قُلۡ مَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا
بگو: در برابر آن هیچ پاداشی از شما نمیخواهم، مگر [پاداشِ] کسی که بخواهد راهی بهسوی پروردگارش در پیش گیرد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۷ و ۵۸ با هم
این آن چیزی است که به پیامبر (ص) مربوط میشود، یعنی تنها رساندن پیام، بدون چشمداشت به هیچ مزدی و بدون تحمیلِ همراه با اجبار بر آنان، یا انتقامگیری از ایشان با مجازات و عذاب؛ و اما آنچه فراتر از این است، به خدا واگذار است؛ پس باید آن را به او واگذارد و بر او توکل کند، چنانکه در آیهٔ بعد به آن اشاره فرموده است: « وَ تَوَكَّلْ عَلَي الْحَيِّ الَّذِي لاٰ يَمُوتُ » (و بر آن زندهای که هرگز نمیمیرد، توکل کن).
تفسیر آیهٔ ۵۷ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۳۰ تا ۲۳۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/57/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِليٰ رَبِّهِ سَبِيلاً » (بگو: من در برابر آن هیچ پاداشی از شما نمیخواهم، جز کسی که بخواهد بهسوی پروردگارش راهی در پیش گیرد). ضمیر در « عَلَيْهِ » (بر آن) به قرآن برمیگردد، از آن رو که تلاوتِ آن بر مردم همان رساندنِ پیام رسالت است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «إِنَّ هٰذِهِ...» (بهراستی این) «تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلاً» (مزمل: ۱۹، دهر: ۲۹)؛ «[این] پندی است؛ پس هر کس بخواهد راهی بهسوی پروردگارش در پیش میگیرد»، و نیز فرمود: «قُلْ مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ إِنْ هُوَ إِلّٰا ذِكْرٌ لِلْعٰالَمِينَ» (ص: ۸۷)؛ «بگو: من در برابر آن هیچ پاداشی از شما نمیخواهم و اهل ادعای بیپایه نیستم؛ این جز یادآوری و پندی برای جهانیان نیست».
و فرمودۀ خدای متعال: « إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِليٰ رَبِّهِ سَبِيلاً » (مگر کسی که بخواهد بهسوی پروردگارش راهی برگزیند)، استثنای منقطع است که در معنای متصل به کار رفته است (استثنای منقطع آن است که مستثنیٰ از جنس مستثنیٰمنه نباشد)؛ زیرا در معنای این است: «مگر اینکه هر کس بخواهد، بهسوی پروردگارش راهی در پیش گیرد»؛ نظیر فرمودۀ خدای متعال: «يَوْمَ لاٰ يَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ إِلاّٰ مَنْ أَتَي اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» (شعراء: ۸۹)؛ یعنی مگر اینکه هر کس با قلبی سلیم نزد خدا آید، [آن دلِ سلیم برایش سودمند افتد].
در این آیه، برای قدردانی و سپاسگزاری از فاعل (کسی که راه خدا را در پیش میگیرد)، خودِ او به جای کارش (راه خدا را در پیش گرفتن) قرار داده شده است؛ بنابراین، در این سخن، راهی بهسوی خدای پاک و منزه برگزیدن با پذیرشِ دعوت، پاداشی برای خودِ پیامبر به شمار آمده است. از این رو، اشارهای رسا به اوج بینیازی آن حضرت از هرگونه پاداش مالی یا مقامی از سوی آنان دارد؛ و اینکه او فراتر از پاسخ مثبت به دعوت و پیروی از حق، هیچ چیز دیگری—اعم از مال یا مقام یا هر پاداشِ فرضشدهای—از آنان نمیخواهد؛ پس باید خاطرجمع باشند و او را در خیرخواهیاش متهم نسازند.
و در پیش گرفتن راه خدا، بر خواست و ارادۀ خودِ آنان معلق شده است تا نشاندهندۀ آزادیِ کاملِ آنان از سوی آن حضرت (ص) باشد؛ پس نه اکراهی در کار است و نه اجباری، چرا که او از جانب پروردگارش وظیفهای جز مژدهبخشی و بیمرسانی ندارد و کارساز و نگهبانِ آنان نیست، بلکه کار تماماً به دست خداست و او دربارهشان هر چه بخواهد حکم میراند.
پس این فرمودهٔ الهی: « قُلْ مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ يَتَّخِذَ » (بگو: من بر این [رسالت] هیچ مزدی از شما نمیخواهم، جز کسی که بخواهد بهسوی پروردگارش راهی در پیش گیرد...)، پس از آنکه برای پیامبرش (ص) تثبیت کرد که وظیفهای جز پیامرسانیِ همراه با بشارت و بیم دادن ندارد، به او فرمان میدهد که به مردم ابلاغ کند: وی در دعوت خویش هیچ خواستهای ندارد جز اینکه به دعوتش پاسخ مثبت دهند و راهی بهسوی پروردگارشان برگزینند، بدون هیچ چشمداشتِ اضافیِ دیگری به عنوان پاداش، هر چه که باشد؛ و اینکه آنان در کار خویش دارای اختیارند و هیچ اجبار و اکراهی در کار نیست، پس این آنانند و این دعوت: اگر بخواهند ایمان میآورند و اگر بخواهند کفر میورزند.
بیشتر مفسران گفتهاند که استثنا منقطع است (یعنی مستثنا از جنس مستثنامنه نیست) و معنا چنین است: «ولی هر کس میخواهد راهی بهسوی پروردگارش در پیش گیرد — یعنی با انفاقی که جایگزین مزد شود، مانند صدقه و انفاق در راه خدا — پس چنین کند»؛ ولی این سخن ضعیف است و هیچ دلیلی ندارد، نه از جهت لفظ جمله و نه از جهت سیاق آیات.
برخی دیگر گفتهاند: استثنا متصل است و در کلام، مضافی حذف شده است و تقدیر چنین است: «مگر کارِ کسی که بخواهد با ایمان و طاعتی که به آن فرامیخوانم، بهسوی پروردگارش راهی در پیش گیرد»؛ و در این بیان، پاسخ مثبتِ آنان به دعوتش، بهمنزلهٔ پاداشی برای خود پیامبر دانسته شده و شائبهٔ طمع بهکلی زدوده و خاطرِ آنان آسوده گردیده است. این وجه از نظر معنا به همان برمیگردد که ما پیشتر آوردیم، با این تفاوت که مضافی در تقدیر میگیرد، در حالی که در تقدیر گرفتن بر خلاف اصل است.
گروهی دیگر گفتهاند: استثنا با در تقدیر گرفتنِ مضاف، متصل است و تقدیر چنین است: «بر این رسالت مزدی از شما نمیخواهم، مگر پاداشِ کسی که بخواهد...»، یعنی مگر آن پاداشی که از ایمان آوردنِ او نصیب من میشود؛ زیرا راهنماییکننده به کار خیر مانند انجامدهندهٔ آن است. اشکال این سخن آن است که مقتضای چنین معنایی این بود که گفته شود: «إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا» (مگر کسی که راهی در پیش گرفته باشد)؛ بنابراین نیازی به پیوند زدنِ این راهپیمایی به خواست و مشیت آنان نبود، چرا که پاداش بر خودِ عمل مترتب میشود نه بر خواستنِ آن.