يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ تُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ تَوۡبَةٗ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمۡ سَيِّـَٔاتِكُمۡ وَيُدۡخِلَكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ يَوۡمَ لَا يُخۡزِي ٱللَّهُ ٱلنَّبِيَّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥۖ نُورُهُمۡ يَسۡعَىٰ بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتۡمِمۡ لَنَا نُورَنَا وَٱغۡفِرۡ لَنَآۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، به درگاه خدا توبهای راستین و خالصانه کنید؛ امید است پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایی درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است؛ روزی که خدا پیامبر و کسانی را که همراه او ایمان آوردهاند خوار و شرمسار نمیکند، نورشان پیشاپیش آنان و از سمت راستشان شتابان حرکت میکند، [و] میگویند: پروردگارا، نور ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز، که تو بر هر کاری توانایی.
تفسیر آیهٔ ۸ سورهٔ تحریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۳۵ تا ۳۴۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/66/8/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللّٰهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسيٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ » تا پایان آیه؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، بهسوی خدا توبهای خالص و بیبازگشت کنید، باشد که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بپوشاند و شما را به باغهایی درآورد که از زیر درختانش نهرها روان است. «نُصح» در لغت، به معنای جستوجوی گفتار یا کرداری است که خیر و مصلحتِ طرف مقابل در آن باشد، و به معنای اخلاص هم میآید؛ مانند «نَصَحْتُ لَهُ الْوُدَّ»؛ یعنی دوستیام را برای او خالص گردانیدم—چنانکه راغب اصفهانی گفته است. بر این پایه، توبهٔ نصوح توبهای است که صاحبش را از بازگشت به گناه بازمیدارد، یا توبهای است که بنده در آن رویگردانی از گناه را خالص میگرداند و دیگر هرگز به آنچه از آن توبه کرده بازنمیگردد.
هنگامی که خداوند مؤمنان را به حفظِ خود و خانوادهشان از آتش فرمان داد، بار دیگر همگیِ آنان را به توبه امر کرد و در پیِ آن، امیدواری داد که خداوند گناهانشان را بپوشاند و آنان را به بهشتهایی وارد کند که جویبارها از زیر درختان آن جاری است.
و دربارهٔ این سخن خدای متعال که: « يَوْمَ لاٰ يُخْزِي اللّٰهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ »؛ روزی که خداوند پیامبر و همراهانِ باایمانش را خوار و شرمسار نمیسازد، راغب میگوید: در زبان عربی گفته میشود: «خَزِيَ الرَّجُلُ يَخْزىٰ» (از بابِ عَلِمَ يَعْلَمُ)، آنگاه که شکست و سرافکندگی به انسان برسد؛ خواه از درونِ خود او باشد و خواه از سوی دیگری. پس آنچه از درونِ خودِ انسان به او میرسد و همان شرم و حیای بیشازحد است، مصدرش «خَزايَة» است؛ و آنچه از سوی دیگری بر او وارد میشود و نوعی سبکشمردن و تحقیر بهشمار میرود، مصدرش «خِزْي» است، و فعل «إِخْزاء» از هر دو مصدر میآید. راغب میافزاید: نظیرِ آنچه دربارهٔ «خَزِيَ» گفتیم، در واژههای «ذَلَّ» (خوار شد) و «هانَ» (پست و ناچیز شد) نیز وجود دارد؛ اگر این حالت از خودِ انسان سرچشمه گیرد، به آن «هَوْن» (با فتحِ هاء) و «ذُلّ» میگویند که پسندیده است (همان فروتنی و افتادگی)؛ اما اگر از جانب دیگری تحمیل شود، به آن «هُون» (با ضمِ هاء)، «هَوان» و «ذِلّ» میگویند که ناپسند است. پایان چکیدهٔ سخن راغب.
بنابراین، واژهٔ « يَوْمَ » ظرف زمان برای جملهٔ پیش از آن است و معنا چنین میشود: بهسوی خدا توبه کنید، امید است بدیهایتان را بپوشاند و شما را به بهشت درآورد، در روزی که خداوند پیامبر (ص) و همراهانش را با محرومکردن از کرامت و وفا نکردن به وعدهٔ نیکویی که به آنان داده بود، خوار و دلشکسته نمیکند.
در عبارت « اَلنَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ » (پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند)، همراهی در ایمان در همین دنیا مورد نظر است؛ و لازمهٔ چنین ایمانی، همراهیِ پیوسته با پیامبر (ص) و فرمانبرداری از ایشان، بدون هیچ مخالفت و ناسازگاری است.
این احتمال نیز هست که عبارت « اَلَّذِينَ آمَنُوا » مبتدا باشد و خبر آن « مَعَهُ »، و جملهٔ « نُورُهُمْ يَسْعيٰ » خبر دوم، و جملهٔ « يَقُولُونَ » خبر سوم آن بهشمار آید؛ که در این صورت میرساند آنان در روز قیامت هرگز از پیامبر جدا نمیشوند و پیامبر نیز از آنان جدا نخواهد شد. این وجهِ نیکویی است که لازمهاش این خواهد بود که نفیِ خواری («لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ») ویژهٔ پیامبر (ص) باشد و شتافتنِ نور و درخواستِ کاملشدنش، ویژهٔ مؤمنانِ همراهِ ایشان گردد؛ آیهٔ سورهٔ حدید هم که در ادامه میآید این برداشت را تأیید میکند.
