يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ
ای پیامبر، چرا چیزی را که خدا برای تو حلال کرده است، به خاطر خشنودی همسرانت بر خود حرام میکنی؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱، ۲ و ۴ با هم
لحن این آیات در چیره ساختن پیامبر(ص) بر کسانی که او را میآزارند و در حقش بدخواهی میکنند، و نیز شدت لحن در سرزنش کسانی که علیه او پشتبهپشت میدهند، شگفتآور است؛ در آغاز، نخست خود پیامبر(ص) مخاطب قرار گرفته و بر اینکه حلال خدا را بر خود حرام کرده سرزنش شده، و راه شکستن سوگند (با پرداخت کفاره) به او یادآوری شده است؛ با این حال، این بیان گرچه در صورتِ عتاب آمده، اما در حقیقت نوعی برتریبخشی، تأیید و یاری رساندن به آن حضرت است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
در تفسیر قمی، به سند خود از ابنسَیّار از امام صادق(ع) دربارهٔ این سخن [خدا]: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ-تَبْتَغِي مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِكَ » (ای پیامبر، چرا چیزی را که خدا برای تو حلال کرده است، به خاطر خشنودی همسرانت بر خود حرام میکنی؟) روایت شده است که فرمود: عایشه و حفصه، پیامبر(ص) را در حالی دیدند که با ماریه بود؛ پس پیامبر(ص) فرمود: «به خدا سوگند دیگر به او نزدیک نمیشوم»؛ آنگاه خداوند فرمان داد که با دادن کفاره، سوگندش را بگشاید.
و در کتاب کافی، به اسناد خود از زراره روایت کرده که گفت: از امام باقر(ع) دربارهٔ مردی پرسیدم که به همسرش چنین گفت:
«تو بر من حرامی!»؛ پس امام فرمود: «اگر بر او تسلطی میداشتم، سرش را به درد میآوردم [و مجازاتش میکردم] و میگفتم: خدا او را بر تو حلال کرده است، پس چه چیزی او را بر تو حرام ساخت؟! او کاری جز دروغگویی نکرده که پنداشته است آنچه خدا برایش حلال کرده بر او حرام است؛ و [با این سخن] نه طلاقی واقع میشود و نه کفارهای بر عهدهٔ او میآید».
عرض کردم: پس این سخن خدای عز و جل چه میشود که فرمود: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ » (ای پیامبر، چرا چیزی را که خدا برای تو حلال کرده است بر خود حرام میکنی؟) و برای آن کفاره قرار داد؟ فرمود: «پیامبر تنها کنیزش، ماریهٔ قبطیه را بر خود تحریم کرد و سوگند خورد که به او نزدیک نشود؛ و خداوند تنها برای سوگند بر پیامبر(ص) کفاره قرار داد، نه برای تحریم کردن».
تفسیر آیههای ۱ تا ۴ با هم
میگویم: این حدیث با سندهای پراکنده و الفاظ گوناگون روایت شده است، و انطباق آنها بر این آیات — که سیاقی پیوسته و یکپارچه دارند — دارای پوشیدگی و ابهام است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ تا ۳ با هم
و در همان کتاب، ابنسعد و ابنمردویه از ابنعباس روایت کردهاند که گفت: «كانت عائشه و حفصه متحابتين- فذهبت حفصه إلي بيت أبيها تحدث عنده-فأرسل النبي ص إلي جاريته فظلت معه في بيت حفصه-و كان اليوم الذي يأتي فيه عائشه فوجدتهما في بيتها-فجعلت تنتظر خروجها و غارت غيره شديده-فأخرج النبي ص جاريته و دخلت حفصه-فقالت:قد رأيت من كان عندك و الله لقد سوأتني،فقال النبي ص:و الله لأرضينك و إني مسر إليك سرا فاحفظيه،قالت:ما هو؟قال:إني أشهدك-أن سريتي هذه علي حرام رضا لك» (عایشه و حفصه با یکدیگر دوست و صمیمی بودند. پس حفصه به خانه پدرش رفت تا نزد او گفتوگو کند. در این میان، پیامبر (ص) در پی کنیزش فرستاد و او در خانه حفصه با آن حضرت ماند. آن روز، نوبتِ عایشه بود، اما حفصه آن دو را در خانه خویش یافت. ازاینرو منتظر ماند تا کنیز بیرون برود و بهشدت دچار غیرت (حسادت زنانه) شد. پیامبر (ص) کنیز خویش را بیرون فرستاد و حفصه وارد شد و گفت: دیدم چه کسی نزد تو بود! به خدا سوگند مرا بدحال و اندوهگین ساختی! پیامبر (ص) فرمود: به خدا سوگند حتماً خشنودت خواهم کرد و رازی را با تو در میان مینهم، پس آن را نگه دار! حفصه پرسید: آن راز چیست؟ فرمود: تو را گواه میگیرم که این کنیزم برای خشنودیِ تو بر من حرام است.)
