بَلِ ٱلۡإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ بَصِيرَةٞ
بلکه انسان خود بر خویشتن بیناست،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۴ و ۱۵ با هم
خدای متعال میفرماید: « بَلِ الْإِنْسٰانُ عَليٰ نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ وَ لَوْ أَلْقيٰ مَعٰاذِيرَهُ » (بلکه انسان بر نفس خویش بیناست، هرچند عذرهای خود را در میان آورد). این سخن، اعراض از کلام پیشین (« يُنَبَّؤُا الْإِنْسٰانُ »: به انسان خبر داده میشود...) است؛ و «بصیرت» به معنای دید قلبی و درک باطنی است و به کار بردن آن برای انسان، از باب مبالغه است (مانند آنکه دربارهٔ شخص بسیار عادل بگویند: «زيدٌ عَدلٌ: زيد خودِ عدالت است»)؛ یا در تقدیر، «الانسان ذو بصيرة علي نفسه» (انسان دارای بینایی و آگاهی بر خویشتن است) بوده است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۴ و ۱۵ با هم
و در همان کتاب دربارهٔ سخن خدای متعال: « بَلِ الْإِنْسٰانُ عَليٰ نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ- وَ لَوْ أَلْقيٰ مَعٰاذِيرَهُ » آمده است: «میداند چه کرده است، هرچند عذر و بهانه بیاورد.»
و در «کافی» به سند خود از عمر بن یزید روایت شده است که گفت: با امام صادق (ع) شام میخوردم که آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: «بَلِ الْإِنْسٰانُ عَليٰ نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ وَ لَوْ أَلْقيٰ مَعٰاذِيرَهُ» (بلکه انسان به خویشتن بیناست، هرچند عذرهایش را در میان آورد)، سپس فرمود: «ای اباحفص، انسان چه سودی میبرد از اینکه نزد مردم عذری برخلاف آنچه خدا از او میداند بیاورد؟ همانا پیامبر خدا (ص) میفرمود: هر کس باطنی را پنهان دارد، خداوند جامهاش را بر او میپوشاند؛ اگر خیر باشد خیری، و اگر شر باشد شری».
تفسیر آیهٔ ۱۴ سورهٔ قیامه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۰۶ تا ۱۰۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/75/14/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و گفته شده است: مراد از بصیرت، حجت و برهان است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «مٰا أَنْزَلَ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ بَصٰائِرَ» (اسراء: ۱۰۲؛ اینها را جز پروردگار آسمانها و زمین به عنوان مایههای بصیرت نازل نکرده است)؛ و خودِ انسان در آن روز حجتی علیه خویشتن است؛ چرا که از گوش و چشم و دلش بازخواست میشود و گوش و چشم و پوستش بر ضد او گواهی میدهند و دستها و پاهایش سخن میگویند؛ خدای متعال میفرماید: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤٰادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كٰانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» (اسراء: ۳۶؛ بیگمان گوش و چشم و دل، از همهٔ اینها بازخواست خواهد شد)، و فرمود: «شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصٰارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ» (حم السجده: ۲۰؛ گوش و دیدگان و پوستهایشان بر ضد آنان گواهی دادند)، و فرمود: «وَ تُكَلِّمُنٰا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ» (یس: ۶۵؛ و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان گواهی میدهند).
بحث روایی
و در «مجمعالبیان» آمده است: عیاشی به سند خود از محمد بن مسلم روایت کرده که امام صادق (ع) فرمود:
«هریک از شما چه فایدهای میبرد از اینکه کار نیکی را آشکار کند و بدی را پنهان دارد؟ آیا هنگامی که به خویشتن بازمیگردد، نمیداند که چنان نیست؟ در حالی که خدای پاک و منزه میفرماید: « بَلِ الْإِنْسٰانُ عَليٰ نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ » (بلکه انسان به خویشتن بیناست). همانا باطن هرگاه اصلاح شود، ظاهر نیز قوّت میگیرد».
میگویم: این روایت را در «اصول کافی» نیز به سند خود از فضل ابیعباس از آن حضرت (ع) روایت کرده است.
و در همان کتاب، از عیاشی از زراره روایت شده است که گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم: مرز بیماریای که صاحبش باید [به سبب آن] روزه بخورد چیست؟ فرمود: «« بَلِ الْإِنْسٰانُ عَليٰ نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ » (بلکه انسان به خویشتن بیناست)؛ او خود به آنچه توانش را دارد داناتر است».
میگویم: این روایت را در «الفقیه» نیز آورده است.