همچنین ممکن است « مَعَهُ » وابسته به فعلِ «آمَنُوا» باشد (آنان که همراه پیامبر ایمان آوردند)، و عبارت « نُورُهُمْ يَسْعيٰ » و جملهٔ پس از آن، خبرهای پیاپی برای موصولِ «الَّذِينَ» باشند.
و دربارهٔ سخن خدای متعال: « يَسْعيٰ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمٰانِهِمْ »؛ نورشان پیشاپیش آنان و از سمت راستشان میشتابد، بخشی از بحث در ذیل کلام الهی در سورهٔ حدید گذشت که میفرماید: «يَوْمَ تَرَي الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ يَسْعيٰ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمٰانِهِمْ» (حدید: ۱۲)؛ و دور نیست نوری که پیشاپیشِ آنها در حرکت است، نورِ ایمان باشد و نوری که در سمت راستشان میتابد، نورِ عمل.
و این سخن خدای متعال که: « يَقُولُونَ رَبَّنٰا أَتْمِمْ لَنٰا نُورَنٰا وَ اغْفِرْ لَنٰا إِنَّكَ عَليٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » (میگویند: پروردگارا، نور ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی)، سیاقش میفهماند که آمرزشِ خواستهشده، یا سبب کاملشدن نور است یا ملازمِ آن. پس این سخن میرساند که در نور آنان نقصی وجود دارد؛ و از آنجا که این نور، نورِ ایمان و عمل است، آنان به تناسب مراتب ایمان خویش کاستیهایی دارند، یا از آثار گناهانی در رنجاند که جای آنها در کارنامهٔ اعمالشان از بندگی در عمل خالی مانده است؛ از این رو از پروردگار خود میخواهند که نورشان را کامل کند و آنان را بیامرزد. و اشاره به همین معناست در سخن خدای متعال که میفرماید: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ أُولٰئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَدٰاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ» (و کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردهاند، آنان نزد پروردگارشان همان صدّیقان و شاهدان اعمالاند؛ پاداش و نورشان از آنِ خودشان است؛ حدید: ۱۹).
بحث روایی
و در کتاب «کافی»، به سند خود از ابوصباح کِنانی آورده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خدای عزوجل: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللّٰهِ تَوْبَهً نَصُوحاً » (ای کسانی که ایمان آوردهاید، به سوی خدا توبهای خالصانه کنید) پرسیدم. فرمود: «يتوب العبد من الذنب ثم لا يعود فيه»؛ بنده از گناه توبه کند و سپس دیگر هرگز به آن بازنگردد.
محمد بن فضیل میگوید: «سألت عنها أبا الحسن(ع) فقال: يتوب من الذنب ثم لا يعود فيه، الحديث»؛ از امام ابوالحسن(ع) دربارهٔ آن [توبهٔ نصوح] پرسیدم، پس فرمود: «بنده از گناه توبه کند و سپس به آن بازنگردد»، تا پایان حدیث.
و در کتاب «الدر المنثور»، ابنمردویه از ابنعباس روایت کرده است که گفت: «قال معاذ بن جبل: يا رسول الله ما التوبة النصوح؟ قال: أن يندم العبد على الذنب الذي أصاب فيعتذر إلى الله ثم لا يعود إليه كما لا يعود اللبن إلى الضرع»؛ معاذ بن جبل عرض کرد: ای پیامبر خدا، توبهٔ نصوح چیست؟ فرمود: «اینکه بنده از گناهی که مرتکب شده پشیمان شود، پس به درگاه خدا پوزش خواهد و دیگر به سوی آن بازنگردد، همانگونه که شیر به پستان بازنمیگردد.»
میگویم: روایات در این معنا از هر دو فرقه (شیعه و اهلسنت) فراوان است.
و در کتاب «کافی» به سند خود از صالح بن سهل هَمدانی روایت کرده است که گفت: امام صادق(ع) دربارهٔ این سخن خدا:
« يَسْعيٰ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمٰانِهِمْ » [فرمود]: «أئمة المؤمنين يوم القيامة يسعى [يسعون، ظ.] بين أيدي المؤمنين و بأيمانهم حتى ينزلوهم منازل أهل الجنة»؛ «[مقصود از این نور،] امامانِ مؤمنان در روز قیامتاند که پیشاپیشِ اهلایمان و از سمت راستشان حرکت میکنند [در متن: «يسعى»، و ظاهراً «يسعون» است] تا آنان را در جایگاههای اهل بهشت منزل دهند.»
و در تفسیر قمی، در روایت ابوالجارود از امام باقر(ع) دربارهٔ این آیه آمده است: «من كان له نور يومئذ نجا، و كل مؤمن له نور»؛ هر کس در آن روز نوری داشته باشد نجات مییابد، و هر فردِ باایمانی دارای نور است.