ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ مَوۡلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَأَنَّ ٱلۡكَٰفِرِينَ لَا مَوۡلَىٰ لَهُمۡ
این بدان سبب است که خدا سرپرست و یاور مؤمنان است، و کافران را هیچ سرپرست و یاوری نیست.
تفسیر آیهٔ ۱۱ سورهٔ محمد، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۲۳۰ تا ۲۳۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/47/11/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « ذٰلِكَ بِأَنَّ اللّٰهَ مَوْلَي الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكٰافِرِينَ لاٰ مَوْليٰ لَهُمْ » (این به سبب آن است که خداوند مولای مؤمنان است و کافران هیچ مولایی ندارند). اشاره با واژهٔ «ذٰلِكَ» (این)، به همان مطالبی است که پیشتر گذشت؛ یعنی یاری مؤمنان، خشم بر کافران و بدفرجامیِ آنان. بنابراین نباید به سخن کسانی گوش فرا داد که گفتهاند این واژه اشاره به حتمی بودنِ فرجام یا کیفر امتهای گذشته برای این کافران است؛ و همینطور سخن کسانی که نظر دیگری مطرح کردهاند.
آنان گفتهاند این واژه فقط به یاریِ مؤمنان اشاره دارد؛ در حالی که این سخن نیز پذیرفته نیست، زیرا آیه به وضعیت هر دو گروه، یعنی مؤمنان و کافران، همزمان پرداخته است.
واژهٔ «مَولیٰ» گویا مصدر میمی است که معنای وصفی از آن اراده شده و به معنای «ولیّ» (سرپرست و صاحباختیار) است؛ از همین رو، به ارباب و مالکِ برده «مولا» میگویند، زیرا او حق تصرف در امور بردهاش را دارد. همچنین بر یاور اطلاق میشود، چرا که او با نیرومند ساختن و یاری دادن به فرد، سرپرستی کارش را بر عهده میگیرد. خدای پاک و منزه نیز مولاست، زیرا مالکی است که در مسیر آفرینش (تکوین)، عهدهدار امور آفریدگان خویش است و آنها را به هر گونه که بخواهد تدبیر میکند؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ شَفِيعٍ» (جز او هیچ سرپرست و شفاعتکنندهای برای شما نیست؛ سجده: ۴) و میفرماید: «وَ رُدُّوا إِلَي اللّٰهِ مَوْلاٰهُمُ الْحَقِّ» (و به سوی خدا، مولای راستین خود بازگردانده شدند؛ یونس: ۳۰). خدای متعال از این جهت نیز مولاست که در مسیر سعادت، تدبیرِ امور بندگانش را بر عهده میگیرد؛ آنان را به سوی خوشبختی و بهشت رهنمون میگردد، به انجام کارهای شایسته توفیقشان میدهد و بر دشمنانشان پیروز میسازد. مولا بودن به این معنای دوم، ویژهٔ مؤمنان است؛ چرا که تنها آنان وارد حریم بندگی شدهاند و از خواستههای پروردگارشان پیروی میکنند، نه کافران.
بنابراین مؤمنان، مولا و سرپرستی دارند که همانا خدای پاک و منزه است؛ چنانکه میفرماید: « ذٰلِكَ بِأَنَّ اللّٰهَ مَوْلَي الَّذِينَ آمَنُوا » (این بدان سبب است که خداوند مولای مؤمنان است) و میفرماید: «اللّٰهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا» (خداوند سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ بقره: ۲۵۷). اما کافران بتها را به سرپرستی گرفتهاند. آنان معبودانِ پنداریِ بتها را نیز سرپرست خود گرفتهاند؛ از این رو آن بتها تنها طبق پندار خودِ کافران سرپرستشان هستند، چنانکه خداوند بر پایهٔ پندار باطلِ آنان و با نوعی ریشخند میفرماید: «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيٰاؤُهُمُ الطّٰاغُوتُ» (و کسانی که کافر شدند سرپرستانشان طاغوتند؛ بقره: ۲۵۷). اما خداوند بر پایهٔ واقعیتِ امر، ولایتِ آنها را نفی کرده و فرموده است: « وَ أَنَّ الْكٰافِرِينَ لاٰ مَوْليٰ لَهُمْ » (و کافران هیچ مولایی ندارند). سپس ولایتِ آنها را به طور مطلق، چه در تکوین و چه در تشریع، یکسره نفی کرده و میفرماید: «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ فَاللّٰهُ هُوَ الْوَلِيُّ» (آیا جز او برای خود سرپرستانی گرفتهاند؟ در حالی که تنها خدا سرپرست راستین است؛ شوری: ۹) و میفرماید: «إِنْ هِيَ إِلاّٰ أَسْمٰاءٌ سَمَّيْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُكُمْ» (اینها جز نامهایی نیست که شما و پدرانتان بر آنها نهادهاید؛ نجم: ۲۳).
بنابراین معنای آیه این است: اینکه خدای متعال مؤمنان را یاری میکند و گامهایشان را استوار میسازد، و کافران را خوار میگذارد، کارهایشان را تباه و بینتیجه میکند و کیفرشان میدهد، تنها به این سبب است که او مولا و سرپرست مؤمنان است؛ و کافران هیچ مولایی ندارند تا یاریشان کند، کارهایشان را به سرانجامِ نیک برساند و آنان را از کیفر الهی نجات دهد.
با آنچه گذشت، سستیِ این سخن آشکار میشود که گفتهاند: «مولا» در این آیه تنها به معنای یاور است نه مالک، وگرنه با این سخن خدای متعال ناسازگار میبود که فرمود: «وَ رُدُّوا إِلَي اللّٰهِ مَوْلاٰهُمُ الْحَقِّ» (و به سوی خدا، مولای راستینشان بازگردانده شدند؛ یونس: ۳۰)؛ و دلیل سستی این سخن کاملاً روشن است.