سورهٔ ۱۰ · جلد ۱۰ المیزان

تفسیر آیهٔ ۱۹ سورهٔ یونس

وما كان الناس إلا أمة وحدة فاختلفوا

سورهٔ ۱۰ · آیهٔ ۱۹

وَمَا كَانَ ٱلنَّاسُ إِلَّآ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ فَٱخۡتَلَفُواْۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ فِيمَا فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ

و مردم جز امتی یگانه نبودند، پس اختلاف کردند؛ و اگر پیش‌تر سخنی از جانب پروردگارت مقدّر نگشته بود، قطعاً در آنچه درباره‌اش اختلاف می‌کنند میانشان داوری می‌شد.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « وَ مٰا كٰانَ النّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّهً وٰاحِدَهً فَاخْتَلَفُوا » (و مردم جز امتی یگانه نبودند، پس دچار اختلاف شدند). پیش‌تر در تفسیر این سخنِ خدای متعال: «كٰانَ النّٰاسُ أُمَّهً وٰاحِدَهً فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتٰابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّٰاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَيِّنٰاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ» (مردم امتی یگانه بودند؛ پس خداوند پیامبران را مژده‌بخش و بیم‌دهنده برانگیخت و همراهشان کتاب را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف می‌کردند داوری کند، و جز کسانی که کتاب به آنان داده شد، پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، به دلیل حسادت و ستم‌جویی در آن اختلاف نکردند؛ بقره: ۲۱۳) بیان شد که این آیه از دو گونه اختلاف میان مردم پرده برمی‌دارد:

نخست: اختلاف در امور زندگی و معیشت؛ و این همان اختلافی است که به دعواها و کشمکش‌ها می‌انجامد و جامعه را به شاکی (مدعی) و خوانده (مدعی‌علیه)، ستمگر و ستمدیده، متجاوز و آسیب‌دیده، و برخوردار از حق و محروم‌مانده تقسیم می‌کند. این همان اختلافی است که خدای پاک و منزه آن را با پایه‌گذاریِ دین، برانگیختن پیامبران و فرو فرستادن کتاب همراهشان برطرف ساخت؛ تا کتاب آسمانی در موارد اختلاف میان مردم داوری کند و پیامبران معارف دین را به آنان بیاموزند و با بیم و امید با ایشان روبه‌رو شوند.

دوم: اختلاف در خودِ دین و معارفِ برحقی که از اصول و فروع در کتاب الهی گنجانده شده است. قرآن در آیاتی متعدد تصریح کرده که این گونه اختلاف، ناشی از حسادت و ستمگریِ عالمانِ اهل کتاب است و مانند قسم نخست، مقتضای سرشت و طبیعت آدمی نیست. با پیدایش این اختلاف، مسیر زندگی به دو راهِ هدایت و گمراهی تقسیم شد؛ پس خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به حقیقتِ آنچه در آن اختلاف داشتند رهنمون گشت. خدای پاک و منزه در چندین جا از کلام خویش پس از یادکردِ این بخش از اختلاف، خاطرنشان ساخته است که اگر داوری و تقدیرِ پیشین الهی رقم نخورده بود، بی‌تردید میان آنان در آنچه اختلاف می‌کردند حکم می‌شد، اما مهلتشان را تا سرآمدی معین به تاخیر می‌اندازد؛ خدای متعال می‌فرماید: «وَ مٰا تَفَرَّقُوا إِلّٰا مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً» (و پراکنده نشدند مگر پس از آنکه دانش به سراغشان آمد، آن هم از سرِ حسادت و ستمگری [میان یکدیگر]). «بَيْنَهُمْ وَ لَوْ لاٰ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ» (شوری: ۱۴)؛ «... میان خودشان؛ و اگر سنّت و سخن پیشینِ پروردگارت مبنی بر مهلت تا زمانی معیّن نبود، بی‌گمان میانشان داوری می‌شد»، و آیاتی دیگر از این دست.

