إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ
که بیتردید انسان در زیانکاری است،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲ و ۳ با هم
دلیل این امر آن است که کتاب خدا روشن میسازد انسان حیاتی همیشگی و جاودان دارد که با مرگ پایان نمیپذیرد، بلکه مرگ تنها انتقال از سرایی به سرایی دیگر است؛ همانطور که در تفسیر این سخن خدای متعال گذشت: «عَليٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثٰالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ فِي مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ» (واقعه: ۶۱؛ بر اینکه شما را دگرگون سازیم و همانندان شما را بیاوریم و شما را در آنچه نمیدانید پدید آوریم). و نیز قرآن روشن میسازد که بخشی از این زندگی—یعنی زندگی دنیا—حیاتی آزمایشی است که وضعیت بخش واپسین آن، یعنی زندگی جاودان آخرت، از جهت خوشبختی و بدبختی با آن رقم میخورد. خدای متعال میفرماید: «وَ مَا الْحَيٰاهُ الدُّنْيٰا فِي الْآخِرَهِ إِلاّٰ مَتٰاعٌ» (رعد: ۲۶؛ و زندگی دنیا در برابر آخرت جز بهرهای ناچیز نیست)، و میفرماید: «كُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَهُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَهً» (انبیاء: ۳۵؛ هر جانی چشندهٔ مرگ است و شما را با ناخوشایندیها و خوشایندیها بهخوبی میآزماییم).
همچنین قرآن تبیین میکند که مقدمه بودنِ این زندگی برای زندگی آخرت، تنها در گرو جلوههای آن، یعنی باور و عمل است؛ پس اعتقادِ حق و کار شایسته، ملاک خوشبختی اخروی است و کفر و نافرمانی، ملاک تیرهبختی در آنجا است. خدای متعال میفرماید: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسٰانِ إِلاّٰ مٰا سَعيٰ وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُريٰ ثُمَّ يُجْزٰاهُ الْجَزٰاءَ الْأَوْفيٰ» (و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده چیزی نیست، و اینکه تلاشش بهزودی دیده خواهد شد، سپس به کاملترین پاداش جزا داده میشود)، و میفرماید: «مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ» (روم: ۴۴؛ هر که کفر ورزد کفرش به زیان خود اوست، و هر که کار شایسته کند برای خود توشه و آسایش فراهم میسازد)، و میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسٰاءَ فَعَلَيْهٰا» (حمالسجده: ۴۶؛ هر که کار شایسته کند به سود خود اوست و هر که بدی کند به زیان خود اوست). خدای متعال در آیات فراوانی آنچه را انسان در آخرت روبهرویش میبیند «جزا» و «پاداش» نامیده است.
از همهٔ اینها روشن میشود که زندگی، سرمایهای برای انسان است که با آن مایهٔ زیستن در حیات آخرت خود را به دست میآورد؛ پس اگر در عقیده و عمل از حق پیروی کند، دادوستد او سودبخش بوده، به دستاوردش برکت داده شده و از بدی ایمن گشته است، در آیندهٔ خویش؛ اما اگر از باطل پیروی کند و از ایمان و کار شایسته روی بگرداند، بیگمان تجارتش زیان دیده و در فرجام خود از خیر محروم شده است؛ و این همان سخن خدای متعال است که میفرماید: « إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ » (بیگمان انسان در زیانکاری است، مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند).
ظاهر عبارت « وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ » (و کارهای شایسته کردند)، آراسته بودن به همهٔ اعمال صالح است؛ بنابراین، استثنای آیه شامل گنهکارانی از مؤمنان که برخی از کارهای شایسته را واگذاشتهاند نمیشود. لازمهٔ این مطلب آن است که «خُسر» (زیان) معنایی گسترده داشته باشد و هم زیان در همهٔ ابعاد زندگی را در بر بگیرد—مانند کافرِ ستیزهگر با حق که جاودانه در عذاب خواهد بود—و هم زیان در برخی ابعاد زندگی را شامل شود، مانند مؤمن گنهکاری که در آتش جاودان نمیماند و عذاب به سبب شفاعت و مانند آن از او برداشته و پایان مییابد.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۳ با هم
و در کتاب «الدر المنثور»، ابنمردویه از ابنعباس روایت کرده است که دربارهٔ فرمودهٔ خداوند: « وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِي خُسْرٍ » (سوگند به عصر، که بیتردید انسان در زیان است) گفت: منظور، ابوجهل بن هشام است؛ و دربارهٔ « إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ » (مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند) از علی و سلمان یاد کرد.
تفسیر آیهٔ ۲ سورهٔ عصر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۵۶ تا ۳۵۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/103/2/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِي خُسْرٍ » (بیگمان انسان در زیانکاری است). مراد از «انسان»، جنس و نوع انسان است؛ و واژههای «خُسر»، «خُسران»، «خَسار» و «خَسارت» به معنای کم شدن سرمایه است. راغب اصفهانی میگوید: این واژه به خودِ انسان نسبت داده میشود و میگویند:
«خَسِرَ فُلَانٌ» (فلانی زیان کرد)، و گاه به کار و معامله نسبت داده میشود و میگویند: «خَسِرَتْ تِجَارَتُهُ» (تجارتش زیان دید)؛ پایان سخن او. نکره آمدنِ « خُسْرٍ » برای نشان دادن بزرگی و اهمیت این زیان است، و احتمال هم دارد برای نوعبندی باشد؛ یعنی انسان در نوعی زیان است که با زیانهای مالی و اعتباری تفاوت دارد، چنانکه خدای متعال میفرماید: «الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ أَلاٰ ذٰلِكَ هُوَ الْخُسْرٰانُ الْمُبِينُ» (زمر: ۱۵؛ کسانی که در روز قیامت به خود و کسانشان زیان زدهاند؛ آگاه باشید که زیان آشکار همین است).