تفسیر آیههای ۱ و ۳ با هم
«فانطلقت حفصة إلى عائشة-فأسرت إليها أن أبشري-أن النبي ص قد حرم عليه فتاته-فلما أخبرت بسر النبي ص أظهر الله النبي ص عليه-فأنزل الله:« يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ »؛ سپس حفصه نزد عایشه رفت و پنهانی به او مژده داد که پیامبر (ص) کنیزش را بر خویش حرام کرده است. پس چون حفصه راز پیامبر (ص) را فاش ساخت، خداوند پیامبر (ص) را بر آن آگاه کرد و این آیه را فرو فرستاد: «يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ» (ای پیامبر، چرا چیزی را که خدا برای تو حلال کرده است، بر خود حرام میکنی؟ [تحریم: ۱]).»
میگویم: انطباق آنچه در این حدیث آمده بر آیات، بهویژه بر سخن خدای متعال که میفرماید: «عرف بعضه و أعرض عن بعض» (بخشی از آن را بازگفت و از بخشی روی گرداند [تحریم: ۳])، چندان روشن نیست و پوشیدگی دارد.
«نبأني العليم الخبير،فقالت عائشة:لا أنظر إليك حتى تحرم مارية فحرمها-فأنزل الله « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ »؛ [آن خدای] دانای آگاه به من خبر داد. پس عایشه گفت: به تو نگاه نمیکنم تا زمانی که ماریه را حرام کنی! پیامبر نیز او را حرام کرد، و خداوند نازل فرمود: «يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ» (ای پیامبر، چرا حرام میکنی؟ [تحریم: ۱]).»
میگویم: روایات در این باره بسیار است و با یکدیگر اختلاف دارند. در بیشتر آنها آمده است که پیامبر (ص) ماریه را به سبب سخن حفصه بر خود حرام کرد نه به سبب سخن عایشه؛ و نیز آن کسی که به پیامبر (ص) گفت: « مَنْ أَنْبَأَكَ هٰذٰا » (چه کسی این را به تو خبر داد؟ [تحریم: ۳]) حفصه بود، به این معنا که چه کسی به تو خبر داد من راز را فاش کردهام، نه عایشه.
تفسیر آیههای ۱ تا ۴ با هم
در حالی که از چندین طریق از عمر بن خطّاب سبب نزول این آیات روایت شده و در آنها چنین مطلبی اصلاً ذکر نگردیده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ و ۴ با هم
پس گفت: ما گروه قریش بر زنان چیره بودیم؛ اما هنگامی که به مدینه آمدیم، مردمی را دیدیم که همسرانشان بر آنان چیره بودند. ازاینرو زنان ما نیز شروع کردند از زنان آنان یاد بگیرند. روزی بر همسرم خشم گرفتم، دیدم او به من جواب پس میدهد. من از اینکه به من پاسخ میداد برآشفتم. او گفت: چرا ناخشنودی؟ به خدا سوگند که همسران پیامبر (ص) به او جواب پس میدهند و حتی یکی از آنان تمام روز تا شب از او دوری میکند (با او قهر میکند)! گفتم: هرکدام از آنان که چنین کند، بیگمان زیان کرده و بدبخت شده است.