سیاق آیهٔ پیشین، یعنی اینکه خدای متعال می‌فرماید: « وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ » (یونس: ۱۸) [و جز خدا چیزی را می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رساند و نه سودی می‌دهد] تا پایان آیه، از میان دو نوع اختلافِ یادشده تنها با اختلاف دوم سازگار است که همان اختلاف در اصلِ دین است؛ چراکه آن آیه یادآور می‌شود که مردم با پرستش چیزی که سودی و زیانی برایشان ندارد و شفیع‌گرفتنِ آن نزد خدا، در راه گمراهی افتادند؛ و مقتضای این سیاق آن است که مراد از اینکه مردم در گذشته یک امت بودند، هم‌کیش بودنِ آنان بر دینی یگانه یعنی آیین توحید باشد، که سپس اختلاف ورزیدند و به دو گروهِ یکتاپرست و مشرک تقسیم شدند.

پس خداوند در این آیه یادآور شده است که مقتضای اختلافشان این بود که خدا میان آنان داوری کند و حق را بر باطل پیروز گرداند، که در آن صورت، اهل باطل هلاک و اهل حق نجات می‌یافتند؛ اما سخن و سنّتِ پیشین الهی مانع از این داوری [شتابان] میان آنان شد. و آن «کلمه» (سنّت و تقدیرِ قطعی) همان است که خدای متعال هنگام فرودآوردن انسان به دنیا می‌فرماید: «وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتٰاعٌ إِليٰ حِينٍ» (بقره: ۳۶) «و برای شما در زمین تا زمانی معین، قرارگاه و برخورداری خواهد بود».

مفسران دربارهٔ این آیه دیدگاه‌های شگفتی دارند؛ از جمله اینکه: مراد از «مردم» تنها عرب‌ها هستند که همگی بر یک دینِ برحق یعنی آیین ابراهیم (ع) بودند، تا روزگار عمرو بن لُحَیّ که بت‌پرستی را میان آنان رواج داد؛ در نتیجه به دو دسته تقسیم شدند: حنفاء (یکتاپرستانِ حق‌گرا) و بت‌پرستانِ مشرک. و چنان‌که پیداست، قطعاً از جهت لفظِ آیه هیچ دلیلی بر این سخن وجود ندارد.

دیدگاه دیگر اینکه: مراد از «مردم»، همهٔ انسان‌هایند، و مقصود از اینکه یک امت بودند این است که همگی بر فطرت اسلام آفریده شده‌اند، گرچه پیوسته با یکدیگر اختلاف داشته‌اند؛ بنابراین واژهٔ «كٰانَ» فارغ از معنای زمان [گذشته] است، و آیه از حالتی حکایت می‌کند که مردم به مقتضای طبع و سرشت خود دارند که همان توحید است، و از حالتی که در عمل و واقعیت دارند که همان اختلاف است؛ پس انسان‌ها از نظر طبع فطری‌شان جز یک امتِ یکتاپرست نیستند، ولی برخلاف فطرت خود اختلاف ورزیده‌اند.

در نقد این سخن باید گفت: این برداشت برخلاف ظاهر این آیه و آیهٔ سورهٔ بقره (بقره: ۲۱۳) است، و همچنین با ظاهر دیگر آیات ناسازگاری دارد؛ مانند کلام الهی که خدای متعال می‌فرماید: «وَ مٰا تَفَرَّقُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ» (شوری: ۱۴) «و پراکنده نگشتند مگر پس از آنکه دانش به سراغشان آمد، آن هم از روی ستمگری و برتری‌جویی میان خودشان»، و کلام دیگرش: «وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ» (آل عمران: ۱۹) «و اهل کتاب اختلاف نکردند مگر پس از آنکه دانش به سوی آنان آمد، به سبب ستم و رشک‌ورزیِ میان خودشان».

افزون بر اینکه باور به وجودِ اختلافی همیشگی میان انسان‌ها، در حالی که این اختلاف به فطرت بازنگردد، دو سخنی هستند که با یکدیگر جمع‌شدنی نیستند.

دیدگاه دیگر آن است که: مراد این است که همهٔ مردم در آغاز بر یک آیین بودند که همان کفر و شرک بود، سپس اختلاف کردند و به دو گروهِ مسلمان و کافر تقسیم شدند.

