قَالَ يَٰٓإِبۡلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسۡجُدَ لِمَا خَلَقۡتُ بِيَدَيَّۖ أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ
[خداوند] فرمود: «ای ابلیس، چه چیز مانع شد که بر آنچه با دو دست خود آفریدم سجده کنی؟ آیا تکبر ورزیدی یا از بلندمرتبگان بودی؟»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷۱ تا ۸۵ با هم
ما در آیاتِ همانندِ این در سورهٔ حجر، و نیز دربارهٔ این داستان در سورههای بقره، اعراف و اسراء سخن را بهطور کامل و مفصّل بیان کردیم؛ پس شایسته است به آنجا مراجعه شود. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۷۱ تا ۷۸ با هم
«فعدو الله إمام المتعصبين و سلف المستكبرين - الذي وضع أساس العصبية، و نازع الله رداء الجبرية، و أدرع لباس التعزز، و خلع قناع التذلل - أ لا ترون كيف صغره الله بتكبره، و وضعه بترفعه - فجعله في الدنيا مدحورا، و أعد له في الآخرة سعيرا» (پس این دشمن خدا پیشوای متعصبان و سرسلسلهٔ مستکبران است؛ همو که بنیان عصبیت را نهاد، و بر سر ردای بزرگی و جبروت با خدا به منازعه برخاست، و زره سرکشی و غرور بر تن کرد، و نقاب فروتنی را از چهره برانداخت. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷۱ تا ۸۵ با هم
دربارهٔ این داستان روایات دیگری نیز وجود دارد که ما آنها را در ذیل سرگذشت آفرینش در سورههای بقره، اعراف، حجر و اسراء آوردهایم، پس به آنجا مراجعه شود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۷۵ سورهٔ ص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۲۲۵ تا ۲۲۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/38/75/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ يٰا إِبْلِيسُ مٰا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعٰالِينَ » (فرمود: ای ابلیس، چه چیز تو را بازداشت از اینکه برای آنچه با دو دست خود آفریدم سجده کنی؟ آیا تکبر ورزیدی یا از برتران بودی؟)؛ نسبت دادن آفرینش او به «دست»، برای گرامیداشت به سبب اختصاصدادن است، همانطور که فرمود: « وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » (و از روح خود در او دمیدم)؛ و آوردن دست به صورت تثنیه (دو دست)، کنایه از توجه و اهتمام کامل به آفرینش و ساختن اوست؛ زیرا انسان تنها در کاری که برایش اهمیت بسیار دارد هر دو دستش را به کار میگیرد. بنابراین فرمودهٔ خدا: « خَلَقْتُ بِيَدَيَّ » (با دو دست خود آفریدم)، همانند این کلام اوست: «مِمّٰا عَمِلَتْ أَيْدِينٰا» (از آنچه دستان ما ساخته است؛ یس: ۷۱).
و گفته شده است: مراد از دست، قدرت است و تثنیه آوردنِ آن تنها برای تأکید است؛ مانند این فرمودهٔ خدا: «ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ:» (سپس دو بار نگاه را بازگردان؛ ملک: ۴)، و در روایت نیز این معنا آمده است.
و گفته شده است: مقصود از دو دست، نعمتهای دنیا و آخرت است؛ و نیز ممکن است احتمال داده شود که مراد از دو دست، دو مبدأ جسم و روح، یا صورت و معنا، یا دو صفت جلال و جمال باشد؛ اما اینها معانیای هستند که هیچ دلیلی در لفظ آیه برای هیچیک از آنها وجود ندارد.
و فرمودهٔ خداوند: « أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعٰالِينَ » (آیا تکبر ورزیدی یا از بلندمرتبگان بودی؟)، پرسشی توبیخی (برای سرزنش) است؛ یعنی: آیا سجده نکردنت از آن رو بود که خودبزرگبینی کردی، یا از کسانی بودی که شأن و جایگاهشان برتر از آن است که به سجده فرمان داده شوند؟ و از همین رو برخی با استفاده از این آیه گفتهاند که «عَالِين» گروهی از آفریدگان خدای متعال هستند که غرق در توجه به پروردگار خویشاند و پروای غیر خدای متعال را ندارند.
و گفته شده است: مراد از علوّ (برتریجویی)، همان استکبار است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِي الْأَرْضِ» (و همانا فرعون در زمین سرکشی و برتریجویی میکرد؛ یونس: ۸۳). و معنا این است: آیا در همان هنگام که به سجده فرمان یافتی تکبر ورزیدی، یا از پیش نیز در زمرهٔ متکبران بودهای؟
و این سخن رد میشود؛ زیرا با مقتضای مقام سازگار نیست، چرا که مقتضای مقام اقتضا میکند مقصود، بازخواست و جویاشدن از اصل تکبر او باشد، نه مشخصکردنِ اینکه تکبرش دیرینه بوده است یا تازه.
و گفته شده است: مراد از «عالین» (بلندمرتبگان)، فرشتگان آسماناند؛ زیرا مأموران به سجده تنها فرشتگان زمین بودند.
و عمومیتِ موجود در آیه این سخن را رد میکند.
بحث روایی
در کتاب «عیون اخبار الرضا» با اسناد خود از محمد بن عبیده روایت کرده است که گفت: از امام رضا (ع) دربارهٔ سخن خدای متعال به ابلیس پرسیدم که فرمود: « مٰا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ » [ص: ۷۵] (چه چیز تو را بازداشت از اینکه بر آنچه با دو دست خود آفریدم سجده کنی؟)؛ فرمود: «یعنی به قدرت و نیرویم». میگویم: مانند این در کتاب «التوحید» نیز با اسنادش از محمد بن مسلم از امام صادق (ع) روایت شده است.