وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَيُطِيعُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ سَيَرۡحَمُهُمُ ٱللَّهُۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ
و مردان مؤمن و زنان مؤمن، اولیا و یاور یکدیگرند؛ به کار پسندیده فرمان میدهند و از کار ناپسند بازمیدارند و نماز برپا میدارند و زکات میپردازند و از خدا و پیامبرش فرمان میبرند. اینانند که خداوند بهزودی آنان را مشمول رحمت خود خواهد ساخت؛ چرا که خداوند شکستناپذیر و فرزانه است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۶۴ تا ۷۴ با هم
میگویم: آنچه آن مرحوم (طبرسی) از روایات گردآوری و گزینش کرده است، در کتابهای تفسیر روایی و مجموعههای حدیثی هر دو مذهب روایت شده است؛ البته روایات دیگری نیز وجود دارد که ایشان آنها را واگذاشته است و سزاوارتر هم همین بود که وانهاده شوند؛ ما نیز مانند او بیشترِ آنها را واگذاشتیم. ادامه در متن کامل
اما دیگر روایاتی که وارد شده است، تنها روایاتیاند دربردارنده داستانها و وقایع پراکندهای که حتی اگر درست و ثابت هم باشند، نهایتاً از داستانهای منافقان به شمار میآیند، بدون آنکه ارتباطی با این آیات داشته باشند؛ در حالی که این آیات، چنانکه در بیان پیشین دانستی، یازده آیهاند که به یکدیگر پیوستهاند و برای هدفی یگانه پیاپی آمدهاند. ادامه در متن کامل
این چکیدهای از آن چیزی است که از لابلای آیات نمایان میشود، و از میان روایات، در مجموع تنها با روایاتی سازگاری دارد که داستان عقبه را دربردارند، نه با دیگر روایات. ادامه در متن کامل
و هیچ توجیهی برای استناد به آن روایات در تفسیر آیات نیست، مگر بر پایه روش کسانی که روایات را بر اساس مضمونشان بر آیات حاکم میکنند، چه الفاظ آیات بر آن گواهی دهد و چه ندهد؛ گذشته از آنکه در خودِ این روایات نیز اختلافی فاحش وجود دارد که مایه بدگمانی به آنها میشود، چنانکه برای هر کس به آنها رجوع کند آشکار است. ادامه در متن کامل
افزون بر اینکه در این روایات اشکال و جای نقد دیگری نیز هست، و آن این است که ظاهرشان نشان میدهد آیات تکهتکه و از یکدیگر گسستهاند و هر بخشی به سببی دیگر نازل شده و هدف دیگری را پی میگیرد؛ در حالی که دانستی این آیات سیاقی یگانه و پیوسته دارند که شأن آن جز پیگرفتن هدفی واحد نیست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۷۱ سورهٔ توبه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۳۳۸ تا ۳۴۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/9/71/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ » (و مردان باایمان و زنان باایمان، یار و یاور یکدیگرند) تا پایان آیه. سپس خدای پاک و منزه در برابرِ توصیفی که از منافقان آورده بود، حال و روزِ همهٔ مؤمنان را توصیف کرد و فرمود: « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ »، تا با این بیان نشان دهد که مؤمنان با وجود پرشماری و پراکندگیشان از نظر تعداد و با داشتن جنسیت زن و مرد، هویتی یگانه و همبسته دارند که هیچ چنددستگی در آن نیست؛ و به همین سبب، هر یک از آنان سرپرستی کار دیگری را بر عهده میگیرد و آن را تدبیر میکند.
از همین رو بود که برخی از آنان برخی دیگر را به کار شایسته فرمان میدادند و از کار ناپسند بازمیداشتند؛ چراکه ولایت پارهای از افراد جامعه بر پارهای دیگر، ولایتی جاری در تمام اجزای جامعه است، و پرداختن به امر به معروف و نهی از منکر در میان خودشان نیز در قلمرو همین ولایت و سرپرستی قرار میگیرد.
سپس آنان را چنین توصیف فرمود: « وَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰهَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاهَ » (و نماز را برپا میدارند و زکات را میپردازند). و این دو، دو رکن استوار در شریعتاند؛ چراکه نماز رکنِ عبادتهاست که پیوند میان خدا و آفریدگان او هستند، و زکات در [بخشِ] معاملات و روابط مالی است که پیوند میان خودِ مردم به شمار میآید.
سپس آنان را با این سخن توصیف فرمود: « وَ يُطِيعُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ » (و از خدا و پیامبرش فرمان میبرند). پس در فرمانبرداری از خدا، تمام احکام شرعیِ الهی را گرد آورد، و در فرمانبرداری از پیامبرش، تمام احکام حکومتی و ولایی را که پیامبر در ادارهٔ کارهای امت و ساماندادن به شئون آنان صادر میکند جمع کرد؛ مانند فرمانهای ایشان در جنگها، و داوریهایشان در اختلافات و اجرای حدود و جز آن.
افزون بر این، فرمانبرداری از شریعتهای نازلشده از آسمان، از جهتی دیگر در پیروی از پیامبر نهفته است؛ چراکه پیامبر همان کسی است که حق را آشکارا برمیخواند و امر دعوت به اصول دین و فروع آن را به دوش میکشد.
و سخن پروردگار: « أُولٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّٰهُ » (آنان را بیگمان خدا مشمول رحمت خود خواهد ساخت)، خبری است از آنچه در قضای الهی مقدر شده، یعنی فراگیرشدن رحمت الهی برای این گروه که به صفات یادشده آراستهاند. این جمله در برابر مطلبی است که دربارهٔ منافقان بیان شد، آنجا که خدای متعال میفرماید: « نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِيَهُمْ » (خدا را از یاد بردند و او نیز آنان را فراموش کرد [و از رحمتش واگذاشت]). همچنین ظاهر عبارت نشان میدهد که سخن او: « إِنَّ اللّٰهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » (بیتردید خداوند شکستناپذیر و داناست)، دلیلی برای رحمتِ یادشده است؛ چراکه به سبب عزتش هیچ مانعی پیش روی رحمت او پدید نمیآید، و به جهت حکمتش هیچ تباهی، سستی یا گزافی در آن راه نخواهد یافت.
بحث روایی
و در تهذیب الأحکام به سند خود از صفوان بن مهران روایت شده است که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: زن مسلمانی نزد من میآید که مرا به شغلم (کرایهدادن مرکب) میشناسد، و من نیز او را به مسلمانیاش میشناسم و محرمی ندارد؛ آیا او را سوار کنم (به سفر ببرم)؟ فرمود:
«او را سوار کن؛ زیرا مرد مؤمن، محرم زن مؤمن است». سپس این آیه را تلاوت فرمود: « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ » (و مردان باایمان و زنان باایمان، اولیا و یاور یکدیگرند) [توبه: ۷۱].
میگویم: عیاشی نیز در تفسیر خود این روایت را از صفوان جمّال، از آن حضرت (ع) نقل کرده است.