این سخن بی‌‌پایه‌ترین و سست‌ترین دیدگاه دربارهٔ این آیه است؛ زیرا علاوه بر اینکه سخنی بی‌پشتوانه و بدون دلیل است، ظاهر آیات نیز آن را نمی‌پذیرد؛ چراکه ظاهر آن‌ها نشان می‌دهد پیدایش اختلاف به این سبب که به ستم و طغیانِ مردم پس از آمدن آگاهی انجامید ــ یعنی پدیدار شدن کفر و شرک از سر ستمگری و سرکشی ــ سبب و مقتضیِ آن بود که میانشان داوری شود و با فرود آمدن عذاب و هلاکت، کارشان یکسره گردد. پس اگر همگی از همان آغاز بر کفر و شرک بوده‌اند و پیشینه‌ای از هدایت و ایمان نداشته‌اند، چه معنایی دارد که این استحقاقِ عذاب به سرکشی و ستمگریِ پس از آگاهی مستند شود؟! و چه معنایی دارد که خداوند همگان را بیافریند و در همان حال، مقتضی برای هلاکتِ همهٔ آنان فراهم باشد، جز اینکه هدف و غرض الهی نقض گردد؟!

این گفته بسیار شبیه ادعایی است که مسیحیان در مسئلهٔ فدیه (کفارهٔ گناه نخستین) دارند؛ مبنی بر اینکه خداوند انسان را آفرید تا او را روزی دهد و جاودانه در بهشت ساکن گرداند، ولی انسان از فرمانش سرپیچی کرد و با این کار هدف آفرینش را نقض نمود، و سپس خداوند با فدا کردن مسیح آن را جبران کرد!

دیدگاه دیگر، سخنِ برخی مفسران است که می‌گویند: مراد از «کلمه» در فرمودهٔ الهی: « وَ لَوْ لاٰ كَلِمَهٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ » إلخ [و اگر سنّت و سخنی از جانب پروردگارت پیشی نگرفته بود...]، همان است که خدای متعال در همین سوره می‌فرماید: «إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ فِيمٰا كٰانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» (یونس: ۹۳) «بی‌گمان پروردگارت در روز قیامت در آنچه بر سر آن اختلاف می‌کردند، میانشان داوری خواهد کرد».

ایراد این سخن آن است که اگر مقصود از سبقت داشتن، تقدم در بیان و گفتار باشد، این آیه نسبت به آیهٔ مورد بحث متأخر است؛ زیرا در اواخر سوره جای دارد، در حالی که سیاق آیات پیوسته و روان است. گذشته از این، آن آیه اختصاصاً دربارهٔ بنی‌اسرائیل است و ضمیر در عبارت « بَيْنَهُمْ » (میانشان) به آنان بازمی‌گردد؛ همان آیه‌ای که می‌فرماید: «وَ لَقَدْ بَوَّأْنٰا بَنِي إِسْرٰائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّيِّبٰاتِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتّٰي جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ فِيمٰا كٰانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» (و به‌راستی ما بنی‌اسرائیل را در جایگاهی شایسته و پسندیده جای دادیم و از پاکیزه‌ها به آنان روزی بخشیدیم؛ پس اختلاف نکردند مگر پس از آنکه دانش به سراغشان آمد. بی‌تردید پروردگارت روز قیامت میان آنان دربارهٔ آنچه در آن اختلاف می‌کردند داوری خواهد کرد؛ یونس: ۹۳).

افزون بر این، کلام الهی در آیه‌ای دیگر که می‌فرماید: «وَ لَوْ لاٰ كَلِمَهٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِليٰ أَجَلٍ مُسَمًّي لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ» (و اگر سنّت و سخنِ پیشینِ پروردگارت تا زمانی معین رقم نخورده بود، قطعاً میانشان داوری می‌شد؛ شوری: ۱۴)، با این معنا از سبقت سازگاری ندارد.

و اگر مراد از سبقت، پیشی گرفتن از نظر قضا و تقدیر الهی باشد، سزاوار است در این زمینه، نخستین سخنی را پی بگیریم که خدای متعال دربارهٔ گمراهی، شرک و نافرمانی انسان‌ها بیان فرموده است؛ و آن سخن چیزی نیست جز همان که در آغازِ سکونت دادن انسان در زمین فرمود، و آن همان آیه‌ای است که پیش‌تر یادآور شدیم.

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۱۹ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۳۱ تا ۳۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/19/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی