سورهٔ ۸ · جلد ۹ المیزان

تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ انفال

أولئك هم المؤمنون حقا لهم درجت عند ربهم

سورهٔ ۸ · آیهٔ ۴

أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَمَغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ

اینان در حقیقت مؤمنان راستین‌اند؛ برای آنان نزد پروردگارشان درجاتی والا، آمرزش و روزی‌ای پرارزش و کریمانه خواهد بود؛

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « أُولٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجٰاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ » (آنان به‌راستی همان مؤمنانِ حقیقی‌اند، برای آنان نزد پروردگارشان درجاتی و آمرزشی و روزیِ باارزشی است). این فرموده، داوری و حکمی از سوی خدای متعال بر ثبوتِ حقیقیِ ایمان در وجود کسی است که به این صفات پنج‌گانهٔ یادشده آراسته باشد. از همین رو، پاداش ارزنده‌ای را که برایشان یاد کرده است، در عبارتِ « لَهُمْ دَرَجٰاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ » (تا پایان آیه) مطلق آورده است؛ پس این افراد از صفات کمال، ثواب ارزشمند و پاداش بزرگی برخوردارند که شایستهٔ هر مؤمن حقیقی است.

اما دربارهٔ سخن او که می‌فرماید: « لَهُمْ دَرَجٰاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ »، «مغفرت» همان گذشت و چشم‌پوشیِ الهی از گناهان ایشان است، و «رزق کریم» (روزیِ باارزش و گرامی) همان نعمت‌های بهشتی است که از آن روزی می‌خورند. خدای پاک و منزه در جاهای متعددی از کلام خود با تعبیر «رزق کریم»، بهشت و نعمت‌هایش را اراده کرده است؛ مانند سخن خدای متعال که می‌فرماید: « فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آيٰاتِنٰا مُعٰاجِزِينَ أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ الْجَحِيمِ» (حج: ۵۱) «پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برایشان آمرزش و روزیِ باارزشی است، و کسانی که در [ابطال] آیات ما تلاش کردند تا [ما را] ناتوان سازند، آنان اهل دوزخند» و جز آن.

بدین ترتیب آشکار می‌شود که مقصود از عبارتِ « لَهُمْ دَرَجٰاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ » (برای آنان نزد پروردگارشان درجاتی است)، مراتب قرب و منزلت و پایه‌های کرامت معنوی است؛ و واقعاً هم چنین است، زیرا آمرزش و بهشت بی‌تردید از آثار و شاخه‌های مراتبِ نزدیکی به خدای پاک و منزه است.

آنچه آیهٔ شریفه در اثبات درجات برای این مؤمنان در بر دارد، ثابت بودنِ همهٔ درجات برای مجموعهٔ آنان است، نه ثبوتِ همهٔ درجات برای تک‌تکِ ایشان؛ چرا که درجات از لوازم ایمان است و ایمان مراتبی گوناگون دارد، پس درجاتِ بخشیده‌شده در برابر آن نیز ناگزیر گوناگون خواهد بود. بنابراین از میان مؤمنان کسی هست که دارای یک درجه است، و از آنان کسی است که دو درجه دارد، و برخی به تناسب تفاوت مراتبشان در ایمان، دارای درجات متعددی هستند.

مؤید این مطلب سخن خدای متعال است که می‌فرماید: « يَرْفَعِ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ» (مجادله: ۱۱) «خدا کسانی از شما را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که دانش یافته‌اند، درجاتی بلندمرتبه می‌گرداند»، و نیز سخن خدای متعال: « أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَ اللّٰهِ كَمَنْ بٰاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللّٰهِ وَ مَأْوٰاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ، هُمْ دَرَجٰاتٌ عِنْدَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بَصِيرٌ بِمٰا يَعْمَلُونَ» (آل عمران: ۱۶۳) «آیا کسی که از خشنودیِ خدا پیروی کرده، همانند کسی است که خشم خدا را بر خود خریده و جایگاهش دوزخ است؟ و چه بد بازگشتگاهی است! آنان نزد خدا دارای درجاتی هستند و خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست».

با آنچه گذشت روشن می‌شود که تفسیر برخی مفسران که «درجات» در این آیه را به درجاتِ بهشت معنا کرده‌اند، چندان مناسب نیست؛ و همان‌طور که بیان شد، آنچه قطعی می‌نماید این است که مراد از آن، درجاتِ قرب است، هرچند هر دو ملازم یکدیگرند.

بحث روایی

و در همان کتاب، دربارهٔ سخن خدای متعال که می‌فرماید: « أُولٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا » (آنان همان مؤمنان راستین‌اند)، طبرانی از حارث بن مالک انصاری روایت کرده است که او از کنار پیامبر خدا (ص) گذشت، پس پیامبر به او فرمود: «ای حارث، چگونه صبح کردی؟» گفت: «به‌صورت مؤمنی راستین صبح کردم.» پیامبر فرمود: «بنگر چه می‌گویی؛ زیرا هر چیزی حقیقتی دارد، پس حقیقت ایمانت چیست؟» گفت: «جانم را از دنیا برکَندم و رویگردان ساختم، ازاین‌رو شبم را بیدار ماندم و روزم را تشنگی چشاندم؛ و گویی به اهل بهشت می‌نگرم که در آن به دیدار یکدیگر می‌روند، و گویی به دوزخیان می‌نگرم که در میان آتش شیون و زاری سر می‌دهند.» پیامبر فرمود:

«ای حارث، حقیقت را دریافتی پس بر آن پایدار باش»؛ و این سخن را سه بار فرمود.

می‌گویم: این حدیث از طریق‌های شیعه نیز با سندهای متعددی روایت شده است.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۲ تا ۴ با هم

خدای متعال می‌فرماید: « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذٰا ذُكِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » [انفال: ۲] تا پایان دو آیه. این دو آیه و آیهٔ پس از آن‌ها، بیانگر اموری است که مؤمنانِ به حقیقتِ ایمان با آن‌ها متمایز می‌شوند و به ویژگی‌های ارجمند و پاداش بزرگ اختصاص می‌یابند؛ و این ویژگی‌ها بیان شده است تا آنچه را در این سخن خدای متعال آمده تأکید و تثبیت کند:

و خدای متعال برای آنان پنج صفت یاد کرده که آن‌ها را از میان تمام صفاتشان ــ که در کلام خویش ذکر فرموده ــ برگزیده است؛ زیرا این پنج صفت با همهٔ پرشماریِ ویژگی‌های پسندیدهٔ مؤمنان، مستلزم همهٔ آن‌ها و ملازمِ حقِ ایمان است. این صفت‌ها به گونه‌ای است که اگر به آن‌ها توجه کنند و در آن‌ها بیندیشند، آماده‌ساختنِ جان بر تقوا، اصلاحِ روابطِ میانِ خویش، و اطاعت از خدا و پیامبرش را برایشان آسان می‌گرداند.

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ انفال، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۱۱ تا ۱۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/8/4/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی