وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِۚ إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّـَٔاتِۚ ذَٰلِكَ ذِكۡرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ
و نماز را در دو طرف روز و ساعاتی از آغاز شب برپا دار؛ چراکه نیکیها بدیها را از میان میبرند؛ این هشداری است برای یادکنندگان.
تفسیر آیهٔ ۱۱۴ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۱، صفحهٔ ۵۸ تا ۶۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/114/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ أَقِمِ الصَّلاٰهَ طَرَفَيِ النَّهٰارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ » (و نماز را در دو سوی روز و بخشهایی از آغاز شب برپا دار؛ چراکه نیکیها، بدیها را از میان میبرند...) تا آخر آیه. دو سوی روز، همان بامداد و شامگاه است. «زُلَف» چنانکه گفتهاند، چه در لفظ و چه در معنا جمعِ «زُلْفىٰ» است، همانند «قُرَب» که جمعِ «قُرْبىٰ» است (به معنای نزدیکیها و بخشهای نزدیک). این کلمه وصفی است که جانشین موصوف خود (مانند ساعتها و همانند آن) شده است و در تقدیر چنین است: «و ساعتهایی از شب که به روز نزدیکتر است».
معنای آیه چنین است: نماز را در بامداد و شامگاه و در ساعتهایی از شب که به روز نزدیکتر است برپا دار. از میان نمازهای پنجگانهٔ شبانهروزی، چنانکه برخی گفتهاند، این عبارت بر نماز صبح و عصر (که نماز شامگاه است) و نیز مغرب و عشای واپسین (عشا) که وقتِ آن دو ساعاتی نزدیک از شب است تطبیق میکند؛ یا چنانکه دیگران گفتهاند، بر نماز صبح و مغرب که وقتشان دو سوی روز است، و نماز عشای واپسین که وقتش ساعاتی از آغاز شب است انطباق دارد. سخنان دیگری نیز در این باره گفته شده است.
اما از آنجا که این بحث فقهی است، آنچه در آن باید پیروی شود، بیانی است که از پیامبر (ص) و امامان اهلبیت او (ع) رسیده است، و این مطلب انشاءالله تعالی در بحث رواییِ آینده خواهد آمد.
فرمودهٔ خداوند: « إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ » (همانا نیکیها بدیها را از میان میبرند) علتِ فرمانِ « وَ أَقِمِ الصَّلاٰهَ » (و نماز را برپا دار) است و بیان میکند که نمازها نیکیهایی هستند که بر جان مؤمنان وارد میشوند و آثار گناهان را—که همان بدیهای عارض بر جان است—از میان میبرند. سخن در اینباره پیشتر در مبحث حَبط (از بین رفتن پاداش یا اثر عمل) در جلد دوم این کتاب گذشت.
و فرمودهٔ او: « ذٰلِكَ ذِكْريٰ لِلذّٰاكِرِينَ » (این یادآوری و پندی برای یادکنندگان است)؛ یعنی این حقیقتِ یادشده—که نیکیها بدیها را از بین میبرند—با وجود بلندمرتبگیاش، یادآوری و پندی است برای آن دسته از بندگانش که همواره به یاد خدای متعال آراستهاند.
بحث روایی
و در همان کتاب، از جریر از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: « أَقِمِ الصَّلاٰهَ طَرَفَيِ النَّهٰارِ » (نماز را در دو طرف روز برپا دار [هود: ۱۱۴])، و دو طرف آن، مغرب و بامداد (نماز صبح) است؛ « وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ » (و پاسی از شب)، و آن، نماز عشای واپسین است.
و در کتاب «التهذیب»، به سند خود از زراره از امام باقر (ع) در حدیثی دربارهٔ نمازهای پنجگانهٔ روزانه روایت شده است: و خدای متعال در این باره میفرماید: « أَقِمِ الصَّلاٰهَ طَرَفَيِ النَّهٰارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ » (نماز را در دو طرف روز و ساعاتی از شب برپا دار [هود: ۱۱۴])؛ و آن، نماز عشای واپسین است.
میگویم: این حدیث خالی از ظهور در این معنا نیست که «دو طرف روز» را به زمانِ پیش از ظهر و پس از ظهر تفسیر میکند، تا وقتهای نمازهای پنجگانه را در بر بگیرد.
و در کتاب «معانی الأخبار»، به سند خود از ابراهیم بن عمر، از کسی که برای او حدیث گفت، از امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خدای عزوجل: « إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ » (نیکیها بدیها را از میان میبرند [هود: ۱۱۴]) روایت شده است که فرمود: نماز شبِ مؤمن، گناهانی را که در روز انجام داده است، از بین میبرد.
میگویم: این حدیث در کتابهای «الکافی»، تفسیر عیاشی، «الأمالی» شیخ مفید و «الأمالی» شیخ طوسی نیز روایت شده است.
و در کتاب «مجمع البیان»، از واحدی به سند خود از حماد بن سلمه، از علی بن زید، از ابوعثمان روایت شده است که گفت: همراه سلمان زیر درختی بودم؛ او شاخهٔ خشکی از درخت را گرفت و تکان داد تا برگهایش فرو ریخت، سپس گفت:
ای ابوعثمان، آیا از من نمیپرسی چرا این کار را کردم؟ گفتم: چرا این کار را کردی؟ گفت: پیامبر خدا (ص) نیز چنین کردند و من همراه ایشان زیر درختی بودم؛ شاخهٔ خشکیدهای از آن را گرفتند و تکان دادند تا برگهایش فرو ریخت. سپس فرمودند: ای سلمان، آیا از من نمیپرسی چرا این کار را کردم؟ عرض کردم: چرا این کار را کردید؟ فرمودند: مسلمان هرگاه وضو بگیرد و وضوی نیکو بسازد، سپس نمازهای پنجگانه را به جا آورد، گناهانش فرو میریزد همانگونه که این برگها فرو ریختند. سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ أَقِمِ الصَّلٰاةَ» تا آخر آیه [هود: ۱۱۴].
میگویم: در کتاب «الدر المنثور» نیز این روایت از طَیالسی، احمد، دارِمی، ابن جریر، طبرانی، بَغَوی در معجم خود و ابن مَردویه—به سندی غیرمسلسل (بدون تکرار پیوستهٔ همان رفتار نمادین در تمام طبقات سند)—روایت شده است.
و در همان کتاب، از او به سندش از حارث، از علی بن ابیطالب (ع) روایت شده است که فرمود: با پیامبر خدا (ص) در مسجد بودیم و انتظار نماز را میکشیدیم. مردی برخاست و گفت: ای پیامبر خدا، من مرتکب گناهی شدهام. حضرت از او روی برگرداندند. هنگامی که پیامبر (ص) نماز را به پایان رساندند، آن مرد برخاست و سخن خود را تکرار کرد. پیامبر (ص) فرمودند: آیا همراه ما این نماز را نخواندی و برای آن نیکو طهارت نگرفتی (وضو نساختی)؟ گفت: آری. فرمودند: همانا این نماز کفارهٔ گناه توست.
میگویم: این روایت به راههای گوناگون و فراوانی از ابنمسعود، ابوامامه، معاذ بن جبل، ابنعباس، بُرَیده، واثلة بن اسقع، انس و دیگران نقل شده است، و در بازگویی ماجرا اندک اختلافی در واژگانِ نقلهای آنان دیده میشود؛ همچنین ترمذی و دیگران آن را از ابوالیسر روایت کردهاند و او همان صاحب داستان است.
و در تفسیر عیاشی، از ابوحمزهٔ ثمالی روایت شده است که گفت: از یکی از دو امام [باقر یا صادق](ع) شنیدم که میفرمود: همانا علی(ع) رو به مردم کرد و فرمود: «امیدبخشترین آیه در کتاب خدا نزد شما کدام است؟» برخی گفتند: « إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ » (همانا خداوند اینکه به او شرک آورده شود را نمیآمرزد و پایینتر از آن را برای هر که بخواهد میآمرزد؛ نساء: ۴۸). فرمود: «آیهٔ نیکی است، اما آن نیست.»
پس بعضی گفتند: « يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَليٰ أَنْفُسِهِمْ-لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّٰهِ » (ای بندگان من که بر خویشتن زیادهروی کردهاید، از رحمت خدا نومید نشوید؛ زمر: ۵۳). فرمود: «آیهٔ نیکی است، اما آن نیست.» و برخی گفتند: « وَ الَّذِينَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ-ذَكَرُوا اللّٰهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ » (و کسانی که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم کنند، خدا را یاد مینمایند و برای گناهانشان آمرزش میخواهند؛ آلعمران: ۱۳۵). فرمود: «آیهٔ نیکی است، اما آن نیست.»
