يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از شکیبایی و نماز یاری جویید؛ همانا خدا با شکیبایان است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۱۵۳ تا ۱۵۷ با هم
خلاصه آنکه در این آیات با یادکردن از شهادت و کشتهشدن در راه خدا، به فرارسیدن این آزمونِ بزرگ اشاره شده و شهادت چنان وصف شده است که هیچ جنبهٔ ناخوشایند و صفت ناپسندی در آن باقی نمیماند؛ و آن وصف این است که شهادت مرگ نیست، بلکه زندگی است، و چه زندگی باارزشی! ادامه در متن کامل
بحث روایی دربارهٔ برزخ و حیات روح پس از مرگ
تفسیر آیههای ۱۵۳ تا ۱۵۷ با هم
و در کافی از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «إن المؤمن ليزور أهله فيري ما يحب، و يستر عنه ما يكره،و إن الكافر ليزور أهله، فيري ما يكره و يستر عنه ما يحب» (مؤمن به دیدار خانوادهاش میآید، پس آنچه را دوست دارد میبیند و آنچه را ناخوش میدارد از او پوشیده میماند؛ و کافر نیز به دیدار خانوادهاش میآید، پس آنچه را ناخوش میدارد میبیند و آنچه را دوست دارد از او پوشیده میماند). ادامه در متن کامل
و در کافی از امام صادق (ع) روایت شده است که: «أن الأرواح في صفه الأجساد في شجر من الجنه، تعارف و تساءل،فإذا قدمت الروح علي الأرواح تقول:دعوها،فإنها قد أقبلت من هول عظيم-ثم يسألونها ما فعل فلان،و ما فعل فلان-فإن قالت لهم:تركته حيا ارتجوه،و إن قالت لهم:قد هلك، قالوا:قد هوي هوي» (ارواح با صورت و هیئت کالبدها در میان درختانی از بهشت قرار دارند؛ با یکدیگر آشنا میشوند و از هم جویا میگردند. ادامه در متن کامل
میگویم: روایتها در باب برزخ بسیار است و ما تنها آنهایی را نقل کردیم که دربردارندهٔ مفاهیم جامع برزخاند؛ و دربارهٔ معانیِ نقلشده، روایات مستفیض (فراوان و مشهور) بسیاری وجود دارد که در آنها بر وجود جهانی مجرد از ماده دلالت است. ادامه در متن کامل
بحث فلسفی) [تجرد نفس نیز
تفسیر آیههای ۱۵۳ تا ۱۵۷ با هم
آیا نفس از ماده مجرد است؟ (مراد ما از «نفس»، حقیقتی است که هر یک از ما با گفتن «من» از آن تعبیر میکند؛ و مقصود از «تجرد آن»، مادینبودن و نداشتنِ تقسیمپذیری، زمان و مکان است). ادامه در متن کامل
ما شکی نداریم در اینکه از درون خود حقیقتی را با شهود مییابیم که با «من» از آن تعبیر میکنیم، و شک نداریم که هر انسانی در این شهود مانند ماست؛ شهودی که در هیچ لحظهای از لحظات زندگی و آگاهیمان از آن غافل نمیشویم. ادامه در متن کامل
همچنین اگر این «من» همان بدن یا عضوی از اعضا یا جزئی از اجزای آن بود، یا خاصیتی از ویژگیهای موجود در آن میبود — در حالی که همهٔ اینها مادیاند و حکم ماده دگرگونیِ تدریجی و پذیرش انقسام و تجزیه است — نفس نیز باید مادی، دگرگونشونده و بخشپذیر میبود، در حالی که چنین نیست؛ چرا که هر کس اگر به این شهودِ باطنیِ پیوسته با خود بازگردد و آنچه را از آغازِ آگاهیاش به خود مییافته به یاد آورد، آن را معنا و حقیقتی مشهود، یگانه و پایدار بر حالِ خویش مییابد، بیآنکه کمترین چندگانگی و دگرگونی در آن راه یافته باشد؛ در حالی که بدن، اجزای بدن و ویژگیهای همراه با آن را از هر جهت، در ماده، شکل و سایر حالات و صورتهایش دگرگونشونده و متغیر میبیند. ادامه در متن کامل
علاوه بر این، آنچه ما از خویش مشاهده میکنیم، امری یگانه و بسیط است که در آن نه کثرتی از اجزا وجود دارد و نه آمیزهای از بیرون، بلکه یگانهای ناب است؛ از این رو هر انسانی این حقیقت را از خود مشاهده میکند و میبیند که او همان خود است و دیگری نیست. ادامه در متن کامل
همهٔ مادیگرایان و نیز جمعی از اندیشمندان الهی، از میان متکلمان و اهل ظاهر، تجرد نفس را انکار کردهاند، که از جملهٔ آنان گروهی از اهل حدیث هستند؛ و بر این ادعای خود دلایلی آورده و برهانِ یادشده را با توجیهاتی تکلفآمیز و بیحاصل رد کردهاند. ادامه در متن کامل
مادیگرایان گفتهاند: پژوهشهای علمی با همهٔ پیشرفت و رسیدن به اوج دقت در کاوشها و بررسیهای امروزیشان، به هیچ ویژگیای از ویژگیهای بدنی برنخوردهاند مگر آنکه علت مادیاش را یافتهاند، و هیچ اثر روحیای نیافتهاند که بر قوانین ماده منطبق نشود تا به سبب آن به وجود روحی مجرد حکم کنند. ادامه در متن کامل
بحثی اخلاقی
تفسیر آیههای ۱۵۳ تا ۱۵۷ با هم
نظیر این، مقتضای روش دوم است که همان روش پیامبران و اهل شریعتهاست. تفاوت این دو روش تنها از جهت هدف و غایت است؛ چراکه نهایت کمالجوییِ اخلاقی در روش نخست، فضیلت پسندیده نزد مردم و ستایش نیکوی آنان است، اما غایت آن در روش دوم، سعادت حقیقی انسان است که همان کامل شدن ایمان به خدا و آیات او، و خیر اخروی است؛ و این، سعادت و کمالی در واقعیت است، نه فقط نزد مردم. ادامه در متن کامل
اما روش سومی که بیانش گذشت، با دو روش نخست این تفاوت را دارد که هدف در آن، طلب خشنودی خدا (ابتغاء وجه الله) است، نه به دست آوردن فضیلت انسانی. ادامه در متن کامل
در این هنگام، شیوهٔ درک و عمل او دگرگون میشود؛ از این رو هیچ چیزی را نمیبیند مگر آنکه خدای پاک و منزه را پیش از آن و همراه با آن مشاهده میکند، و اشیا نزد او از جایگاه استقلال فرو میافتند. ادامه در متن کامل
اما اکنون تنها خشنودی پروردگارش را میخواهد و دیگر نه دغدغهٔ فضیلت دارد و نه بیم رذیلت؛ نه سرگرم ستایشی نیکو و نامی پسندیده است و نه توجهی به دنیا، آخرت، بهشت یا دوزخ دارد. ادامه در متن کامل
«روت لي أحاديث الغرام صبابة»؛ سوز و اشتیاقِ دل، داستانهای عشق را برایم روایت کرد، ادامه در متن کامل
«بإسنادها عن جيرة العلم الفرد»؛ به سندِ خویش، از همسایگانِ آن نشان و کوهسارِ یگانه (کوی یار)، ادامه در متن کامل
«و حدثني مر النسيم عن الصبا»؛ و گذرِ نسیم از باد صبا برایم حدیث گفت، ادامه در متن کامل
«عن الدوح عن وادي الغضا عن ربى نجد»؛ از درختان تناور، از وادیِ غضا، از تپهسارهای نجد، «عن الدمع عن عيني القريح عن الجوى»؛ از اشک، از چشم زخمخوردهام، از سوز درون، ادامه در متن کامل
«عن الحزن عن قلبي الجريح عن الوجد»؛ از اندوه، از دلِ مجروحم، از وجد و شیفتگی، ادامه در متن کامل
«بأن غرامي و الهوى قد تحالفا»؛ که عشق سوزان و شورِ دل همپیمان شدهاند... ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۵۳ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۳۴۴ تا ۳۷۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/153/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلٰاهِ إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِينَ» (ای کسانی که ایمان آوردهاید، از شکیبایی و نماز یاری جویید؛ زیرا خدا با شکیبایان است) تا آخر آیه. پیش از این در تفسیر این سخنِ پروردگار: «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰهِ وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَهٌ إِلاّٰ عَلَي الْخٰاشِعِينَ» (بقره: ۴۵؛ و از شکیبایی و نماز یاری جویید و البته این کار جز بر فروتنان، دشوار و گران است) سخنانی دربارهٔ صبر و نماز گذشت. صبر از والاترین خصلتها و حالاتی است که قرآن آن را میستاید و فرمان به آن را چندان تکرار کرده که به نزدیکِ هفتاد جای قرآن رسیده است؛ تا آنجا که دربارهاش فرموده: «إِنَّ ذٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» (لقمان: ۱۷؛ بیتردید این از کارهای سترگ و استوار است)، و فرموده: «وَ مٰا يُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَ مٰا يُلَقّٰاهٰا إِلاّٰ ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ» (فصلت: ۳۵؛ و به این پایگاه دست نمییابند مگر کسانی که شکیبایی ورزیدند، و به آن نمیرسد مگر کسی که بهرهای بزرگ [از کمال] دارد)، و فرموده: «إِنَّمٰا يُوَفَّي الصّٰابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسٰابٍ» (زمر: ۱۰؛ همانا پاداش شکیبایان بیشمار و تمام به آنان پرداخت میشود).
و نماز، از بزرگترین عبادتهایی است که در قرآن بر آن تشویق و تأکید شده است؛ تا آنجا که دربارهاش فرموده: «إِنَّ الصَّلاٰهَ تَنْهيٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْكَرِ» (عنکبوت: ۴۵؛ بهراستی نماز از کار زشت و ناپسند بازمیدارد)، و خداوند در کتاب خود هیچ سفارشی نکرده مگر آنکه نماز در رأس و سرآغاز آن بوده است.
سپس خدای سبحان صبر را به این ویژگی وصف کرد که خدا با شکیبایان (آراستگان به صفت صبر) است؛ و اینکه نماز را به وصفی توصیف نکرد، چنانکه در آیهٔ «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلٰاهِ وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ...» (بقره: ۴۵؛ از شکیبایی و نماز یاری جویید و همانا آن بس گران است...) توصیف کرده بود، به این دلیل است که جایگاه سخن در این آیات، جایگاه روبهروشدن با هراسها و پنجهدرپنجهافکندن با دلاورانِ میدان جنگ است؛ بنابراین توجه به امر صبر در اینجا مناسبتر بوده است، برخلاف آیهٔ پیشین. از این رو فرمود: «إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِينَ» (خدا با شکیبایان است). و این همراهی، غیر از آن همراهیای است... ...که این سخنِ خدای متعال بر آن دلالت دارد: «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ» (حدید: ۴؛ و او با شماست هر جا که باشید)؛ چرا که آن، همراهیِ احاطه و قیومیت (حضور و تسلط بر هستی آفریدگان) است، بر خلاف همراهی با شکیبایان که همراهیِ یاریرسانی و نصرت است؛ بنابراین صبر کلید گشایش است.