«نامت را نزد ایشان بردم، ولی سخنی نفرمود». رو گرداندم تا بروم که ناگاه غلام مرا صدا زد و گفت: «وارد شو که به تو اجازه داد». وارد شدم و دیدم پیامبر (ص) بر حصیری تکیه زده که اثرش بر پهلوی ایشان مانده بود. عرض کردم: ای پیامبر خدا، آیا همسرانت را طلاق دادهای؟ فرمود: «نه». گفتم: «الله اکبر! ای پیامبر خدا، کاش ما را میدیدی؛ ما گروه قریش بر زنان چیره بودیم، اما وقتی به مدینه آمدیم با قومی روبهرو شدیم که زنانشان بر آنان چیره بودند، و زنان ما نیز شروع کردند از زنان آنان یاد بگیرند. روزی بر همسرم خشم گرفتم، ناگاه دیدم به من جواب پس میدهد؛ من این کار را ناپسند شمردم. او گفت: چرا ناخشنودی؟ به خدا سوگند که همسران پیامبر (ص) به او جواب پس میدهند و یکی از آنان از صبح تا شب با او قهر میکند! گفتم: هرکدام از آنان که چنین کرده، بدبخت شده است. پس بر حفصه وارد شدم و گفتم: آیا کسی از شما به پیامبر خدا جواب پس میدهد و تمام روز تا شب با او قهر میکند؟ گفت: آری. گفتم: هرکس از شما چنین کند بیگمان بدبخت و زیاندیده شده است؛ آیا یکی از شما ایمن است از اینکه خداوند به خاطر خشم پیامبر خدا (ص) بر او خشم گیرد و در نتیجه هلاک شود؟» پس پیامبر خدا (ص) لبخند زد.
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
عرض کردم: ای پیامبر خدا، آیا بنشینم و انس بگیرم؟ فرمود: «آری». سرم را بلند کردم و در خانه جز سه پوست دباغینشده چیزی ندیدم. گفتم: ای پیامبر خدا، از خدا بخواه به امتت گشایش دهد؛ چراکه به ایران و روم با اینکه خدا را نمیپرستند فراخیِ نعمت داده است. پیامبر (ص) راست نشست و فرمود: «ای پسر خطّاب، آیا در تردیدی؟ آنان مردمی هستند که نعمتهای پاکیزهشان در زندگی دنیا پیشکششان شده است». و پیامبر سوگند خورده بود که یک ماه نزد همسرانش نرود؛ ازاینرو خدای متعال در این باره او را مورد عتاب قرار داد و برایش کفارهٔ سوگند را مقرر فرمود.
تفسیر آیههای ۱ و ۴ با هم
گذشته از این، ظاهر روایت آن است که مراد از تحریم در آیه، تحریم کردنِ همهٔ همسران بر خود بوده است؛ در حالی که این معنا با خود آیه سازگار نیست، چراکه خدای متعال میفرماید: « لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِكَ » (چرا چیزی را که خدا برایت حلال کرده، برای خشنودی همسرانت بر خود حرام میکنی؟)؛ علاوه بر این، با این روایت، وجهِ اختصاص در این سخن خدای متعال که: « إِنْ تَتُوبٰا إِلَي اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَيْهِ » (اگر شما دو تن به درگاه خدا توبه کنید، [بهسود شماست؛ چراکه] دلهایتان منحرف گشته است؛ و اگر بر ضد او همپشت شوید...) روشن نمیشود.
