حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَيۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
تا چون بدانجا رسند، گوش و چشمها و پوستهایشان به آنچه انجام میدادند بر ضدّ آنان گواهی دهند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۰ و ۲۱ با هم
بر این اساس، گواهیِ گوش و دیدگان با گواهیِ پوستها در موضوع شهادت تفاوت دارد؛ زیرا گوش و دیدگان بر گناه بنده گواهی میدهند، حتی اگر آن گناه به وسیلهٔ خودِ آنها رخ نداده باشد، اما پوستها بر گناهی شهادت میدهند که خود مستقیماً ابزارِ انجامِ آن بودهاند؛ و چنانکه خواهد آمد، همین تفاوت سبب شده است که دوزخیان تنها پوستها را مخاطب ساخته و بگویند: « لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنٰا » (چرا بر ضدّ ما گواهی دادید؟).
بحثی اجمالی و قرآنی [دربارهٔ سریان و فراگیری علم در موجودات
تفسیر آیههای ۲۰ و ۲۱ با هم
و از همین قبیل است آیاتی که بر گواهیدادنِ اعضا، سخنگفتنشان، همکلامشدنشان با خدا و مورد بازخواست قرار گرفتن آنها دلالت دارند؛ بهویژه آنچه اندکی پیش در ذیلِ آیات گذشته آمد، یعنی این سخن که: « أَنْطَقَنَا اللّٰهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ » (همان خدایی که همهچیز را به سخن درآورده، ما را گویا ساخته است) تا پایان آیه.
تفسیر آیهٔ ۲۰ سورهٔ فصلت، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۷۸ تا ۳۸۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/41/20/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « حَتّٰي إِذٰا مٰا جٰاؤُهٰا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصٰارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ » (تا چون بدان رسند، گوش و دیدگان و پوستهایشان به آنچه انجام میدادهاند، بر ضدّشان گواهی دهند). واژهٔ «مٰا» در عبارتِ « إِذٰا مٰا جٰاؤُهٰا » برای تأکید آمده و ضمیر «هٰا» به آتش برمیگردد.
گواهی دادنِ اعضا یا قوای ادراکی در روز قیامت، به معنای یادآوری و گزارش دادنِ گناهانی است که در دنیا از صاحبِ خود دریافت و ادراک کردهاند؛ پس این کار، ادای گواهی برای چیزی است که در دنیا شاهدش بودهاند (تحمّل شهادت؛ یعنی حضور و دریافت در زمان واقعه). اگر این ادراک و دریافت در دنیا هنگام انجام دادنِ عمل نمیبود—مانند اینکه خداوند در روز قیامت برای اندامها شعور و توان سخن پدید میآورد و آنها تازه در قیامت باخبر میشدند و سپس از کار انجامشده خبر میدادند، یا اینکه خدا بدون هیچگونه شعوری در خودِ اندامها صدایی در کنارشان میآفرید که معنای خبر دادن داشته باشد—دیگر عنوان «شهادت» (گواهی) بر آن صدق نمیکرد و با چنین چیزی حجّت بر بندهٔ انکارکننده تمام نمیشد؛ و این مطلب کاملاً روشن است.
از همین جا بطلان سخن کسانی آشکار میشود که گفتهاند: خداوند در روز قیامت برای اندامها دانشی و تواناییِ سخن گفتن میآفریند تا از گناهان صاحبان خود خبر دهند و شهادتشان همان است؛ و نیز سخن کسانی که گفتهاند: خداوند در کنار اعضا صداهایی در صورتِ گفتار خلق میکند که پیامش گواهی دادن است؛ و همچنین سخن کسانی که پنداشتهاند: معنای شهادت، زبانِ حال و دلالت وضعیتِ ظاهری بر سرزدنِ فلان معصیت از ایشان است.
ظاهر آیه این است که گواهیِ گوش و دیدگان، بازگو کردنِ همان چیزی است که شاهدش بودهاند، هرچند آن گناه به وسیلهٔ خودِ آنها انجام نشده باشد؛ مانند گواهیِ گوش به اینکه شنیده است آیات خدا برای صاحبش تلاوت میشده ولی او از آن روی گردانده، یا اینکه شنیده است صاحبش سخن کفر بر زبان رانده است؛ و مانند گواهیِ چشم به اینکه نشانههای دلالتکننده بر یکتاییِ خدای متعال را دیده ولی صاحبش از آن اعراض نموده، یا دیده است که صاحبش به غیبت یا دیگر سخنان حرام گوش فرا داده است. از این رو، این آیه همانند این فرمودهٔ خدای متعال است که: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤٰادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كٰانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» (به راستی گوش و چشم و دل، از همهٔ اینها بازخواست خواهد شد؛ اسراء: ۳۶).
بر پایهٔ اطلاق و عمومِ ظاهرِ آیه، مقصود از «پوستها»، همهٔ پوستهای بدن است و گواهیِ آنها بر انواع گناهانی است که با پوست صورت میگیرد، مانند کامجوییهای حرام از قبیل زنا و نظایر آن. در این صورت ممکن است واژهٔ «پوستها» چنان تعمیم یابد که گواهیاش شهادتِ دستها و پاها را نیز در بر بگیرد که در این سخن الهی آمده است: «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَليٰ أَفْوٰاهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنٰا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ» (امروز بر دهانهایشان مُهر مینهیم و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان گواهی میدهند؛ یس: ۶۵)؛ هرچند این برداشت بعید به نظر میرسد.
و گفته شده است: مقصود از پوستها، شرمگاههاست و برای رعایت ادب، با واژهٔ پوست به آنها کنایه زده شده است.