لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ
همانا ما پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و همراهشان کتاب و ترازو را نازل کردیم تا مردم به عدالت و دادگری برخیزند، و آهن را پدید آوردیم که در آن صلابتی سخت و سودهایی برای مردم است، و تا خداوند معلوم بدارد چه کسی در نهان، او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند نیرومندی شکستناپذیر است.
تفسیر آیهٔ ۲۵ سورهٔ حدید، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۱۷۱ تا ۱۷۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/57/25/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَيِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْمِيزٰانَ لِيَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ » (همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو نازل کردیم تا مردم به دادگری برخیزند...) تا آخر آیه؛ این کلام آغاز سخنی نو (استئناف) است که در آن، معنای تشریع دین از راه فرستادن پیامبران و فرودآوردن کتاب و ترازو روشن میشود؛ و نیز اینکه هدف از آن، برپاییِ دادگری به دست مردم، و آزمودن آنان با این امور و با فروفرستادن آهن است تا معلوم شود چه کسی خدا را در نهان یاری میکند؛ همچنین روشن میشود که امر رسالت همواره در میان مردم تداوم داشته و در هر امتی پیوسته گروهی هدایت پذیرفتهاند و بسیاری از آنان نافرمان بودهاند.
پس این سخن که میفرماید: « لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَيِّنٰاتِ » (همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم)، یعنی با نشانههای آشکاری که نشان میدهد آنان از سوی خدای پاک و منزه فرستاده شدهاند؛ از جمله معجزههای خیرهکننده، بشارتهای آشکار و حجتهای قاطع.
و این سخن او که: « وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْكِتٰابَ » (و همراه آنان کتاب را نازل کردیم)؛ منظور وحیی است که شایستگی دارد نگاشته شود و کتاب گردد، و معارف دین را در دو بخشِ عقیده و عمل در بر دارد. و این کتابها پنج موردند: کتاب نوح، کتاب ابراهیم، تورات، انجیل و قرآن.
و سخن خدای متعال که: « وَ الْمِيزٰانَ لِيَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ » (و ترازو را فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند)؛ مفسران «میزان» را به ترازوی دوکفهای تفسیر کردهاند که وزن چیزها را با آن میسنجند، و عبارت « لِيَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ » را هدفی دانستهاند که به فرو فرستادنِ ترازو برمیگردد؛ و معنا چنین است:
و ما ترازو را فرو فرستادیم تا مردم در دادوستدهایشان به عدالت رفتار کنند و با به هم خوردن وزنها و نسبتهای میان کالاها زیان نبینند؛ زیرا پایداری زندگی انسان در گرو جامعه است، و پایداری جامعه در گرو دادوستدهای رایج میان مردم و مبادلهٔ کالاها و اجناس است، و پایداری دادوستد در کالاهای وزنی نیز در گرو پاسداشتِ نسبتها میان آنهاست و این همان کارکرد و جایگاه ترازو است.
و دور نیست — و خدا داناتر است — که مقصود از میزان، «دین» باشد؛ چرا که دین همان معیاری است که باورها و کارهای تکتک انسانها با آن سنجیده میشود، و هموست که مایهٔ پایداری زندگی سعادتمندانهٔ مردم در هر دو بعد اجتماعی و فردی است. این معنا با سیاق آیات نیز که به حال مردم از جهت خشوع (فروتنی) و قساوت (سنگدلی) دلهایشان پرداخته، سازگارتر است؛ و با جدیت یا سهلانگاریِ آنان در کار دین نیز تناسب بیشتری دارد. و گفته شده است: مقصود از میزان در اینجا عدالت است، و برخی نیز گفتهاند مقصود عقل است.
و سخن خدای متعال که: « وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ » (و آهن را فرو فرستادیم)، ظاهراً مانند این کلام است که خدای متعال میفرماید: «وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعٰامِ ثَمٰانِيَهَ أَزْوٰاجٍ» (و برای شما از دامها هشت جفت فرو فرستاد؛ زمر: ۶). در تفسیر آن آیه گذشت که تعبیر به «فرو فرستادن» (انزال) برای آفرینشِ پدیدهها در زمین، از این جهت است که خدای متعال پدیدار شدن موجودات در جهان هستی پس از نبودنشان را فرود آوردنِ آنها از گنجینههایی مینامد که نزد اوست و از جهان غیب به جهان شهود (آشکار) درمیآیند؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازهای معین فرو نمیفرستیم؛ حجر: ۲۱).
و سخن خدای متعال که: « فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ » (در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است)؛ «بأس» همان شدت در اثرگذاری است و کاربرد غالب آن در سختیِ دفاع و پیکار است. از زمانی که بشر به آهن پی بُرد و آن را استخراج کرد، همواره جنگها، نبردها و انواع دفاع، نیازمندِ شدید آهن و اقسام سلاحهای ساختهشده از آن بودهاند.
اما منافعی که آهن برای مردم دارد، نیازی به بیان ندارد؛ چرا که در همهٔ شاخههای زندگی و صنایع وابسته به آن نقش و اثر دارد.
و سخن خدای متعال که: « وَ لِيَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ » (و تا خدا معلوم بدارد چه کسی او و پیامبرانش را نادیده یاری میکند)، هدفی است که بر عبارتی محذوف عطف شده و در تقدیر چنین است: «و آهن را برای فلان مقاصد فرو فرستادیم و تا خدا بداند چه کسی او را یاری میرساند...». مقصود از یاریِ خدا و پیامبرانش، جهاد در راه او برای دفاع از جامعهٔ دینی و گسترش کلمهٔ حق است. و اینکه یاری «در غیب» است، یعنی در حالی صورت میپذیرد که خدا از دیدگانشان پنهان است (یا آنان از مشاهدهٔ او غایباند). منظور از علم خدا به اینکه چه کسی او و پیامبرانش را یاری میکند نیز مشخص شدن و بازشناخته شدنِ یاریکنندگان از کسانی است که یاری نمیکنند.
و پایان یافتن آیه با سخن خدای متعال که: « إِنَّ اللّٰهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ » (همانا خدا نیرومند و شکستناپذیر است)، گویا اشاره به این نکته است که فرمان جهاد از سوی خدای متعال تنها برای آن است که فرمانبردار از نافرمان مشخص شود، نه به سبب نیاز خدای متعال به یاوری که یاریاش کند؛ چرا که او نیرومندی است که ناتوانی هرگز به او راه ندارد و عزیزی (شکستناپذیری) است که خواری بدو راه نخواهد یافت.
بحث روایی
در جوامعالجامع روایت شده است که جبرئیل با ترازو فرود آمد و آن را به نوح (ع) سپرد و گفت: به قوم خود بگو با آن وزن کنند.
در احتجاج در حدیثی از امام علی (ع) آمده است که دربارهٔ « وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ » (و آهن را فرود آوردیم که در آن نیرویی سخت است) فرمود: فرود آوردنِ آن، همان آفریدنِ آن است.