إِذۡ قَالَتِ ٱمۡرَأَتُ عِمۡرَٰنَ رَبِّ إِنِّي نَذَرۡتُ لَكَ مَا فِي بَطۡنِي مُحَرَّرٗا فَتَقَبَّلۡ مِنِّيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ
[یاد کن] هنگامی را که همسر عمران گفت: «پروردگارا، من آنچه را در شکم دارم برای تو نذر کردم تا [از قید و بند دنیا] آزاد [و در خدمت خانهٔ تو] باشد؛ پس از من بپذیر، که بیگمان تو خود شنوای دانایی».
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۳۵ و ۳۶ با هم
حکایتِ سخن همسر عمران از سوی خدای متعال با لحنی حاکی از یقین، نشان میدهد که این باور او بر پایهٔ حدس و گمانِ بیپایه یا اعتماد بر پارهای نشانههای حدسی نبوده است؛ نشانههایی که معمولاً بر اساس تجربه و مانند آن به ذهن زنان خطور میکند، چرا که همهٔ اینها گمان است و گمان هیچگاه انسان را از حق بینیاز نمیکند، و سخن خدای متعال نیز هیچ باطلی را در بر ندارد مگر آنکه نادرستیاش را آشکار کند. خدای متعال میفرماید: «اللّٰهُ يَعْلَمُ مٰا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثيٰ وَ مٰا تَغِيضُ الْأَرْحٰامُ وَ مٰا تَزْدٰادُ» (رعد: ۸: خدا میداند هر مادهای چه باری برمیدارد و رحمها چه چیزی را میکاهند و چه میافزایند) و میفرماید: «عِنْدَهُ عِلْمُ السّٰاعَهِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ مٰا فِي الْأَرْحٰامِ» (لقمان: ۳۴: آگاهی از رستاخیز نزد اوست و باران را فرو میفرستد و آنچه را در رحمهاست میداند)؛ بنابراین، آگاهی از آنچه در رحمهاست را از امور غیبی و ویژهٔ خود دانسته است. همچنین خدای متعال میفرماید: «عٰالِمُ الْغَيْبِ فَلاٰ يُظْهِرُ عَليٰ غَيْبِهِ أَحَداً إِلاّٰ مَنِ ارْتَضيٰ» (جن: ۲۷: [او] دانای نهان است و هیچکس را بر غیب خود آگاه نمیسازد، مگر کسی را که بپسندد)؛ پس علم دیگران به غیب را به وحی بازگردانده است. از این رو، نقل سخن قاطعانهٔ او دربارهٔ امری که آگاهی از آن ویژهٔ خدای پاک و منزه است، نشان میدهد علم او به پسر بودنِ آنچه در شکم داشت بهگونهای به وحی منتهی میشده است. به همین دلیل، هنگامی که دریافت نوزاد دختر است، از داشتن فرزندی پسر ناامید نشد و بار دیگر با قاطعیت و یقین گفت: «وَ إِنِّي أُعِيذُهٰا بِكَ وَ ذُرِّيَّتَهٰا مِنَ الشَّيْطٰانِ الرَّجِيمِ» (و من او و نسلش را از شیطان راندهشده در پناه تو میآورم)؛ پس برای او نسلی را قطعی دانست، در حالی که ظاهراً راهی برای دانستن این موضوع وجود نداشت.
تفسیر آیههای ۳۵ و ۳۷ با هم
خالی از اشاره یا دلالت بر این نکته نیست که مقصود او، پذیرفته شدنِ همان فرزندِ آزادشده برای خدمت بوده است.
گفتاری دربارهٔ خطورات فرشتگان و القائات شیطانی و مسألهٔ سخن گفتنِ همراه با آنها
تفسیر آیههای ۳۵ تا ۴۱ با هم
و نیز کلام خدای متعال که میفرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَهَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدٰادُوا إِيمٰاناً مَعَ إِيمٰانِهِمْ وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» (فتح: ۴؛ اوست که آرامش را در دلهای مؤمنان فرود آورد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند، و سپاهیان آسمانها و زمین از آنِ خداست)؛ و… ادامه در متن کامل
در اینجا بخش دیگری از سخن گفتن هست که ویژهٔ خدای متعال است، چنانکه با این کلام خود یاد کرده است: «وَ مٰا كٰانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ وَحْياً أَوْ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ» تا آخر آیه (شوری: ۵۱؛ و هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن بگوید جز به وحی یا از پشت پردهای). ادامه در متن کامل
اما کلام خدای پاک و منزه که «وحی» نامیده میشود، ذاتاً متمایز و مشخص است؛ زیرا خدای پاک و منزه میان آن و سخن گفتن از پشت پرده، تقابل برقرار کرده است. ادامه در متن کامل
و اما دربارهٔ کلام فرشته و کلام شیطان، آیاتی که پیشتر یاد شد برای تمایز میان آن دو بسنده است؛ زیرا الهام و خطور فرشته همراه با گشایش سینه است، به آمرزش و فضل الهی فرامیخواند و سرانجام به چیزی میانجامد که با دین خدا—بیانشده در کتاب او و سنت پیامبرش—مطابقت دارد؛ و خطور شیطانی پیوسته همراه است با تنگی سینه و آزمندی و بخل نفس، و به پیروی از هوای نفس فرامیخواند، وعدهٔ فقر و تنگدستی میدهد، به کارهای زشت فرمان میدهد و در نهایت به چیزی میرسد که با کتاب و سنت سازگار نیست و با فطرت مخالفت دارد. ادامه در متن کامل
سپس [باید دانست که] پیامبران و کسانی که در پی آنان میآیند، چه بسا دیدن فرشته و شیطان و شناخت آن دو برایشان میسر بوده است؛ همانگونه که خدای متعال دربارهٔ آدم، ابراهیم و لوط حکایت کرده است، و این مشاهده آنان را از به کار بردن ملاک تشخیص بینیاز میکرد. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۳۵ و ۳۶ با هم
در تفسیر قمی، دربارهٔ سخن خدای متعال: «إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ» (آلعمران: ۳۵؛ آنگاه که همسر عمران گفت...) تا آخر آیه، از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «خداوند به عمران وحی فرمود که من پسری تندرست و با برکت به تو خواهم بخشید که نابینای مادرزاد و مبتلا به پیسی را شفا میدهد، مردگان را به اذن خدا زنده میکند و او را پیامبری بهسوی بنیاسرائیل قرار میدهم. عمران این سخن را با همسرش حَنّه—مادر مریم—در میان گذاشت. هنگامی که حنّه به مریم باردار شد، میپنداشت فرزندی که در شکم دارد پسر است. پس چون او را به دنیا آورد، گفت: پروردگارا، من او را دختر زادهام و پسر مانند دختر نیست؛ دختر که پیامبر نمیشود! خدا میفرماید: «وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ» (و خدا به آنچه او زایید داناتر بود). پس چون خداوند عیسی را به مریم عطا فرمود، او همان کسی بود که به عمران بشارت داده شده و وعدهاش به وی داده شده بود. بنابراین هرگاه ما دربارهٔ مردی از خاندانمان سخنی گفتیم و آن سخن در فرزند یا فرزندِ فرزندش تحقق یافت، آن را انکار نکنید».
میگویم: نزدیک به همین مضمون، در کافی از امام صادق (ع) و در تفسیر عیاشی از امام باقر (ع) روایت شده است.
و در تفسیر عیاشی، ذیل آیه از امام صادق (ع) آمده است: «[فرزند] نذرشده و آزاد برای خدمت (محرَّر)، در کنیسه (عبادتگاه) میماند و از آن بیرون نمیرود. پس هنگامی که او را به دنیا آورد گفت: پروردگارا، من او را دختر زادهام و پسر مانند دختر نیست؛ زیرا دختر دچار حیض میشود و باید از مسجد بیرون رود، در حالی که نذرشده از مسجد بیرون نمیرود».
تفسیر آیههای ۳۵ تا ۳۷ با هم
و در همان کتاب، از یکی از دو امام [باقر یا صادق] (ع) روایت شده است: «آنچه را در شکم داشت برای کنیسه نذر کرد تا عابدان را خدمتگزاری کند، و پسر در خدمتگزاری مانند دختر نیست. فرمود: پس مریم رشد کرد و به آنان خدمت میکرد و وسایل را به دستشان میداد تا به سن بلوغ رسید؛ آنگاه زکریا دستور داد که برای او در برابر عابدان پردهای قرار دهند».
تفسیر آیههای ۳۵ و ۳۶ با هم
میگویم: روایات—همانگونه که ملاحظه میکنید—با آنچه در بیان پیشین آوردیم سازگار است، مگر اینکه ظاهر آنها نشان میدهد:
تفسیر آیههای ۳۵، ۳۷ و ۴۱ با هم
امّا برخی از مفسران، مضامین این روایات را — مانند وحی شدن به عمران، وجود میوهٔ نابهنگام در محراب مریم، و اینکه درخواست نشانه از سوی زکریا برای بازشناختنِ ندای الهی از شیطانی بوده است — بهشدت انکار کرده و گفتهاند:
«اینها اموری است که هیچ راهی برای اثباتشان وجود ندارد؛ زیرا نه خداوند سبحان آنها را ذکر کرده و نه پیامبرش فرموده است، نه از اموری است که با عقل و نظر دریافته شود و نه تاریخی قابلاعتماد آن را به اثبات رسانده است؛ و در این باره جز روایات اسرائیلی و غیر اسرائیلی چیزی در دست نیست. بنابراین موجبی ندارد که در فهم معنای قرآن خود را به زحمت و تکلّف بیندازیم و آن را بر چنین توجیهات دور از ذهن حمل کنیم.»
ولی این سخن او ادعایی بدون دلیل است؛ و این روایات گرچه خبر واحدند و از ضعفِ سند خالی نیستند، چندانکه بر پژوهشگر واجب نباشد حتماً آنها را بپذیرد و به محتوایشان استدلال کند، اما تدبر در آیات، ذهن را به مضمون آنها نزدیک میسازد؛ افزون بر این، آنچه از این روایات از امامان اهلبیت (ع) نقل شده، مشتمل بر هیچ امر ناممکنی از نظر عقل نیست.
تفسیر آیهٔ ۳۵ سورهٔ آل عمران، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۳، صفحهٔ ۱۷۰ تا ۱۸۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/3/35/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «إِذْ قٰالَتِ امْرَأَتُ عِمْرٰانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مٰا فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (آنگاه که همسر عمران گفت: پروردگارا، من آنچه را در شکم دارم برای تو نذر کردم که آزاد [از هر قیدی و در خدمت تو] باشد؛ پس از من بپذیر که همانا تویی شنوای دانا). «نذر» آن است که انسان چیزی را که بر او واجب نیست، بر خویش واجب گرداند. «تحریر» رها ساختن از بند و قید است؛ و آزادسازی برده از بردگی («تحریر العبد») نیز از همین باب است. نگارش و پاکنویس کردن کتاب («تحریر الکتاب») نیز گویی رها ساختن معانی از ظرف ذهن و اندیشه است. و «تقبّل» به معنای پذیرفتن همراه با میل و خشنودی است؛ مانند پذیرش هدیه، اجابت دعا و مانند آن.
در عبارتِ «قٰالَتِ امْرَأَتُ عِمْرٰانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مٰا فِي بَطْنِي» (همسر عمران گفت: پروردگارا، من آنچه را در شکم دارم برای تو نذر کردم...) دلالتی است بر اینکه او این سخن را در دوران بارداریاش گفته و بارداری او نیز از عمران بوده است. همچنین این کلام خالی از این اشاره نیست که همسرش عمران در آن هنگام زنده نبوده است؛ وگرنه او نمیتوانست در نذرِ آزادسازیِ جنین خویش تا این اندازه مستقل تصمیم بگیرد. بر این مطلب، آیهٔ دیگری نیز که پس از این میآید دلالت دارد؛ آنجا که خدای متعال میفرماید: «وَ مٰا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلٰامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ» (و تو نزد آنان نبودی آنگاه که قلمهایشان را [برای قرعهکشی] میافکندند تا کدامیک سرپرستی مریم را عهدهدار شود؛ آل عمران: ۴۴)، همانطور که بیان آن خواهد آمد.