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ تحریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۲۹ تا ۳۴۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/66/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِكَ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ » (ای پیامبر، چرا چیزی را که خدا برایت حلال کرده، برای بهدستآوردن خشنودی همسرانت بر خود حرام میکنی؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است)؛ این خطابی آمیخته به عتاب است، ازآنرو که پیامبر (ص) پارهای از آنچه را خدا برایش حلال فرموده بود بر خود تحریم کرد؛ و خدای متعال بدان تصریح نکرده و بیان نفرموده است که آن چیز چه بوده و چه رخ داده است؛ جز اینکه این سخن او: « تَبْتَغِي مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِكَ » اشاره به این مطلب دارد: که آن رویداد، کاری از کارهای حلال بوده که پیامبر (ص) انجام میداده است، اما همسرانش از آن ناخشنود بودند؛ پس بر آن حضرت سخت گرفتند و آزارش دادند تا سرانجام ایشان با سوگند بر ترکِ آن و اینکه دیگر مرتکبش نشود، آنان را خشنود ساخت.
پس اینکه فرمود: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ » (ای پیامبر)، خطاب و ندا را به وصفِ «نبی» پیوند زد نه به وصفِ «رسول»؛ چراکه این ماجرا به شخصِ خود آن حضرت مربوط میشد نه به دیگران، تا با وصفِ رسالت تناسب داشته باشد.
و سخن خدای متعال: « لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ » (چرا آنچه را خدا برایت حلال کرده حرام میکنی؟)؛ مراد از تحریم، پدیدآوردنِ حرمت از راهِ سوگند است، همانگونه که آیهٔ بعد بر آن دلالت دارد؛ زیرا ظاهرِ فرمودهٔ او: « قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَكُمْ تَحِلَّهَ أَيْمٰانِكُمْ » (خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرر داشته است) این است که پیامبر (ص) بر آن کار سوگند یاد کرده بود. و شأنِ سوگند این است که اگر سوگند بر انجام کاری باشد وجوب میآورد و اگر بر ترک کاری باشد حرمت میآورد؛ و ازآنجاکه پیامبر (ص) بر ترکِ آنچه خدا برایش حلال کرده بود سوگند خورد، پس با آن سوگند، حلالِ خدا را بر خود حرام ساخته بود.
و مراد از تحریم این نیست که پیامبر (ص) در آنچه خداوند برایش حلال تشریع فرموده، برای خود حکمِ حرمت تشریع کرده باشد؛ زیرا چنین کاری در اختیار و شأن او نیست.
و سخن خدای متعال: « تَبْتَغِي مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِكَ »؛ یعنی با این تحریم، خشنودی آنان را میجویی؛ که بدل از «تُحَرِّمُ...» یا حال برای فاعلِ آن است. و این جمله قرینهای است بر اینکه عتاب در حقیقت متوجه خودِ آن همسران است؛ و این را سخن خداوند در خطاب به آن دو زن تأیید میکند که فرمود: « إِنْ تَتُوبٰا إِلَي اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمٰا » (اگر شما دو زن به درگاه خدا توبه کنید [به نفع شماست]، چراکه دلهایتان منحرف شده است...)، به همراهِ این فرمودهٔ او در پایان آیه که: « وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ » (و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است).
بحث روایی
و در کتاب «الدر المنثور»، ابنمنذر، ابنابیحاتم، طبرانی و ابنمردویه به سندی صحیح از ابنعباس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا(ص) نزد سوده شربت عسلی مینوشید؛ پس نزد عایشه رفت و عایشه گفت: من از تو بویی [ناخوشایند] حس میکنم؛ سپس نزد حفصه رفت و او نیز گفت: من از تو بویی حس میکنم؛ پیامبر(ص) فرمود: «گمان میکنم از آن شربتی است که نزد سوده نوشیدم؛ به خدا سوگند دیگر آن را نمینوشم». پس خداوند این آیه را نازل فرمود: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَكَ » تا آخر آیه (ای پیامبر، چرا آنچه را خدا برای تو حلال کرده است بر خود حرام میکنی؟).