خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۚ يَخۡلُقُكُمۡ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ خَلۡقٗا مِّنۢ بَعۡدِ خَلۡقٖ فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ
شما را از یک تن آفرید، سپس همسرش را از او پدید آورد، و از چهارپایان هشت جفت برای شما فرو فرستاد. شما را در شکمهای مادرانتان، در تاریکیهای سهگانه، آفرینشی پس از آفرینشی دیگر میآفریند. این است خداوند، پروردگار شما که فرمانرواییِ هستی تنها از آنِ اوست؛ هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه [از حق] منصرفتان میکنند؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵ و ۶ با هم
خدای متعال میفرماید: « خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ » (آسمانها و زمین را بهحق آفرید). بعید نیست آنچه در این آیه آمده است، یعنی اشاره به آفرینش و تدبیر، بیانی برای قاهریت خدای متعال باشد؛ اما پیوستگی این دو آیه و پیوند مضمونی آنها، و ختم شدن آیهٔ دوم به سخن خدا که: « ذٰلِكُمُ اللّٰهُ رَبُّكُمْ » (این است خدا پروردگار شما...) تا پایان آیه، گویی صراحت دارد بر اینکه این مطلب، بیانی تازه برای استدلال بر توحید در ربوبیت (یگانگی پروردگار) است.
پس این آیه و آیهٔ بعد برای اثبات توحید در ربوبیت (پروردگاریِ یگانه) سوق داده شدهاند و در هر دو، میان آفرینش و تدبیر جمع شده است؛ زیرا چنانکه بارها گذشت، اثبات یگانگیِ آفریدگار از نظر بتپرستان مستلزم نفیِ تعدد پروردگاران و معبودان نیست، چون آنان انحصارِ آفرینش و ایجاد را در خدای متعال انکار نمیکنند. با این حال، خدای سبحان در کلام خود هر جا بر یگانگیاش در ربوبیت و الوهیت استدلال میکند، آفرینش و تدبیر را با هم میآورد تا اشاره کند که تدبیر از آفرینش جدا نیست، بلکه خودْ از جهتی آفرینش است، همانگونه که آفرینش نیز از جهتی تدبیر است؛ و در این هنگام، استدلال بر بازگشتِ تدبیر به خدای متعال و انحصارش در او، با بازگشتِ آفرینش به او کامل میگردد.
تفسیر آیهٔ ۶ سورهٔ زمر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۲۳۶ تا ۲۳۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/39/6/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا » إلخ (شما را از یک تن آفرید، سپس جفتش را از او پدید آورد...)؛ خطابِ آیه متوجه عموم انسانهاست، و مقصود از «یک تن» ــ بر پایهٔ تأییدِ آیاتِ مشابه ــ آدم، پدر بشر است. مقصود از «جفتش» نیز همسر اوست که از نوع خود او و در انسانیت همانند او بود؛ و واژهٔ « ثُمَّ » (سپس) برای فاصله و تأخیر بر حسب رتبه و جایگاه کلام است.
و منظور این است که خدای متعال این نوعِ انسانی را آفرید و شمار افرادش را از یک تن و جفتش بسیار گردانید.
و عبارتِ « وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعٰامِ ثَمٰانِيَهَ أَزْوٰاجٍ » (و برای شما از دامها هشت جفت فرود آورد)؛ انعام (چهارپایان اهلی) همان شتر، گاو، میش و بز هستند، و هشت جفت بودنِ آنها به اعتبار تقسیمِ هر یک به نر و ماده است.
نامیدنِ آفرینش چهارپایان در زمین به «انزال» (فرود آوردن)، از این روست که خدای متعال پدیدار شدنِ اشیاء در جهان هستی پس از نبودنشان را فرود آوردنِ آنها از نزد خود و از خزانههای غیب به جهان شهود (آشکار) مینامد؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینههای آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازهای معین فرو نمیفرستیم؛ حجر: ۲۱).
و عبارتِ « يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهٰاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمٰاتٍ ثَلاٰثٍ » (شما را در شکمهای مادرانتان، آفرینشی پس از آفرینشی دیگر در تاریکیهای سهگانه میآفریند)؛ بیانی است برای چگونگیِ آفرینشِ انسان و چهارپایان که پیشتر یاد شدند، و در این خطاب صاحبان عقل بر غیر آنان غلبه داده شدهاند. «خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ» به معنای پیاپی و مرحلهبهمرحله آمدنِ آفرینش است؛ مانند آفریدن نطفه به صورت علقه (خونبسته) و آفریدن علقه به صورت مضغه (گوشت جویدهشده) و مانند آن. و «ظلماتِ ثلاث» (تاریکیهای سهگانه)، همان تاریکیِ شکم، رحم و مشیمه (کیسهٔ جنین) است، چنانکه گفتهاند و صاحب مجمعالبیان نیز آن را از امام باقر (ع) روایت کرده است.
برخی گفتهاند: مراد از آن، تاریکیِ صلب (پشت پدر)، رَحِم و مشیمه (کیسهٔ جنین) است؛ اما این سخن نادرست است، زیرا کلام الهی: « فِي بُطُونِ أُمَّهٰاتِكُمْ » صراحت دارد در اینکه مراد از تاریکیهای سهگانه، مواردی است که درون شکمِ زنان قرار دارد، نه صلبِ مردان.
و فرمودهٔ خداوند: « ذٰلِكُمُ اللّٰهُ رَبُّكُمْ » یعنی همان کسی که در این دو آیه با صفت آفرینش و تدبیر برای شما توصیف شد، پروردگار شماست نه هیچکس دیگر؛ چراکه «ربّ» (پروردگار) همان مالکی است که کارِ مِلک خود را تدبیر و اداره میکند، و از آنجا که او آفرینندهٔ شما، آفرینندهٔ هر چیزی جز شما، و پدیدآورندهٔ نظام جاری در وجود شماست، پس تنها اوست که مالک شما به شمار میآید و کارتان را تدبیر میکند؛ در نتیجه پروردگارتان تنها اوست و نه غیر او.
و فرمودهٔ او: « لَهُ الْمُلْكُ » یعنی فرمانروایی بر همهٔ آفریدگان در دنیا و آخرت از آنِ اوست و او پادشاه و فرمانروای مطلق است. مقدّمشدنِ ظرف («لَهُ») معنای انحصار میبخشد، و این جمله، خبری پس از خبرِ دیگر برای « ذٰلِكُمُ اللّٰهُ » است، همانگونه که عبارت «لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ» نیز چنین است. انحصارِ الوهیت (معبود بودن) در خدای متعال، نتیجه و فرع بر انحصارِ ربوبیت (پروردگاری) در اوست؛ زیرا معبود تنها از آن رو پرستش میشود که پروردگار و تدبیرکننده است؛ بنابراین، عبادت یا از ترسِ او صورت میگیرد، یا به امیدِ او، و یا برای سپاسگزاری از او.
و فرمودهٔ خداوند: « فَأَنّٰي تُصْرَفُونَ » یعنی پس چگونه از پرستش او به پرستش غیر او برگردانده میشوید، در حالی که او پروردگار شماست که شما را آفریده، کارتان را تدبیر فرموده و فرمانروای مقتدر بر شماست؟!