كِتَٰبٞ فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ
کتابی است که آیههایش بهروشنی بیان شده است؛ خواندنی به زبان عربی، برای مردمی که اهل دانشاند؛
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۱۲ با هم
در کتاب «الدر المنثور» آمده است: ابن ابیشیبه، عبد بن حمید، ابویعلی، حاکم (که روایت را صحیح دانسته)، ابن مَردویه، ابونعیم و بیهقی (هر دو در کتاب «دلائل النبوة») و ابن عساکر از جابر بن عبدالله روایت کردهاند که گفت: روزی قریش گرد هم آمدند و گفتند: «ببینید چه کسی در میان شما به سحر، کهانت و شعر داناتر است؛ پس نزد این… ادامه در متن کامل
عتبه نزد او آمد و گفت: «ای محمد، تو بهتری یا عبدالله (پدرت)؟ تو بهتری یا عبدالمطلب (جدّت)؟» پیامبر خدا (ص) سکوت فرمودند. ادامه در متن کامل
«به خدا سوگند، ما هرگز فرزندی ندیدهایم که برای قومش شومتر از تو باشد! جمع ما را پراکنده کردی، کارمان را پریشان نمودی، دینمان را عیبجویی کردی و ما را در میان عرب رسوا ساختی؛ تا جایی که میان آنان شایع شد که در قریش جادوگری هست و در قریش کاهنی هست. ادامه در متن کامل
پیامبر خدا (ص) فرمودند: «آیا سخنت تمام شد؟» گفت: «آری.» پس پیامبر خدا (ص) فرمودند: ادامه در متن کامل
« بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ- حم تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ- كِتٰابٌ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » (به نام خداوند بخشندهٔ مهربان. ادامه در متن کامل
عتبه گفت: «کافی است! آیا جز این چیزی نزد تو نیست؟» فرمودند: «نه.» پس او به سوی قریش برگشت و آنان گفتند: ادامه در متن کامل
«چه خبر؟» گفت: «سخنی را که گمان میکردم شما با او مطرح میکنید وانگذاشتم مگر آنکه با او گفتم.» گفتند: «آیا پاسخت را داد؟» گفت: «سوگند به خدایی که این بنا (کعبه) را برپا ساخت، چیزی از آنچه گفت نفهمیدم، جز اینکه گفت: « أَنْذَرْتُكُمْ صٰاعِقَهً مِثْلَ صٰاعِقَهِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ » (شما را از صاعقهای همانند صاعقهٔ عاد و ثمود بیم دادم!).» گفتند: «وای بر تو! ادامه در متن کامل
«نه، به خدا سوگند، از آنچه گفت هیچ نفهمیدم جز همان یادکردِ صاعقه!» ادامه در متن کامل
میگویم: سیوطی این روایت را از چند کتاب دیگر نیز با مضمونی نزدیک به این نقل کرده است؛ ادامه در متن کامل
و در برخی از طرق این روایت آمده است: گفتند: «ای ابوالولید، چه خبر داری؟» گفت: «به خدا سوگند سخنی شنیدم که هرگز مانندش را نشنیده بودم! ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
دربارهٔ تلاوت آیات آغازین این سوره توسط پیامبر (ص) برای ولید بن مغیره، روایت دیگری نیز هست که انشاءالله در تفسیر سورهٔ مدثر، ذیل فرمودهٔ خدای متعال: « ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً » (مرا با آنکه بهتنهایی آفریدم واگذار؛ مدثر: ۱۱) و آیات پس از آن خواهد آمد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۳ سورهٔ فصلت، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۵۹ تا ۳۷۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/41/3/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « كِتٰابٌ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » (کتابی است که آیاتش بخشبخش و روشن بیان شده؛ قرآنی به زبان عربی برای مردمی که اهل فهم و دانستناند). کلمهٔ «كِتٰابٌ» خبری پس از خبرِ پیشین است. «تفصیل» در برابر «احکام» (فشردگی و یکپارچگیِ پیش از بخشبندی) و «اجمال» قرار دارد. مقصود از تفصیلِ آیات قرآن، متمایز ساختن بخشهای آن از یکدیگر با فرود آوردنِ آن به مرتبهٔ بیان است، چندان که شنوندهٔ آشنا به شیوههای بیان بتواند معانی آن را بفهمد و مقاصدش را درک کند. این سخن خدای متعال نیز به همین معنا اشاره دارد: «كِتٰابٌ أُحْكِمَتْ آيٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ:» (کتابی است که آیاتش استوار گشته، سپس از نزد حکیمی آگاه به تفصیل درآمده است؛ هود: ۱)، و نیز این سخن او: «وَ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتٰابِ لَدَيْنٰا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ:» (سوگند به کتاب روشنگر، که ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا در آن بیندیشید؛ و همانا آن در اصلِ کتاب نزد ما بلندمرتبه و استوار است؛ زخرف: ۲-۴).