روشن است که آزادسازیِ فرزند از سوی پدر یا مادر، آزادی از بردگی نیست؛ بلکه رها ساختن او از قید ولایتی است که والدین بر فرزند دارند؛ از حیث تربیت او، بهکارگیریاش در مقاصد خویش و واجب بودنِ اطاعتش از آنان. بنابراین با این آزادسازی، فرزند از سلطهٔ پدر و مادر در به خدمت گرفتنِ او خارج میشود. و اگر این آزادسازی برای خدای سبحان نذر شده باشد، فرزند در ولایت خدا درمیآید تا او را عبادت و خدمت کند؛ یعنی در معابد، کنیسهها و مکانهای ویژهٔ عبادتِ خدای متعال خدمتگزاری نماید، در همان دورانی که اگر این نذر نبود، تحت ولایت پدر و مادرش میبود. و گفته شده است:
رسم آنان چنین بود که فرزند را برای خدا آزاد میکردند؛ در نتیجه پدر و مادر او را در منافع خویش به کار نمیگرفتند و در نیازهای خود صرف نمیکردند، بلکه او را در کنیسه (معبد) میگذاشتند تا آنجا را جارو کند و خدمت نماید و از آنجا بیرون نمیرفت تا به سن بلوغ برسد. آنگاه میان ماندن و رفتن مخیر میشد؛ اگر دوست میداشت بماند میماند، و اگر رفتن را ترجیح میداد به دنبال کار خویش میرفت.
در این سخن دلالتی است بر اینکه او باور داشت آنچه در شکم دارد پسر است نه دختر؛ چراکه با پروردگار خویش از روی قاطعیت و یقین، و بدون هیچ شرط و تعلیقی مناجات میکند و میگوید: «نَذَرْتُ لَكَ مٰا فِي بَطْنِي مُحَرَّراً» (نذر کردم آنچه در شکم دارم برای تو آزاد باشد)، بدون آنکه مثلاً بگوید: «اگر پسر باشد» یا مانند آن.
مذکر آمدنِ تعبیر «مُحَرَّراً» نیز صرفاً از این جهت نیست که حال برای «مٰا»ی موصوله باشد (که در آن لفظ مذکر و مؤنث یکسان میآید)؛ چراکه اگر او آزادسازیِ جنینش را، چه پسر میبود و چه دختر، نذر کرده بود، دیگر وجهی برای این سخنِ همراه با اندوه و حسرتش به هنگام زایمان باقی نمیماند که گفت: «رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهٰا أُنْثيٰ» (پروردگارا، من او را دختر به دنیا آوردم)؛ و نیز وجه روشنی برای کلام خدای متعال نمیماند که میفرماید: «وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثيٰ» (و خدا به آنچه او به دنیا آورد داناتر است و پسر همانند دختر نیست)، چنانکه بیان آن خواهد آمد.
مفعول سخن او در عبارت «فَتَقَبَّلْ مِنِّي» (پس از من بپذیر)، هرچند در کلام ذکر نشده، اما ممکن است یکی از دو مورد باشد:
نخست نذر او از آن جهت که عملی شایسته است، و دوم خودِ آن فرزندی که برای خدمت آزاد کرده است؛ با این حال، کلام خدای متعال که میفرماید:
بحث روایی
و در روایت نخست، نشانهای است بر اینکه عمران پیامبری بود که به او وحی میشد؛ و بر این معنا دلالت میکند روایتی که در کتاب بحارالانوار از ابوبصیر نقل شده است که گفت: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) عَنْ عِمْرَانَ أَ كَانَ نَبِيّاً؟ فَقَالَ نَعَمْ كَانَ نَبِيّاً مُرْسَلاً إِلَى قَوْمِهِ» (از امام باقر (ع) دربارهٔ عمران پرسیدم: آیا او پیامبر بود؟ فرمود: آری، پیامبری فرستادهشده بهسوی قوم خود بود)، تا پایان حدیث.
همچنین این روایت دلالت دارد بر اینکه نام همسر عمران «حَنّه» بوده است، و همین نام نیز مشهور است؛ و در برخی روایات «مرثار» آمده است، اما جستوجو و بحث دربارهٔ آن برای ما اهمیتی ندارد.