقُكُمْ» عطف شده است. ظاهر این است که مراد از آن، بهشت است؛ به دلیل این سخن خدای متعال: «عِنْدَهٰا جَنَّهُ الْمَأْويٰ» (نجم: ۱۵: «نزد آن، بهشتِ آسایشگاه است»). و این گفتهٔ برخی مفسران که مراد از آن، بهشت و دوزخ یا پاداش و کیفر است، با این کلام خدای متعال سازگار نیست: «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْهٰا لاٰ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوٰابُ السَّمٰاءِ وَ لاٰ يَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ حَتّٰي يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيٰاطِ» (اعراف: ۴۰: «بیگمان کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها تکبر ورزیدند، درهای آسمان برایشان گشوده نمیشود و به بهشت درنمیآیند، مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن درآید»).
آری، در قرآن نسبت دادنِ فرودآمدن عذاب دنیوی به آسمان مکرر آمده است؛ مانند این فرموده: «فَأَنْزَلْنٰا عَلَي الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ» (بقره: ۵۹: «پس بر کسانی که ستم کردند، پلیدی و عذابی از آسمان فرود آوردیم») و آیاتی دیگر.
بحث روایی
و در همان کتاب، ابننقور و دیلمی از علی (ع) از پیامبر (ص) دربارهٔ سخن خدای متعال: « وَ فِي السَّمٰاءِ رِزْقُكُمْ وَ مٰا تُوعَدُونَ » روایت کردهاند که فرمود: «[منظور از روزی،] باران است.»
میگویم: قمی نیز در تفسیر خود مانند این مضمون را بهصورت مرسل (بدون ذکر زنجیرهٔ راویان) و مضمر (با ضمیر و بدون تصریح به نام معصوم) روایت کرده است.
و در کتاب «الإرشاد» شیخ مفید، از علی (ع) در حدیثی آمده است: «روزی را بجویید؛ چراکه روزی برای جویندهاش ضمانت شده است.»
و در کتاب «التوحید» به سند خود از ابوالبختری روایت کرده است که گفت: جعفر بن محمد، از پدرش، از جدش، از علی بن ابیطالب (علیهالسلام) برایم نقل کرد که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «يا علي:إن اليقين أن لا ترضي أحدا علي سخط الله،و لا تحمدن أحدا علي ما آتاك الله،و لا تذمن أحدا علي ما لم يؤتك الله-فإن الرزق لا يجره حرص حريص،و لا يصرفه كره كاره» (ای علی! همانا یقین آن است که هیچکس را به بهای ناخشنودیِ خدا خشنود نسازی، و هرگز کسی را بر آنچه خدا به تو داده است ستایش نکنی، و کسی را بر آنچه خدا به تو نداده است سرزنش ننمایی؛ زیرا روزی را نه حرصِ آزمندی پیش میکشد و نه ناخشنودیِ هیچ ناپسنددارندهای آن را بازمیگرداند) تا پایان حدیث.