عبارت « قُرْآناً عَرَبِيًّا » (قرآنی به زبان عربی) حال برای «الکتاب» یا برای «آیاته» است. و در عبارت « لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » (برای مردمی که میدانند)، حرفِ «لام» برای بیان علت یا اختصاص است؛ و مفعول فعلِ « يَعْلَمُونَ » یا محذوف است که در تقدیر چنین میشود: «برای مردمی که معانیاش را میفهمند، چون به زبانی که قرآن با آن نازل شده آگاهی دارند و آنان عربها هستند»؛ یا اینکه مفعول اصلاً در نظر گرفته نشده و معنا این است: «برای مردمی که اهل دانش و آگاهیاند».
لازمهٔ معنای نخست این است که در عربی نازل شدن قرآن، عنایت و توجه ویژهای به عرب در کار بوده باشد؛ و این همان نکتهای است که این سخنِ آیندهٔ خداوند نیز آن را میرساند: « وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ » (فصلت: ۴۴: «و اگر آن را قرآنی غیرعربی قرار میدادیم، قطعاً میگفتند: چرا آیاتش به روشنی بیان نشده است؟ آیا [کتابی] غیرعربی و [پیامبری] عربی؟!») تا پایان آیه. و نزدیک به این معناست این کلام الهی: «وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلیٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ مٰا كٰانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ» (شعراء: ۱۹۹؛ و اگر آن را بر برخی غیرعربها نازل میکردیم و او آن را بر آنان میخواند، به آن ایمان نمیآوردند).
و این موضوع با همگانی بودن دعوت پیامبر (ص) برای همهٔ انسانها ناسازگاری ندارد؛ زیرا دعوت آن حضرت مراحلی پیدرپی داشت: در آغاز، مردم را در موسم [حج] فراخواند که با انکار شدید آنان روبهرو شد؛ سپس مدتی پنهانی دعوت میکرد؛ آنگاه مأمور شد خویشاوندان نزدیکش را دعوت کند، چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» (شعراء: ۲۱۴: «و خویشاوندان نزدیکت را هشدار ده»)؛ سپس به دعوت قوم خود مأمور شد، چنانکه میفرماید: «فَاصْدَعْ بِمٰا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» (حجر: ۹۴: «پس آنچه را بدان مأموری آشکار کن و از مشرکان روی بگردان»)؛ و پس از آن مأمور شد عموم مردم را دعوت کند، چنانکه میفرماید: «قُلْ يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّٰهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً» (اعراف: ۱۵۸: «بگو: ای مردم، من فرستادهٔ خدا به سوی همهٔ شما هستم»)، و نیز کلام او که:
«وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» (انعام: ۱۹: «و این قرآن به من وحی شده تا با آن، شما و هر کس را که [پیام آن به او] برسد هشدار دهم»).
افزون بر اینکه از امور مسلم تاریخ است که در میان مؤمنان به پیامبر، سلمان فارسی، بلال حبشی و صهیب رومی حضور داشتند؛ همچنین دعوت یهودیان و وقایع آن حضرت (ص) با آنان، و نامههای ایشان به پادشاهان ایران، مصر، حبشه و روم در دعوت به اسلام، همگی دلیلی روشن بر جهانی و همگانی بودن دعوت پیامبر است.