ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ لِتَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ وَأَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عِلۡمَۢا
خدا همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانندِ آنها را؛ فرمان [الهی] پیوسته در میان آنها فرود میآید تا بدانید که خدا بر هر چیزی تواناست و اینکه دانشِ خدا به همه چیز احاطه دارد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸ تا ۱۲ با هم
این آیات، پند و هشدار و بشارتی است که بر سفارش به پایبندی به احکام تشریعشدهٔ الهی، و از جمله احکام طلاق و عده تأکید میورزد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۲ سورهٔ طلاق، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۲۳ تا ۳۲۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/65/12/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ » إلخ («خدا همان کسی است که هفت آسمان و از زمین نیز همانند آنها را آفرید؛ فرمان [او] در میان آنها فرود میآید...»)؛ این بیانی است که به واسطهٔ آن، آنچه در آیات پیشین دربارهٔ پروردگاری خدای متعال، برانگیختن پیامبر و فرو فرستادن پیام الهی گذشت، تأکید میگردد؛ همان ذکری که فرو فرستاد تا در آن از او اطاعت کنند، و نیز تأکید بر اینکه در سرپیچی از فرمانش و مخالفت با او، حسابرسیِ سخت و عذابی دردناک در پی خواهد بود و در طاعتش بهشت جاودان؛ همهٔ اینها بدان سبب است که او توانا و داناست.
پس دربارهٔ این سخن الهی: « اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ » («خدا همان کسی است که هفت آسمان را آفرید»)، پیش از این در تفسیر سورهٔ حم سجده سخن به میان آمد.
و سخن پروردگار: « وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » (و از زمین نیز مانند آنها را آفرید)، ظاهرش همانندی در شمار است. بر این پایه، معنا چنین میشود: و از زمین نیز هفتتا آفرید، همانگونه که از آسمان هفتتا آفرید. حال آیا این هفت زمین، هفت کره از نوع همین زمینی هستند که ما بر آنیم و زمین ما یکی از آنهاست؟ یا زمینی که ما بر آنیم، هفت طبقه است که پیرامون یکدیگر را فرا گرفتهاند و طبقهٔ بالایی همان سطح زمین ماست که بر آن به سر میبریم؟ یا مراد از آن، اقلیمهای هفتگانهای است که بخشهای آبادِ سطح کرهٔ زمین را بدان تقسیم کردهاند؟ اینها وجوهی است که گروهی به هر یک از آنها رو آوردهاند؛ و چه بسا با بازگشت به آنچه پیشتر در تفسیر سورهٔ حمسجده گذشت، احتمال دیگری جز اینها نیز آشکار شود.
و گاه گفته شده است: مراد از سخن خداوند: « وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » این است که او از زمین پدیدهای آفرید که مانند آسمانهای هفتگانه است، و آن انسان است که از مادهٔ زمینی و روح آسمانیِ دربردارندهٔ نمونههای آسمانی و ملکوتی ترکیب یافته است.
و سخن پروردگار: « يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ » (فرمانِ [او] میان آنها فرود میآید)، ظاهرش این است که ضمیر به همهٔ آسمانها و زمین بازمیگردد؛ و «امر» همان فرمان الهی است که خود آن را با این کلام تفسیر فرموده است: «إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ» (فرمان او چون چیزی را اراده کند، تنها این است که به آن بگوید: «باش») [یس: ۸۳]؛ و آن همان کلمهٔ ایجاد (هستیبخشی) است. فرود آمدن امر نیز عبارت است از سیر نزولی آن از سرچشمهٔ فرمان به سوی آسمانی پس از آسمان دیگر، تا آنکه به جهانِ زمینی منتهی شود؛ پس هر آنچه از پدیدهٔ عینی، اثر، روزی، مرگ، زندگی، عزّت، ذلّت یا جز آن اراده شده باشد، پدید میآید. خدای متعال میفرماید: «وَ أَوْحيٰ فِي كُلِّ سَمٰاءٍ أَمْرَهٰا» (و در هر آسمانی کار و فرمانش را وحی کرد) [حمسجده: ۱۲] و میفرماید: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمٰاءِ إِلَي الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كٰانَ مِقْدٰارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمّٰا تَعُدُّونَ» (کار [جهان] را از آسمان تا زمین تدبیر میکند، سپس در روزی که اندازهاش هزار سال از آنچه میشمارید است، به سوی او بالا میرود) [المسجده: ۵].
و گفته شده است: مراد از «امر»، فرمان تشریعی است که فرشتگان وحی آن را از آسمان بر پیامبر که در زمین است، فرود میآورند. ولی این تخصیص زدن بدون دلیل (مخصّص) است و با پایان آیه یعنی « لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ » (تا بدانید که خدا...) نیز سازگار نیست.
و سخن پروردگار: « أَنَّ اللّٰهَ عَليٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً » (که خدا بر هر چیزی تواناست و بیتردید دانش خدا بر همهچیز احاطه دارد)، از هدفها و غایتهایی است که بر آفرینش آسمانهای هفتگانه و همانند آنها از زمین و فرود آوردنِ فرمان میان آنها مترتب میشود؛ و در این بیان، نسبت دادنِ آفرینش و تدبیر به خدا و اختصاص داشتن این دو به او نهفته است؛ زیرا هر کس در این باره بیندیشد، در توانایی او بر هر چیزی و داناییاش به هر پدیدهای تردید نمیکند. پس خردمندانِ از اهل ایمان باید از نافرمانیِ امر او بپرهیزند؛ چرا که سنّتِ این پروردگارِ توانای دانا بر این جاری است که فرمانبردارانِ اوامَرَش را پاداش دهد و سرکشانِ گردنفراز را کیفر بخشد؛ و اینگونه است مؤاخذه و عذابِ پروردگارت هنگامی که آبادیهای ستمگر را فرو میگیرد، که بیتردید مؤاخذهٔ او دردناک و سخت است.
بحث روایی
و در تفسیر قمی آمده است: پدرم از حسین بن خالد از ابوالحسن امام رضا (ع) برایم نقل کرد که فرمود:
[حسین بن خالد گوید:] به ایشان عرض کردم: مرا از سخن خدای عزّوجلّ باخبر ساز که میفرماید: « وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْحُبُكِ » (سوگند به آسمانِ دارای راهها و آراستگیها). فرمود: «آن به زمین پیوسته و گره خورده است» و انگشتان خود را در هم افکند. عرض کردم: چگونه به زمین گره خورده است، در حالی که خداوند میفرماید:
«رَفَعَ السَّمٰاوٰاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا» (آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت)؟ فرمود: «منزه است خدا! آیا خداوند نمیفرماید: «بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا» (بدون ستونهایی که شما آنها را ببینید)؟» عرض کردم: آری. فرمود: «پس در آنجا ستونهایی هست، ولی شما آنها را نمیبینید».
«قلت:فكيف ذلك جعلني الله فداك؟قال:فبسط كفه اليسرى ثم وضع اليمنى عليها-فقال:هذه أرض الدنيا و السماء الدنيا فوقها قبه،و الأرض الثانية فوق السماء الدنيا- و السماء الثانية فوقها قبه،و الأرض الثالثة فوق السماء الثانية-و السماء الثالثة فوقها قبه، و الأرض الرابعة فوق السماء الثالثة-و السماء الرابعة فوقها قبه،و الأرض الخامسة فوق السماء الرابعة-و السماء الخامسة فوقها قبه،و الأرض السادسة فوق السماء الخامسة-و السماء السادسة فوقها قبه،و الأرض السابعة فوق السماء السادسة-و السماء السابعة فوقها قبه-و عرش الرحمن تبارك و تعالى فوق السماء السابعة-و هو قول الله عز و جل: اَلَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ-وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ .» عرض کردم: فدایت شوم، این چگونه است؟ [امام] کف دست چپش را گشود و دست راست را بر روی آن گذاشت و فرمود: این، زمینِ دنیاست و آسمان دنیا گنبدی است بر فراز آن؛ و زمین دوم بر فراز آسمان دنیاست و آسمان دوم گنبدی است بر فراز آن؛ و زمین سوم بر فراز آسمان دوم است و آسمان سوم گنبدی بر فراز آن؛ و زمین چهارم بر فراز آسمان سوم است و آسمان چهارم گنبدی بر فراز آن؛ و زمین پنجم بر فراز آسمان چهارم است و آسمان پنجم گنبدی بر فراز آن؛ و زمین ششم بر فراز آسمان پنجم است و آسمان ششم گنبدی بر فراز آن؛ و زمین هفتم بر فراز آسمان ششم است و آسمان هفتم گنبدی بر فراز آن؛ و عرش خدای رحمانِ تبارک و تعالی بر فراز آسمان هفتم قرار دارد؛ و این همان سخن خدای عزوجل است: «اَلَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ-وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ» (طلاق: ۱۲) یعنی: همان که هفت آسمان و از زمین نیز همانند آنها را آفرید و فرمان [او] همواره میان آنها فرود میآید.
«فأما صاحب الأمر فهو رسول الله ص-و الوصي بعد رسول الله قائم على وجه الأرض-فإنما يتنزل الأمر إليه من فوق السماء-من بين السماوات و الأرضين.» اما صاحبِ امر (کسی که امر خدا بر او فرود میآید) همان پیامبر خدا (ص) است، و وصی و جانشین پس از پیامبر خدا نیز بر روی زمین برپاست؛ پس امر الهی تنها بهسوی او از فراز آسمان و از میان آسمانها و زمینها فرود میآید.
«قلت:فما تحتنا إلا أرض واحده؟فقال:ما تحتنا إلا أرض واحده-و إن الست لهن فوقنا:.» عرض کردم: آیا زیر پای ما جز یک زمین وجود ندارد؟ فرمود: زیر پای ما جز یک زمین نیست، و آن شش زمین دیگر همگی بالای سرِ ما قرار دارند.
میگویم: طبرسی نیز از عیاشی، از حسین بن خالد و از امام رضا (ع) روایتی مانند این را نقل کرده است («و عن الطبرسي عن العياشي عن الحسين بن خالد عن الرضا(ع):مثله .»).
این حدیث در موضوع خود روایتی کمنظیر است؛ و این روایت، بهویژه آنچه در پایانش دربارهٔ فرود آمدن امر آمده، به حمل بر معنا [و حقایق باطنی] نزدیکتر است تا اینکه بر صورت و ظاهرِ مادی حمل شود؛ و خدا داناتر است.