وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا
و بر آن زندهای توکل کن که هرگز نمیمیرد، و همراه با ستایش او تسبیح گوی؛ و همین بس که او به گناهان بندگانش کاملاً آگاه است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۷ و ۵۸ با هم
این آن چیزی است که به پیامبر (ص) مربوط میشود، یعنی تنها رساندن پیام، بدون چشمداشت به هیچ مزدی و بدون تحمیلِ همراه با اجبار بر آنان، یا انتقامگیری از ایشان با مجازات و عذاب؛ و اما آنچه فراتر از این است، به خدا واگذار است؛ پس باید آن را به او واگذارد و بر او توکل کند، چنانکه در آیهٔ بعد به آن اشاره فرموده است: « وَ تَوَكَّلْ عَلَي الْحَيِّ الَّذِي لاٰ يَمُوتُ » (و بر آن زندهای که هرگز نمیمیرد، توکل کن).
تفسیر آیههای ۵۸ و ۵۹ با هم
و از اینجا روشن میشود که آیهٔ بعد: « اَلَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ » (همان کسی که آسمانها و زمین را آفرید...)، متمم و کاملکنندهٔ این سخن است که: « وَ تَوَكَّلْ عَلَي الْحَيِّ الَّذِي لاٰ يَمُوتُ »؛ زیرا آن آیه متضمن توحید خدا در پادشاهی و فرمانرواییِ تکوینی اوست، همانطور که این فرموده: « وَ كَفيٰ بِهِ » متضمن علم و آگاهیِ اوست؛ و حقیقت و معنای وکالت و کارسازی، تنها با همراهی حیات، فرمانروایی و علم با یکدیگر کامل میگردد، که به آن اشاره خواهیم کرد.
تفسیر آیهٔ ۵۸ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۳۱ تا ۲۳۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/58/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ تَوَكَّلْ عَلَي الْحَيِّ الَّذِي لاٰ يَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفيٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبٰادِهِ خَبِيراً » (و بر آن زندهای که هرگز نمیمیرد توکل کن و به ستایش او تسبیح گوی، و او در آگاهی از گناهان بندگانش بسنده است). چون برای پیامبرش (ص) تثبیت کرد که در کارِ آنان هیچ نقشی جز رساندن پیام ندارد، و به او فرمان داد به آنان ابلاغ کند که در دعوتش هدفی جز پاسخ مثبت به آن ندارد و اینکه آنان در کار خود صاحباختیارند؛ اگر بخواهند ایمان میآورند و اگر بخواهند کفر میورزند، این سخن را با فرمان به پیامبر (ص) کامل ساخت که خدای متعال را در کار آنان وکیل خویش گرداند؛ چرا که او بر آنان و بر هر چیزی وکیل و نگهبان است و به گناهان بندگانش آگاه میباشد.
پس این فرموده که: « وَ تَوَكَّلْ عَلَي الْحَيِّ الَّذِي لاٰ يَمُوتُ »؛ یعنی او را در کار آنان وکیل و کارساز خود بگیر تا هر چه بخواهد دربارهشان حکم کند و هر چه اراده کند با آنان انجام دهد؛ زیرا او وکیل بر آنان و بر همهچیز است. و اینکه توکل بهجای پیوند خوردن با نام «الله»، به «زندهای که هرگز نمیمیرد» پیوند داده شده، برای رساندن علت حکم است؛ زیرا از زندهای که مرگ ندارد، هیچ چیزی فوت نمیشود و از دست نمیرود؛ از این رو اوست که سزاوار و معیّن است که وکیل باشد.
و این فرمودهٔ الهی: « وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ »؛ یعنی او را از ناتوانی، نادانی و هر آنچه شایستهٔ ساحت پاک و قدسیاش نیست منزه بدار، در حالی که این تنزیه همراه با ستایش او به نیکیها و کمالات باشد؛ زیرا اگر به آنان مهلت میدهد و با نعمتهایش آرامآرام به دام عقاب میکشاند، نه از سرِ ناتوانی چنین میکند و نه از سرِ بیخبری از گناهانشان؛ و اگر آنان را به سبب گناهانشان مؤاخذه و مجازات کند، به خاطر حکمتی است که چنین اقتضا کرده و به دلیل استحقاقی است که از سوی خودِ آنان پدید آمده است؛ پس او منزه و شایستهٔ ستایش است.
و فرمودهٔ الهی: « وَ كَفيٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبٰادِهِ خَبِيراً » برای دلالت بر توحید در فعل و صفتِ او آورده شده است؛ چرا که تنها اوست که وکیل و تدبیرکنندهٔ امور بندگانش میباشد، و او بهتنهایی به گناهانشان آگاه است و در میانشان داوری میکند، بیآنکه به کسی نیاز داشته باشد تا در علمش یا حکمش او را یاری رساند.