راوی گفت: سپس مردم بازایستادند و دم فروبستند. پس [علی(ع)] فرمود: «ای گروه مسلمانان، شما را چه شده است؟» گفتند: «نه به خدا سوگند، چیزی در نظر نداریم.» فرمود: «از پیامبر خدا(ص) شنیدم که میفرمود: امیدبخشترین آیه در کتاب خدا این است: « وَ أَقِمِ الصَّلاٰهَ طَرَفَيِ النَّهٰارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ » (و نماز را در دو طرف روز و بخشهایی از شب برپا دار؛ هود: ۱۱۴) و همهٔ آیه را تلاوت فرمود؛ و گفت: ای علی، سوگند به آنکه مرا به حق بشارتبخش و هشداردهنده برانگیخت، همانا هر یک از شما هنگامی که برای وضو برمیخیزد، گناهان از اندامهایش فرو میریزد؛ و چون با چهره و دل خود [به سوی قبله] رو کند، از نمازش برنمیگردد مگر آنکه چیزی از گناهانش بر او نمیماند، درست همانند روزی که از مادرش زاده شد. پس اگر در میان دو نماز گناهی مرتکب شود، برای او همانند همان بخشایش پیشین خواهد بود؛ تا آنکه نمازهای پنجگانه را برشمرد.»
سپس فرمود: «ای علی، جز این نیست که جایگاه نمازهای پنجگانه برای امت من، همچون جویباری روان بر درِ خانهٔ یکی از شماست؛ پس چه گمان میبرید اگر بر تن یکی از شما چرک و آلودگی باشد و هر روز پنج بار در آن جویبار خود را بشوید؟ آیا بر تن او چرکی باقی میماند؟ به خدا سوگند نمازهای پنجگانه نیز برای امتم همینگونه است.»
میگویم: مَثَلِ یادشده در پایان این حدیث، از راههای اهلسنت نیز از شماری از صحابه مانند ابوهریره، انس، جابر و ابوسعید خُدری از آن حضرت(ص) روایت شده است.
و در همان کتاب [تفسیر عیاشی]، از ابراهیم کرخی روایت شده است که گفت: نزد امام صادق(ع) بودم که مردی از اهل مدینه بر ایشان وارد شد. امام صادق(ع) به او فرمود: «فلانی، از کجا میآیی؟» راوی گوید: آن مرد در پاسخ چیزی نگفت. پس امام صادق(ع) فرمود: «از اینسو و آنسو آمدهای! بنگر که روزت را با چه سپری میکنی؛ زیرا همراه تو فرشتهای گمارده شده است که آنچه را انجام میدهی، نگه میدارد و مینویسد. پس هیچ کار بدی را هرچند خرد و کوچک باشد ناچیز مشمار، چراکه روزی تو را اندوهگین خواهد ساخت؛ و هیچ کار نیکی را نیز کوچک نشمار، زیرا هیچ چیزی در طلب و جبرانْ نیرومندتر از نیکی نیست، تا آنجا که به گناه بزرگ و کهن میرسد و آن را محو میسازد و فرو میاندازد و پس از تو از میان میبَرد؛ و این همان سخن خداوند است: « إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ-ذٰلِكَ ذِكْريٰ لِلذّٰاكِرِينَ » (همانا نیکیها بدیها را از میان میبرند؛ این تذکری است برای یادکنندگان؛ هود: ۱۱۴).»
و در همان کتاب، از سماعة بن مهران روایت شده است که گفت: مردی از اهل جبال (منطقهٔ کوهستانی غرب ایران) از امام صادق(ع) دربارهٔ کسی پرسید که از راه کار برای حکومت [ستمگر] مالی به دست آورده است، و از آن صدقه میدهد، پیوندِ خویشاوندی به جا میآورد و حج میگزارد تا آنچه کسب کرده است بر او آمرزیده شود، و میگوید: «إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ» (نیکیها بدیها را از بین میبرند). پس امام صادق(ع) فرمود: «همانا گناه، گناه را جبران و پاک نمیکند، بلکه کار نیک است که گناه را میپوشاند و از میان برمیدارد.»
سپس امام صادق(ع) فرمود: «اگر مال حلال با حرامی درآمیزد و سراسر با هم مخلوط شوند، بهگونهای که حلال از حرام بازشناخته نشود، باکی نیست.»
و در کتاب «الدر المنثور»، احمد و طبرانی از ابوامامه روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا(ص) فرمود:
«ما من امرئ مسلم تحضره صلاه مكتوبه-فيقوم فيتوضأ فيحسن الوضوء-و يصلي فيحسن الصلاه إلا غفرت له-ما بينها و بين الصلاه التي كانت قبلها من ذنوبه»؛ هیچ فرد مسلمانی نیست که وقت نماز واجبی برایش فرا رسد، پس برخیزد و بهنیکی وضو بگیرد و بهشایستگی نماز بگزارد، مگر اینکه گناهانش در فاصلهٔ میان آن نماز و نماز پیش از آن آمرزیده شود.
میگویم: روایات در این باب بسیار است و هرکس بخواهد آنها را بهطور کامل پیگیری کند، باید به مجموعههای جامع حدیث مراجعه کند.